مهر: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''مهر'''، خداي برجستة آريائيان هند و ايراني و ايزدي مهم در دين مزدايي كه يك چند پرستش او تا نقاط دوردست اروپا نيز گسترش يافت. كلمة مهر در '''''ودهها''''' به صورت ميتره [1]و در اسناد كهن ايراني به شكل ميثره [2]آمده است.<sup>1</sup> در باورهاي هندي، او پسر ال...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''مهر'''، | '''مهر'''، خدای برجستة آریائیان هند و ایرانی و ایزدی مهم در دین مزدایی كه یك چند پرستش او تا نقاط دوردست اروپا نیز گسترش یافت. | ||
كلمة مهر در '''''ودهها''''' به صورت | كلمة مهر در '''''ودهها''''' به صورت میتره [1]و در اسناد كهن ایرانی به شكل میثره [2]آمده است.<sup>1</sup> در باورهای هندی، او پسر الهة ادیتی[3] بود كه در بالاترین ناحیة آسمان منزل داشت<sup>2</sup> و همراه با ورونه[4] با دو خویشكاری عمدة فرمانروایی و بركت بخشی، به عنوان خدای نگهدارندة زمین و آسمان پرستش میشد<sup>3</sup> در [[ایران]]، در '''''گاثاها'''''ی زرتشت، نام مهر تنها یك بار آمده و برخی آن را به مفهوم وظیفة مذهبی و تكلیف دینی دانستهاند.<sup>4</sup> پس از زرتشت و اصلاحات دینی وی، او از مقام خدایی كه خود داشت به جایگاه یك ایزد نزول كرد<sup>5</sup> و در اوستای متأخر كه نشانههای بازگشت به آئینهای كهن آریایی را در خود دارد، با برجستهترین توصیفها ستایش شده است.<sup>6</sup> در اینجا، مهر آگاه از كلام راستین، دشمن پیمان شكنان، قانونگذار، یاری كنندة جنگجویان، فزایندة آبها و گیاهان و بخشندة اسبهای تیزتك و گلهها و ثروتهای فراوان و صاحب دشتهای فراخ است. | ||
او با هزار گوش و دههزار چشم پاسدار | او با هزار گوش و دههزار چشم پاسدار راستی و در نبردی بیامان با دروغ و پیمانشكنی است.<sup>7</sup> در كتیبههای متقدم هخامنشی نشانی از مهر نیست.<sup>8</sup> اما از میانة دوران هخامنشی تا پایان شاهنشاهی ساسانی، مهر نه تنها محبوب جنگاوران بود، كه او را بزرگترین یاریگر خود میدانستند،<sup>9</sup> بلكه كشاورزان و گلهداران نیز با برپایی آتش بزرگ بُرزین مهر به تقدیس او میپرداختند.<sup>10</sup> | ||
در | در آئین زُروانی ارزش او بسی بیشتر شده جایگاه میانجی بین دو نیروی مسلط بر جهان، اوهرمزد و اهریمن را كسب كرد.<sup>11</sup> | ||
ایرانیان شانزدهمین روز (روز مهر) از ماه هفتم (ماه مهر) را روز تولد مشی و مشیانه میدانستند، و آن را جشن میگرفتند كه از بزرگترین اعیاد ایران زمین بود (جشن مهرگان).<sup>12</sup> | |||
مهر در جهان | مهر در جهان ایرانی بعد از اسلام نیز یادگارهایی از خود بر جای نهاده است، از جملة آنها آئین شب یلدا، یا شب بلند انتظار خورشید است كه در گذشتههای دور آن را شب میلاد مهر میانگاشتند.<sup>13</sup> | ||
مهر در | مهر در ادبیات فارسی با مفاهیم نور و روشنایی، خورشید، پیوند و عشق و دوستی جایگاهی ویژه دارد. | ||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
1- | 1- جلالینائینی، محمدرضا. مقدمه بر '''''گزیدة ریگ ودا'''''. تهران: نقره، 1367، ص 120. | ||
2- هومباخ، هلموت. ''''' | 2- هومباخ، هلموت. '''''میترا در هندوستان و نزد مغان هندویی شده'''''. ترجمة رقیه بهزادی، تهران: پژوهنده، 1379، ص 12؛ '''''گزیدة ریگ ودا'''''. به كوشش محمدرضا جلالی نائینی، تهران: نقره، 1367، ص 27-28. | ||
3- بهار، مهرداد. ''''' | 3- بهار، مهرداد. '''''ادیان آسیایی.''''' تهران: چشمه، 1375، ص 67. | ||
4- ''''' | 4- '''''یسنه.''''' 5:46؛ نیز نك: پورداود، ابراهیم. گزارش '''''یشتها'''''. بمبئی: ص 394. | ||
5- پورداود. همان. ص 395؛ | 5- پورداود. همان. ص 395؛ بنونیست، امیل. '''''دین ایرانی بر پایة متنهای مهم یونانی'''''. ترجمة بهمن سركاراتی، ص 30. | ||
6- پورداود. همان. ص 394. | 6- پورداود. همان. ص 394. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
10- بهار. همان. ص 69. | 10- بهار. همان. ص 69. | ||
11- | 11- جلالیمقدم، مسعود. '''''آئین زروانی'''''. تهران: 1372، ص 113، 116، 133 - 136 و 155. | ||
12- | 12- بیرونی، ابوریحان. '''''آثارالباقیه عن القرون الخالیه'''''. تهران: نشر میراث مكتوب، 1380، ص 264؛ پورداود. همان. ص 396-397. | ||
فرهوشی، بهرام. جهان فروری. تهران: 1355، ص 113 به بعد | |||
----[1]. Mitra | ----[1]. Mitra | ||
نسخهٔ ۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۸
مهر، خدای برجستة آریائیان هند و ایرانی و ایزدی مهم در دین مزدایی كه یك چند پرستش او تا نقاط دوردست اروپا نیز گسترش یافت.
