پرش به محتوا

تبریز: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تبريز،''' نام مركز استان آذربايجان شرقي و نام شهرستاني به همين نام، واقع در شمال غربي كشور. '''شهرستان تبريز،''' از شمال با شهرستان ورزقان، از شرق با شهرستان‌هاي هريس و بستان‌آباد، از جنوب با شهرستان اسكو و از غرب با شهرستان شبستر همسايه است<su...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تبريز،''' نام مركز استان آذربايجان شرقي و نام شهرستاني به همين نام، واقع در شمال غربي كشور.  
[[پرونده:تبریز.jpg|بندانگشتی|ائل گلی نماد شهر تبریز ، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی از<nowiki/>https://safarmarket.com/]]
تبریز، نام مركز استان [[آذربایجان شرقی]] و نام شهرستانی به همین نام، واقع در شمال غربی كشور.  


'''شهرستان تبريز،''' از شمال با شهرستان ورزقان، از شرق با شهرستان‌هاي هريس و بستان‌آباد، از جنوب با شهرستان اسكو و از غرب با شهرستان شبستر همسايه است<sup>1</sup> و برابر با آخرين تقسيمات كشوري، اين شهرستان داراي 2 بخش، 4 شهر و 6 دهستان است.<sup>2</sup>  
شهرستان تبریز، از شمال با شهرستان ورزقان، از شرق با شهرستان‌های هریس و بستان‌آباد، از جنوب با شهرستان اسكو و از غرب با شهرستان شبستر همسایه است<ref>دفتر تقسیمات كشوری'''''. نشریة عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری'''''. تهران: دفتر تقسیمات كشوری (وزارت كشور)، 1384.</ref> و برابر با آخرین تقسیمات كشوری، این شهرستان دارای 2 بخش، 4 شهر و 6 دهستان است<ref>   مؤسسه گیتاشناسی. '''''اطلس گیتاشناسی استان‌های كشور'''''. تهران: گیتاشناسی، 1383.</ref>.
 
