اصفهان: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''اصفهان،''' شهري كهن و مركز استان و شهرستاني به همين نام در ايران. اين شهر در زبان پهلوي «سپاهان» خوانده ميشده است.<sup>1</sup> بسئوس از آن به صورتهاي «سپاهان» و «اسپهان» و بطلميوس به صورت «اسپاذانه» يا «اسپادانا» ياد كردهاند<sup>2</sup> و در متون فا...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''اصفهان،''' شهري كهن و مركز استان و شهرستاني به همين نام در ايران. اين شهر در زبان پهلوي «سپاهان» خوانده ميشده است | [[پرونده:کاخ چهلستون.jpg|بندانگشتی|کاخ چهلستون، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی از<nowiki/>https://safarmarket.com/]] | ||
'''اصفهان،''' شهري كهن و مركز استان و شهرستاني به همين نام در ايران. اين شهر در زبان پهلوي «سپاهان» خوانده ميشده است<ref>Nyberg, H. S., '''''A Manual of pahLavi''''', Wiesbaden, 1974, Vol II, p. 177.</ref>. بسئوس از آن به صورتهاي «سپاهان» و «اسپهان» و بطلميوس به صورت «اسپاذانه» يا «اسپادانا» ياد كردهاند<ref>Marquart, J., '''''Ērānšahr Nach Der Geograph ie Des Ps Moses Xorenaci''''', BerLin, 1901, p. 27.</ref> و در متون فارسي سدههاي نخستين اسلامي به صورتهاي «سپاهان» و «اسپهان» آمده است<sup>3</sup> و در منابع عربي به صورت معرب آن «اصبهان»<sup>4</sup> و «اصفهان»<sup>5</sup> به كار رفته است. برخي از ايرانشناسان بر اين باورند اين نام ريشه در واژة «سپاه» دارد و از آنرو كه اين شهر در روزگار ساسانيان محل تجمع سپاهيان بوده، آن را سپاهيان خواندهاند<sup>6</sup> و برخي ديگر اين نام را برگرفته از واژة «اسب» دانسته و آن را محل نگهداري اسب معنا كردهاند.<sup>7</sup> | |||
استان اصفهان با 6/106993 كم<sup>2</sup> مساحت، بر پاية تقسيمات كشوري 1381ش متشكل از 19 شهرستان، 43 بخش و 83 شهر است و در سرشماري 1375ش 3923255 تن جمعيت داشته است كه از آن ميان حدود 74% در مناطق شهري و 26% در مناطق روستايي ساكن بودهاند.<sup>8</sup> اين استان از شمال به استان يزد و از غرب به استانهاي لرستان، چهارمحال بختياري و كهگيلويه و بويراحمد محدود است.<sup>9</sup> استان اصفهان از لحاظ ناهمواريهاي جغرافيايي به دو بخش كوهستاني و جلگهاي تقسيم مي شود. ناحية كوهستاني اين استان كه از حدود كوههاي گلپايگان تا بلنديهاي دنا در سميرم گسترش دارد، بخشهاي غربي و جنوب غربي استان را پوشانده است و كوههاي آن از پيش كوههاي زاگرس به شمار ميآيد. افزون بر آن در نواحي مركزي استان اصفهان بلنديهاي كركس نيز در پيرامون نطنز و كاشان به چشم ميخورد. ناحية جلگهاي و هموار استان ميان دو رشته كوه غربي و مركزي اين استان جاي دارد. اين ناحيه از آبرفتهاي زاينده رود به وجود آمده است و با شيبي ملايم به تالاب گاوخوني در جنوب شرقي استان اصفهان منتهي ميگردد. اين جلگة وسيع كه به وسيلة زاينده رود و شاخههاي آن آبياري ميشود. از آبادترين و پرجميعتترين نقاط ايران است. نواحي شرقي استان اصفهان را زمينهاي هموار دشت كوير فراگرفته است.<sup>10</sup> استان اصفهان داراي آب و هوايي متنوع است و ميزان بارش و دما در آن تابع وضعيت توپوگرافي هر منطقه است. ميانگين دماي هواي استان از غرب به شرق افزايش مييابد. بارندگي در استان اصفهان غالباً تحت تأثير تودههاي هوايي است كه از جانب غرب وارد استان ميشوند. كوههاي زاگرس كه در غرب استان اصفهان قرار دارد، اين تودههاي هوا را شديداً تحت تأثير قرار ميدهند و از رطوبت يا بارانزايي آنها ميكاهند به گونهاي كه بيشتر رطوبت تودههاي هوا در غرب استان تخليه ميشود. لذا ميزان بارش از غرب به شرق كاهش مييابد.