پرش به محتوا

اسماعیل صفوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''[[اسماعیل صفوی]]'''، مؤسس و نخستین پادشاه سلسله صفوی، فرزند شیخ حیدر از نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی (حك930-907ق / ؟ م).
'''[[اسماعیل صفوی]]'''، مؤسس و نخستین پادشاه سلسله صفوی، فرزند شیخ حیدر از نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی (حک930-907ق / ؟ م).


مادر شاه اسماعیل، مارتا مشهور به عالم شاه بیگم دختر اوزون حسن فرمانروای آق‌قوینلو و دسپینا خاتون همسر طرابوزانی او بود. از این‌رو جزء اعظم خون اسماعیل غیرتركی بود<ref>'''''در ایران'''''. ترجمه كیكاووس جهانداری، تهرانهینتس، والتر. '''''تشكیل دولت ملی''''' : 1362،خوارزمی، ص89.</ref>. اسماعیل، مادرش و دیگر فرزندان شیخ حیدر با كشته شدن پدر توسط یعقوب آق‌قوینلو، در قلعه استخر فارس زندانی شدند. چهار و نیم سال بعد او آزادی یافته راهی اردبیل و لاهیجان شد وبه همراه دویست نفر از مریدان در دربار كاركیا میرزا علی حكمران محلی گیلان پناه گرفت<ref>سیوری، راجر. '''''ایران عصر صفوی'''''. ترجمه كامبیز عزیزی، تهران: 1366، سحر، ص18.</ref>. اسماعیل سال‌ها در پرتو حمایت‌های كاركیا میرزا بود<ref>واله قزوینی‌اصفهانی. محمد‌یوسف. '''''خلد برین'''''. تصحیح محمدرضا نصیری، تهران: 1380، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص4.</ref>. برخی منابع از رفتن او به وان و قراباغ <ref>'''''سفرنامه‌های ونیزیان در ایران'''''. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، خوارزمی، ص307،245و404.</ref> وبرخی از آموزش‌های او در لاهیجان<ref>اسكندر بیك منشی‌تركمان. '''''تاریخ عالم آرای عباسی'''''. چاپ ایرج افشار، تهران: 1334، امیركبیر و كتابفروشی تایید اصفهان، ج1، ص25.</ref> و تلاش‌های كاركیا میرزا برای دور داشتن او از دست رستم میرزای قراقوینلو خبر داده‌اند. بر خلاف نظر كاركیامیرزا، اسماعیل بر این باور كه «از عالم بالا مأمورم و در این نهضت معذورم»<ref>عبدی بیکشیرازی (نویدی):  '''''تكمله الاخبار (تاریخ صفویه)'''''. تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: 1369، نشر نی، ص36.</ref>، به دیلمان، طارم و اردبیل رفت و از مریدان آسیای صغیر و شام دعوت كرد در 906ق / ؟ م با هفت هزار قزلباش ارزنجان و پس از آن، شیروان و باكو را فتح و در نبرد شرور نخجوان الوندبیك را شكست داد. در 907ق در تبریز بر تخت پادشاهی نشست <ref>مزاوی، میشل. '''''پیدایش دولت صفوی'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گستره، ص164.</ref> و تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام كرد. در 908ق عراق عجم و فارس را از سلطه مراد‌بیگ آق‌قوینلو خارج كرده، خاندان ذوالقدر را از حكومت دیاربكر و مشعشعیان را از خوزستان برانداخت، فارس و همدان را ضمیمه قلمرو خود كرد. در 913ق / ؟ م آلبوكرك پرتغالی‌ هرمز را اشغال و خراج‌گذار پرتغال كرده نفوذ استعمارگران را در دریاهای جنوب هموار ساخت<ref>والر، سیپیلاشوستر. '''''ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه‌های اروپاییان'''''. ترجمه غلامرضا ورهرام، امیركبیر، 1364، ص14.</ref>. ضعف تیموریان در خراسان موجب گستاخی ازبكان در حمله به آنجا شد كه در حمله شاه اسماعیل، شیبک خان ازبك در مرو شكست خورد (916ق) و پوست سر او را پر از كاه كرده به دربار عثمانی فرستاد و این چنین قلمرو صفویان تا آمودریا، (جیحون) گسترش یافت. شاه اسماعیل ظهیرالدین بابر را در فتح دوباره سمرقند یاری داد<ref>برای آگاهی بیشتر: '''''تاریخ ایران دوره صفویان، پژوهش دانشگاه كمبریج'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1380، خوارزمی.</ref>. اما پیروزی‌های او چندان دوام نیافت كه سلطان عثمانی، سلیم خان اول، علمای سنی را واداشت كه بر كفر شیعیان و جهاد با آنان فرمان دهد، نامه‌های توهین‌آمیز او به شاه اسماعیل و كشتار شیعیان طرفدار صفوی موجبات جنگ چالدران (رجب 920ق / اوت 1514م) را فراهم ساخت كه به دلیل عدم استفاده ایرانیان از سلاح‌گرم، توپ و تفنگ و اتكا به آئین جوانمردی مبنی بر استفاده از شمشیر و استفاده عثمانیان از توپ‌خانه موجب شكست ایرانیان شد كه برخی مورخان آن را «اقتضای چرخ فتنه‌گر» <ref>امیرمحمود بن خواندمیر. '''''ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی'''''. چاپ غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: بنیاد موقوفات دكتر محمود افشار، بی‌تا، ص160.</ref>دانسته‌اند. تبریز در اشغال عثمانیان درآمد، ازبكان به خراسان یورش آوردند و این‌گونه اروپاییان نیز از مهلكه و خطر حمله عثمانی در امان ماندند، پس از 10سال، شاه اسماعیل در 930ق درگذشت. تلاش‌های او برای اتحاد با اروپائیان علیه عثمانی عقیم ماند. و تهماسب به جای پدر بر تخت نشست. اروپائیان شاه اسماعیل را صوفی می‌خواندند و قزلباشان او را به سان معبود و خود را آماده قربانی شدن در راه او می‌دانستند.
مادر شاه اسماعیل، مارتا مشهور به عالم شاه بیگم دختر اوزون حسن فرمانروای آق‌قوینلو و دسپینا خاتون همسر طرابوزانی او بود. از این‌رو جزء اعظم خون اسماعیل غیرترکی بود<ref>'''''در ایران'''''. ترجمه كیكاووس جهانداری، تهرانهینتس، والتر. '''''تشكیل دولت ملی''''' : 1362،خوارزمی، ص89.</ref>. اسماعیل، مادرش و دیگر فرزندان شیخ حیدر با کشته شدن پدر توسط یعقوب آق‌قوینلو، در قلعه استخر فارس زندانی شدند. چهار و نیم سال بعد او آزادی یافته راهی اردبیل و لاهیجان شد وبه همراه دویست نفر از مریدان در دربار کارکیا میرزا علی حکمران محلی گیلان پناه گرفت<ref>سیوری، راجر. '''''ایران عصر صفوی'''''. ترجمه كامبیز عزیزی، تهران: 1366، سحر، ص18.</ref>. اسماعیل سال‌ها در پرتو حمایت‌های کارکیا میرزا بود<ref>واله قزوینی‌اصفهانی. محمد‌یوسف. '''''خلد برین'''''. تصحیح محمدرضا نصیری، تهران: 1380، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص4.</ref>. برخی منابع از رفتن او به وان و قراباغ <ref>'''''سفرنامه‌های ونیزیان در ایران'''''. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، خوارزمی، ص307،245و404.</ref> وبرخی از آموزش‌های او در لاهیجان<ref>اسكندر بیك منشی‌تركمان. '''''تاریخ عالم آرای عباسی'''''. چاپ ایرج افشار، تهران: 1334، امیركبیر و كتابفروشی تایید اصفهان، ج1، ص25.</ref> و تلاش‌های کارکیا میرزا برای دور داشتن او از دست رستم میرزای قراقوینلو خبر داده‌اند. بر خلاف نظر کارکیامیرزا، اسماعیل بر این باور که «از عالم بالا مأمورم و در این نهضت معذورم»<ref>عبدی بیکشیرازی (نویدی):  '''''تكمله الاخبار (تاریخ صفویه)'''''. تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: 1369، نشر نی، ص36.</ref>، به دیلمان، طارم و اردبیل رفت و از مریدان آسیای صغیر و شام دعوت کرد در 906ق / ؟ م با هفت هزار قزلباش ارزنجان و پس از آن، شیروان و باکو را فتح و در نبرد شرور نخجوان الوندبیک را شکست داد. در 907ق در تبریز بر تخت پادشاهی نشست <ref>مزاوی، میشل. '''''پیدایش دولت صفوی'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گستره، ص164.</ref> و تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام کرد. در 908ق عراق عجم و فارس را از سلطه مراد‌بیگ آق‌قوینلو خارج کرده، خاندان ذوالقدر را از حکومت دیاربکر و مشعشعیان را از خوزستان برانداخت، فارس و همدان را ضمیمه قلمرو خود کرد. در 913ق / ؟ م آلبوکرک پرتغالی‌ هرمز را اشغال و خراج‌گذار پرتغال کرده نفوذ استعمارگران را در دریاهای جنوب هموار ساخت<ref>والر، سیپیلاشوستر. '''''ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه‌های اروپاییان'''''. ترجمه غلامرضا ورهرام، امیركبیر، 1364، ص14.</ref>. ضعف تیموریان در خراسان موجب گستاخی ازبکان در حمله به آنجا شد که در حمله شاه اسماعیل، شیبک خان ازبک در مرو شکست خورد (916ق) و پوست سر او را پر از کاه کرده به دربار عثمانی فرستاد و این چنین قلمرو صفویان تا آمودریا، (جیحون) گسترش یافت. شاه اسماعیل ظهیرالدین بابر را در فتح دوباره سمرقند یاری داد<ref>برای آگاهی بیشتر: '''''تاریخ ایران دوره صفویان، پژوهش دانشگاه كمبریج'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1380، خوارزمی.</ref>. اما پیروزی‌های او چندان دوام نیافت که سلطان عثمانی، سلیم خان اول، علمای سنی را واداشت که بر کفر شیعیان و جهاد با آنان فرمان دهد، نامه‌های توهین‌آمیز او به شاه اسماعیل و کشتار شیعیان طرفدار صفوی موجبات جنگ چالدران (رجب 920ق / اوت 1514م) را فراهم ساخت که به دلیل عدم استفاده ایرانیان از سلاح‌گرم، توپ و تفنگ و اتکا به آئین جوانمردی مبنی بر استفاده از شمشیر و استفاده عثمانیان از توپ‌خانه موجب شکست ایرانیان شد که برخی مورخان آن را «اقتضای چرخ فتنه‌گر» <ref>امیرمحمود بن خواندمیر. '''''ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی'''''. چاپ غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: بنیاد موقوفات دكتر محمود افشار، بی‌تا، ص160.</ref>دانسته‌اند. تبریز در اشغال عثمانیان درآمد، ازبکان به خراسان یورش آوردند و این‌گونه اروپاییان نیز از مهلکه و خطر حمله عثمانی در امان ماندند، پس از 10سال، شاه اسماعیل در 930ق درگذشت. تلاش‌های او برای اتحاد با اروپائیان علیه عثمانی عقیم ماند. و تهماسب به جای پدر بر تخت نشست. اروپائیان شاه اسماعیل را صوفی می‌خواندند و قزلباشان او را به سان معبود و خود را آماده قربانی شدن در راه او می‌دانستند.





نسخهٔ ‏۲۲ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۵۰

اسماعیل صفوی، مؤسس و نخستین پادشاه سلسله صفوی، فرزند شیخ حیدر از نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی (حک930-907ق / ؟ م).

مادر شاه اسماعیل، مارتا مشهور به عالم شاه بیگم دختر اوزون حسن فرمانروای آق‌قوینلو و دسپینا خاتون همسر طرابوزانی او بود. از این‌رو جزء اعظم خون اسماعیل غیرترکی بود[۱]. اسماعیل، مادرش و دیگر فرزندان شیخ حیدر با کشته شدن پدر توسط یعقوب آق‌قوینلو، در قلعه استخر فارس زندانی شدند. چهار و نیم سال بعد او آزادی یافته راهی اردبیل و لاهیجان شد وبه همراه دویست نفر از مریدان در دربار کارکیا میرزا علی حکمران محلی گیلان پناه گرفت[۲]. اسماعیل سال‌ها در پرتو حمایت‌های کارکیا میرزا بود[۳]. برخی منابع از رفتن او به وان و قراباغ [۴] وبرخی از آموزش‌های او در لاهیجان[۵] و تلاش‌های کارکیا میرزا برای دور داشتن او از دست رستم میرزای قراقوینلو خبر داده‌اند. بر خلاف نظر کارکیامیرزا، اسماعیل بر این باور که «از عالم بالا مأمورم و در این نهضت معذورم»[۶]، به دیلمان، طارم و اردبیل رفت و از مریدان آسیای صغیر و شام دعوت کرد در 906ق / ؟ م با هفت هزار قزلباش ارزنجان و پس از آن، شیروان و باکو را فتح و در نبرد شرور نخجوان الوندبیک را شکست داد. در 907ق در تبریز بر تخت پادشاهی نشست [۷] و تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام کرد. در 908ق عراق عجم و فارس را از سلطه مراد‌بیگ آق‌قوینلو خارج کرده، خاندان ذوالقدر را از حکومت دیاربکر و مشعشعیان را از خوزستان برانداخت، فارس و همدان را ضمیمه قلمرو خود کرد. در 913ق / ؟ م آلبوکرک پرتغالی‌ هرمز را اشغال و خراج‌گذار پرتغال کرده نفوذ استعمارگران را در دریاهای جنوب هموار ساخت[۸]. ضعف تیموریان در خراسان موجب گستاخی ازبکان در حمله به آنجا شد که در حمله شاه اسماعیل، شیبک خان ازبک در مرو شکست خورد (916ق) و پوست سر او را پر از کاه کرده به دربار عثمانی فرستاد و این چنین قلمرو صفویان تا آمودریا، (جیحون) گسترش یافت. شاه اسماعیل ظهیرالدین بابر را در فتح دوباره سمرقند یاری داد[۹]. اما پیروزی‌های او چندان دوام نیافت که سلطان عثمانی، سلیم خان اول، علمای سنی را واداشت که بر کفر شیعیان و جهاد با آنان فرمان دهد، نامه‌های توهین‌آمیز او به شاه اسماعیل و کشتار شیعیان طرفدار صفوی موجبات جنگ چالدران (رجب 920ق / اوت 1514م) را فراهم ساخت که به دلیل عدم استفاده ایرانیان از سلاح‌گرم، توپ و تفنگ و اتکا به آئین جوانمردی مبنی بر استفاده از شمشیر و استفاده عثمانیان از توپ‌خانه موجب شکست ایرانیان شد که برخی مورخان آن را «اقتضای چرخ فتنه‌گر» [۱۰]دانسته‌اند. تبریز در اشغال عثمانیان درآمد، ازبکان به خراسان یورش آوردند و این‌گونه اروپاییان نیز از مهلکه و خطر حمله عثمانی در امان ماندند، پس از 10سال، شاه اسماعیل در 930ق درگذشت. تلاش‌های او برای اتحاد با اروپائیان علیه عثمانی عقیم ماند. و تهماسب به جای پدر بر تخت نشست. اروپائیان شاه اسماعیل را صوفی می‌خواندند و قزلباشان او را به سان معبود و خود را آماده قربانی شدن در راه او می‌دانستند.


نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

نویسنده مقاله

مهدی ابوالحسنی ترقی

  1. در ایران. ترجمه كیكاووس جهانداری، تهرانهینتس، والتر. تشكیل دولت ملی : 1362،خوارزمی، ص89.
  2. سیوری، راجر. ایران عصر صفوی. ترجمه كامبیز عزیزی، تهران: 1366، سحر، ص18.
  3. واله قزوینی‌اصفهانی. محمد‌یوسف. خلد برین. تصحیح محمدرضا نصیری، تهران: 1380، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص4.
  4. سفرنامه‌های ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، خوارزمی، ص307،245و404.
  5. اسكندر بیك منشی‌تركمان. تاریخ عالم آرای عباسی. چاپ ایرج افشار، تهران: 1334، امیركبیر و كتابفروشی تایید اصفهان، ج1، ص25.
  6. عبدی بیکشیرازی (نویدی):  تكمله الاخبار (تاریخ صفویه). تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: 1369، نشر نی، ص36.
  7. مزاوی، میشل. پیدایش دولت صفوی. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گستره، ص164.
  8. والر، سیپیلاشوستر. ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه‌های اروپاییان. ترجمه غلامرضا ورهرام، امیركبیر، 1364، ص14.
  9. برای آگاهی بیشتر: تاریخ ایران دوره صفویان، پژوهش دانشگاه كمبریج. ترجمه یعقوب آژند، تهران: 1380، خوارزمی.
  10. امیرمحمود بن خواندمیر. ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی. چاپ غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: بنیاد موقوفات دكتر محمود افشار، بی‌تا، ص160.