طایفه بامَدی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''بامَدي'''، يا بااَمْدي (= بابا احمدي)، طايفهاي بزرگ از طوايف لر شيعه مذهب ايل بختياري<sup>*</sup>، پراكنده در ناحيهاي گسترده در دو استان چهارمحال و بختياري و خوزستان. بامدي از اتحاد طوايف دوركي باب و يكي از بابهاي چهارگانة هفت لنگ بختياري تشكي...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[طایفه بامَدی|بامَدی]]'''، یا بااَمْدی (= بابا احمدی)، طایفهای بزرگ از طوایف لر شیعه مذهب ایل بختیاری<sup>*</sup>، پراکنده در ناحیهای گسترده در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان. بامدی از اتحاد طوایف دورکی باب و یکی از بابهای چهارگانه هفت لنگ بختیاری تشکیل یافته است. | ||
طایفه بامدی به دو تیره بزرگ کشکی و سراج دین یا سراجالدین تقسیم میشد. برخی تیره درویش ادمی یا درویش ادینه را تیره دیگری از ان و برخی تَش یا واحدی از تیره سراج دین به شمار اوردهاند<ref>رخش خورشید، عزیز و دیگران، '''''بامدی طایفهای از بختیاری'''''، تهران، 1346، ص، یازده، 86، 88؛ نیز: خسروی، عبدالعلی، '''''فرهنگ بختیاری'''''، تهران، 1368، 1/85.</ref>. هر تیره به چند تَش (اتش: اجاق، دودمان) و هر تش به چند اولاد و هر اولاد به چند کُرُّبو (کُرْ و بو = پسر و پدر: خانوار) یا بُهُون (چادر) تقسیم میشده است<ref> Garthwaite, G.R., “The Bakhtiyäri Ilkhäni: an Illusion of Unity”, '''''International Journal of Middle East Studies''''', Cambridge, 1971. Vol. VIII, no. 2, P. 146;نیز نک: | |||
رخش خورشید،عزیز و دیگران، '''''بامدی طایفهای از بختیاری'''''، تهران، 1346، ص 90-91؛ خسروی، 1/73. </ref>. مرکز امار ایران در 1366ش در نمودار سازمان اجتماعی بزرگْ طایفه دورکی باب طایفه بامدی را متشکّل از 4 تش اورده است<ref> '''''سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش1، نتایج تفصیلی، ایل بختیاری'''''، مرکز امار ایران، تهران، 1369ش، ص 29.</ref>. | |||
هر اولاد از | هر یک از دو تیره بزرگ سراج دین و کشکی یک کلانتر مستقل داشت. کلانتران بامدی از دامداران عمده به شمار میرفتند و در قلمرو خود زمینهای بزرگ کشاورزی داشتند. با وجود امکانات بسیاری که کلانتران داشتند، از خوانین ایل مقرریهای جنسی یا نقدی سالیانه از محل گرداوری مالیاتها از مردم ایل، میگرفتند<ref>رخش خورشید، عزیز و دیگران، '''''بامدی طایفهای از بختیاری'''''، تهران، 1346، ص 110، 113-114.</ref>.هر اولاد از تشهای بامدی در گرمسیر و سردسیر به واحدهای کوچکتری به نام مال تقسیم میشد که یک واحد اقتصادی عینی ایل بود و نقش مهم تولیدی داشت. اعضای هر مال در جایی خاص از قلمرو جغرافیایی تیره و طایفه خود چادر میزد و دامهای مشترک خود را میچراند<ref>رخش خورشید، عزیز و دیگران، '''''بامدی طایفهای از بختیاری'''''، تهران، 1346 ، 92؛ نیزنک: صفینژاد، جواد، '''''عشایر مرکزی، ایران'''''، تهران، 1368، ص 118-119؛ کیاوند، عزیز، '''''حکومت، سیاست و عشایر'''''، تهران، 1368ش، ص 15.</ref>. | ||
طایفه بامدی در کوچهای سالانه خود دو بار از خط الرأس رشته کوههای زاگرس میگذشتند. در اوایل بهار از گرمسیر به سردسیر میرفتند. بخشی از بهار و تمام تابستان را در چراگاههای شمال و شمال خاوری زاگرس میگذراندند. از نیمه شهریور تا نیمه مهرماه چادرهایشان را جمع میکردند و به سوی گرمسیر میکوچیدند و پائیز و زمستان را در دامنههای جنوبی و جنوب باختری و باختر زردکوه در خوزستان میگذراندند<ref> رخش خورشید، عزیز و دیگران، '''''بامدی طایفهای از بختیاری'''''، تهران، 1346، ص 27، 33.</ref>. | |||
