پرش به محتوا

عباس اقبال آشتیانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اقبال‌آشتياني، عباس''' (1277- 1334ش/ 1898- 1956م) ، مورخ، نويسنده، استاد دانشگاه، عضو پيوستة فرهنگستان و مجمع علمي عربي دمشق. عباس‌ اقبال فرزند محمدعلي در خانواده‌اي فقير و تنگدست در آشتيان زاده شد و با خانواده به تهران كوچ كرد. جواني را به كار درودگ...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اقبال‌آشتياني، عباس''' (1277- 1334ش/ 1898- 1956م) ، مورخ، نويسنده، استاد دانشگاه، عضو پيوستة فرهنگستان و مجمع علمي عربي دمشق.
'''اقبال‌آشتياني، عباس''' (1277- 1334ش/ 1898- 1956م) ، مورخ، نويسنده، استاد دانشگاه، عضو پيوستة فرهنگستان و مجمع علمي عربي دمشق.


عباس‌ اقبال فرزند محمدعلي در خانواده‌اي فقير و تنگدست در آشتيان زاده شد و با خانواده به تهران كوچ كرد. جواني را به كار درودگري، تحصيل در مكتب‌خانه‌ها و مدرسة «شركت گلستان» گذراند تا اين‌كه به مساعدت ابوالحسن فروغي<sup>*</sup> ضمن تحصيل در دارالفنون به كار در كتابخانة معارف پرداخت. پس از آن به تدريس تاريخ و جغرافيا در درالمعلمين مركزي، مدرسة سياسي و مدرسة نظام پرداخت.<sup>1</sup> با چهره‌هاي علمي – ادبي آن روزگار ـ مانند ملك‌الشعراء بهار، رشيد ياسمي و ... آشنايي يافت و در مجلة فروغ تربيت مقالاتي انتشار داد.<sup>2</sup> در 1304ش به عنوان منشي هيأت نظامي ايران به فرانسه رفت و با آشنايي علامه محمد قزويني براي اخذ ليسانس در دانشگاه سُرُبن [1]ادامة تحصيل داد. پس از بازگشت به تدريس تاريخ مفصل ايران و جغرافياي جهان پرداخت<sup>3</sup> و در 1313ش به عنوان نمايندة ايران در كنفرانس «طرز نگهداري موزه‌هاي صنايع و تاريخ» در مادريد[2] شركت كرد. از آن‌جا به پاريس رفت و رساله‌اي تأليف كرد كه شوراي دانشگاه تهران آن را به عنوان رسالة دكتري به تصويب رساند و از 1317 با سمت استادي و عضو پيوستة فرهنگستان ايران شروع به تدريس كرد.<sup>4</sup> او در همفكري با تني چند از فرهيختگان علمي ـ ادبي مجلة '''يادگار''' را انتشار داد (شهريور 1323- خرداد 1328)<sup>5</sup> و تا 21 بهمن 1334 كه در شهر رم وفات يافت ازسوي وزارت خارجه، رايزن فرهنگي در آنكارا، رم، برلين، پاريس، واتيكان و برخي پايتخت‌هاي عربي بود. جنازة او در جوار حضرت عبدالعظيم<sup>(ع)</sup>، كنار آرامگاه علامة قزويني به خاك سپردند.<sup>6</sup> عباس اقبال از بزرگ‌ترين، عميق‌ترين و جامع‌ترين مورخان معاصر ايران است كه در تاريخ‌نگاري<sup>*</sup> جديد ايرانيان سر منشاء تحولات چشمگير بود و بيش از 100 مقاله و 50 تأليف، تصحيح و ترجمه در تاريخ، جغرافيا، ادبيات و هنر از او بر جاي مانده است از آن ميان: تأليف: '''تاريخ مفصل ايران'''، '''تاريخ مغول'''، '''ميرزا تقي‌خان اميركبير'''، '''جغرافياي آسيا'''، '''آفريقا و اقيانوسيه'''؛ '''تصحيح كليات عبيد زاكاني'''، '''لغت فرس'''، '''سمط العلي للحضرة العليا'''، '''حدائق السحر في دقائق الشعر'''؛ ترجمة '''مأموريت ژنرال گاردان در ايران''' از آلفرد دوگاردان[3]، '''طبقات سلاطين اسلام'''، از استانلي لين‌پول[4]، '''سه سال در دربار ايران'''[5]، از فوريه و ... .<sup>7</sup>  
عباس‌ اقبال فرزند محمدعلي در خانواده‌اي فقير و تنگدست در آشتيان زاده شد و با خانواده به تهران كوچ كرد. جواني را به كار درودگري، تحصيل در مكتب‌خانه‌ها و مدرسة «شركت گلستان» گذراند تا اين‌كه به مساعدت ابوالحسن فروغي<sup>*</sup> ضمن تحصيل در دارالفنون به كار در كتابخانة معارف پرداخت. پس از آن به تدريس تاريخ و جغرافيا در درالمعلمين مركزي، مدرسة سياسي و مدرسة نظام پرداخت.<sup>1</sup> با چهره‌هاي علمي – ادبي آن روزگار ـ مانند [[ملک الشعرای بهار|ملک الشعراء بهار]]، رشيد ياسمي و ... آشنايي يافت و در مجلة فروغ تربيت مقالاتي انتشار داد.<sup>2</sup> در 1304ش به عنوان منشي هيأت نظامي ايران به فرانسه رفت و با آشنايي علامه محمد قزويني براي اخذ ليسانس در دانشگاه سُرُبن [1]ادامة تحصيل داد. پس از بازگشت به تدريس تاريخ مفصل ايران و جغرافياي جهان پرداخت<sup>3</sup> و در 1313ش به عنوان نمايندة ايران در كنفرانس «طرز نگهداري موزه‌هاي صنايع و تاريخ» در مادريد[2] شركت كرد. از آن‌جا به پاريس رفت و رساله‌اي تأليف كرد كه شوراي دانشگاه تهران آن را به عنوان رسالة دكتري به تصويب رساند و از 1317 با سمت استادي و عضو پيوستة فرهنگستان ايران شروع به تدريس كرد.<sup>4</sup> او در همفكري با تني چند از فرهيختگان علمي ـ ادبي مجلة '''يادگار''' را انتشار داد (شهريور 1323- خرداد 1328)<sup>5</sup> و تا 21 بهمن 1334 كه در شهر رم وفات يافت ازسوي وزارت خارجه، رايزن فرهنگي در آنكارا، رم، برلين، پاريس، واتيكان و برخي پايتخت‌هاي عربي بود. جنازة او در جوار حضرت عبدالعظيم<sup>(ع)</sup>، كنار آرامگاه علامة قزويني به خاك سپردند.<sup>6</sup> عباس اقبال از بزرگ‌ترين، عميق‌ترين و جامع‌ترين مورخان معاصر ايران است كه در تاريخ‌نگاري<sup>*</sup> جديد ايرانيان سر منشاء تحولات چشمگير بود و بيش از 100 مقاله و 50 تأليف، تصحيح و ترجمه در تاريخ، جغرافيا، ادبيات و هنر از او بر جاي مانده است از آن ميان: تأليف: '''تاريخ مفصل ايران'''، '''تاريخ مغول'''، '''ميرزا تقي‌خان اميركبير'''، '''جغرافياي آسيا'''، '''آفريقا و اقيانوسيه'''؛ '''تصحيح كليات عبيد زاكاني'''، '''لغت فرس'''، '''سمط العلي للحضرة العليا'''، '''حدائق السحر في دقائق الشعر'''؛ ترجمة '''مأموريت ژنرال گاردان در ايران''' از آلفرد دوگاردان[3]، '''طبقات سلاطين اسلام'''، از استانلي لين‌پول[4]، '''سه سال در دربار ايران'''[5]، از فوريه و ... .<sup>7</sup>  


مقالة «اقبال‌آشتياني»← / تلخيص‌ ازگروه تاريخ و باستان‌شناسي دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي
مقالة «اقبال‌آشتياني»← / تلخيص‌ ازگروه تاريخ و باستان‌شناسي دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۲۹

اقبال‌آشتياني، عباس (1277- 1334ش/ 1898- 1956م) ، مورخ، نويسنده، استاد دانشگاه، عضو پيوستة فرهنگستان و مجمع علمي عربي دمشق.

عباس‌ اقبال فرزند محمدعلي در خانواده‌اي فقير و تنگدست در آشتيان زاده شد و با خانواده به تهران كوچ كرد. جواني را به كار درودگري، تحصيل در مكتب‌خانه‌ها و مدرسة «شركت گلستان» گذراند تا اين‌كه به مساعدت ابوالحسن فروغي* ضمن تحصيل در دارالفنون به كار در كتابخانة معارف پرداخت. پس از آن به تدريس تاريخ و جغرافيا در درالمعلمين مركزي، مدرسة سياسي و مدرسة نظام پرداخت.1 با چهره‌هاي علمي – ادبي آن روزگار ـ مانند ملک الشعراء بهار، رشيد ياسمي و ... آشنايي يافت و در مجلة فروغ تربيت مقالاتي انتشار داد.2 در 1304ش به عنوان منشي هيأت نظامي ايران به فرانسه رفت و با آشنايي علامه محمد قزويني براي اخذ ليسانس در دانشگاه سُرُبن [1]ادامة تحصيل داد. پس از بازگشت به تدريس تاريخ مفصل ايران و جغرافياي جهان پرداخت3 و در 1313ش به عنوان نمايندة ايران در كنفرانس «طرز نگهداري موزه‌هاي صنايع و تاريخ» در مادريد[2] شركت كرد. از آن‌جا به پاريس رفت و رساله‌اي تأليف كرد كه شوراي دانشگاه تهران آن را به عنوان رسالة دكتري به تصويب رساند و از 1317 با سمت استادي و عضو پيوستة فرهنگستان ايران شروع به تدريس كرد.4 او در همفكري با تني چند از فرهيختگان علمي ـ ادبي مجلة يادگار را انتشار داد (شهريور 1323- خرداد 1328)5 و تا 21 بهمن 1334 كه در شهر رم وفات يافت ازسوي وزارت خارجه، رايزن فرهنگي در آنكارا، رم، برلين، پاريس، واتيكان و برخي پايتخت‌هاي عربي بود. جنازة او در جوار حضرت عبدالعظيم(ع)، كنار آرامگاه علامة قزويني به خاك سپردند.6 عباس اقبال از بزرگ‌ترين، عميق‌ترين و جامع‌ترين مورخان معاصر ايران است كه در تاريخ‌نگاري* جديد ايرانيان سر منشاء تحولات چشمگير بود و بيش از 100 مقاله و 50 تأليف، تصحيح و ترجمه در تاريخ، جغرافيا، ادبيات و هنر از او بر جاي مانده است از آن ميان: تأليف: تاريخ مفصل ايران، تاريخ مغول، ميرزا تقي‌خان اميركبير، جغرافياي آسيا، آفريقا و اقيانوسيه؛ تصحيح كليات عبيد زاكاني، لغت فرس، سمط العلي للحضرة العليا، حدائق السحر في دقائق الشعر؛ ترجمة مأموريت ژنرال گاردان در ايران از آلفرد دوگاردان[3]، طبقات سلاطين اسلام، از استانلي لين‌پول[4]، سه سال در دربار ايران[5]، از فوريه و ... .7

مقالة «اقبال‌آشتياني»← / تلخيص‌ ازگروه تاريخ و باستان‌شناسي دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي


مآخذ:

1.    نجم‌آبادي، محمود. «استادم عباس اقبال»، راهنماي كتاب. س9، ش7-10، 1355، ص602- 604.

2.    گلُبُن، محمد. بهار و ادب فارسي. تهران: فرانكلين و كتاب‌هاي جيبي، 1351، ج2، ص447.

3.    ميرانصاري، علي. اسنادي از مشاهير ادب معاصر ايران. تهران: سازمان اسناد ملي ايران، 1376، ج1، ص278- 279.

4.    افشار، ايرج. «عباس اقبال‌آشتياني»، سواد و بياض. تهران: كتابفروشي دهخدا، 1344، ص259.

5.    محيط طباطبايي، محمد، «مطبوعات و اقبال‌آشتياني»، راهنماي كتاب. س19، ش1-3، 1355، ص17-18.

6.    براي آگاهي بيشتر← دبيرسياقي، محمد. مجموعه مقالات عباس اقبال‌آشتياني. تهران: خيام، 1350، مقدمه.

7.    براي آگاهي بيشتر← دبيرسياقي، محمد. «اقبال‌آشتياني»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي، 1379، ج9، ص621.


محمد دبیر سیاقی


[1]. Sorbonne

[2]. Madrid

[3]. A, de Gardan

[4]. S. Lane Pool

[5]. Fūriye