پرش به محتوا

صبر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''[[صبر]]،''' در لغت به معنی شکیبایی است و در تصوف، پنجمین مقام از مقامات سلوک به شمار می‌اید. اهل تصوف عقیده دارند که صبر، لازمه فقر است و اگر طالب حق، در فقر و محنت و اساساً در سختی‌های سلوک، شکیبایی نورزد، ره به مشرب مقصود نتواند برد.  
'''[[صبر]]،''' در لغت به معنی شکیبایی است و در [[تصوف]]، پنجمین مقام از مقامات سلوک به شمار می‌آید. اهل [[تصوف]] عقیده دارند که صبر، لازمه [[فقر]] است و اگر طالب [[حق]]، در [[فقر]] و محنت و اساساً در سختی‌های سلوک، شکیبایی نورزد، ره به مشرب مقصود نتواند برد.  


'''صاحب اللمع'''<ref>سراج نیشابوری. چاپ نیکلسن، لیدن: 1914م، ص49.</ref> صبر را شامل سه مرحله می‌داند:  
'''صاحب اللمع'''<ref name=":0">سراج نیشابوری. '''''اللّمع فی التّصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص49.</ref> صبر را شامل سه مرحله می‌داند:  


'''الف) صبر متصبرّ:''' صبر کسی که گاه توان شکیبایی دارد، و گاه در برابر ناملایمات طاقتش طاق می‌شود و ناشکیبایی می‌ورزد.
# '''صبر متصبرّ:''' صبر کسی که گاه توان شکیبایی دارد، و گاه در برابر ناملایمات طاقتش طاق می‌شود و ناشکیبایی می‌ورزد.
# '''صبر صابر:''' صبر کسی که برای [[حق]] شکیبایی می‌ورزد و جزع نمی‌کند.
# '''صبر صبّار:''' صبر کسی که به مدد عنایت [[حق]]، برای حق شکیبایی می‌ورزد و این عنایت موجب می‌شود که بتواند در برابر تمام بلاها تحمل ورزد و ناتوان نگردد.  


'''ب) صبر صابر:''' صبر کسی که برای حق شکیبایی می‌ورزد و جزع نمی‌کند.
بدین ترتیب سالک، در کار صبر، به مرحله‌ای می‌رسد که در دشواری‌های سلوک و در فراز و نشیب‌های آن به هیچ وجه روی ترش نمی‌کند و جز به خدا شِکوَه نمی‌برد. چنین است که صبر را کیمیایی دانسته‌اند که مس وجود سالک را به زر بدل تواند کرد:<blockquote>صد هزاران کیمیا [[حق]] آفرید                          کیمیایی همچو صبر آدم ندید<ref>مولوی، '''''مثنوی''''' '''''معنوی'''''.</ref></blockquote>صابر، خود را به بلا عادت می‌دهد و خویشتن را با بلا قرین می‌سازد  از آمدن بلا نمی‌هراسد. حتی خود را به چشیدن تلخی‌ها و شکیبایی در برابر ناملایمات وا می‌دارد<ref>قطب‌الدین ابوالمظفر . '''''صوفی‌نامه'''''. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص71- 74.</ref>. اهمیت صبر تا بدانجاست که به استناد خبری، آن را نیمی از ایمان شمرده‌اند. طبق این خبر «ایمان دو نیمه است: نیمی صبر و نیمی شکر»<ref name=":0" /><ref>قطب‌الدین ابوالمظفر . '''''صوفی‌نامه'''''. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص.76.</ref>. سالک با صبر به نتایج مطلوب و موفقیت‌آمیزی در جهت وصول به [[حقیقت]] می‌رسد.<blockquote>این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد                          اجر صبری است کز ان شاخ نباتم دادند<ref>حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی؛ قاسم غنی، غزل 183، بیت. </ref></blockquote>متصوفین تقسیماتی برای صبر در نظر گرفته‌اند که برای اطلاع باید به کتاب‌های [[تصوف]] مراجعه کرد.
 