طایفه بامدی تا 1344ش نیمه چادرنشین بودند و معیشت انها بر یک اقتصاد تولیدی دو پایه، دامداری و کشاورزی استوار بود. امکانات دسترسی فراوان به اب در ناحیه سرحد سبب گرایش اولادها و تشهای بامدی به استقرار در این نواحی و دهنشین شدن انها شد<ref>رخش خورشید، عزیز و دیگران، '''''بامدی طایفهای از بختیاری'''''، تهران، 1346، ، ص 14، 47-63.</ref>. | |||
قدیمترین امارها، جمعیت بامدی را در 1328ق / 1910م 800 خانوار و در 1351ش / 1972م میان 500 تا 600 خانوار تخمین زدهاند<ref>Ehman, D’ Bahtiyaren – Persische Bergnomaden in Wandel der Zeit, '''''Wieshaden''''', 1975, P. 88.</ref>. سرشماری 1366ش از 536 خانوار (836/3 تن) کوچنده بامدی امار میدهد<ref>'''''سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1377ش)، نتایج تفصیلی کل کشور، مرکز امار ایران'''''، تهران، 1378ش، ص 13.</ref>. | |||
از | از دیرباز میان طایفههای هفت لنگ و چهار لنگ بختیاری اختلاف و جنگ و ستیز بوده است. نمونه ان دشمنی دیرپا میان دو طایفه بامدی دورکی طایفه بابادی هفت لنگ بوده است. این ستیزهجویی از اغاز سده 14 ش، که بامدیها از طایفه بیداروند (= بهداروند) بختیاری، رقیب و دشمن طایفه بابادی، حمایت میکردند، تا دهه 60 همین سده ادامه داشته است<ref>کوپر، م. س. '''''سفری به سرزمین دلاوران'''''، ترجمه امیرحسین ظفر ایلخان بختیاری، تهران، 1334ش، ص 34، 102؛ کریمی، اصغر، '''''سفر به دیار بختیاری'''''، تهران، 1368، ص 96.</ref>. | ||
تلخیص. علی بلوکباشی | |||
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ص 268-272 | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== ماخذ == | |||
== منبع اصلی == | |||
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
علی بلوکباشی | |||
تلخیص. علی بلوکباشی | |||
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ص 268-272 | |||
نسخهٔ ۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۶
بامَدی، یا بااَمْدی (= بابا احمدی)، طایفهای بزرگ از طوایف لر شیعه مذهب ایل بختیاری*، پراکنده در ناحیهای گسترده در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان. بامدی از اتحاد طوایف دورکی باب و یکی از بابهای چهارگانه هفت لنگ بختیاری تشکیل یافته است.
طایفه بامدی به دو تیره بزرگ کشکی و سراج دین یا سراجالدین تقسیم میشد. برخی تیره درویش ادمی یا درویش ادینه را تیره دیگری از ان و برخی تَش یا واحدی از تیره سراج دین به شمار اوردهاند[۱]. هر تیره به چند تَش (اتش: اجاق، دودمان) و هر تش به چند اولاد و هر اولاد به چند کُرُّبو (کُرْ و بو = پسر و پدر: خانوار) یا بُهُون (چادر) تقسیم میشده است[۲]. مرکز امار ایران در 1366ش در نمودار سازمان اجتماعی بزرگْ طایفه دورکی باب طایفه بامدی را متشکّل از 4 تش اورده است[۳].
هر یک از دو تیره بزرگ سراج دین و کشکی یک کلانتر مستقل داشت. کلانتران بامدی از دامداران عمده به شمار میرفتند و در قلمرو خود زمینهای بزرگ کشاورزی داشتند. با وجود امکانات بسیاری که کلانتران داشتند، از خوانین ایل مقرریهای جنسی یا نقدی سالیانه از محل گرداوری مالیاتها از مردم ایل، میگرفتند[۴].هر اولاد از تشهای بامدی در گرمسیر و سردسیر به واحدهای کوچکتری به نام مال تقسیم میشد که یک واحد اقتصادی عینی ایل بود و نقش مهم تولیدی داشت. اعضای هر مال در جایی خاص از قلمرو جغرافیایی تیره و طایفه خود چادر میزد و دامهای مشترک خود را میچراند[۵].
