غزنویان: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''غزنويان'''، نخستين سلسلة تركنژاد در ايران با مركزيت غزنه (در افغانستان كنوني) در سدههاي 4-6ق / 10-12م). نخستين نشانة برآمدن غزنويان به فرمانروائي، مربوط به اقدامات آلپتكين سپهسالار ترك پس از مرگ عبدالملك بن نوح ساماني(350ق / ؟ م) ميباشد كه غزنه...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''غزنويان'''، نخستين سلسلة تركنژاد در ايران با مركزيت غزنه (در افغانستان كنوني) در سدههاي 4-6ق / 10-12م). | '''غزنويان'''، نخستين سلسلة تركنژاد در ايران با مركزيت غزنه (در افغانستان كنوني) در سدههاي 4-6ق / 10-12م). | ||
نخستين نشانة برآمدن غزنويان به فرمانروائي، مربوط به اقدامات آلپتكين سپهسالار ترك پس از مرگ عبدالملك بن نوح ساماني(350ق / ؟ م) ميباشد كه غزنه را به تصرف درآورد و پس از او ابواسحاق، بلكاتكين، بوريتكين و سبكتكين قدرت و قلمرو غزنويان را گسترش دادند، و از زمان حكمروايي محمود پسر سبكتكين زمينههاي سقوط سامانيان و تسلط غزنويان بر خراسان فراهم شد.<sup>1</sup> | نخستين نشانة برآمدن غزنويان به فرمانروائي، مربوط به اقدامات آلپتكين سپهسالار ترك پس از مرگ عبدالملك بن نوح ساماني(350ق / ؟ م) ميباشد كه غزنه را به تصرف درآورد و پس از او ابواسحاق، بلكاتكين، بوريتكين و سبكتكين قدرت و قلمرو غزنويان را گسترش دادند، و از زمان حكمروايي محمود پسر سبكتكين زمينههاي سقوط [[سامانیان|سامانيان]] و تسلط غزنويان بر خراسان فراهم شد.<sup>1</sup> | ||
با تقسيم خراسان ميان محمود و ايكن نصرقراخاني(389ق / ؟ م)<sup>2</sup> و صدور منشور حكومت از سوي خليفه براي محمود حملات او به عنوان غزوه به هندوستان آغاز شد.<sup>3</sup> مولتان غرچستان، سيستان، شمال شرق نواحي داخلي ايران و غرب هند به قلمرو او ضميمه شد و در پي آن اسلام، فرهنگ ايراني و زبان فارسي در هند گسترش يافت. | با تقسيم خراسان ميان محمود و ايكن نصرقراخاني(389ق / ؟ م)<sup>2</sup> و صدور منشور حكومت از سوي خليفه براي محمود حملات او به عنوان غزوه به هندوستان آغاز شد.<sup>3</sup> مولتان غرچستان، سيستان، شمال شرق نواحي داخلي ايران و غرب هند به قلمرو او ضميمه شد و در پي آن اسلام، فرهنگ ايراني و زبان فارسي در هند گسترش يافت. | ||
نسخهٔ ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۳۵
غزنويان، نخستين سلسلة تركنژاد در ايران با مركزيت غزنه (در افغانستان كنوني) در سدههاي 4-6ق / 10-12م).
نخستين نشانة برآمدن غزنويان به فرمانروائي، مربوط به اقدامات آلپتكين سپهسالار ترك پس از مرگ عبدالملك بن نوح ساماني(350ق / ؟ م) ميباشد كه غزنه را به تصرف درآورد و پس از او ابواسحاق، بلكاتكين، بوريتكين و سبكتكين قدرت و قلمرو غزنويان را گسترش دادند، و از زمان حكمروايي محمود پسر سبكتكين زمينههاي سقوط سامانيان و تسلط غزنويان بر خراسان فراهم شد.1
با تقسيم خراسان ميان محمود و ايكن نصرقراخاني(389ق / ؟ م)2 و صدور منشور حكومت از سوي خليفه براي محمود حملات او به عنوان غزوه به هندوستان آغاز شد.3 مولتان غرچستان، سيستان، شمال شرق نواحي داخلي ايران و غرب هند به قلمرو او ضميمه شد و در پي آن اسلام، فرهنگ ايراني و زبان فارسي در هند گسترش يافت.
فوت محمود (421ق / ؟ م) باعث جدال ميان طرافداران پسرانش محمد (پديان يا محموديان) و مسعود (پسريان) شد4 كه به پيروزي مسعود و هلاك برخي از بدريان انجاميد.