'''ج) صبر صبّار:''' صبر کسی که به مدد عنایت حق، برای حق شکیبایی می‌ورزد و این عنایت موجب می‌شود که بتواند در برابر تمام بلاها تحمل ورزد و ناتوان نگردد. بدین ترتیب سالک، در کار صبر، به مرحله‌ای می‌رسد که در دشواری‌های سلوک و در فراز و نشیب‌های ان به هیچ وجه روی ترش نمی‌کند و جز به خدا شِکوَه نمی‌برد. چنین است که صبر را کیمیایی دانسته‌اند که مس وجود سالک را به زر بدل تواند کرد:
 
صد هزاران کیمیا حق افرید                          کیمیایی همچو صبر ادم ندید<ref>مولوی، '''''مثنوی''''' '''''معنوی'''''.</ref>  
 
صابر، خود را به بلا عادت می‌دهد و خویشتن را با بلا قرین می‌سازد  از امدن بلا نمی‌هراسد. حتی خود را به چشیدن تلخی‌ها و شکیبایی در برابر ناملایمات وا می‌دارد<ref>قطب‌الدین ابوالمظفر.... . '''''صوفی‌نامه'''''. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص71- 74.</ref>. اهمیت صبر تا بدانجاست که به استناد خبری، ان را نیمی از ایمان شمرده‌اند. طبق این خبر «ایمان دو نیمه است: نیمی صبر و نیمی شکر»<ref>  همو، '''''همان'''''. ص76؛ سراج نیشابوری، '''''اللمع...''''' . ص49.</ref>. سالک با صبر به نتایج مطلوب و موفقیت‌امیزی در جهت وصول به حقیقت می‌رسد.
 
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد                          اجر صبری است کز ان شاخ نباتم دادند<ref>حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی؛ قاسم غنی، غزل 183، بیت. </ref>  
 
متصوفین تقسیماتی برای صبر در نظر گرفته‌اند که برای اطلاع باید به کتاب‌های تصوف مراجعه کرد.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


 
* [[تصوف]]<br />
* [[حقیقت]]


== ماخذ ==
== ماخذ ==
<references />
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه

نسخهٔ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۲۸

صبر، در لغت به معنی شکیبایی است و در تصوف، پنجمین مقام از مقامات سلوک به شمار می‌آید. اهل تصوف عقیده دارند که صبر، لازمه فقر است و اگر طالب حق، در فقر و محنت و اساساً در سختی‌های سلوک، شکیبایی نورزد، ره به مشرب مقصود نتواند برد.

صاحب اللمع[۱] صبر را شامل سه مرحله می‌داند:

  1. صبر متصبرّ: صبر کسی که گاه توان شکیبایی دارد، و گاه در برابر ناملایمات طاقتش طاق می‌شود و ناشکیبایی می‌ورزد.
  2. صبر صابر: صبر کسی که برای حق شکیبایی می‌ورزد و جزع نمی‌کند.
  3. صبر صبّار: صبر کسی که به مدد عنایت حق، برای حق شکیبایی می‌ورزد و این عنایت موجب می‌شود که بتواند در برابر تمام بلاها تحمل ورزد و ناتوان نگردد.

بدین ترتیب سالک، در کار صبر، به مرحله‌ای می‌رسد که در دشواری‌های سلوک و در فراز و نشیب‌های آن به هیچ وجه روی ترش نمی‌کند و جز به خدا شِکوَه نمی‌برد. چنین است که صبر را کیمیایی دانسته‌اند که مس وجود سالک را به زر بدل تواند کرد:

صد هزاران کیمیا حق آفرید                          کیمیایی همچو صبر آدم ندید[۲]

صابر، خود را به بلا عادت می‌دهد و خویشتن را با بلا قرین می‌سازد  از آمدن بلا نمی‌هراسد. حتی خود را به چشیدن تلخی‌ها و شکیبایی در برابر ناملایمات وا می‌دارد[۳]. اهمیت صبر تا بدانجاست که به استناد خبری، آن را نیمی از ایمان شمرده‌اند. طبق این خبر «ایمان دو نیمه است: نیمی صبر و نیمی شکر»[۱][۴]. سالک با صبر به نتایج مطلوب و موفقیت‌آمیزی در جهت وصول به حقیقت می‌رسد.

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد                          اجر صبری است کز ان شاخ نباتم دادند[۵]

متصوفین تقسیماتی برای صبر در نظر گرفته‌اند که برای اطلاع باید به کتاب‌های تصوف مراجعه کرد.

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ سراج نیشابوری. اللّمع فی التّصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص49.
  2. ↑ مولوی، مثنوی معنوی.
  3. ↑ قطب‌الدین ابوالمظفر . صوفی‌نامه. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص71- 74.
  4. ↑ قطب‌الدین ابوالمظفر . صوفی‌نامه. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص.76.
  5. ↑ حافظ. دیوان. به کوشش محمد قزوینی؛ قاسم غنی، غزل 183، بیت.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه