بنی کعب: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''بني كعب'''، نام يكي از عشاير بزرگ عربي زبان در خوزستان ايران و جنوب عراق. نسب آنها به كعب بن ربيعه و به عدنانيان ميرسد.<sup>1</sup> برخي نيز آنها را به كعب بن خفاجة بن عمرو بن عقيل نسبت دادهاند.<sup>2</sup> بني كعب پيش از ورود به عراق در ناحية حفرال...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[بنی کعب]]'''، نام یکی از عشایر بزرگ عربی زبان در خوزستان ایران و جنوب عراق. | ||
نسب | نسب انها به کعب بن ربیعه و به عدنانیان میرسد<ref> عزاوی، عباس. '''''عشائرالعراق'''''. بغداد: 1937-1956م، ج 4، ص 184. </ref>. برخی نیز انها را به کعب بن خفاجه بن عمرو بن عقیل نسبت دادهاند<ref> ابن حزم. '''''جهره انساب العرب'''''. به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره: 1382/1962م، ص 291؛ کسروی، احمد. '''''تاریخ پانصد ساله خوزستان'''''. تهران: 1362، ص 129.</ref>. | ||
بنی کعب پیش از ورود به عراق در ناحیه حفرالباطن میان حجاز و عراق ساکن بودند و بر اثر قحط و خشکسالی به العماره عراق کوچیدند. درباره تاریخ ورود کعبیان به خوزستان اقوال مختلفی بیان شده است: برخی کوچ انها را همزمان با سلطنت شاه عباس کبیر (996-1038ق) دانستهاند و برخی اغاز فرمانروایی صفویان را متقارن با کوچ کعبیان به ایران دانستهاند<ref>کسروی. همانجا، ص 130؛ دوبد، کلمنت اوگاستس. '''''سفرنامه لرستان و خوزستان'''''. ترجمه محمدحسین اریا، تهران: 1371، ص 318.</ref>. | |||
پس از مرگ | پس از مرگ پیشوای کعبیان، محمد بن ادریس، پسرش ناصر جای او را گرفت و نسب یکی از دو دودمان کعبیان به نام کعب اَلْبوناصر به او میرسد. دودمان دیگر به نام جدشان مرداو بن علی بن کاسب به کعب اَلْبوکاسب معروف شدند<ref> مانع، جابر جلیل. '''''مسیره الی قبائل الأهواز'''''. قم: 1372، ص 155، 243. </ref>. | ||
در زمان گسترش نفوذ | در زمان گسترش نفوذ شیخ خزعل بر خوزستان گروههایی از کعبیان که بین عراق و ایران امد و شد میکردند، وادار به اقامت دائم در ایران شدند که به کعب منان، کعب الحائی، کعب فرجالهی و کعب کرمالله معروفند<ref> ضرابی، منوچهر. «طوئف میان اب»، '''''فرهنگ ایران زمین'''''. ج 10، 1341، ص 394، 402-405. </ref>. | ||
از | از مهمترین عشیرههای بنی کعب نَصّار، ادریس و مِجَّدم (= مُقدم) را میتوان نام برد<ref> طرفی، حمید. «بنی کعب»، '''''ذخائر انقلاب'''''. ش 10 (بهار 1369)، ص 34. </ref>. بنی کعب هیچگاه کاملاً اسکان نیافته است همچنانکه کاملاً بادیهنشین هم نبودهاند. هر جا مالک زمین زراعی میشدند گندم و جو و برنج میکاشتند و دامداری میکردند. در امتداد ابراههها نخلستانهای متعدد داشتند و ماهیگیری نیز میکردند. گروههایی از انها نیز به تجارت پَر مرغهایی در منطقه هور و بافتن عباهایی معروف به دورقی اشتهار دارند<ref> فیلد، هنری. '''''مردمشناسی ایران'''''. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ص 227؛ نجمالدوله، عبدالغفار بن علی محمد. '''''سفرنامه خوزستان'''''. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1341، ص 119-120. </ref>. | ||
تلخیص از ؟؟؟ | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== ماخذ == | |||
== منبع اصلی == | |||
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
معصومه ابراهیمی | معصومه ابراهیمی | ||
نسخهٔ ۱۹ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۲۵
بنی کعب، نام یکی از عشایر بزرگ عربی زبان در خوزستان ایران و جنوب عراق.
نسب انها به کعب بن ربیعه و به عدنانیان میرسد[۱]. برخی نیز انها را به کعب بن خفاجه بن عمرو بن عقیل نسبت دادهاند[۲].
بنی کعب پیش از ورود به عراق در ناحیه حفرالباطن میان حجاز و عراق ساکن بودند و بر اثر قحط و خشکسالی به العماره عراق کوچیدند. درباره تاریخ ورود کعبیان به خوزستان اقوال مختلفی بیان شده است: برخی کوچ انها را همزمان با سلطنت شاه عباس کبیر (996-1038ق) دانستهاند و برخی اغاز فرمانروایی صفویان را متقارن با کوچ کعبیان به ایران دانستهاند[۳].
پس از مرگ پیشوای کعبیان، محمد بن ادریس، پسرش ناصر جای او را گرفت و نسب یکی از دو دودمان کعبیان به نام کعب اَلْبوناصر به او میرسد. دودمان دیگر به نام جدشان مرداو بن علی بن کاسب به کعب اَلْبوکاسب معروف شدند[۴].
در زمان گسترش نفوذ شیخ خزعل بر خوزستان گروههایی از کعبیان که بین عراق و ایران امد و شد میکردند، وادار به اقامت دائم در ایران شدند که به کعب منان، کعب الحائی، کعب فرجالهی و کعب کرمالله معروفند[۵].
از مهمترین عشیرههای بنی کعب نَصّار، ادریس و مِجَّدم (= مُقدم) را میتوان نام برد[۶]. بنی کعب هیچگاه کاملاً اسکان نیافته است همچنانکه کاملاً بادیهنشین هم نبودهاند. هر جا مالک زمین زراعی میشدند گندم و جو و برنج میکاشتند و دامداری میکردند. در امتداد ابراههها نخلستانهای متعدد داشتند و ماهیگیری نیز میکردند. گروههایی از انها نیز به تجارت پَر مرغهایی در منطقه هور و بافتن عباهایی معروف به دورقی اشتهار دارند[۷].
تلخیص از ؟؟؟
نیز نگاه کنید به
ماخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
معصومه ابراهیمی
- ↑ عزاوی، عباس. عشائرالعراق. بغداد: 1937-1956م، ج 4، ص 184.
- ↑ ابن حزم. جهره انساب العرب. به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره: 1382/1962م، ص 291؛ کسروی، احمد. تاریخ پانصد ساله خوزستان. تهران: 1362، ص 129.
- ↑ کسروی. همانجا، ص 130؛ دوبد، کلمنت اوگاستس. سفرنامه لرستان و خوزستان. ترجمه محمدحسین اریا، تهران: 1371، ص 318.
- ↑ مانع، جابر جلیل. مسیره الی قبائل الأهواز. قم: 1372، ص 155، 243.
- ↑ ضرابی، منوچهر. «طوئف میان اب»، فرهنگ ایران زمین. ج 10، 1341، ص 394، 402-405.
- ↑ طرفی، حمید. «بنی کعب»، ذخائر انقلاب. ش 10 (بهار 1369)، ص 34.
- ↑ فیلد، هنری. مردمشناسی ایران. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ص 227؛ نجمالدوله، عبدالغفار بن علی محمد. سفرنامه خوزستان. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1341، ص 119-120.