<sup>11</sup> | استان اصفهان با 6/106993 كم<sup>2</sup> مساحت، بر پاية تقسيمات كشوري 1381ش متشكل از 19 شهرستان، 43 بخش و 83 شهر است و در سرشماري 1375ش 3923255 تن جمعيت داشته است كه از آن ميان حدود 74% در مناطق شهري و 26% در مناطق روستايي ساكن بودهاند.<sup>8</sup> اين استان از شمال به استان يزد و از غرب به استانهاي لرستان، چهارمحال بختياري و كهگيلويه و بويراحمد محدود است.<sup>9</sup> استان اصفهان از لحاظ ناهمواريهاي جغرافيايي به دو بخش كوهستاني و جلگهاي تقسيم مي شود. ناحية كوهستاني اين استان كه از حدود كوههاي گلپايگان تا بلنديهاي دنا در سميرم گسترش دارد، بخشهاي غربي و جنوب غربي استان را پوشانده است و كوههاي آن از پيش كوههاي زاگرس به شمار ميآيد. افزون بر آن در نواحي مركزي استان اصفهان بلنديهاي كركس نيز در پيرامون نطنز و كاشان به چشم ميخورد. ناحية جلگهاي و هموار استان ميان دو رشته كوه غربي و مركزي اين استان جاي دارد. اين ناحيه از آبرفتهاي زاينده رود به وجود آمده است و با شيبي ملايم به تالاب گاوخوني در جنوب شرقي استان اصفهان منتهي ميگردد. اين جلگة وسيع كه به وسيلة زاينده رود و شاخههاي آن آبياري ميشود. از آبادترين و پرجميعتترين نقاط ايران است. نواحي شرقي استان اصفهان را زمينهاي هموار دشت كوير فراگرفته است.<sup>10</sup> استان اصفهان داراي آب و هوايي متنوع است و ميزان بارش و دما در آن تابع وضعيت توپوگرافي هر منطقه است. ميانگين دماي هواي استان از غرب به شرق افزايش مييابد. بارندگي در استان اصفهان غالباً تحت تأثير تودههاي هوايي است كه از جانب غرب وارد استان ميشوند. كوههاي زاگرس كه در غرب استان اصفهان قرار دارد، اين تودههاي هوا را شديداً تحت تأثير قرار ميدهند و از رطوبت يا بارانزايي آنها ميكاهند به گونهاي كه بيشتر رطوبت تودههاي هوا در غرب استان تخليه ميشود. لذا ميزان بارش از غرب به شرق كاهش مييابد.<sup>11</sup> | ||
| خط ۶: | خط ۷: | ||
در 789ق / 1387م امير تيمور گوركاني اصفهان را به تصرف درآورد و حدود 70.000 تن از مردم شهر را كشت و از سر كشتگان كله مناره برپا ساخت.<sup>37</sup> در اواخر دورة تيموري اصفهان به تصرف قراقويونلوها درآمد، اما در 872ق / 1467م اوزون حسن، رئيس تركمانهاي آققويونلو بر قراقويونلوها چيره شد و اصفهان را ضميمة قلمرو خود ساخت.<sup>38</sup> اوج شكوفايي اصفهان به روزگار پادشاهان صفويه باز ميگردد. در 1006ق / 1597م، شاه عباس اول پايتخت شاهان صفويه را از قزوين به اصفهان منتقل كرد.<sup>39</sup> در دورة فرمانروايي شاه عباس اول، با برپايي بناهايي چند مانند ميدان نقش جهان يا ميدان شاه، عمارت عاليقاپو، مسجد شيخ لطفالله، مسجد شاه، سردر قيصريه و احداث خيابان طويل و عريض چهارباغ و قصبة جلفا و كليساهاي آن، اصفهان به يكي از بزرگترين و پرشكوهترين شهرهان آن روزگار جهان بدل شد.<sup>41</sup> در دورة جانشينان شاه عباس اول نيز بناهاي پرشكوهي در اصفهان احداث شد كه بر آباداني اين شهر هر چه بيشتر افزوده شد.<sup>42</sup> در 1143ق / 1633م شهر اصفهان به محاصرة محمود افغان درآمد و پس از چند ماه محاصرة شهر به دست سپاهيان محمود افتاد؛ در طي اين چند ماه محاصره، اصفهان دچار قحطي بزرگي گرديد.<sup>43</sup> | در 789ق / 1387م امير تيمور گوركاني اصفهان را به تصرف درآورد و حدود 70.000 تن از مردم شهر را كشت و از سر كشتگان كله مناره برپا ساخت.<sup>37</sup> در اواخر دورة تيموري اصفهان به تصرف قراقويونلوها درآمد، اما در 872ق / 1467م اوزون حسن، رئيس تركمانهاي آققويونلو بر قراقويونلوها چيره شد و اصفهان را ضميمة قلمرو خود ساخت.<sup>38</sup> اوج شكوفايي اصفهان به روزگار پادشاهان صفويه باز ميگردد. در 1006ق / 1597م، شاه عباس اول پايتخت شاهان صفويه را از قزوين به اصفهان منتقل كرد.<sup>39</sup> در دورة فرمانروايي شاه عباس اول، با برپايي بناهايي چند مانند ميدان نقش جهان يا ميدان شاه، عمارت عاليقاپو، مسجد شيخ لطفالله، مسجد شاه، سردر قيصريه و احداث خيابان طويل و عريض چهارباغ و قصبة جلفا و كليساهاي آن، اصفهان به يكي از بزرگترين و پرشكوهترين شهرهان آن روزگار جهان بدل شد.<sup>41</sup> در دورة جانشينان شاه عباس اول نيز بناهاي پرشكوهي در اصفهان احداث شد كه بر آباداني اين شهر هر چه بيشتر افزوده شد.<sup>42</sup> در 1143ق / 1633م شهر اصفهان به محاصرة محمود افغان درآمد و پس از چند ماه محاصرة شهر به دست سپاهيان محمود افتاد؛ در طي اين چند ماه محاصره، اصفهان دچار قحطي بزرگي گرديد.<sup>43</sup> | ||
[[پرونده:اصفهان.jpg|بندانگشتی|میدان نقش جهان اصفهان ، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی از<nowiki/>https://safarmarket.com/]] | |||
چيرگي افغانها بر اصفهان (1135- 1142ق / 1723-1729م)، اين شهر را از رونق تجاري و اقتصادي گذشته انداخت<sup>44</sup> و از آن پس اصفهان رو به انحطاط نهاد. در 1142ق نادر پس از غلبه بر سپاهيان اشرف افغان وارد اصفهان شد و اين شهر را به تصرف درآورد.<sup>45</sup> در دورة پادشاهي نادر به سبب آنكه او پايتخت ثابتي نداشت و بيشتر به شهرهاي خراسان دلبستگي داشت، از رونق اصفهان كاسته شد؛ در روزگار زنديه و قاجاريه نيز چون پايتخت به شيراز و سپس به تهران منتقل شد، اصفهان، اهميت و اعتبار گذشتة خود را به كلي از دست داد و از جميعت آن به نحو چشمگيري كاسته شد. در طول حكومت قاجارها (1209- 1344ق / 1794-1925م) به ويژه در دورة حكمراني ظلالسلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه، انحطاط اصفهان به حد كمال رسيد و بسياري از محلههاي آن ويران و خالي از سكنه و يا نيمه ويران شد.<sup>46</sup> اما در دورة پادشاهي دودمان پهلوي شهر اصفهان بار ديگر مورد توجه واقع شد و رو به آباداني و پيشرفت نهاد.<sup>47</sup> به گونهاي كه امروزه شهر اصفهان با 1245163 تن جمعيت (آبان 1375)، به يكي از آبادترين و پرجمعيتترين شهرهاي ايران بدل شده است و به سبب آثار تاريخي موجود در آن از قطبهاي بزرگ جهانگردي ايران به شمار ميآيد.<sup>48</sup> مهمترين جاذبههاي تاريخي استان اصفهان عبارتاند از: كاخهاي عاليقاپو، چهلستون، هشت بهشت؛ پلهاي الله ورديخان، خواجو، شهرستان و ماران، منارههاي، چهلدختر، ساربان، زيار، راهروان و منار جنبان، مدارس چهار باغ، بابا قاسم، ملا عبدالله، بازار اصفهان، ميدان نقش جهان و مساجد جامع عباسي (مسجد شاه) و شيخ لطفالله.<sup>49</sup> | چيرگي افغانها بر اصفهان (1135- 1142ق / 1723-1729م)، اين شهر را از رونق تجاري و اقتصادي گذشته انداخت<sup>44</sup> و از آن پس اصفهان رو به انحطاط نهاد. در 1142ق نادر پس از غلبه بر سپاهيان اشرف افغان وارد اصفهان شد و اين شهر را به تصرف درآورد.<sup>45</sup> در دورة پادشاهي نادر به سبب آنكه او پايتخت ثابتي نداشت و بيشتر به شهرهاي خراسان دلبستگي داشت، از رونق اصفهان كاسته شد؛ در روزگار زنديه و قاجاريه نيز چون پايتخت به شيراز و سپس به تهران منتقل شد، اصفهان، اهميت و اعتبار گذشتة خود را به كلي از دست داد و از جميعت آن به نحو چشمگيري كاسته شد. در طول حكومت قاجارها (1209- 1344ق / 1794-1925م) به ويژه در دورة حكمراني ظلالسلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه، انحطاط اصفهان به حد كمال رسيد و بسياري از محلههاي آن ويران و خالي از سكنه و يا نيمه ويران شد.<sup>46</sup> اما در دورة پادشاهي دودمان پهلوي شهر اصفهان بار ديگر مورد توجه واقع شد و رو به آباداني و پيشرفت نهاد.<sup>47</sup> به گونهاي كه امروزه شهر اصفهان با 1245163 تن جمعيت (آبان 1375)، به يكي از آبادترين و پرجمعيتترين شهرهاي ايران بدل شده است و به سبب آثار تاريخي موجود در آن از قطبهاي بزرگ جهانگردي ايران به شمار ميآيد.<sup>48</sup> مهمترين جاذبههاي تاريخي استان اصفهان عبارتاند از: كاخهاي عاليقاپو، چهلستون، هشت بهشت؛ پلهاي الله ورديخان، خواجو، شهرستان و ماران، منارههاي، چهلدختر، ساربان، زيار، راهروان و منار جنبان، مدارس چهار باغ، بابا قاسم، ملا عبدالله، بازار اصفهان، ميدان نقش جهان و مساجد جامع عباسي (مسجد شاه) و شيخ لطفالله.<sup>49</sup> | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۳: | ||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
1. | 1. | ||
2. | 2. | ||
3. '''''حدودالعالم من المشرق الي المغرب.''''' به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1340، ص31، 32، 136؛ اصطخري، ابراهيم'''''. مسالك و ممالك'''''. به كوشش ايرج افشار، تهران: علمي فرهنگي، 1368، ص164- 165؛ بكران، محمد بن نجيب. '''''جهان نامه.''''' به كوشش محمدامين رياحي. تهران: ابنسينا، 1342، ص14، 15، 48. | 3. '''''حدودالعالم من المشرق الي المغرب.''''' به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1340، ص31، 32، 136؛ اصطخري، ابراهيم'''''. مسالك و ممالك'''''. به كوشش ايرج افشار، تهران: علمي فرهنگي، 1368، ص164- 165؛ بكران، محمد بن نجيب. '''''جهان نامه.''''' به كوشش محمدامين رياحي. تهران: ابنسينا، 1342، ص14، 15، 48. | ||
نسخهٔ ۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۹

اصفهان، شهري كهن و مركز استان و شهرستاني به همين نام در ايران. اين شهر در زبان پهلوي «سپاهان» خوانده ميشده است[۱]. بسئوس از آن به صورتهاي «سپاهان» و «اسپهان» و بطلميوس به صورت «اسپاذانه» يا «اسپادانا» ياد كردهاند[۲] و در متون فارسي سدههاي نخستين اسلامي به صورتهاي «سپاهان» و «اسپهان» آمده است3 و در منابع عربي به صورت معرب آن «اصبهان»4 و «اصفهان»5 به كار رفته است. برخي از ايرانشناسان بر اين باورند اين نام ريشه در واژة «سپاه» دارد و از آنرو كه اين شهر در روزگار ساسانيان محل تجمع سپاهيان بوده، آن را سپاهيان خواندهاند6 و برخي ديگر اين نام را برگرفته از واژة «اسب» دانسته و آن را محل نگهداري اسب معنا كردهاند.7
استان اصفهان با 6/106993 كم2 مساحت، بر پاية تقسيمات كشوري 1381ش متشكل از 19 شهرستان، 43 بخش و 83 شهر است و در سرشماري 1375ش 3923255 تن جمعيت داشته است كه از آن ميان حدود 74% در مناطق شهري و 26% در مناطق روستايي ساكن بودهاند.8 اين استان از شمال به استان يزد و از غرب به استانهاي لرستان، چهارمحال بختياري و كهگيلويه و بويراحمد محدود است.9 استان اصفهان از لحاظ ناهمواريهاي جغرافيايي به دو بخش كوهستاني و جلگهاي تقسيم مي شود. ناحية كوهستاني اين استان كه از حدود كوههاي گلپايگان تا بلنديهاي دنا در سميرم گسترش دارد، بخشهاي غربي و جنوب غربي استان را پوشانده است و كوههاي آن از پيش كوههاي زاگرس به شمار ميآيد. افزون بر آن در نواحي مركزي استان اصفهان بلنديهاي كركس نيز در پيرامون نطنز و كاشان به چشم ميخورد. ناحية جلگهاي و هموار استان ميان دو رشته كوه غربي و مركزي اين استان جاي دارد. اين ناحيه از آبرفتهاي زاينده رود به وجود