شهر تبریز با مختصات جغرافیایی ً00 َ18 ْ46 طول شرقی و ً45 َ04 ْ38 عرض شمالی و میانگین بارندگی سالیانه 308 میلی‌متر و با آب و هوایی معتدل مایل به سرد، خشك و كوهستانی و با ارتفاع 1365 متر از سطح دریا،3 در فاصله 614  كیلومتری تهران واقع شده است.4 شهر تبریز از طریق راه آهن به تهران و شبكه ریلی كشور متصل است و در پایان 1385ش افزون بر راه آسفالته درجه یك، از طریق آزاد راه نیز به تهران وصل خواهد شد.5 تبریز دارای فرودگاهی بین‌المللی و به لحاظ داشتن امكانات مختلف ارتباطی زمینی و هوایی با داخل و خارج از كشور، دارای اهمیت جغرافیایی و اقتصادی بسیاری است. از شهر تبریز، در منابع تاریخی و جغرافیایی، با نام‌های مختلفی از جمله آكراتا، آماتا، تارماكیس، تاورژ، تربیز، تاوریز، توریز، داوریژ، دژ تارویی، قازا و ... یاد شده و با لقب‌های دارالسلطنه و قبه‌الاسلام نیز شناخته می‌شده است.6  در حدودالعالم و در بیش از یكهزار سال پیش از تبریز، به عنوان شهری «خرد» اما «با نعمت و آبادان» یاد شده، در حالی كه اردبیل (اردویل) و مراغه شهرهای «عظیم» و بزرگ آذربایجان معرفی شده‌اند.7 در البلدان نیز از تبریز در حد دیگر شهرهای آذربایجان نام برده شده؛8 اما یاقوت حموی در معجم‌البلدان تبریز را از شهرهای مشهور آذربایجان می‌داند كه آباد، زیبا و دارای باروهای استوار با آجر و گچ است، چند رودخانه از میان آن می‌گذرد و گرداگرد آن را باغ‌ها فرا گرفته است. ضمناً یاقوت اضافه می‌كند كه پیشتر تبریز دیهی بود تا این‌كه به روزگار خلافت عباسیان صاحب مدنیت شد؛ به گونه‌ای كه در آن‌جا پارچه‌های عبایی و سقلاطون و ختایی و اطلس و سنج بافته و به دیگر شهرهای خاور و باختر فرستاده می‌شد.9 بارتولد بنای شهر تبریز را به دوره اسلامی و به اواخر قرن هفتم میلادی نسبت می‌دهد و آن را در قرن دهم شهر مهمی نمی‌داند، تا این‌كه در دوره غلبه مغول كه پایتخت سلسله محلی اتابكان و سپس در قرن سیزدهم و در عصر سلطنت مغول، به عنوان پایتخت تمام ایران، بیش از گذشته به سوی توسعه و ترقی گام نهاد.10 حمدالله مستوفی، تبریز را شهر اسلامی و قبه‌الاسلام ایران می‌داند كه «زبیده خاتون منكوحه هارون‌الرشید» آن را ساخت و آن شهر «دارالملك آذربایجان و نزهترین و معظم‌ترین بلاد ایران» گردید.11 مستوفی ضمن اشاره به زلزله‌های متعدد و ویرانگری كه در تبریز حادث شده به عمارات عالیه شهر اشاره می‌كند كه «مثل آن در تمامت ایران نیست» و دیگر این‌كه «تبریز باغستان بسیار دارد و آب مهران رود كه از كوه سهند می‌آید و نهصد و چند كاریز كه ارباب ثروت اخراج كرده‌اند، در آن باغات صرف می‌شود و هنوز كافی نیست».12 لسترنج بنای شهر تبریز را به دست زوجه هارون‌الرشید كه به نقل از حمدالله مستوفی در بسیاری از منابع دیگر نیز آمده، امری بعید می‌داند و می‌نویسد كه در هیچ سند تاریخی چنین چیزی یافت نشده است؛ اما به هر حال او نیز ورود تبریز به مرحله شهرنشینی را به دوره خلافت متوكل عباسی و به قرن سوم ق نسبت می‌دهد.13 ناصرخسرو، ماركوپولو، ابن‌بطوطه و دیگر سیاحان عرب و نیز جهانگردان و سفیران اروپایی در سفرنامه‌های خود از تبریز به بزرگی یاد كرده‌اند، از جمله كلاویخو، فرستاده پادشاه اسپانیا به دربار تیمور كه حدود یك قرن پس از ماركوپولو، یعنی در نخستین سال‌های قرن نهم ق از تبریز دیدن كرده از این شهر چنین یاد می‌كند: «در سراسر شهر خیابان‌های پهن و میدان‌های وسیع هست كه در پیرامون آن‌ها ساختمان‌های بزرگ دیده می‌‌شود... درسراسر تبریز ساختمان‌های زیبا و مساجد بسیار دیده می‌شود، مخصوصاً مساجد با كاشی‌های آبی و طلایی آراسته شده‌اند».14 تبریز در اوایل قرن دهم ق، پس از برآمدن صفویان و شروع سلطنت شاه اسماعیل برای چندمین بار به پایتختی ایران برگزیده شد، اما دیری نپاید كه به سبب نزدیكی این شهر به مرزهای امپراتوری عثمانی، رقیب و دشمن شاهان شیعه مذهب صفوی و جنگ و جدال و تهدید پایتخت، شهر قزوین و به دنبال آن شهر اصفهان به پایتختی انتخاب شد و بدین ترتیب تبریز در اواخر دوره صفوی از شتاب توسعه اولیه خود بازماند؛ اما با این حال ، این شهر پس از اصفهان، همچنان بزرگ‌ترین شهر ایران بود. تجاوزات دولت عثمانی و روسیه تزاری به آذربایجان و مركز آن تبریز، در عصر صفویان و پس از آن به ویژه در جنگ های اول و دوم جهانی، همچنین وقوع زلزله‌های متعدد، قحطی و شیوع بیماری‌های مختلف، فتنه افاغنه و... تبریز را دچار مصائب و ناملایمات بسیار كرد.15 تبریز در دوره قاجار ولیعهدنشین ایران بود و در جنبش مشروطیت و مبارزات ضد اشغالگری مردم علیه اجانب، از جمله مقابله با قشون روسیه تزاری، خاستگاه مبارزان ایران دوست و آزادیخواهان بسیاری از جمله ثقه‌الاسلام تبریزی، ستارخان، باقرخان و... بود.16 اعدام سیدعلی محمد شیرازی سركرده فرقه ضاله بابیه به فتوای علمای تبریز، اشغال آذربایجان از سوی ارتش شوروی سابق و به دنبال آن تشكیل حكومت دست نشانده فرقه دمكرات به دستور استالین در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم و جدایی یكساله آذربایجان و شهر تبریز از ایران، قیام مردم این شهر در دفع فتنه پیشه‌وری و ایادی بیگانه، قیام مردم تبریز در آغاز انقلاب بهمن 1356ش علیه حكومت بیگانه‌گرای پهلوی، از جمله حوادثی است كه نام تبریز را در تاریخ ایران بلند آوازه ساخته است.17 از نخستین قانون تقسیمات كشوری در 1302ش / 1341ق / 1923م تا حال حاضر، تبریز مركز خطه آذربایجان با نام‌های ایالت آذربایجان؛ استان سوم و آذربایجان شرقی، بوده است.18 در دهه‌های اخیر با احداث مراكز صنعتی، آموزشی و خدماتی متعدد، شهر تبریز گسترش چشمگیری یافته و جمعیت مهاجر بسیاری را به سوی خود جلب كره است، به گونه‌ای كه جمعیت شهر از 289996 تن در نخستین سرشماری ایران در 1335ش به 1191043 تن در سرشماری 1375ش19 و طبق برآوردها به 1365476 تن در 1384ش رسیده،20 یعنی در طول نزدیك به پنجاه سال حدوداً پنج برابر شده است. شهر تبریز با داشتن آثار تاریخی با ارزش از جمله مسجد كبود، ارگ علیشاه، عمارت ائل گلی (شاه گلی)، مجموعه بازار و تیمچه‌های زیبا و متعدد آن، مجموعه مقبرهالشعراء برخورداری از مراكز تفریحی و رفاهی جدید، نزدیكی به ارتفاعات كوه سهند و سواحل دریاچه اورمیه و جاذبه‌های طبیعی آن‌ها، همچنین دارا بودن مركزیت اقتصادی در منطقه، همه ساله پذیرای جهانگردان و مسافران بسیاری از داخل و خارج كشور است.21    
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[آذربایجان شرقی]]


'''شهر تبريز''' با مختصات جغرافيايي ً00 َ18 ْ46 طول شرقي و ً45 َ04 ْ38 عرض شمالي و ميانگين بارندگي ساليانة 308 ميلي‌متر و با آب و هوايي معتدل مايل به سرد، خشك و كوهستاني و با ارتفاع 1365 متر از سطح دريا،<sup>3</sup> در فاصلة 614  كيلومتري تهران واقع شده است.<sup>4</sup> شهر تبريز از طريق راه آهن به تهران و شبكه ريلي كشور متصل است و در پايان 1385ش افزون بر راه آسفالتة درجه يك، از طريق آزاد راه نيز به تهران وصل خواهد شد.<sup>5</sup> تبريز داراي فرودگاهي بين‌المللي و به لحاظ داشتن امكانات مختلف ارتباطي زميني و هوايي با داخل و خارج از كشور، داراي اهميت جغرافيايي و اقتصادي بسياري است. از شهر تبريز، در منابع تاريخي و جغرافيايي، با نام‌هاي مختلفي از جمله ''آكراتا''، ''آماتا''، ''تارماكيس''، ''تاورژ''، ''تربيز''، ''تاوريز''، ''توريز''، ''داوريژ''، ''دژ تارويي''، ''قازا'' و ... ياد شده و با لقب‌هاي دارالسلطنه و قبة‌الاسلام نيز شناخته مي‌شده است.<sup>6</sup>  در ''حدودالعالم'' و در بيش از يكهزار سال پيش از تبريز، به عنوان شهري «خرد» اما «با نعمت و آبادان» ياد شده، در حالي كه اردبيل (اردويل) و مراغه شهرهاي «عظيم» و بزرگ آذربايجان معرفي شده‌اند.<sup>7</sup> در ''البلدان'' نيز از تبريز در حد ديگر شهرهاي آذربايجان نام برده شده؛<sup>8</sup> اما ياقوت حموي در ''معجم‌البلدان'' تبريز را از شهرهاي مشهور آذربايجان مي‌داند كه آباد، زيبا و داراي باروهاي استوار با آجر و گچ است، چند رودخانه از ميان آن مي‌گذرد و گرداگرد آن را باغ‌ها فرا گرفته است. ضمناً ياقوت اضافه مي‌كند كه پيشتر تبريز ديهي بود تا اين‌كه به روزگار خلافت عباسيان صاحب مدنيت شد؛ به گونه‌اي كه در آن‌جا پارچه‌هاي عبايي و سقلاطون و ختايي و اطلس و سنج بافته و به ديگر شهرهاي خاور و باختر فرستاده مي‌شد.<sup>9</sup> بارتولد بناي شهر تبريز را به دورة اسلامي و به اواخر قرن هفتم ميلادي نسبت مي‌دهد و آن را در قرن دهم شهر مهمي نمي‌داند، تا اين‌كه در دورة غلبة مغول كه پايتخت سلسلة محلي اتابكان و سپس در قرن سيزدهم و در عصر سلطنت مغول، به عنوان پايتخت تمام ايران، بيش از گذشته به سوي توسعه و ترقي گام نهاد.<sup>10</sup> حمدالله مستوفي، تبريز را شهر اسلامي و قبة‌الاسلام ايران مي‌داند كه «زبيده خاتون منكوحة هارون‌الرشيد» آن را ساخت و آن شهر «دارالملك آذربايجان و نزهترين و معظم‌ترين بلاد ايران» گرديد.<sup>11</sup> مستوفي ضمن اشاره به زلزله‌هاي متعدد و ويرانگري كه در تبريز حادث شده به عمارات عالية شهر اشاره مي‌كند كه «مثل آن در تمامت ايران نيست» و ديگر اين‌كه «تبريز باغستان بسيار دارد و آب مهران رود كه از كوه سهند مي‌آيد و نهصد و چند كاريز كه ارباب ثروت اخراج كرده‌اند، در آن باغات صرف مي‌شود و هنوز كافي نيست».<sup>12</sup> لسترنج بناي شهر تبريز را به دست زوجة هارون‌الرشيد كه به نقل از حمدالله مستوفي در بسياري از منابع ديگر نيز آمده، امري بعيد مي‌داند و مي‌نويسد كه در هيچ سند تاريخي چنين چيزي يافت نشده است؛ اما به هر حال او نيز ورود تبريز به مرحله شهرنشيني را به دورة خلافت متوكل عباسي و به قرن سوم ق نسبت مي‌دهد.<sup>13</sup> ناصرخسرو، ماركوپولو، ابن‌بطوطه و ديگر سياحان عرب و نيز جهانگردان و سفيران اروپايي در سفرنامه‌هاي خود از تبريز به بزرگي ياد كرده‌اند، از جمله كلاويخو، فرستادة پادشاه اسپانيا به دربار تيمور كه حدود يك قرن پس از ماركوپولو، يعني در نخستين سال‌هاي قرن نهم ق از تبريز ديدن كرده از اين شهر چنين ياد مي‌كند: «در سراسر شهر خيابان‌هاي پهن و ميدان‌هاي وسيع هست كه در پيرامون آن‌ها ساختمان‌هاي بزرگ ديده مي‌‌شود... درسراسر تبريز ساختمان‌هاي زيبا و مساجد بسيار ديده مي‌شود، مخصوصاً مساجد با كاشي‌هاي آبي و طلايي آراسته شده‌اند».<sup>14</sup> تبريز در اوايل قرن دهم ق، پس از برآمدن صفويان و شروع سلطنت شاه اسماعيل براي چندمين بار به پايتختي ايران برگزيده شد، اما ديري نپايد كه به سبب نزديكي اين شهر به مرزهاي امپراتوري عثماني، رقيب و دشمن شاهان شيعه مذهب صفوي و جنگ و جدال و تهديد پايتخت، شهر قزوين و به دنبال آن شهر اصفهان به پايتختي انتخاب شد و بدين ترتيب تبريز در اواخر دورة صفوي از شتاب توسعة اولية خود بازماند؛ اما با اين حال ، اين شهر پس از اصفهان، همچنان بزرگ‌ترين شهر ايران بود. تجاوزات دولت عثماني و روسية تزاري به آذربايجان و مركز آن تبريز، در عصر صفويان و پس از آن به ويژه در جنگ هاي اول و دوم جهاني، همچنين وقوع زلزله‌هاي متعدد، قحطي و شيوع بيماري‌هاي مختلف، فتنة افاغنه و... تبريز را دچار مصائب و ناملايمات بسيار كرد.<sup>15</sup> تبريز در دورة قاجار وليعهدنشين ايران بود و در جنبش مشروطيت و مبارزات ضد اشغالگري مردم عليه اجانب، از جمله مقابله با قشون روسية تزاري، خاستگاه مبارزان ايران دوست و آزاديخواهان بسياري از جمله ثقة‌الاسلام تبريزي، ستارخان، باقرخان و... بود.<sup>16</sup> اعدام سيدعلي محمد شيرازي سركردة فرقة ضالة بابيه به فتواي علماي تبريز، اشغال آذربايجان از سوي ارتش شوروي سابق و به دنبال آن تشكيل حكومت دست نشاندة فرقة دمكرات به دستور استالين در سال‌هاي پاياني جنگ جهاني دوم و جدايي يكسالة آذربايجان و شهر تبريز از ايران، قيام مردم اين شهر در دفع فتنة پيشه‌وري و ايادي بيگانه، قيام مردم تبريز در آغاز انقلاب بهمن 1356ش عليه حكومت بيگانه‌گراي پهلوي، از جمله حوادثي است كه نام تبريز را در تاريخ ايران بلند آوازه ساخته است.<sup>17</sup> از نخستين قانون تقسيمات كشوري در 1302ش / 1341ق / 1923م تا حال حاضر، تبريز مركز خطة آذربايجان با نام‌هاي ايالت آذربايجان؛ استان سوم و آذربايجان شرقي، بوده است.<sup>18</sup> در دهه‌هاي اخير با احداث مراكز صنعتي، آموزشي و خدماتي متعدد، شهر تبريز گسترش چشمگيري يافته و جمعيت مهاجر بسياري را به سوي خود جلب كره است، به گونه‌اي كه جمعيت شهر از 289996 تن در نخستين سرشماري ايران در 1335ش به 1191043 تن در سرشماري 1375ش<sup>19</sup> و طبق برآوردها به 1365476 تن در 1384ش رسيده،<sup>20</sup> يعني در طول نزديك به پنجاه سال حدوداً پنج برابر شده است. شهر تبريز با داشتن آثار تاريخي با ارزش از جمله مسجد كبود، ارگ عليشاه، عمارت ائل گلي (شاه گلي)، مجموعه بازار و تيمچه‌هاي زيبا و متعدد آن، مجموعة مقبرةالشعراء برخورداري از مراكز تفريحي و رفاهي جديد، نزديكي به ارتفاعات كوه سهند و سواحل درياچة اورميه و جاذبه‌هاي طبيعي آن‌ها، همچنين دارا بودن مركزيت اقتصادي در منطقه، همه ساله پذيراي جهانگردان و مسافران بسياري از داخل و خارج كشور است.<sup>21</sup>    




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.     دفتر تقسيمات كشوري'''''. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري'''''. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384.
1.      


2.    مؤسسة گيتاشناسي. '''''اطلس گيتاشناسي استان‌هاي كشور'''''. تهران: گيتاشناسي، 1383.
2.  


3.     جعفري، عباس. '''''گيتاشناسي ايران'''''. ج 3، ''دايرة‌المعارف جغرافيايي ايران''، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 279-280.
3.     جعفری، عباس. '''''گیتاشناسی ایران'''''. ج 3، ''دایره‌المعارف جغرافیایی ایران''، چ 1، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 279-280.


4.    سازمان نقشه‌برداري كشور. '''''نقشة راه‌هاي ايران'''''. تهران: سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1384.
4.    سازمان نقشه‌برداری كشور. '''''نقشه راه‌های ایران'''''. تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1384.


5.    همانجا.
5.    همانجا.


6.     چكنگي، عليرضا. '''''فرهنگنامة تطبيقي نام‌هاي قديم و جديد مكان‌هاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور'''''. چ 1، مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1378، ص 183 و 184؛ افشار سيستاني، ايرج. '''''پژوهش در نام‌ شهرهاي ايران'''''. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص231 و 232.  
6.     چكنگی، علیرضا. '''''فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مكان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور'''''. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1378، ص 183 و 184؛ افشار سیستانی، ایرج. '''''پژوهش در نام‌ شهرهای ایران'''''. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص231 و 232.  


7.     '''''حدودالعالم من المشرق الي المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 158.  
7.     '''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 158.  


8.     يعقوبي، ابن‌ واضح. (احمد بن ابي‌يعقوب). '''''البلدان'''''. بيروت: دار احياء التراث العربي، 1408ق / 1988م، ص 41.
8.     یعقوبی، ابن‌ واضح. (احمد بن ابی‌یعقوب). '''''البلدان'''''. بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1408ق / 1988م، ص 41.


9.    حموي، ياقوت. '''''معجم‌البلدان'''''. به كوشش ووستنفلد، لايپزيك: 1866م، ج1، ص 822.
9.    حموی، یاقوت. '''''معجم‌البلدان'''''. به كوشش ووستنفلد، لایپزیك: 1866م، ج1، ص 822.


10.  بارتولد، و. '''''تذكرة جغرافيايي تاريخي ايران'''''. ترجمة حمزه سردادور، چ3، تهران: توس، 1372، ص223-224.
10.  بارتولد، و. '''''تذكره جغرافیایی تاریخی ایران'''''. ترجمه حمزه سردادور، چ3، تهران: توس، 1372، ص223-224.


11.  مستوفي، حمدالله. '''''نزهةالقلوب'''''. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 75.
11.  مستوفی، حمدالله. '''''نزههالقلوب'''''. به كوشش گای لسترنج، لیدن: بریل، 1333ق/1915م، ص 75.


12.  همان. ص 75-77.
12.  همان. ص 75-77.


13.  لسترنج، گاي. '''''جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي'''''. ترجمة محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص 173.
13.  لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 173.


Lestrange, G. '''''The Lands of the Eastern Caliphate'''''. Cambridge: University Press, 1905, P. 161.
Lestrange, G. '''''The Lands of the Eastern Caliphate'''''. Cambridge: University Press, 1905, P. 161.


14.  كلاويخو. '''''سفرنامه'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، چ3، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337، ص 160 و 161.
14.  كلاویخو. '''''سفرنامه'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، چ3، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337، ص 160 و 161.


15.  سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. '''''فرهنگ جغرافيايي شهرستان ‌هاي كشور''''' (شهرستان تبريز)، چ1، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، 1380، ص130-132.
15.  سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. '''''فرهنگ جغرافیایی شهرستان ‌های كشور''''' (شهرستان تبریز)، چ1، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1380، ص130-132.


16.  همان. ص 131 و 133.
16.  همان. ص 131 و 133.


17.  احمدي، حميد. '''''قوميت و قوم‌گرايي در ايران''''' '''''(از افسانه تا واقعيت)'''''. چ4، تهران: نشر ني، 1378، ص 135-139؛ مقصودي، مجتبي. '''''تحولات قومي در ايران؛ علل و زمينه‌ها'''''. چ1، تهران: مؤسسه مطالعات ملي، 1380،            ص263-271.
17.  احمدی، حمید. '''''قومیت و قوم‌گرایی در ایران''''' '''''(از افسانه تا واقعیت)'''''. چ4، تهران: نشر نی، 1378، ص 135-139؛ مقصودی، مجتبی. '''''تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه‌ها'''''. چ1، تهران: مؤسسه مطالعات ملی، 1380،            ص263-271.


18.  دفتر تقسيمات كشوري. '''''تاريخچة تقسيمات كشوري''''' . تهران: وزارت كشور، 1384. (بروشور)
18.  دفتر تقسیمات كشوری. '''''تاریخچه تقسیمات كشوری''''' . تهران: وزارت كشور، 1384. (بروشور)


19.  نورالهي، طه. '''''توزيع و طبقه‌بندي جمعيت شهرهاي ايران در سرشماري‌هاي 75-1335'''''. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 199 و 268.
19.  نورالهی، طه. '''''توزیع و طبقه‌بندی جمعیت شهرهای ایران در سرشماری‌های 75-1335'''''. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 199 و 268.


20.  مركز آمار ايران. '''''بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور'''''. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 31.
20.  مركز آمار ایران. '''''بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های كشور'''''. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 31.


21.  سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي. '''''جغرافياي استان آذربايجان شرقي'''''. چ3، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌هاي درسي ايران، 1381، ص 50-56.
21.  سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی. '''''جغرافیای استان آذربایجان شرقی'''''. چ3، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌های درسی ایران، 1381، ص 50-56.




غلامحسین تکمیل همایون
غلامحسین تکمیل همایون

نسخهٔ ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۱

ائل گلی نماد شهر تبریز ، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی ازhttps://safarmarket.com/

تبریز، نام مركز استان آذربایجان شرقی و نام شهرستانی به همین نام، واقع در شمال غربی كشور.

شهرستان تبریز، از شمال با شهرستان ورزقان، از شرق با شهرستان‌های هریس و بستان‌آباد، از جنوب با شهرستان اسكو و از غرب با شهرستان شبستر همسایه است[۱] و برابر با آخرین تقسیمات كشوری، این شهرستان دارای 2 بخش، 4 شهر و 6 دهستان است[۲].

شهر تبریز با مختصات جغرافیایی ً00 َ18 ْ46 طول شرقی و ً45 َ04 ْ38 عرض شمالی و میانگین بارندگی سالیانه 308 میلی‌متر و با آب و هوایی معتدل مایل به سرد، خشك و كوهستانی و با ارتفاع 1365 متر از سطح دریا،3 در فاصله 614  كیلومتری تهران واقع شده است.4 شهر تبریز از طریق راه آهن به تهران و شبكه ریلی كشور متصل است و در پایان 1385ش افزون بر راه آسفالته درجه یك، از طریق آزاد راه نیز به تهران وصل خواهد شد.5 تبریز دارای فرودگاهی بین‌المللی و به لحاظ داشتن امكانات مختلف ارتباطی زمینی و هوایی با داخل و خارج از كشور، دارای اهمیت جغرافیایی و اقتصادی بسیاری است. از شهر تبریز، در منابع تاریخی و جغرافیایی، با نام‌های مختلفی از جمله آكراتا، آماتا، تارماكیس، تاورژ، تربیز، تاوریز، توریز، داوریژ، دژ تارویی، قازا و ... یاد شده و با لقب‌های دارالسلطنه و قبه‌الاسلام نیز شناخته می‌شده است.6  در حدودالعالم و در بیش از یكهزار سال پیش از تبریز، به عنوان شهری «خرد» اما «با نعمت و آبادان» یاد شده، در حالی كه اردبیل (اردویل) و مراغه شهرهای «عظیم» و بزرگ آذربایجان معرفی شده‌اند.7 در البلدان نیز از تبریز در حد دیگر شهرهای آذربایجان نام برده شده؛8 اما یاقوت حموی در معجم‌البلدان تبریز را از شهرهای مشهور آذربایجان می‌داند كه آباد، زیبا و دارای باروهای استوار با آجر و گچ است، چند رودخانه از میان آن می‌گذرد و گرداگرد آن را باغ‌ها فرا گرفته است. ضمناً یاقوت اضافه می‌كند كه پیشتر تبریز دیهی بود تا این‌كه به روزگار خلافت عباسیان صاحب مدنیت شد؛ به گونه‌ای كه در آن‌جا پارچه‌های عبایی و سقلاطون و ختایی و اطلس و سنج بافته و به دیگر شهرهای خاور و باختر فرستاده می‌شد.9 بارتولد بنای شهر تبریز را به دوره اسلامی و به اواخر قرن هفتم میلادی نسبت می‌دهد و آن را در قرن دهم شهر مهمی نمی‌داند، تا این‌كه در دوره غلبه مغول كه پایتخت سلسله محلی اتابكان و سپس در قرن سیزدهم و در عصر سلطنت مغول، به عنوان پایتخت تمام ایران، بیش از گذشته به سوی توسعه و ترقی گام نهاد.10 حمدالله مستوفی، تبریز را شهر اسلامی و قبه‌الاسلام ایران می‌داند كه «زبیده خاتون منكوحه هارون‌الرشید» آن را ساخت و آن شهر «دارالملك آذربایجان و نزهترین و معظم‌ترین بلاد ایران» گردید.11 مستوفی ضمن اشاره به زلزله‌های متعدد و ویرانگری كه در تبریز حادث شده به عمارات عالیه شهر اشاره می‌كند كه «مثل آن در تمامت ایران نیست» و دیگر این‌كه «تبریز باغستان بسیار دارد و آب مهران رود كه از كوه سهند می‌آید و نهصد و چند كاریز كه ارباب ثروت اخراج كرده‌اند، در آن باغات صرف می‌شود و هنوز كافی نیست».12 لسترنج بنای شهر تبریز را به دست زوجه هارون‌الرشید كه به نقل از حمدالله مستوفی در بسیاری از منابع دیگر نیز آمده، امری بعید می‌داند و می‌نویسد كه در هیچ سند تاریخی چنین چیزی یافت نشده است؛ اما به هر حال او نیز ورود تبریز به مرحله شهرنشینی را به دوره خلافت متوكل عباسی و به قرن سوم ق نسبت می‌دهد.13 ناصرخسرو، ماركوپولو، ابن‌بطوطه و دیگر سیاحان عرب و نیز جهانگردان و سفیران اروپایی در سفرنامه‌های خود از تبریز به بزرگی یاد كرده‌اند، از جمله كلاویخو، فرستاده پادشاه اسپانیا به دربار تیمور كه حدود یك قرن پس از ماركوپولو، یعنی در نخستین سال‌های قرن نهم ق از تبریز دیدن كرده از این شهر چنین یاد می‌كند: «در سراسر شهر خیابان‌های پهن و میدان‌های وسیع هست كه در پیرامون آن‌ها ساختمان‌های بزرگ دیده می‌‌شود... درسراسر تبریز ساختمان‌های زیبا و مساجد بسیار دیده می‌شود، مخصوصاً مساجد با كاشی‌های آبی و طلایی آراسته شده‌اند».14 تبریز در اوایل قرن دهم ق، پس از برآمدن صفویان و شروع سلطنت شاه اسماعیل برای چندمین بار به پایتختی ایران برگزیده شد، اما دیری نپاید كه به سبب نزدیكی این شهر به مرزهای امپراتوری عثمانی، رقیب و دشمن شاهان شیعه مذهب صفوی و جنگ و جدال و تهدید پایتخت، شهر قزوین و به دنبال آن شهر اصفهان به پایتختی انتخاب شد و بدین ترتیب تبریز در اواخر دوره صفوی از شتاب توسعه اولیه خود بازماند؛ اما با این حال ، این شهر پس از اصفهان، همچنان بزرگ‌ترین شهر ایران بود. تجاوزات دولت عثمانی و روسیه تزاری به آذربایجان و مركز آن تبریز، در عصر صفویان و پس از آن به ویژه در جنگ های اول و دوم جهانی، همچنین وقوع زلزله‌های متعدد، قحطی و شیوع بیماری‌های مختلف، فتنه افاغنه و... تبریز را دچار مصائب و ناملایمات بسیار كرد.15 تبریز در دوره قاجار ولیعهدنشین ایران بود و در جنبش مشروطیت و مبارزات ضد اشغالگری مردم علیه اجانب، از جمله مقابله با قشون روسیه تزاری، خاستگاه مبارزان ایران دوست و آزادیخواهان بسیاری از جمله ثقه‌الاسلام تبریزی، ستارخان، باقرخان و... بود.16 اعدام سیدعلی محمد شیرازی سركرده فرقه ضاله بابیه به فتوای علمای تبریز، اشغال آذربایجان از سوی ارتش شوروی سابق و به دنبال آن تشكیل حكومت دست نشانده فرقه دمكرات به دستور استالین در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم و جدایی یكساله آذربایجان و شهر تبریز از ایران، قیام مردم این شهر در دفع فتنه پیشه‌وری و ایادی بیگانه، قیام مردم تبریز در آغاز انقلاب بهمن 1356ش علیه حكومت بیگانه‌گرای پهلوی، از جمله حوادثی است كه نام تبریز را در تاریخ ایران بلند آوازه ساخته است.17 از نخستین قانون تقسیمات كشوری در 1302ش / 1341ق / 1923م تا حال حاضر، تبریز مركز خطه آذربایجان با نام‌های ایالت آذربایجان؛ استان سوم و آذربایجان شرقی، بوده است.18 در دهه‌های اخیر با احداث مراكز صنعتی، آموزشی و خدماتی متعدد، شهر تبریز گسترش چشمگیری یافته و جمعیت مهاجر بسیاری را به سوی خود جلب كره است، به گونه‌ای كه جمعیت شهر از 289996 تن در نخستین سرشماری ایران در 1335ش به 1191043 تن در سرشماری 1375ش19 و طبق برآوردها به 1365476 تن در 1384ش رسیده،20 یعنی در طول نزدیك به پنجاه سال حدوداً پنج برابر شده است. شهر تبریز با داشتن آثار تاریخی با ارزش از جمله مسجد كبود، ارگ علیشاه، عمارت ائل گلی (شاه گلی)، مجموعه بازار و تیمچه‌های زیبا و متعدد آن، مجموعه مقبرهالشعراء برخورداری از مراكز تفریحی و رفاهی جدید، نزدیكی به ارتفاعات كوه سهند و سواحل دریاچه اورمیه و جاذبه‌های طبیعی آن‌ها، همچنین دارا بودن مركزیت اقتصادی در منطقه، همه ساله پذیرای جهانگردان و مسافران بسیاری از داخل و خارج كشور است.21    

