پرش به محتوا

مسیحی، دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''مسيحي، دين'''، منسوب به حضرت عيسي كه خود را مسيح و منجي موعود خواند و پيروانش آن را پذيرفتند، و در تحولات بعدي، از مجموعة اعتقادي ايشان ديني جديد پديد آمد. وي كه در سال 30 م در ميان يهوديان فلسطين ظهور كرد، نگرشي تازه نسبت به احكام و شريعت يهود ا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''مسيحي، دين'''، منسوب به حضرت عيسي كه خود را مسيح و منجي موعود خواند و پيروانش آن را پذيرفتند، و در تحولات بعدي، از مجموعة اعتقادي ايشان ديني جديد پديد آمد. وي كه در سال 30 م در ميان يهوديان فلسطين ظهور كرد، نگرشي تازه نسبت به احكام و شريعت يهود اتخاذ كرد، بدون آنكه با اصلِ اين احكام و اعتقادات، مخالفتي داشته باشد.<sup>1</sup> از جمله اين كه ضمن پذيرش ''كتاب مقدس'' يهود، هر گونه قرباني و آدابِ مذهبي را مطرود دانست.<sup>2</sup> لذا نمي‌توان او را بنيادگزار ديني جديد دانست، بلكه فقط اصلاحاتي را كه خود لازم مي‌شمرد در دين اعمال كرد.<sup>3</sup>  
'''مسیحی، دین'''، منسوب به حضرت عیسی كه خود را مسیح و منجی موعود خواند و پیروانش آن را پذیرفتند، و در تحولات بعدی، از مجموعة اعتقادی ایشان دینی جدید پدید آمد. وی كه در سال 30 م در میان یهودیان فلسطین ظهور كرد، نگرشی تازه نسبت به احكام و شریعت یهود اتخاذ كرد، بدون آنكه با اصلِ این احكام و اعتقادات، مخالفتی داشته باشد.<sup>1</sup> از جمله این كه ضمن پذیرش ''كتاب مقدس'' یهود، هر گونه قربانی و آدابِ مذهبی را مطرود دانست.<sup>2</sup> لذا نمی‌توان او را بنیادگزار دینی جدید دانست، بلكه فقط اصلاحاتی را كه خود لازم می‌شمرد در دین اعمال كرد.<sup>3</sup>  


به اين ترتيب، مسيحيان نخستين، فرقه‌اي در درون جامعة يهودي محسوب مي‌شدند كه به مسيح بودن عيسي اعتقاد داشتند. پس از واقعة مصلوب شدن عيسي، حواريون او دست به تبليغ زدند و تعاليم عيسي را با عنوان بِشارت (انجيل) در ميان يهوديان تعليم دادند.<sup>4</sup> با ظهور پاولس پولس قديس[1]، مسيحيت، حياتِ تازه‌اي يافت. وي در ميان اقوام غير يهودي به تبليغ پرداخت و توانست بسياري از ايشان را به آئين جديد جذب كند.  
به این ترتیب، مسیحیان نخستین، فرقه‌ای در درون جامعة یهودی محسوب می‌شدند كه به مسیح بودن عیسی اعتقاد داشتند. پس از واقعة مصلوب شدن عیسی، حواریون او دست به تبلیغ زدند و تعالیم عیسی را با عنوان بِشارت (انجیل) در میان یهودیان تعلیم دادند.<sup>4</sup> با ظهور پاولس پولس قدیس[1]، مسیحیت، حیاتِ تازه‌ای یافت. وی در میان اقوام غیر یهودی به تبلیغ پرداخت و توانست بسیاری از ایشان را به آئین جدید جذب كند.  


پاولس اعتقاد و عمل به قوانين يهودي را به عنوان مقدمة پذيرش مسيحيت، نفي و مسيحيت را از صبغة يك فرقة يهودي خارج كرد و آئين جديد، ازين پس، تبديل به دين جديدي شد.  
پاولس اعتقاد و عمل به قوانین یهودی را به عنوان مقدمة پذیرش مسیحیت، نفی و مسیحیت را از صبغة یك فرقة یهودی خارج كرد و آئین جدید، ازین پس، تبدیل به دین جدیدی شد.  


تعاليم پاولس بر 2 محور اساسي قرار دارد: 1- اعتقاد به عيسي به عنوان خداي برخاسته از قبر؛ 2- و اعتقاد به اينكه نجات و رستگاري از طريق ايمان به عيسي (خداي مصلوب شده) حاصل مي‌شود نه از طريق اجراي احكام ديني.<sup>5</sup>  
تعالیم پاولس بر 2 محور اساسی قرار دارد: 1- اعتقاد به عیسی به عنوان خدای برخاسته از قبر؛ 2- و اعتقاد به اینكه نجات و رستگاری از طریق ایمان به عیسی (خدای مصلوب شده) حاصل می‌شود نه از طریق اجرای احكام دینی.<sup>5</sup>  


پس از آن بود كه مسيحيان براي توضيح اين مباني اعتقادي به دو طبيعت الهي و انساني در عيسي مسيح قائل شدند. اين آموزه و بخت‌هاي پيرامون آن، منجر به بروز اختلافاتي ميان متفكران مسيحي شد، به نحوي كه تشكيل شوراهايي در شهرهايي چون نيقيه، قسطنطنيه و خالكدون يا خَلْقيدُونه در آسياي صغير نيز نتوانست كمكي به رفع اختلافات كند.  
پس از آن بود كه مسیحیان برای توضیح این مبانی اعتقادی به دو طبیعت الهی و انسانی در [[عیسی (ع)|عیسی مسیح]] قائل شدند. این آموزه و بخت‌های پیرامون آن، منجر به بروز اختلافاتی میان متفكران مسیحی شد، به نحوی كه تشكیل شوراهایی در شهرهایی چون نیقیه، قسطنطنیه و خالكدون یا خَلْقیدُونه در آسیای صغیر نیز نتوانست كمكی به رفع اختلافات كند.  


به اين ترتيب، كليساهاي مسيحي به دو بخش غربي و شرقي، تقسيم شدند.<sup>6</sup> كليساهاي شرقي كه در اصول اعتقادي نظر مراجع ديني غربي را نپذيرفتند، از همان ابتدا به دو شاخة منوفيزيت (تك طبيعي، يا وحدت طبيعي) و نستوري تقسيم شدند. كليساي منوفيزيت كه بعداً به «يعقوبي» نيز اشتهار يافت، پيرو نظرية «وحدت طبيعت» بود، به اين معنا كه طبيعت الهي و انساني در عيسي مسيح وحدت دارد، اما كليساي نستوري با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» براي مريم عذرا و پذيرفتن دو طبيعت جداگانة الهي و انساني براي مسيح، الهياتي خاص به وجود آورد.<sup>7</sup>  
به این ترتیب، كلیساهای مسیحی به دو بخش غربی و شرقی، تقسیم شدند.<sup>6</sup> كلیساهای شرقی كه در اصول اعتقادی نظر مراجع دینی غربی را نپذیرفتند، از همان ابتدا به دو شاخة منوفیزیت (تك طبیعی، یا وحدت طبیعی) و نستوری تقسیم شدند. كلیسای منوفیزیت كه بعداً به «یعقوبی» نیز اشتهار یافت، پیرو نظریة «وحدت طبیعت» بود، به این معنا كه طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح وحدت دارد، اما كلیسای نستوری با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» برای مریم عذرا و پذیرفتن دو طبیعت جداگانة الهی و انسانی برای مسیح، الهیاتی خاص به وجود آورد.<sup>7</sup>  