آمده است و با شيبي ملايم به تالاب گاوخوني در جنوب شرقي استان اصفهان منتهي ميگردد. اين جلگة وسيع كه به وسيلة زاينده رود و شاخههاي آن آبياري ميشود. از آبادترين و پرجميعتترين نقاط ايران است. نواحي شرقي استان اصفهان را زمينهاي هموار دشت كوير فراگرفته است.10 استان اصفهان داراي آب و هوايي متنوع است و ميزان بارش و دما در آن تابع وضعيت توپوگرافي هر منطقه است. ميانگين دماي هواي استان از غرب به شرق افزايش مييابد. بارندگي در استان اصفهان غالباً تحت تأثير تودههاي هوايي است كه از جانب غرب وارد استان ميشوند. كوههاي زاگرس كه در غرب استان اصفهان قرار دارد، اين تودههاي هوا را شديداً تحت تأثير قرار ميدهند و از رطوبت يا بارانزايي آنها ميكاهند به گونهاي كه بيشتر رطوبت تودههاي هوا در غرب استان تخليه ميشود. لذا ميزان بارش از غرب به شرق كاهش مييابد.11
پيشينة تاريخي: منطقة اصفهان به سبب شرايط مناسب طبيعي و آب فراوان زاينده رود از ديرباز يكي از كانونهاي جميعتي در فلات ايران بوده است. در كتيبههاي بابلي متعلق به سه تا دو هزار سال پيش از ميلاد، به اين منطقه به عنوان شرقيترين نقطة امپراتوري ايلام اشاره شده است.12 بنابر مدارك آشوري متعلق به نيمة دوم سدة 8 قم در آن روزگار مردماني ايراني زبان از تبار مادها در ناحية اصفهان به سر ميبردهاند.13 هردوت در اثر تاريخي خود از مردماني به نام پارتاكني نام ميبرد كه يكي از قبايل ششگانة تشكيل دهندة اتحادية مادها بودهاند.14 اين نام بر سرزمين محل اقامت اين مردمان نيز اطلاق ميشده است. سرزمين پارتاكنا كه توسط زاينده رود آبياري ميشده ميان دو رشته كوه متوازي ـ زاگرس از يك سو و كوههاي كركس و شير كوه از ديگر سو ـ كه از شمال غربي به جنوب غربي امتداد دارند واقع بوده و از نواحي دوازدهگانة پادشاهي مادها به شمار ميرفته است و تقريباً منطبق با استان اصفهان امروزي بوده است.15 عمدهترين شهر اين ناحيه گابينه يا گابيانه (گابا يا گي) بوده است كه در متون دورة اسلامي از آن به صورت جي ياد شده است. اين نام تا به امروز به عنوان يك از محلات شهر اصفهان زنده مانده است. ديرينگي گابيانه به دورة ايلام باستان ميرسد و مركز ناحية انزان بوده است.16 در دورة هخامنشيان اين شهر يكي از اقامتگاههاي شاهي به شمار ميرفته است.17 در روزگار اشكانيان، پادشاهاني محلي بر ناحية اصفهان فرمانروايي داشتند كه بنا به گزارش طبري، در اواخر پادشاهي اردوان پنجم آخرين شاهنشاه اشكاني، شاذ شاپور، نامي از دودمان پادشاهان محلي اصفهان بر اين ناحيه حكومت داشته است كه به دست اردشير بابكان سر دودمان شاهنشاهي ساسانيان كشته شد و قلمرو پادشاهيش به تصرف اردشير درآمد.18 در زمان ساسانيان اصفهان يكي از استانهاي اين شاهنشاهي به شمار ميرفته كه تحت فرمانروايي يك تن مرزبان كه از جانب حكومت مركزي به اين سمت گماشته ميشد اداره ميگرديد.19 اصفهان از شهرهاي عمدة دورة ساسانيان به شمار ميرفته و بنابر اسناد بر جاي مانده از آن روزگار، حداقل در اواخر دورة ساسانيان اين شهر مركز واسپوهرانِ ايران بوده و واسپوهران آماركار يا مستوفي خراج واسپوهران در اصفهان اقامت داشته است.20 در روزگار پادشاهي يزدگرد اول بنا به درخواست سوسن دخت ـ همسر يهوديش ـ گروهي از يهوديان در بخشي از اصفهان اسكان داده شدند كه با توسعة آن بخشي از شهر به محلة يهوديه معروف گرديد.21 اصفهان در روزگار ساسانيان متشكل از هفت محله يا شهرك نزديك به هم به نامهاي، شهرستان، مهرين، شادريه يا سارويه، درام، قه، كهنه و جار بوده است. ظاهراً در اواخر دورة ساسانيان ويراني به اصفهان راه يافته بود، چنانكه به هنگام چيرگي تازيان بر آن