پرش به محتوا

حیات پس از مرگ (در دین زرتشتی): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''حيات پس از مرگ (در دين زرتشتي)'''، سرنوشت روان پس از مرگ و پاداش و كيفر هر شخص در جهان ديگر كه در نهايت به رستاخيز و سرنوشت نهايي جهان نيز ارتباط مي‌يابد.  
'''حیات پس از مرگ (در دین زرتشتی)'''، سرنوشت روان پس از مرگ و پاداش و کیفر هر شخص در جهان دیگر که در نهایت به رستاخیز و سرنوشت نهایی جهان نیز ارتباط می‌یابد.  


در ''گاثاها'' (سروده‌هاي [[زرتشت]] و مهم‌ترين و كهن‌ترين بخش ''اوستا'') چندين بار به پلي مربوط به جهان پسين (پل چينوَد) و عبور آسان درستكاران و دشوار شريران از آن برمي خوريم؛ اين روان يا دَئِنا (وجدان يا دين) درگذشتگان است كه بايد از پل بگذرد. در ''گاثاها'' به ارتباط آتش و سروش با داوري روان‌ها و تقسيم پاداش اشاره شده است: پرهيزكاران بهترين پاداش‌ها را مي‌گيرند و بدكاران سزاوار كيفرهاي مختلف‌اند. جايگاه پرهيزكاران با نا‌م‌هاي مختلفي از جمله «بهترين هستي»، «خانة اهورا مزدا»، «گَرودمان»... و جايگاه دُروندان با نام‌هاي «خانة دروج» و «بدترين هستي» آمده است.<sup>1</sup> جايگاه كساني را هم كه اعمال نيك و بدشان برابر است با واژه‌اي نام برده‌اند كه برخي آن را معادل هَميستَگان (= برزخ) پهلوي مي‌دانند.<sup>2</sup>
در ''گاثاها'' (سروده‌های [[زرتشت]] و مهم‌ترین و کهن‌ترین بخش ''اوستا'') چندین بار به پلی مربوط به جهان پسین (پل چینوَد) و عبور آسان درستکاران و دشوار شریران از آن برمی خوریم؛ این روان یا دَئِنا (وجدان یا دین) درگذشتگان است که باید از پل بگذرد. در ''گاثاها'' به ارتباط آتش و سروش با داوری روان‌ها و تقسیم پاداش اشاره شده است: پرهیزکاران بهترین پاداش‌ها را می‌گیرند و بدکاران سزاوار کیفرهای مختلف‌اند. جایگاه پرهیزکاران با نا‌م‌های مختلفی از جمله «بهترین هستی»، «خانه اهورا مزدا»، «گَرودمان»... و جایگاه دُروندان با نام‌های «خانه دروج» و «بدترین هستی» آمده است<ref>Humbach, H., '''''The Gāthās of Zarathushtea'''''. Heidelberg: 1991, I/135, 136,131, 152, 155, 171, 175.</ref>. جایگاه کسانی را هم که اعمال نیک و بدشان برابر است با واژه‌ای نام برده‌اند که برخی آن را معادل هَمیستَگان (= برزخ) پهلوی می‌دانند<ref>Humbach, H., '''''The Gāthās of Zarathushtea'''''. Heidelberg: II/93, I/136.</ref>.


در اوستاي نو، در ''هادُخت نَسْك''، بخشي به سرنوشت روان پرهيزكاران و بخشي ديگر به سرنوشت روان شريران اختصاص يافته است. در ''ونديداد'' نيز مطالب اندكي دربارة سرنوشت روان پس از مرگ قابل ملاحظه است.<sup>3</sup>
در اوستای نو، در ''هادُخت نَسْک''، بخشی به سرنوشت روان پرهیزکاران و بخشی دیگر به سرنوشت روان شریران اختصاص یافته است. در ''وندیداد'' نیز مطالب اندکی درباره سرنوشت روان پس از مرگ قابل ملاحظه است<ref>'''''اوستا.''''' ترجمه جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1370، ج 1، ص 509-515، ج 2، ص 869-871.</ref>.


آنچه در متون پهلوي آمده تفصيل همان مباني ''گاثاهايي'' و مطالب اجمالي اوستاي نو است. در اين آثار، روان شخص سه شب در اطراف كالبد شخص درگذشته مي‌گردد و اميد به بازگشت به تن را دارد. در بامداد روز چهارم همراه با ايزد سروش، واي نيك و بهرام به سوي پل مي‌رود، در حالي كه ديوان آن را تهديد مي‌كنند.<sup>4</sup>
آنچه در متون پهلوی آمده تفصیل همان مبانی ''گاثاهایی'' و مطالب اجمالی اوستای نو است. در این آثار، روان شخص سه شب در اطراف کالبد شخص درگذشته می‌گردد و امید به بازگشت به تن را دارد. در بامداد روز چهارم همراه با ایزد سروش، وای نیک و بهرام به سوی پل می‌رود، در حالی که دیوان آن را تهدید می‌کنند<ref>'''''مینوی خرد'''''. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 24. </ref>.


در ابتداي پل، نخستين داوري صورت مي‌گيرد؛ رياست اين داوري را مهر بر عهده دارد و همراهان او سروش ورشن هستند. اين داوري كاملاً عادلانه است و هيچ تفاوتي بين افراد به لحاظ مقام و رتبه قائل نمي‌شوند.<sup>5</sup> اين نيز گفته شده كه داوري بر عهدة رشن، اَشْتاد و زامياد است.<sup>6</sup> اگر اعمال نيك فرد افزون باشد، پل چينود براي عبور او فراخ مي‌شود تا به راحتي از آن گذر كند و ايزدان سروش و آذر به او كمك مي‌كنند. همچنين دوشيزه‌اي زيبارو، كه تشخص وجدان فرد است، او را رهنمون مي‌شود تا از پل عبور كند. روان سه گام برمي‌دارد و با اين سه گام از سه طبقة بهشت، يعني ستاره پايه، ماه پايه و خورشيد پايه گذر مي‌كند و با گام چهارم به روشني بي‌پايان (گرودمان) مي‌رسد. ايزدان و امشاسپندان به استقبال او مي‌آيند و برايش خوراك بهشتي مهيا مي‌كنند و تا رستاخيز اين خوراك او خواهد بود.<sup>7</sup> اما روان فردي كه اعمال بدش بيشتر از كارهاي نيك اوست، سه شب آغازين پس از مرگ را با دشواري پشت سر مي‌گذارد و پس از داوري اوليه، با همراهي عجوزه‌اي زشت‌رو ـ كه تجسم وجدان وي است ـ روي پل چينود، كه چون لبة تيغي است، مي‌رود. وي پس از برداشتن سه گام بر پل با گام چهارم به دوزخ فرو مي‌افتد.<sup>8</sup> در دوزخ گناهكاران ديگر به پيشواز او مي‌آيند و برايش بدترين خوراك را آماده مي‌كنند كه تا رستاخيز خوراك او خواهد بود.<sup>9</sup> اگر گناه و ثواب فرد برابر باشد، به هميستگان مي‌رود، جايي كه روان‌هاي داراي اعمال آميختة نيك و بد در آن هستند.<sup>10</sup>
در ابتدای پل، نخستین داوری صورت می‌گیرد؛ ریاست این داوری را مهر بر عهده دارد و همراهان او سروش ورشن هستند. این داوری کاملاً عادلانه است و هیچ تفاوتی بین افراد به لحاظ مقام و رتبه قائل نمی‌شوند<ref>بویس، مری. '''''زرتشتیان، باورها و آداب دینی آن‌ها'''''. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 51 و 52؛  '''''مینوی خرد'''''. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379،  ص 24-25؛
 
در دين مزدايي، اين سرنوشت ابدي ارواح نيست. روان‌هاي درستكاران شادي كامل را پس از نوسازي نهائي عالم وجود به دست مي‌آورند و دوزخ نيز جايگاهي موقت براي اصلاح است كه با گناه تناسب دارد و مجازات‌هاي فردي بر حسب اعمال نيك فرد تعديل مي‌شوند.<sup>11</sup> كتاب ''ارداويرافنامه''، كه يكي از مهم‌ترين منابع شناخت دربارة جهان ديگر در تفكر زرتشتي است، نشان مي‌دهد كه اكثر پاداش‌ها و عذاب‌ها جسماني هستند، نه صرفاً معنوي و روحاني.<sup>12</sup> قضاوت نهايي پس از رستاخيز «وتنِ پسين» صورت مي‌گيرد. پارسايان از بدكاران جدا خواهند شد و رودي از فلز مذاب جريان خواهد يافت كه همه بايد از آن عبور كنند. آن‌هايي كه غير قابل اصلاح بوده‌اند، نابود خواهند شد و ساير مردمان جاودانه بر زمين شاد خواهند زيست.<sup>13</sup>
 
باور زرتشتي دربارة زندگي پس از مرگ نشان از جاودانگي انسان و جايگاه حقيقي او دارد، زيرا مرگ سلاح اهريمن است و اگر مرگ پايان همه چيز مي‌بود، اهريمن پيروز نبرد بزرگ كيهاني مي‌بود. 
 
'''مآخذ:'''
 
1-    Humbach, H., '''''The Gāthās of Zarathushtea'''''. Heidelberg: 1991, I/135, 136,131, 152, 155, 171, 175.
 
2-    Ibid. II/93, I/136.
 
3-    '''''اوستا.''''' ترجمة جليل دوستخواه، تهران: مرواريد، 1370، ج 1، ص 509-515، ج 2، ص 869-871.
 
4-    '''''مينوي خرد'''''. ترجمة احمد تفضلي، تهران: توس، 1379، ص 24.
 
5-    بويس، مري. '''''زرتشتيان، باورها و آداب ديني آن‌ها'''''. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: ققنوس، 1381، ص 51 و 52؛ '''''مينوي خرد'''''. ص 24-25؛


Boyce, M. '''''Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 27.
Boyce, M. '''''Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 27.


Tafażżolī, A. «Činwadpuhl», '''''Encyclopaedia Iranica'''''. 1992, Vol  V, P. 594.
Tafażżolī, A. «Činwadpuhl», '''''Encyclopaedia Iranica'''''. 1992, Vol  V, P. 594.</ref>. این نیز گفته شده که داوری بر عهده رشن، اَشْتاد و زامیاد است<ref>'''''The Complete text of the Pahlavi Dinkard''''', ed. D.M. Madan, Bombay: 1911, Vol II, P. 809.</ref>. اگر اعمال نیک فرد افزون باشد، پل چینود برای عبور او فراخ می‌شود تا به راحتی از آن گذر کند و ایزدان سروش و آذر به او کمک می‌کنند. همچنین دوشیزه‌ای زیبارو، که تشخص وجدان فرد است، او را رهنمون می‌شود تا از پل عبور کند. روان سه گام برمی‌دارد و با این سه گام از سه طبقه بهشت، یعنی ستاره پایه، ماه پایه و خورشید پایه گذر می‌کند و با گام چهارم به روشنی بی‌پایان (گرودمان) می‌رسد. ایزدان و امشاسپندان به استقبال او می‌آیند و برایش خوراک بهشتی مهیا می‌کنند و تا رستاخیز این خوراک او خواهد بود<ref>'''''روایت پهلوی'''''. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 35 و 36؛ '''''بندهش'''''. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131؛ '''''مینوی خرد'''''. ص 26؛ هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 101؛
 
6-    '''''The Complete text of the Pahlavi Dinkard''''', ed. D.M. Madan, Bombay: 1911, Vol II, P. 809.
 
7-    '''''روايت پهلوي'''''. ترجمة مهشيد ميرفخرايي، تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1367، ص 35 و 36؛ '''''بندهش'''''. ترجمة مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131؛ '''''مينوي خرد'''''. ص 26؛ هينلز، جان. '''''شناخت اساطير ايران'''''. ترجمة ژاله آموزگار و احمد تفضلي، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 101؛  
 
Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, P. 62; Tafażżolī. Ibid.
 
8-    '''''مينوي''''' '''''خرد'''''. ص 26-27؛ '''''بندهش'''''. ص 130-131؛ '''''روايت''''' '''''پهلوي'''''، ص 36-37.


9-    '''''روايت''''' '''''پهلوي'''''. ص 37.  
Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, P. 62; Tafażżolī. Ibid.</ref>. اما روان فردی که اعمال بدش بیشتر از کارهای نیک اوست، سه شب آغازین پس از مرگ را با دشواری پشت سر می‌گذارد و پس از داوری اولیه، با همراهی عجوزه‌ای زشت‌رو ـ که تجسم وجدان وی است ـ روی پل چینود، که چون لبه تیغی است، می‌رود. وی پس از برداشتن سه گام بر پل با گام چهارم به دوزخ فرو می‌افتد<ref>'''''مینوی''''' '''''خرد'''''. ص 26-27؛ '''''بندهش'''''. ص 130-131؛ '''''روایت''''' '''''پهلوی'''''، ص 36-37.</ref>. در دوزخ گناهکاران دیگر به پیشواز او می‌آیند و برایش بدترین خوراک را آماده می‌کنند که تا رستاخیز خوراک او خواهد بود<ref>'''''روایت پهلوی'''''. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 35 و 36؛ '''''بندهش'''''. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131؛ '''''مینوی خرد'''''. ص 26؛ هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 37. </ref>. اگر گناه و ثواب فرد برابر باشد، به همیستگان می‌رود، جایی که روان‌های دارای اعمال آمیخته نیک و بد در آن هستند<ref>'''''بندهش'''''. ص 131. </ref>.


10-  '''''بندهش'''''. ص 131.  
در دین مزدایی، این سرنوشت ابدی ارواح نیست. روان‌های درستکاران شادی کامل را پس از نوسازی نهائی عالم وجود به دست می‌آورند و دوزخ نیز جایگاهی موقت برای اصلاح است که با گناه تناسب دارد و مجازات‌های فردی بر حسب اعمال نیک فرد تعدیل می‌شوند<ref>بویس. همان. ص 52؛ هینلز. همان. ص 100 و 103؛ Hinnels. Ibid. PP. 62, 64.</ref>. کتاب ''ارداویرافنامه''، که یکی از مهم‌ترین منابع شناخت درباره جهان دیگر در تفکر زرتشتی است، نشان می‌دهد که اکثر پاداش‌ها و عذاب‌ها جسمانی هستند، نه صرفاً معنوی و روحانی<ref>فیلیپ ژینیو. مقدمه '''''ارداویرافنامه'''''. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: معین / انجمن ایران‌شناسی فرانسه، 1372، ص 11 و 12.</ref>. قضاوت نهایی پس از رستاخیز «وتنِ پسین» صورت می‌گیرد. پارسایان از بدکاران جدا خواهند شد و رودی از فلز مذاب جریان خواهد یافت که همه باید از آن عبور کنند. آن‌هایی که غیر قابل اصلاح بوده‌اند، نابود خواهند شد و سایر مردمان جاودانه بر زمین شاد خواهند زیست<ref>بویس. همان. ص 52-53.</ref>.  


11-  بويس. همان. ص 52؛ هينلز. همان. ص 100 و 103؛ Hinnels. Ibid. PP. 62, 64.
باور زرتشتی درباره زندگی پس از مرگ نشان از جاودانگی انسان و جایگاه حقیقی او دارد، زیرا مرگ سلاح اهریمن است و اگر مرگ پایان همه چیز می‌بود، اهریمن پیروز نبرد بزرگ کیهانی می‌بود.