در حوزة فرهنگي ايراني دو قوم به مسيحيت گراييدند: آسوريان<sup>*</sup> (سرياني زبان) و ارمنيان<sup>*</sup>. سريانيان مسيحي كه در زمان اشكانيان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان ساسانيان غالباً مورد تعرض دستگاه حاكمه قرار گرفتند، تا اين كه اعتقاد نستوري را پذيرفتند و به آرامشي نسبي دست يافتند. با ورود اسلام به ايران و در دوران خلفاي راشدين تا زمان بني اميه، مسيحيان سرياني ايران با پرداخت جزيه و خراج، از امنيت و آسايش كلي برخوردار بودند و به اجراي آئين‌هاي ديني خود مي‌پرداختند.<sup>8</sup> نستوريان (← آسوريان) جامعة مستقلي داشتند و ادارة امور داخلي آن بر عهدة جاثليق يا خليفة مورد تأييد آنها بود.<sup>9</sup> در دورة عباسيان، مسيحيان در دستگاه خلافت نفوذ فراواني يافتند و در فعاليت‌هاي علمي همچون ترجمة آثار فلسفي، پزشكي و علمي يوناني، مؤثر بودند.<sup>10</sup> در دوران مغول و پس از آن سريانيان با مصائب و سيه‌روزي‌ها و نيز با شادكامي‌هاي ساير ايرانيان شريك بودند.  
در حوزة فرهنگی ایرانی دو قوم به مسیحیت گراییدند: آسوریان<sup>*</sup> (سریانی زبان) و ارمنیان<sup>*</sup>. سریانیان مسیحی كه در زمان اشكانیان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان ساسانیان غالباً مورد تعرض دستگاه حاكمه قرار گرفتند، تا این كه اعتقاد نستوری را پذیرفتند و به آرامشی نسبی دست یافتند. با ورود اسلام به ایران و در دوران خلفای راشدین تا زمان بنی امیه، مسیحیان سریانی ایران با پرداخت جزیه و خراج، از امنیت و آسایش كلی برخوردار بودند و به اجرای آئین‌های دینی خود می‌پرداختند.<sup>8</sup> نستوریان (← آسوریان) جامعة مستقلی داشتند و ادارة امور داخلی آن بر عهدة جاثلیق یا خلیفة مورد تأیید آنها بود.<sup>9</sup> در دورة عباسیان، مسیحیان در دستگاه خلافت نفوذ فراوانی یافتند و در فعالیت‌های علمی همچون ترجمة آثار فلسفی، پزشكی و علمی یونانی، مؤثر بودند.<sup>10</sup> در دوران مغول و پس از آن سریانیان با مصائب و سیه‌روزی‌ها و نیز با شادكامی‌های سایر ایرانیان شریك بودند.  


در هنگام سلطنت قاجاريه، نستوريان ايران كه عمدتاً در منطقة سلماس و اورميه سكني داشتند، از شرايط نامساعد اقتصادي و فرهنگي و پرداخت ماليات سنگين رنج مي‌بردند و به ناچار شماري از ايشان به روسيه كوچ كردند.<sup>11</sup> در اواخر قرن 19 م مبلغين پروتستان آمريكايي و انگليسي و كاتوليك‌هاي رمي به تبليغ در بين جامعة آسوري ايران پرداختند و آنها را ترغيب به تأسيس مراكز فرهنگي و بيمارستان و انتشار كتب و جرايد، كردند.<sup>12</sup> اين اقدامات سبب جذب برخي از ايشان به آئين‌هاي پروتستان و كاتوليك شد. از آن پس گروهي كه كاتوليك شده بودند خود را كلداني خواندند. امروزه آسوريان ايران، در مجلس شوراي اسلامي ايران، داراي نماينده هستند.  
در هنگام سلطنت قاجاریه، نستوریان ایران كه عمدتاً در منطقة سلماس و اورمیه سكنی داشتند، از شرایط نامساعد اقتصادی و فرهنگی و پرداخت مالیات سنگین رنج می‌بردند و به ناچار شماری از ایشان به روسیه كوچ كردند.<sup>11</sup> در اواخر قرن 19 م مبلغین پروتستان آمریكایی و انگلیسی و كاتولیك‌های رمی به تبلیغ در بین جامعة آسوری ایران پرداختند و آنها را ترغیب به تأسیس مراكز فرهنگی و بیمارستان و انتشار كتب و جراید، كردند.<sup>12</sup> این اقدامات سبب جذب برخی از ایشان به آئین‌های پروتستان و كاتولیك شد. از آن پس گروهی كه كاتولیك شده بودند خود را كلدانی خواندند. امروزه آسوریان ایران، در مجلس شورای اسلامی ایران، دارای نماینده هستند.  


گروه ديگر مسيحيان ايراني ارمنيانند، قومي كه از زمان هخامنشيان به مجموعة ايران پيوستگي يافت. امنيت و آسايش ارمنيان كه از اوايل قرن 4 م به مسيحيت گراييدند، همواره تحت تأثير روابط شاهان ايران با روم، در نوسان بود. با ظهور اسلام، ارمني‌ها تا دورة حكومت عباسيان به دولت مركزي جزيه مي‌پرداختند<sup>13</sup> و در اجراي آئين‌هاي ديني خود آزاد بودند. در دورة صفويان، به ويژه در زمان شاه عباس اول كه گروه بزرگي از ايشان از ارمنستان به اصفهان كوچ داده شدند، از امتيازات ويژه‌اي برخوردار شدند و زمينه‌هاي رشد اقتصادي برايشان فراهم گرديد.  
گروه دیگر مسیحیان ایرانی ارمنیانند، قومی كه از زمان هخامنشیان به مجموعة ایران پیوستگی یافت. امنیت و آسایش ارمنیان كه از اوایل قرن 4 م به مسیحیت گراییدند، همواره تحت تأثیر روابط شاهان ایران با روم، در نوسان بود. با ظهور اسلام، ارمنی‌ها تا دورة حكومت عباسیان به دولت مركزی جزیه می‌پرداختند<sup>13</sup> و در اجرای آئین‌های دینی خود آزاد بودند. در دورة صفویان، به ویژه در زمان شاه عباس اول كه گروه بزرگی از ایشان از ارمنستان به اصفهان كوچ داده شدند، از امتیازات ویژه‌ای برخوردار شدند و زمینه‌های رشد اقتصادی برایشان فراهم گردید.  