طایفه بامدی در کوچهای سالانه خود دو بار از خط الرأس رشته کوههای زاگرس میگذشتند. در اوایل بهار از گرمسیر به سردسیر میرفتند. بخشی از بهار و تمام تابستان را در چراگاههای شمال و شمال خاوری زاگرس میگذراندند. از نیمه شهریور تا نیمه مهرماه چادرهایشان را جمع میکردند و به سوی گرمسیر میکوچیدند و پائیز و زمستان را در دامنههای جنوبی و جنوب باختری و باختر زردکوه در خوزستان میگذراندند[۶].
طایفه بامدی تا 1344ش نیمه چادرنشین بودند و معیشت انها بر یک اقتصاد تولیدی دو پایه، دامداری و کشاورزی استوار بود. امکانات دسترسی فراوان به اب در ناحیه سرحد سبب گرایش اولادها و تشهای بامدی به استقرار در این نواحی و دهنشین شدن انها شد[۷].
قدیمترین امارها، جمعیت بامدی را در 1328ق / 1910م 800 خانوار و در 1351ش / 1972م میان 500 تا 600 خانوار تخمین زدهاند[۸]. سرشماری 1366ش از 536 خانوار (836/3 تن) کوچنده بامدی امار میدهد[۹].
از دیرباز میان طایفههای هفت لنگ و چهار لنگ بختیاری اختلاف و جنگ و ستیز بوده است. نمونه ان دشمنی دیرپا میان دو طایفه بامدی دورکی طایفه بابادی هفت لنگ بوده است. این ستیزهجویی از اغاز سده 14 ش، که بامدیها از طایفه بیداروند (= بهداروند) بختیاری، رقیب و دشمن طایفه بابادی، حمایت میکردند، تا دهه 60 همین سده ادامه داشته است[۱۰].
تلخیص. علی بلوکباشی
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ص 268-272
نیز نگاه کنید به
ماخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی
تلخیص. علی بلوکباشی
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ص 268-272
- ↑ رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفهای از بختیاری، تهران، 1346، ص، یازده، 86، 88؛ نیز: خسروی، عبدالعلی، فرهنگ بختیاری، تهران، 1368، 1/85.
- ↑ Garthwaite, G.R., “The Bakhtiyäri Ilkhäni: an Illusion of Unity”, International Journal of Middle East Studies, Cambridge, 1971. Vol. VIII, no. 2, P. 146;نیز نک: رخش خورشید،عزیز و دیگران، بامدی طایفهای از بختیاری، تهران، 1346، ص 90-91؛ خسروی، 1/73.
- ↑ سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش1، نتایج تفصیلی، ایل بختیاری، مرکز امار ایران، تهران، 1369ش، ص 29.
- ↑ رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفهای از بختیاری، تهران، 1346، ص 110، 113-114.
- ↑ رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفهای از بختیاری، تهران، 1346 ، 92؛ نیزنک: صفینژاد، جواد، عشایر مرکزی، ایران، تهران، 1368، ص 118-119؛ کیاوند، عزیز، حکومت، سیاست و عشایر، تهران، 1368ش، ص 15.
- ↑ رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفهای از بختیاری، تهران، 1346، ص 27، 33.
- ↑ رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفهای از بختیاری، تهران، 1346، ، ص 14، 47-63.
- ↑ Ehman, D’ Bahtiyaren – Persische Bergnomaden in Wandel der Zeit, Wieshaden, 1975, P. 88.
- ↑ سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1377ش)، نتایج تفصیلی کل کشور، مرکز امار ایران، تهران، 1378ش، ص 13.
- ↑ کوپر، م. س. سفری به سرزمین دلاوران، ترجمه امیرحسین ظفر ایلخان بختیاری، تهران، 1334ش، ص 34، 102؛ کریمی، اصغر، سفر به دیار بختیاری، تهران، 1368، ص 96.