نیز نگاه کنید به


مآخذ:

1.    

2.

3.     جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج 3، دایره‌المعارف جغرافیایی ایران، چ 1، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 279-280.

4.    سازمان نقشه‌برداری كشور. نقشه راه‌های ایران. تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1384.

5.    همانجا.

6.     چكنگی، علیرضا. فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مكان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1378، ص 183 و 184؛ افشار سیستانی، ایرج. پژوهش در نام‌ شهرهای ایران. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص231 و 232.

7.     حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 158.

8.     یعقوبی، ابن‌ واضح. (احمد بن ابی‌یعقوب). البلدان. بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1408ق / 1988م، ص 41.

9.    حموی، یاقوت. معجم‌البلدان. به كوشش ووستنفلد، لایپزیك: 1866م، ج1، ص 822.

10.  بارتولد، و. تذكره جغرافیایی تاریخی ایران. ترجمه حمزه سردادور، چ3، تهران: توس، 1372، ص223-224.

11.  مستوفی، حمدالله. نزههالقلوب. به كوشش گای لسترنج، لیدن: بریل، 1333ق/1915م، ص 75.

12.  همان. ص 75-77.

13.  لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 173.

Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 161.

14.  كلاویخو. سفرنامه. ترجمه مسعود رجب‌نیا، چ3، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337، ص 160 و 161.

15.  سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. فرهنگ جغرافیایی شهرستان ‌های كشور (شهرستان تبریز)، چ1، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1380، ص130-132.

16.  همان. ص 131 و 133.

17.  احمدی، حمید. قومیت و قوم‌گرایی در ایران (از افسانه تا واقعیت). چ4، تهران: نشر نی، 1378، ص 135-139؛ مقصودی، مجتبی. تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه‌ها. چ1، تهران: مؤسسه مطالعات ملی، 1380،            ص263-271.

18.  دفتر تقسیمات كشوری. تاریخچه تقسیمات كشوری . تهران: وزارت كشور، 1384. (بروشور)

19.  نورالهی، طه. توزیع و طبقه‌بندی جمعیت شهرهای ایران در سرشماری‌های 75-1335. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 199 و 268.

20.  مركز آمار ایران. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های كشور. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 31.

21.  سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی. جغرافیای استان آذربایجان شرقی. چ3، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌های درسی ایران، 1381، ص 50-56.


غلامحسین تکمیل همایون

  1. دفتر تقسیمات كشوری. نشریة عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری. تهران: دفتر تقسیمات كشوری (وزارت كشور)، 1384.
  2.    مؤسسه گیتاشناسی. اطلس گیتاشناسی استان‌های كشور. تهران: گیتاشناسی، 1383.