در دوران قاجاريه، به سبب نابساماني‌هاي بسيار اجتماعي، شماري از ارمنيان جلفاي اصفهان به هندوستان و انگلستان مهاجرت كردند.<sup>14</sup> با اين همه، هنوز جمعيت‌هايي از آنان در تهران، آذربايجان، گيلان، اصفهان و شيراز اقامت دارند.<sup>15</sup>
در دوران قاجاریه، به سبب نابسامانی‌های بسیار اجتماعی، شماری از ارمنیان جلفای اصفهان به هندوستان و انگلستان مهاجرت كردند.<sup>14</sup> با این همه، هنوز جمعیت‌هایی از آنان در تهران، آذربایجان، گیلان، اصفهان و شیراز اقامت دارند.<sup>15</sup>


بنا بر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ارمنيان از حقوق اجتماعي و آزادي اجراي مراسم ديني برخوردارند و در مجلس شوراي اسلامي، ارمنيان جنوب و شمال هر يك داراي يك نماينده‌اند.  
بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ارمنیان از حقوق اجتماعی و آزادی اجرای مراسم دینی برخوردارند و در مجلس شورای اسلامی، ارمنیان جنوب و شمال هر یك دارای یك نماینده‌اند.  




'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1-   '''''كتاب مقدس، انجيل متي'''''. 5/18.  
1-   '''''كتاب مقدس، انجیل متی'''''. 5/18.  


2-   '''''مباني مسيحيت'''''. تأليف: آكادمي علوم اتحاد شوروي، ترجمه از روسي به فرانسه: ل. پياتي گورسكي، از فرانسه به فارسي: اسدالله مبشري، تهران: 1369، ص 98.  
2-   '''''مبانی مسیحیت'''''. تألیف: آكادمی علوم اتحاد شوروی، ترجمه از روسی به فرانسه: ل. پیاتی گورسكی، از فرانسه به فارسی: اسدالله مبشری، تهران: 1369، ص 98.  


3-   Bultmann, Rudolf: '''''Primitive Christianity''''', Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.
3-   Bultmann, Rudolf: '''''Primitive Christianity''''', Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.


4-   كاكس، هاروي.'''''مسيحيت'''''. ترجمة عبدالرحيم سليماني اردستاني، قم، 1378، ص 43.  
4-   كاكس، هاروی.'''''مسیحیت'''''. ترجمة عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 43.  


5-   '''''همان'''''. ص 47-52.
5-   '''''همان'''''. ص 47-52.


6-   ميشل، توماس. '''''كلام مسيحي'''''. ترجمة حسين توفيقي، قم: 1377، ص 101-106.  
6-   میشل، توماس. '''''كلام مسیحی'''''. ترجمة حسین توفیقی، قم: 1377، ص 101-106.  


7-   Morony, M. G., '''''Iraq After The Muslim Conquest''''', Princeton, 1984, P. 357.
7-   Morony, M. G., '''''Iraq After The Muslim Conquest''''', Princeton, 1984, P. 357.
خط ۴۴: خط ۴۴:
10- Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". '''''Combridge History of Iran''''', Combridge University Press, 1968, P. 415.
10- Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". '''''Combridge History of Iran''''', Combridge University Press, 1968, P. 415.


11- سرنا، كارلا. '''''آدم‌ها و آئين‌ها در ايران'''''. ترجمة ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183.  
11- سرنا، كارلا. '''''آدم‌ها و آئین‌ها در ایران'''''. ترجمة ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183.  


12- Water Field, R. E., '''''Christians in Persia''''', London, 1973, P. 102-111.
12- Water Field, R. E., '''''Christians in Persia''''', London, 1973, P. 102-111.


13- بلاذري، احمد. '''''فتوح البلدان'''''. به كوشش عبدالله انيس طباع، بيروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.
13- بلاذری، احمد. '''''فتوح البلدان'''''. به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.