كلمة مهر در ودهها به صورت میتره [1]و در اسناد كهن ایرانی به شكل میثره [2]آمده است.1 در باورهای هندی، او پسر الهة ادیتی[3] بود كه در بالاترین ناحیة آسمان منزل داشت2 و همراه با ورونه[4] با دو خویشكاری عمدة فرمانروایی و بركت بخشی، به عنوان خدای نگهدارندة زمین و آسمان پرستش میشد3 در ایران، در گاثاهای زرتشت، نام مهر تنها یك بار آمده و برخی آن را به مفهوم وظیفة مذهبی و تكلیف دینی دانستهاند.4 پس از زرتشت و اصلاحات دینی وی، او از مقام خدایی كه خود داشت به جایگاه یك ایزد نزول كرد5 و در اوستای متأخر كه نشانههای بازگشت به آئینهای كهن آریایی را در خود دارد، با برجستهترین توصیفها ستایش شده است.6 در اینجا، مهر آگاه از كلام راستین، دشمن پیمان شكنان، قانونگذار، یاری كنندة جنگجویان، فزایندة آبها و گیاهان و بخشندة اسبهای تیزتك و گلهها و ثروتهای فراوان و صاحب دشتهای فراخ است.
او با هزار گوش و دههزار چشم پاسدار راستی و در نبردی بیامان با دروغ و پیمانشكنی است.7 در كتیبههای متقدم هخامنشی نشانی از مهر نیست.8 اما از میانة دوران هخامنشی تا پایان شاهنشاهی ساسانی، مهر نه تنها محبوب جنگاوران بود، كه او را بزرگترین یاریگر خود میدانستند،9 بلكه كشاورزان و گلهداران نیز با برپایی آتش بزرگ بُرزین مهر به تقدیس او میپرداختند.10
در آئین زُروانی ارزش او بسی بیشتر شده جایگاه میانجی بین دو نیروی مسلط بر جهان، اوهرمزد و اهریمن را كسب كرد.11
ایرانیان شانزدهمین روز (روز مهر) از ماه هفتم (ماه مهر) را روز تولد مشی و مشیانه میدانستند، و آن را جشن میگرفتند كه از بزرگترین اعیاد ایران زمین بود (جشن مهرگان).12
مهر در جهان ایرانی بعد از اسلام نیز یادگارهایی از خود بر جای نهاده است، از جملة آنها آئین شب یلدا، یا شب بلند انتظار خورشید است كه در گذشتههای دور آن را شب میلاد مهر میانگاشتند.13
مهر در ادبیات فارسی با مفاهیم نور و روشنایی، خورشید، پیوند و عشق و دوستی جایگاهی ویژه دارد.
مآخذ:
1- جلالینائینی، محمدرضا. مقدمه بر گزیدة ریگ ودا. تهران: نقره، 1367، ص 120.
2- هومباخ، هلموت. میترا در هندوستان و نزد مغان هندویی شده. ترجمة رقیه بهزادی، تهران: پژوهنده، 1379، ص 12؛ گزیدة ریگ ودا. به كوشش محمدرضا جلالی نائینی، تهران: نقره، 1367، ص 27-28.
3- بهار، مهرداد. ادیان آسیایی. تهران: چشمه، 1375، ص 67.
4- یسنه. 5:46؛ نیز نك: پورداود، ابراهیم. گزارش یشتها. بمبئی: ص 394.
5- پورداود. همان. ص 395؛ بنونیست، امیل. دین ایرانی بر پایة متنهای مهم یونانی. ترجمة بهمن سركاراتی، ص 30.
6- پورداود. همان. ص 394.
7- بهار. همان. ص 68-69؛ پورداود. همان. ص 403.
8- بهار. همان. ص 65-66.
9- پورداود. ص 401.
10- بهار. همان. ص 69.
11- جلالیمقدم، مسعود. آئین زروانی. تهران: 1372، ص 113، 116، 133 - 136 و 155.
12- بیرونی، ابوریحان. آثارالباقیه عن القرون الخالیه. تهران: نشر میراث مكتوب، 1380، ص 264؛ پورداود. همان. ص 396-397.
فرهوشی، بهرام. جهان فروری. تهران: 1355، ص 113 به بعد
[1]. Mitra
[2]. Mithra
[3]. Aditi
[4]. Varuna