فقط سه محله يا شهرك از آن هفت محله بر جاي بود.22 اصفهان به روزگار خلافت عمر بن خطاب در 21ق / 642م23 و بنا به روايتي ديگر در 23ق24 به دست عربها گشوده شد. جغرافينويسان سدههاي نخستين اسلامي عموماً اصفهان را ناحيه و شهري آباد با كشاورزي، صنعت و تجارتي پر رونق وصف كردهاند. بنا به گزارش اين دسته از جغرافينويسان در آن روزگار، اصفهان متشكل از دو بخش يهوديه يا جهودستان و شهرستان يا جي بوده است. اين دو محله حدود دو ميل از يكديگر فاصله داشتهاند، بخش يهوديه از لحاظ وسعت دو برابر شهرستان (جي) بوده است.25 ظاهراً در دورة اسلامي به تدريج از رونق و آباداني جي كاسته شد و بخشي از ساكنان مسلمان آن به محلة يهوديه نقل مكان كردند و بر آباداني و وسعت محلة يهوديه افزوده گرديد.26 تا پايان سدة 3ق اصفهان مستقيماً توسط حاكماني كه از جانب دستگاه خلفاي اموي و عباسي منصوب ميشدند، اداره ميشد. در 301ق / 914م سامانيان براي مدت زمان كوتاهي بر اصفهان استيلا يافتند، اما بار ديگر در 304ق خليفة عباسي به آنجا دست يافت و حاكمي بر آن منصوب كرد.27 در 319ق / 931م مرداويج امير زياري، اصفهان را از دست والي خليفه بيرون كرد. در 323ق / 935م پس از درگذشت مرداويج، اصفهان به تصرف امراي آلبويه درآمد.29 در زمان آلبويه به ويژه در دورة فرمانروايي ركنالدوله، شهر اصفهان رونق تازهاي يافت، بناي قلعة تبرك و كشيدن با روي شهر را به او نسبت دادهاند.30 با افول دولت بويهيان و بر آمدن دولت سلجوقيان، اصفهان در 431ق / 1040م از جانب طغرلبيك سردودمان سلسلة سلجوقيان به ابومنصور فرامرز از امراي كاكويي واگذار شد. اما به علت بروز اختلاف ميان آن دو، طغرل در 443ق / 1051م اصفهان را به تصرف در آورد و پايتخت خود را از ري به اصفهان منتقل كرد.31 در روزگار فرمانروايي طغرل و جانشينانش، الب ارسلان و ملكشاه، با احداث كاخها و بناهايي در اصفهان، اين شهر رو به توسعه نهاد.32 در 590ق / 1194م سلطان تكش خوارزمشاه بر طغرل سوم آخرين پادشاه سلجوقي چيره شد و اصفهان را به قلمرو خوارزمشاهيان افزود.33 اما ديري نپائيد كه در 623ق / 1226م مغولان به اصفهان تاختند و آسيبهاي بسياري بر شهر وارد آوردند.34 اما دو سال پس از آن سلطان جلالالدين خوارزمشاه اصفهان را تصرف و آنجا را مركز عمليات سپاهيان خود عليه مغولان قرار داد.35 اما سرانجام در 633ق / 1236م به دست مغولان افتاد.36
در 789ق / 1387م امير تيمور گوركاني اصفهان را به تصرف درآورد و حدود 70.000 تن از مردم شهر را كشت و از سر كشتگان كله مناره برپا ساخت.37 در اواخر دورة تيموري اصفهان به تصرف قراقويونلوها درآمد، اما در 872ق / 1467م اوزون حسن، رئيس تركمانهاي آققويونلو بر قراقويونلوها چيره شد و اصفهان را ضميمة قلمرو خود ساخت.38 اوج شكوفايي اصفهان به روزگار پادشاهان صفويه باز ميگردد. در 1006ق / 1597م، شاه عباس اول پايتخت شاهان صفويه را از قزوين به اصفهان منتقل كرد.39 در دورة فرمانروايي شاه عباس اول، با برپايي بناهايي چند مانند ميدان نقش جهان يا ميدان شاه، عمارت عاليقاپو، مسجد شيخ لطفالله، مسجد شاه، سردر قيصريه و احداث خيابان طويل و عريض چهارباغ و قصبة جلفا و كليساهاي آن، اصفهان به يكي از بزرگترين و پرشكوهترين شهرهان آن روزگار جهان بدل شد.41 در دورة جانشينان شاه عباس اول نيز بناهاي پرشكوهي در اصفهان احداث شد كه بر آباداني اين شهر هر چه بيشتر افزوده شد.42 در 1143ق / 1633م شهر اصفهان به محاصرة محمود افغان درآمد و پس از چند ماه محاصرة شهر به دست سپاهيان محمود افتاد؛ در طي اين چند ماه محاصره، اصفهان دچار قحطي بزرگي گرديد.43