14- فلاندن، اوژن. '''''سفرنامه'''''. ترجمة حسين نورصادقي، تهران: 1356، ص 232.  
14- فلاندن، اوژن. '''''سفرنامه'''''. ترجمة حسین نورصادقی، تهران: 1356، ص 232.  


15- بامداد، مهدي. '''''شرح حال رجال ايران'''''. ج 2، تهران: 1357، ص 279.  
15- بامداد، مهدی. '''''شرح حال رجال ایران'''''. ج 2، تهران: 1357، ص 279.  
----[1]. Pulos
----[1]. Pulos

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۶

مسیحی، دین، منسوب به حضرت عیسی كه خود را مسیح و منجی موعود خواند و پیروانش آن را پذیرفتند، و در تحولات بعدی، از مجموعة اعتقادی ایشان دینی جدید پدید آمد. وی كه در سال 30 م در میان یهودیان فلسطین ظهور كرد، نگرشی تازه نسبت به احكام و شریعت یهود اتخاذ كرد، بدون آنكه با اصلِ این احكام و اعتقادات، مخالفتی داشته باشد.1 از جمله این كه ضمن پذیرش كتاب مقدس یهود، هر گونه قربانی و آدابِ مذهبی را مطرود دانست.2 لذا نمی‌توان او را بنیادگزار دینی جدید دانست، بلكه فقط اصلاحاتی را كه خود لازم می‌شمرد در دین اعمال كرد.3

به این ترتیب، مسیحیان نخستین، فرقه‌ای در درون جامعة یهودی محسوب می‌شدند كه به مسیح بودن عیسی اعتقاد داشتند. پس از واقعة مصلوب شدن عیسی، حواریون او دست به تبلیغ زدند و تعالیم عیسی را با عنوان بِشارت (انجیل) در میان یهودیان تعلیم دادند.4 با ظهور پاولس پولس قدیس[1]، مسیحیت، حیاتِ تازه‌ای یافت. وی در میان اقوام غیر یهودی به تبلیغ پرداخت و توانست بسیاری از ایشان را به آئین جدید جذب كند.

پاولس اعتقاد و عمل به قوانین یهودی را به عنوان مقدمة پذیرش مسیحیت، نفی و مسیحیت را از صبغة یك فرقة یهودی خارج كرد و آئین جدید، ازین پس، تبدیل به دین جدیدی شد.

تعالیم پاولس بر 2 محور اساسی قرار دارد: 1- اعتقاد به عیسی به عنوان خدای برخاسته از قبر؛ 2- و اعتقاد به اینكه نجات و رستگاری از طریق ایمان به عیسی (خدای مصلوب شده) حاصل می‌شود نه از طریق اجرای احكام دینی.5

پس از آن بود كه مسیحیان برای توضیح این مبانی اعتقادی به دو طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح قائل شدند. این آموزه و بخت‌های پیرامون آن، منجر به بروز اختلافاتی میان متفكران مسیحی شد، به نحوی كه تشكیل شوراهایی در شهرهایی چون نیقیه، قسطنطنیه و خالكدون یا خَلْقیدُونه در آسیای صغیر نیز نتوانست كمكی به رفع اختلافات كند.

به این ترتیب، كلیساهای مسیحی به دو بخش غربی و شرقی، تقسیم شدند.6 كلیساهای شرقی كه در اصول اعتقادی نظر مراجع دینی غربی را نپذیرفتند، از همان ابتدا به دو شاخة منوفیزیت (تك طبیعی، یا وحدت طبیعی) و نستوری تقسیم شدند. كلیسای منوفیزیت كه بعداً به «یعقوبی» نیز اشتهار یافت، پیرو نظریة «وحدت طبیعت» بود، به این معنا كه طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح وحدت دارد، اما كلیسای نستوری با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» برای مریم عذرا و پذیرفتن دو طبیعت جداگانة الهی و انسانی برای مسیح، الهیاتی خاص به وجود آورد.7