او نيز اهداف پدر را در حمله به هند دنبال كرد. در حالي كه قلمرو او از جانب سلجوقيان در معرض خطر بو وي به هند و طبرستان لشگر ميكشيد و اين بيتوجهاي سرانجام منجر به شكست وي از سلجوقيان در دندانقان شد (430ق / ؟ م).5 وي توسط سپاهيان شورشي خود عزل و پس از مدتي به قتل رسيد.6 (432ق) و با مرگ وي دورة اول حكومت غزنويان به پايان رسيد. سپاهيان شورشي محمد برادرش را به سلطنت برگزيدند. اما مودود پسر مسعود بر محمد شوريد و پس از قتل وي خود به حكومت رسيد. پس از وي عبدالرشيد، فرخزاد، ابراهيم، مسعود، ارسلانشاه و خسروشاه تا زماني كه علاءالدين حسين غوري (جهانسوز) غزنه را متصرف شد (555ق / ؟ م) حكومت غزنويان را ادامه دادند.7 ادارة قلمرو گستردهاي كه بخش بزرگي از ايران تا هند را در بر ميگرفت نيازمند نظام ديوانسالاري قدرتمندي بود كه با پنج ديوان وزير، رسالت، اشراف، عرض و وكالت زير نظر وزير و صاحب ديوانها ماليه و ادارة عمومي مكاتبات اداري و سياسي سازماندهي وتجهيزات سپاهي، ارتباطات داخلي و نظامي جاسوسي و ادارة كاخ و املاك شاهي را عهدهدار بودند8 و بواسطة املاك خالصه، دارائيهاي خصوصي سلطان، ضبط دارائي مردگان، مصادرهها، خراج، هدايا، غنائم و مالياتهاي مرسوم و ماليات اضافي تأمين اعتبار ميشدند.9
فرمانروايي غزنويان مبتني بر تشكيلات نظامي. طرفداري متعصبانه از مذهب رسمي سنت به ويژه فرقة حنفيه و سركوبي ديگر مذاهب و جلب حمايت خليفه در ازاي انجام غزوات و ارسال هداياي جنگي بود.11
اما در عين حال آنان متأثر از فرهنگ ايراني بودند كه در زمان سامانيان گسترش يافته بود. سرايش شاهنامه فردوسي در همين زمان به انجام رسيد و عنصري بلخي اميرالشعراي دربار غزنويان، فرخيسيستاني، منوچهري دامغاني و تأثيرپذير از دورة سامانيان در اين دوره بودند. ابوريحان بيروني كه تحقيق ماللهند را در زمان حملة محمود به هند نوشت مورد توجه او بود.10
مآخذ:
1. منهاجالسراج، طبقات ناصري. چاپ عبدالحي حبيبي، تهران: 1363، انتشارات دنياي كتاب، چاپ اول، ج1، ص227-226.
2. عزالدين، علي بن الاثير. تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران. ترجمة عباس خليلي، چاپ دكتر مهيار خليلي، تهران: 1364، انتشارات علمي، ج15، ص261.
3. عتبي، ابونصر محمد بن عبدالجبار محمد بن عتبي. تاريخ يميني. ترجمة ابوشرف ناصح بن ظفر جرفادقاني، چاپ دكتر جعفر شعار، تهران: 1357، 2537، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص182.
4. گرديزي، ابوسعيد عبدالحي بن ضحاك. تاريخ گرديزي. چاپ عبدالحي حبيبي، تهران: 1363، انتشارات دنياي كتاب، ص424،425.
5. خواندمير، غياثالدين. حبيبالسير. تهران: 1343، خيام، ج2،ص392.
6. ابنخلدون. تاريخ ابن خلدون. ترجمة عبدالمحمد آيتي، تهران: 1366، مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ج3، ص522.
7. ميرخواند، محمدبن خواندشاه بلخي. روضةالصفا. چاپ دكتر عباس زرياب، تهران: 1373، انتشارات علمي، ج4،5،6، ص611.
8. پرويز، عباس. تاريخ ديالمه و غزنويان. تهران: 1336، مؤسسة مطبوعاتي علياكبر علمي، ص372-369.
9. باسورث، كليفورد ادموند. تاريخ غزنويان. ترجمة حسن انوشه، تهران: 2536، انتشارات اميركبير، چاپ اول، ص64.
10. خواجه ابوالفضل، محمد بن حسين بيهقي. تاريخ بيهقي. چاپ دكتر غني و دكتر فياض، تهران: 1324، چاپخانة بانك ملي ايران، چاپ اول، ص208.
11. باسورث، كليفورد ادموند. «دورة اول غزنويان» تاريخ ايران. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1363، انتشارات اميركبير، چاپ اول، ج4، ص159.
سیدحسن شجاعی دیو کلائی