چيرگي افغانها بر اصفهان (1135- 1142ق / 1723-1729م)، اين شهر را از رونق تجاري و اقتصادي گذشته انداخت44 و از آن پس اصفهان رو به انحطاط نهاد. در 1142ق نادر پس از غلبه بر سپاهيان اشرف افغان وارد اصفهان شد و اين شهر را به تصرف درآورد.45 در دورة پادشاهي نادر به سبب آنكه او پايتخت ثابتي نداشت و بيشتر به شهرهاي خراسان دلبستگي داشت، از رونق اصفهان كاسته شد؛ در روزگار زنديه و قاجاريه نيز چون پايتخت به شيراز و سپس به تهران منتقل شد، اصفهان، اهميت و اعتبار گذشتة خود را به كلي از دست داد و از جميعت آن به نحو چشمگيري كاسته شد. در طول حكومت قاجارها (1209- 1344ق / 1794-1925م) به ويژه در دورة حكمراني ظلالسلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه، انحطاط اصفهان به حد كمال رسيد و بسياري از محلههاي آن ويران و خالي از سكنه و يا نيمه ويران شد.46 اما در دورة پادشاهي دودمان پهلوي شهر اصفهان بار ديگر مورد توجه واقع شد و رو به آباداني و پيشرفت نهاد.47 به گونهاي كه امروزه شهر اصفهان با 1245163 تن جمعيت (آبان 1375)، به يكي از آبادترين و پرجمعيتترين شهرهاي ايران بدل شده است و به سبب آثار تاريخي موجود در آن از قطبهاي بزرگ جهانگردي ايران به شمار ميآيد.48 مهمترين جاذبههاي تاريخي استان اصفهان عبارتاند از: كاخهاي عاليقاپو، چهلستون، هشت بهشت؛ پلهاي الله ورديخان، خواجو، شهرستان و ماران، منارههاي، چهلدختر، ساربان، زيار، راهروان و منار جنبان، مدارس چهار باغ، بابا قاسم، ملا عبدالله، بازار اصفهان، ميدان نقش جهان و مساجد جامع عباسي (مسجد شاه) و شيخ لطفالله.49
مآخذ:
1.
2.
3. حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1340، ص31، 32، 136؛ اصطخري، ابراهيم. مسالك و ممالك. به كوشش ايرج افشار، تهران: علمي فرهنگي، 1368، ص164- 165؛ بكران، محمد بن نجيب. جهان نامه. به كوشش محمدامين رياحي. تهران: ابنسينا، 1342، ص14، 15، 48.
4. ابن خردادبه، عبيدالله. المسالك و الممالك. به كوشش دخوبه، ليدن: بريل، 1889م، ص21، 26، 29؛ سمعاني، عبدالكريم. الانساب. به كوشش عبدالله عمر البارودي، بيروت: دارلجنان، 1408ق، ج1، ص175؛ ياقوت حموي، معجم البلدان. تهران: اسدي، 1965، ج1، ص292.
5. مقدسي، محمد. احسن التقاسيم. به كوشش دخويه، ليدن: بريل، 1906م، ص26، 29.
6. Nyberg, Ibid.
7. Lockhart, L. Persian Cities, London, 1960, p. 18.
8. آمار نامة استان اصفهان- 1375. اصفهان: سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان، 1376، «ج»؛ دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384، ص10، 11.
9. نقشة جمهوري اسلامي ايران بر اساس تقسيمات كشوري. گيتاشناسي، تهران: 1383، نقشة شمـ 290.
10. جغرافياي استان اصفهان. تهران: سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش، 1381، ص4- 5؛ جغرافياي كامل ايران. تهران: دفتر تحقيقات و برنامهريزي و تأليف وزارت آموزش و پرورش، 1366، ج2، ص295- 339.
11. جغرافياي استان اصفهان. ص 8-9.
12. آميد، پير. تاريخ عيلام. ترجمة شيرين بياني، تهران: دانشگاه تهران، 1349، ص2؛ كيهان، مسعود. جغرافياي مفصل ايران. ج 2، سياسي، تهران: ابنسينا، 1311، ص413.
13. دياكونف، ا. م. تاريخ ماد. ترجمة كريم كشاورز، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1345، ص192- 193.
14. Herodotus, The History, Tr. H. Cary, London, 1898, p. 46.
15. دياكونف. ص111، 119 (نقشه)، 122.
Geiger, W. & Kahn, E., Grundrissder iran is chen Philologie, BerLin, 1974.
16. كيهان. همان. ج2، ص413؛ شفقي، سيروس. جغرافياي اصفهان. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353، ص162.
