فنا: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
# دگرگونی حالتِ روحی سالک است که در پی ترک کردنِ خواستها و سرکوبی هوا و هوسها و نفیِ خودپرستیها حاصل میشود؛ | # دگرگونی حالتِ روحی سالک است که در پی ترک کردنِ خواستها و سرکوبی هوا و هوسها و نفیِ خودپرستیها حاصل میشود؛ | ||
# بیخودی و بیخبریِ سالک است از ماسویالله، و این امر در اثر محو شدنِ سالک در حق و غرق شدنِ وی در معشوق به بار | # بیخودی و بیخبریِ سالک است از ماسویالله، و این امر در اثر محو شدنِ سالک در حق و غرق شدنِ وی در معشوق به بار میآید و در نهایت کار به جایی میکشد که حتی سالک از هستی خود بیخبر میماند و به تعبیر حافظ «خود در میان نمیبیند». | ||
فنا، که از آن به فناء فی الله نیز تعبیر میشود هدف نهاییِ سفر معنوی سالک و پایان سیرِ روحی اوست و همانند توحید دارای سه مرتبه است: | فنا، که از آن به فناء فی الله نیز تعبیر میشود هدف نهاییِ سفر معنوی سالک و پایان سیرِ روحی اوست و همانند توحید دارای سه مرتبه است: | ||
# فنای افعال در فعل [[حق]]: یعنی سالک باور دارد که کردارها، جمله آفریده [[حق]] و از [[حق]] است. چرا که کردار، فرعِ ذات است و ذات، آفریده خدا است. از این معنی به «مَحْو» یا توحید افعالی تعبیر میشود. | |||
# فنای صفات در صفات [[حق]]: یعنی سالک [[حق]] خلق را در صفات [[حق]] فانی ببیند، چرا که صفات نیز فرعِ ذات است. از این معنی به «طَمْس» یا توحید صفاتی تعبیر میشود. | |||
# فنای ذات در ذات [[حق]]: یعنی سالک ذات (وجود) خود را در وجود (ذات) [[حق]] فانی بیند، به هر چه مینگرد جز [[حق]] نبیند، یار را بیپرده از در و دیوار در تجلی بیند. از این معنی به «مَحْق» یا توحید ذاتی تعبیر میشود. | |||
فناءُ الفناء: مرحله کمال فنا آن است که سالک به جایی رسد که حتی از حالِ فنای خویشتن نیز بیخبر مانده و یکسره در مشاهده ذات [[حق]] محو گردد. بنا به باور صوفیه، از این فناست که بقا و دوام به بار میآید، یعنی سالک با رسیدن به فناء فی الله، بقاء بالله مییابد و ذات فردی او در ذات الهی باقی میماند و از سیر الی الله ـ که با اتّحاد و اتّصال به حق پایان میگیرد ـ به سیر فی الله میرسد، یعنی به سیر بیپایان در ذات بیکران و لایتناهی الهی. | |||
صوفیه از «فناء کلّی» به «سَوادُ الْوَْجْهِ فی الدّارَیْن» تعبیر میکنند و ان فناء کامل است در خدا بدان گونه که در ظاهر و باطن و در دنیا و آخرت از هستی سالک هیچ نمانَد. | |||
صوفیه از «فناء کلّی» به «سَوادُ الْوَْجْهِ فی الدّارَیْن» تعبیر میکنند و ان فناء کامل است در خدا بدان گونه که در ظاهر و باطن و در دنیا و | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
نسخهٔ ۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۰
فنا، در لغت به معنی نابودی و نابود شدن است و در اصطلاح اهل تصوّف و عرفان در دو معنا به کار میرود:
- دگرگونی حالتِ روحی سالک است که در پی ترک کردنِ خواستها و سرکوبی هوا و هوسها و نفیِ خودپرستیها حاصل میشود؛
- بیخودی و بیخبریِ سالک است از ماسویالله، و این امر در اثر محو شدنِ سالک در حق و غرق شدنِ وی در معشوق به بار میآید و در نهایت کار به جایی میکشد که حتی سالک از هستی خود بیخبر میماند و به تعبیر حافظ «خود در میان نمیبیند».
فنا، که از آن به فناء فی الله نیز تعبیر میشود هدف نهاییِ سفر معنوی سالک و پایان سیرِ روحی اوست و همانند توحید دارای سه مرتبه است:
- فنای افعال در فعل حق: یعنی سالک باور دارد که کردارها، جمله آفریده حق و از حق است. چرا که کردار، فرعِ ذات است و ذات، آفریده خدا است. از این معنی به «مَحْو» یا توحید افعالی تعبیر میشود.
- فنای صفات در صفات حق: یعنی سالک حق خلق را در صفات حق فانی ببیند، چرا که صفات نیز فرعِ ذات است. از این معنی به «طَمْس» یا توحید صفاتی تعبیر میشود.
- فنای ذات در ذات حق: یعنی سالک ذات (وجود) خود را در وجود (ذات) حق فانی بیند، به هر چه مینگرد جز حق نبیند، یار را بیپرده از در و دیوار در تجلی بیند. از این معنی به «مَحْق» یا توحید ذاتی تعبیر میشود.
فناءُ الفناء: مرحله کمال فنا آن است که سالک به جایی رسد که حتی از حالِ فنای خویشتن نیز بیخبر مانده و یکسره در مشاهده ذات حق محو گردد. بنا به باور صوفیه، از این فناست که بقا و دوام به بار میآید، یعنی سالک با رسیدن به فناء فی الله، بقاء بالله مییابد و ذات فردی او در ذات الهی باقی میماند و از سیر الی الله ـ که با اتّحاد و اتّصال به حق پایان میگیرد ـ به سیر فی الله میرسد، یعنی به سیر بیپایان در ذات بیکران و لایتناهی الهی.
صوفیه از «فناء کلّی» به «سَوادُ الْوَْجْهِ فی الدّارَیْن» تعبیر میکنند و ان فناء کامل است در خدا بدان گونه که در ظاهر و باطن و در دنیا و آخرت از هستی سالک هیچ نمانَد.
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر دادبه