در حوزة فرهنگی ایرانی دو قوم به مسیحیت گراییدند: آسوریان* (سریانی زبان) و ارمنیان*. سریانیان مسیحی كه در زمان اشكانیان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان ساسانیان غالباً مورد تعرض دستگاه حاكمه قرار گرفتند، تا این كه اعتقاد نستوری را پذیرفتند و به آرامشی نسبی دست یافتند. با ورود اسلام به ایران و در دوران خلفای راشدین تا زمان بنی امیه، مسیحیان سریانی ایران با پرداخت جزیه و خراج، از امنیت و آسایش كلی برخوردار بودند و به اجرای آئین‌های دینی خود می‌پرداختند.8 نستوریان (← آسوریان) جامعة مستقلی داشتند و ادارة امور داخلی آن بر عهدة جاثلیق یا خلیفة مورد تأیید آنها بود.9 در دورة عباسیان، مسیحیان در دستگاه خلافت نفوذ فراوانی یافتند و در فعالیت‌های علمی همچون ترجمة آثار فلسفی، پزشكی و علمی یونانی، مؤثر بودند.10 در دوران مغول و پس از آن سریانیان با مصائب و سیه‌روزی‌ها و نیز با شادكامی‌های سایر ایرانیان شریك بودند.

در هنگام سلطنت قاجاریه، نستوریان ایران كه عمدتاً در منطقة سلماس و اورمیه سكنی داشتند، از شرایط نامساعد اقتصادی و فرهنگی و پرداخت مالیات سنگین رنج می‌بردند و به ناچار شماری از ایشان به روسیه كوچ كردند.11 در اواخر قرن 19 م مبلغین پروتستان آمریكایی و انگلیسی و كاتولیك‌های رمی به تبلیغ در بین جامعة آسوری ایران پرداختند و آنها را ترغیب به تأسیس مراكز فرهنگی و بیمارستان و انتشار كتب و جراید، كردند.12 این اقدامات سبب جذب برخی از ایشان به آئین‌های پروتستان و كاتولیك شد. از آن پس گروهی كه كاتولیك شده بودند خود را كلدانی خواندند. امروزه آسوریان ایران، در مجلس شورای اسلامی ایران، دارای نماینده هستند.

گروه دیگر مسیحیان ایرانی ارمنیانند، قومی كه از زمان هخامنشیان به مجموعة ایران پیوستگی یافت. امنیت و آسایش ارمنیان كه از اوایل قرن 4 م به مسیحیت گراییدند، همواره تحت تأثیر روابط شاهان ایران با روم، در نوسان بود. با ظهور اسلام، ارمنی‌ها تا دورة حكومت عباسیان به دولت مركزی جزیه می‌پرداختند13 و در اجرای آئین‌های دینی خود آزاد بودند. در دورة صفویان، به ویژه در زمان شاه عباس اول كه گروه بزرگی از ایشان از ارمنستان به اصفهان كوچ داده شدند، از امتیازات ویژه‌ای برخوردار شدند و زمینه‌های رشد اقتصادی برایشان فراهم گردید.

در دوران قاجاریه، به سبب نابسامانی‌های بسیار اجتماعی، شماری از ارمنیان جلفای اصفهان به هندوستان و انگلستان مهاجرت كردند.14 با این همه، هنوز جمعیت‌هایی از آنان در تهران، آذربایجان، گیلان، اصفهان و شیراز اقامت دارند.15

بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ارمنیان از حقوق اجتماعی و آزادی اجرای مراسم دینی برخوردارند و در مجلس شورای اسلامی، ارمنیان جنوب و شمال هر یك دارای یك نماینده‌اند.


مآخذ:

1-   كتاب مقدس، انجیل متی. 5/18.

2-   مبانی مسیحیت. تألیف: آكادمی علوم اتحاد شوروی، ترجمه از روسی به فرانسه: ل. پیاتی گورسكی، از فرانسه به فارسی: اسدالله مبشری، تهران: 1369، ص 98.

3-   Bultmann, Rudolf: Primitive Christianity, Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.

4-   كاكس، هاروی.مسیحیت. ترجمة عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 43.

5-   همان. ص 47-52.

6-   میشل، توماس. كلام مسیحی. ترجمة حسین توفیقی، قم: 1377، ص 101-106.

7-   Morony, M. G., Iraq After The Muslim Conquest, Princeton, 1984, P. 357.

8-   Morony, op. cit. P. 346.

9-   Grunebaum, G. E. von, Medieval Islam, Chicago, 1971, P. 184.

10- Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". Combridge History of Iran, Combridge University Press, 1968, P. 415.

11- سرنا، كارلا. آدم‌ها و آئین‌ها در ایران. ترجمة ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183.

12- Water Field, R. E., Christians in Persia, London, 1973, P. 102-111.

13- بلاذری، احمد. فتوح البلدان. به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.

14- فلاندن، اوژن. سفرنامه. ترجمة حسین نورصادقی، تهران: 1356، ص 232.

15- بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران. ج 2، تهران: 1357، ص 279.


[1]. Pulos