17. Herts feld, E., Iran in the Ancient east, Tehran, 1976; p. 222; Lockhart, L., Ibid, p. 19.
18. طبري، محمد. تاريخ طبري. به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره: دارالمعارف مصر، 1961، ج2، ص40.
19. كريستين سن، آرتور. ايران در زمان ساسانيان. ترجمة رشيد ياسمي، تهران: ابنسينا، 1351، ص159.
20. همو. ص530؛ فراي، ريچارد. عصر زرين فرهنگ ايران. ترجمة مسعود رجبنيا، تهران: سروش، 1363، ص27-28.
21. Marquart. Ibid, p. 29.
كيهان. همان. ج2، ص413.
22. مجمل التواريخ و القصص. به كوشش ملكالشعراي بهار، تهران: كلاية خاور، ص525.
23. طبري. همان. ج4، ص138- 139.
24. بلاذري، احمد. فتوح البلدان. به كوشش عبدالله انيس الطباع، بيروت: المعارف، 1987م، ص436.
25. ابنحوقل، ابوالقاسم. صورةالارض. به كوشش كرامرس، ليدن: بريل، 1938م، ص362- 363؛ اصطفري. همان. ص 164- 165؛ مقدسي. همان. ص 386-390؛ ياقوت حموي. همان. ج2، ص3، 342، 343.
26. ياقوت، حموي. برگزيدة مشترك. ترجمة محمد پروين گنابادي، تهران: ابنسينا، ص 187.
27. EI2. Vol IV, p. 100.
28. مادلونگ، و. «سلسلههاي كوچك شمال ايران»، تاريخ ايران كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1380، ج4، ص185.
29. بوسه، هيرمبرت. «ايران در عصر آلبويه»، تاريخ ايران كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1380، ج4، ص222، 223.
30. دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: 1379، ج9، ص170.
31. باسورث، ك، ا. «تاريخ سياسي و دودماني ايران»، تاريخ ايران كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1380، ج5، ص44، 45.
32. مافرخي، مفضل. محاسن اصفهان. به كوشش جلالالدين حسيني تهراني، تهران: انتشارات مجلس، ص101؛ ناصرخسرو. سفرنامه. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: انتشارات انجمن آثار ملي، ص165- 166.
Lambton, A. k. s, "The saljuq and Mongol Periods", The Cambridge History of Iran, Cambridg, 1968, vol V, p. 223; Lockhart, Ibid, p. 21.
33. EI2. vol IV, p. 102.
هنرفر، لطفالله. اصفهان. تهران: ابنسينا، ص92.
34. اصفهاني، محمد مهدي. نصف جهان في تعريف الاصفهان. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: اميركبير، 1368، ص176.
35. اقبال آشتياني، عباس. از حملة چنگيز تا تشكيل دولت تيموري. تهران: اميركبير، 1356، ج1، ص122- 124.
36. منهاجالسراج، جرجاني. طبقات ناصري. به كوشش خادم حسيني، كلكته: 1864م، ص424- 432.
37. اصفهاني، همانجا.
38. هنرفر. همان. ص97- 98.
39. اسكندربيك تركمان. عالم آراي عباسي. تهران: اميركبير، 1350، ج2، ص544.
40. هنرفر. همان. ص99.
41. شاردن، سياحت نامه. ترجمة محمد عباسي، تهران: اميركبير، 1345، ج7، ص51.
42. هنرفر. همان. ص99- 102.
43. رستمالحكما (محمدهاشم آصف). رستم التواريخ. به كوشش محمد مشيري، تهران: شركت سهامي كتابهاي جيبي، 1357، ص159؛ كلهارت، لارنس. انقراض سلسلة صفويه و ايام استيلاي افاغنه در ايران. ترجمة مصطفي قليعماد، تهران: 1343، ص192- 196.
44. شفقي. همان. ص289.
45. استرآبادي، مهدي. جهانگشاي نادري. به كوشش عبدالله انوار، تهران: بهمن، 1341، ص102- 107.
46. شفقي. همان. ص290- 292؛ تحويلدار، ميرزا حسينخان. جغرافياي اصفهان. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، ص31- 33.
47. هنرفر. همان. ص178؛ شفقي. همان. ص159.
48. سرشماري عمومي نفوس و مسكن - 1375، نتايج تفصيلي شهرستان اصفهان. تهران: سازمان برنامه و بودجه مركز آمار ايران، 1376، ص40؛ فرهنگ جغرافياي آباديهاي كشور. تهران: سازمان جغرافيايي ارتش، 1367، ج71، ص25- 35.
49. زنده دل، حسن. مجموعة راهنماي جامع ايرانگردي. استان اصفهان، تهران: نشر ايرانگردي، 1377، جمـ .
علی همدانی