12-  فيليپ ژينيو. مقدمة '''''ارداويرافنامه'''''. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: معين / انجمن ايران‌شناسي فرانسه، 1372، ص 11 و 12.
== نیز نگاه کنید به ==


13-  بويس. همان. ص 52-53.
== '''مآخذ''' ==

نسخهٔ ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۱۳

حیات پس از مرگ (در دین زرتشتی)، سرنوشت روان پس از مرگ و پاداش و کیفر هر شخص در جهان دیگر که در نهایت به رستاخیز و سرنوشت نهایی جهان نیز ارتباط می‌یابد.

در گاثاها (سروده‌های زرتشت و مهم‌ترین و کهن‌ترین بخش اوستا) چندین بار به پلی مربوط به جهان پسین (پل چینوَد) و عبور آسان درستکاران و دشوار شریران از آن برمی خوریم؛ این روان یا دَئِنا (وجدان یا دین) درگذشتگان است که باید از پل بگذرد. در گاثاها به ارتباط آتش و سروش با داوری روان‌ها و تقسیم پاداش اشاره شده است: پرهیزکاران بهترین پاداش‌ها را می‌گیرند و بدکاران سزاوار کیفرهای مختلف‌اند. جایگاه پرهیزکاران با نا‌م‌های مختلفی از جمله «بهترین هستی»، «خانه اهورا مزدا»، «گَرودمان»... و جایگاه دُروندان با نام‌های «خانه دروج» و «بدترین هستی» آمده است[۱]. جایگاه کسانی را هم که اعمال نیک و بدشان برابر است با واژه‌ای نام برده‌اند که برخی آن را معادل هَمیستَگان (= برزخ) پهلوی می‌دانند[۲].

در اوستای نو، در هادُخت نَسْک، بخشی به سرنوشت روان پرهیزکاران و بخشی دیگر به سرنوشت روان شریران اختصاص یافته است. در وندیداد نیز مطالب اندکی درباره سرنوشت روان پس از مرگ قابل ملاحظه است[۳].

آنچه در متون پهلوی آمده تفصیل همان مبانی گاثاهایی و مطالب اجمالی اوستای نو است. در این آثار، روان شخص سه شب در اطراف کالبد شخص درگذشته می‌گردد و امید به بازگشت به تن را دارد. در بامداد روز چهارم همراه با ایزد سروش، وای نیک و بهرام به سوی پل می‌رود، در حالی که دیوان آن را تهدید می‌کنند[۴].

در ابتدای پل، نخستین داوری صورت می‌گیرد؛ ریاست این داوری را مهر بر عهده دارد و همراهان او سروش ورشن هستند. این داوری کاملاً عادلانه است و هیچ تفاوتی بین افراد به لحاظ مقام و رتبه قائل نمی‌شوند[۵]. این نیز گفته شده که داوری بر عهده رشن، اَشْتاد و زامیاد است[۶]. اگر اعمال نیک فرد افزون باشد، پل چینود برای عبور او فراخ می‌شود تا به راحتی از آن گذر کند و ایزدان سروش و آذر به او کمک می‌کنند. همچنین دوشیزه‌ای زیبارو، که تشخص وجدان فرد است، او را رهنمون می‌شود تا از پل عبور کند. روان سه گام برمی‌دارد و با این سه گام از سه طبقه بهشت، یعنی ستاره پایه، ماه پایه و خورشید پایه گذر می‌کند و با گام چهارم به روشنی بی‌پایان (گرودمان) می‌رسد. ایزدان و امشاسپندان به استقبال او می‌آیند و برایش خوراک بهشتی مهیا می‌کنند و تا رستاخیز این خوراک او خواهد بود[۷]. اما روان فردی که اعمال بدش بیشتر از کارهای نیک اوست، سه شب آغازین پس از مرگ را با دشواری پشت سر می‌گذارد و پس از داوری اولیه، با همراهی عجوزه‌ای زشت‌رو ـ که تجسم وجدان وی است ـ روی پل چینود، که چون لبه تیغی است، می‌رود. وی پس از برداشتن سه گام بر پل با گام چهارم به دوزخ فرو می‌افتد[۸]. در دوزخ گناهکاران دیگر به پیشواز او می‌آیند و برایش بدترین خوراک را آماده می‌کنند که تا رستاخیز خوراک او خواهد بود[۹]. اگر گناه و ثواب فرد برابر باشد، به همیستگان می‌رود، جایی که روان‌های دارای اعمال آمیخته نیک و بد در آن هستند[۱۰].

در دین مزدایی، این سرنوشت ابدی ارواح نیست. روان‌های درستکاران شادی کامل را پس از نوسازی نهائی عالم وجود به دست می‌آورند و دوزخ نیز جایگاهی موقت برای اصلاح است که با گناه تناسب دارد و مجازات‌های فردی بر حسب اعمال نیک فرد تعدیل می‌شوند[۱۱]. کتاب ارداویرافنامه، که یکی از مهم‌ترین منابع شناخت درباره جهان دیگر در تفکر زرتشتی است، نشان می‌دهد که اکثر پاداش‌ها و عذاب‌ها جسمانی هستند، نه صرفاً معنوی و روحانی[۱۲]. قضاوت نهایی پس از رستاخیز «وتنِ پسین» صورت می‌گیرد. پارسایان از بدکاران جدا خواهند شد و رودی از فلز مذاب جریان خواهد یافت که همه باید از آن عبور کنند. آن‌هایی که غیر قابل اصلاح بوده‌اند، نابود خواهند شد و سایر مردمان جاودانه بر زمین شاد خواهند زیست[۱۳].

باور زرتشتی درباره زندگی پس از مرگ نشان از جاودانگی انسان و جایگاه حقیقی او دارد، زیرا مرگ سلاح اهریمن است و اگر مرگ پایان همه چیز می‌بود، اهریمن پیروز نبرد بزرگ کیهانی می‌بود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Humbach, H., The Gāthās of Zarathushtea. Heidelberg: 1991, I/135, 136,131, 152, 155, 171, 175.
  2. Humbach, H., The Gāthās of Zarathushtea. Heidelberg: II/93, I/136.
  3. اوستا. ترجمه جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1370، ج 1، ص 509-515، ج 2، ص 869-871.
  4. مینوی خرد. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 24.
  5. بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آن‌ها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 51 و 52؛  مینوی خرد. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 24-25؛ Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 27. Tafażżolī, A. «Činwadpuhl», Encyclopaedia Iranica. 1992, Vol  V, P. 594.
  6. The Complete text of the Pahlavi Dinkard, ed. D.M. Madan, Bombay: 1911, Vol II, P. 809.
  7. روایت پهلوی. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 35 و 36؛ بندهش. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131؛ مینوی خرد. ص 26؛ هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 101؛ Hinnells, J.R. Persian Mythology. London: Hamlyn, 1975, P. 62; Tafażżolī. Ibid.
  8. مینوی خرد. ص 26-27؛ بندهش. ص 130-131؛ روایت پهلوی، ص 36-37.
  9. روایت پهلوی. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 35 و 36؛ بندهش. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131؛ مینوی خرد. ص 26؛ هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 37.
  10. بندهش. ص 131.
  11. بویس. همان. ص 52؛ هینلز. همان. ص 100 و 103؛ Hinnels. Ibid. PP. 62, 64.
  12. فیلیپ ژینیو. مقدمه ارداویرافنامه. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: معین / انجمن ایران‌شناسی فرانسه، 1372، ص 11 و 12.
  13. بویس. همان. ص 52-53.