پرش به محتوا

شِمر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''شِمر،''' ابن ذي الجوشن ضبابي كلابي از رؤساي هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وي از تابعان و فرماندهان بي‌رحم، شقي و جنايتكار سپاه كوفه و از بزرگ‌ترين قاتلان و مسببان شهادت امام حسين(ع) و اهلبيت و اصحابش در قيام كربلاء شصت و يكم هجري بود. نامش را شر حبيل و ا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''شِمر،''' ابن ذي الجوشن ضبابي كلابي از رؤساي هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وي از تابعان و فرماندهان بي‌رحم، شقي و جنايتكار سپاه كوفه و از بزرگ‌ترين قاتلان و مسببان شهادت امام حسين(ع) و اهلبيت و اصحابش در قيام كربلاء شصت و يكم هجري بود. نامش را شر حبيل و ابوسابغه نيز گفته‌اند.<sup>1</sup> دز نزد عامه مردم به شمر به كسر شين معروف گرديده است. پدرش ابوشمر معروف به ذي‌الجوشن كه در آغاز اسلام از مسلمان شدن امتناع نمود و به خواسته پيامبر(ص) در اسلام آوردن، وقعي ننهاد و پس از پيروزي مسلمانان در جنگ بدر اسلام آورد.<sup>2</sup> از مادرش به پست فطرتي و پليدي ذات ياد مي‌كنند تا جايي كه به نقل مثالب بن محمد كلبي، وي هنگام جابجايي گوسفندانش، دامنش به گناه آلوده گشته و فرزندش شِمر از راه نامشروع به دنيا آمد.<sup>3</sup> شِمر با اميرالمؤمنين(ع) بيعت نمود و در جنگ صفين در لشگر امام علي(ع) حضور داشت و در نبرد با ادهم بن محرز باهلي از سپاه شام، ضربتي خورد كه به استخوانش رسيد و مجروح گشت و به تلافي او نيز ضربتي به ادهم كه وي از اسب واژگون گشت.<sup>5و4</sup> سپس او به خوارج پيوست و در كوفه سكني كرد و به نقل حديث پرداخت. او كينه آل‌علي را در دل خود مي‌پروراند و منتظر فرصت مناسب بود، و اخبار حركت ابي‌عبدالله(ع) را به عراق دقيقاً پيگيري مي‌كرد تا جايي كه مورخان نوشته‌اند، او جاسوس و خبرچين بود. ابن زياد براي اولين بار شمر را به فرماندهي سپاهي با چهار هزار جنگجوي زبده تعيين نمود و وي را همراه با نامه اي به سوي عمر بن سعد در كربلا فرستاد تا از او بخواهد كه نامه را بر حسين(ع) و يارانش بخواند و اگر اطاعت وي را پذيرفتند آن‌ها را سالم نزدش فرستد و اگر نپديرفتند با آنان كار زار كند. ابن زياد به شمر گفت كه اگر ابن سعد از جنگ با حسين(ع) دوري كرد، او امير لشگر است و گردن عمر را بزند و سرش را پيش او فرستد.<sup>7و6</sup> عمر با خواندن نامة ابن زياد بيان نمود كه ابن زياد را در تصميمش در مورد جنگ منصرف و قانع كرده است، اما شمر با شيطنت نظر او را تغيير داد. عمر سعد كه شمر را رقيب سرسخت خود مي‌ديد ترجيح داد همچنان رياست سپاه را در درست داشته باشد. زندگي شرارت بار و پليد شمر با حادثه كربلا به شدت افزون مي‌گردد. صبح عاشورا، جمعه دهم محرم سپاه كوفه با خندق و آتش افروخته در اطراف خيمه‌هاي امام حسين(ع) رو به رو شده و جنگ آغاز مي‌‌شود. با شهيد شدن بسياري از اصحاب امام حسين(ع) دشمنان براي ناتوان ساختن امام حسين(ع) به سوي خيمه‌ها حمله كردند و شمر نيزه خويش را به خيمه كوفت و فرياد زد، آتش بياوريد تا خيمه را با اهلش بسوزانم. زن‌ها صيحه كشيدند و از خيمه‌ها بيرون دويدند امام حسين(ع) او را ندا داد: اي پسر ذي‌الجوشن مي‌خواهي كه خيمه را بر اهل من آتش بزني؟ خداوند تو را به آتش دوزخ بسوزاند.<sup>8</sup> تمام كتب رجالي اهل سنت از شمر همراه با نكوهش ياد كرده‌‌اند در زيارت عاشورا نيز از او با لعن و نفرين ياد شده است. «لعن الله شمراً». به هر حال شمر با قساوت و پليدي امام را به شهادت رساند و به فرمان ابن سعد همراه قيس بن اشعث، عمر بن الحجاج، هفتاد و دو تن رأس شهداي كربلا را نزد ابن زياد بردند و بار ديگر عبيدالله بن زياد اسراي كربلا و سرهاي شهدا را به فرمان يزد بن معاويه به وسيلة شمر بن ذي‌الجوشن و تني چند به نزد وي به شام فرستاد. پس از مأموريت خود در شام دوباره به كوفه برگشت.<sup>9</sup> با قيام مختار ثقفي، به خون خواهي ابي‌عبدالله الحسين(ع) در 66هـ شمر از كوفه گريخت. مختار غلام خود را با گروهي به طلب او فرستاد، شمر غلام مختار را بكشت و به «كلتانيه» از قراي خوزستان (بين سوس و صميره) رفت، جمعي از سپاهيان مختار به سركردگي ابوعمره به جنگ او رفتند. شمر در اين نبرد كشته شد و تن او را نزد سگان افكندند. به نقلي ديگر او را دستگير كردند و بر بدن او اسب تاختند و مختار سر او را نزد محمد بن حنيفه فرستاد.<sup>10</sup> بعضي از فرزندان شمر به مغرب رفتند و به اندلس در آمدند از جمله آنان كسي كه شهرت دارد نوادة او صميل بن حاتم بن شمر بن ذي‌الجوشن است كه در زندان عبدالرحمن بن معاويه در 142ق از دنيا رفت.<sup>11</sup>
'''شِمر،''' ابن ذی الجوشن ضبابی کلابی از رؤسای هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وی از تابعان و فرماندهان بی‌رحم، شقی و جنایتکار سپاه کوفه و از بزرگ‌ترین قاتلان و مسببان شهادت امام حسین(ع) و اهلبیت و اصحابش در قیام کربلاء شصت و یکم هجری بود. نامش را شر حبیل و ابوسابغه نیز گفته‌اند<ref>   '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. ذیل شمر، 31/573.</ref>. دز نزد عامه مردم به شمر به کسر شین معروف گردیده است. پدرش ابوشمر معروف به ذی‌الجوشن که در آغاز [[اسلام]] از مسلمان شدن امتناع نمود و به خواسته پیامبر(ص) در [[اسلام]] آوردن، وقعی ننهاد و پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر [[اسلام]] آورد<ref>'''''تاریخ مدینه دمشق''''' (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.</ref>. از مادرش به پست فطرتی و پلیدی ذات یاد می‌کنند تا جایی که به نقل مثالب بن محمد کلبی، وی هنگام جابجایی گوسفندانش، دامنش به گناه آلوده گشته و فرزندش شِمر از راه نامشروع به دنیا آمد<ref> شیخ عباس قمی. '''''سفینه البحار'''''. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.</ref>.


'''مآخذ:  '''
شِمر با [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امام علی(ع)]] حضور داشت و در نبرد با ادهم بن محرز باهلی از سپاه شام، ضربتی خورد که به استخوانش رسید و مجروح گشت و به تلافی او نیز ضربتی به ادهم که وی از اسب واژگون گشت<ref>ابن ابی‌الحدید، '''''شرح نهج‌البلاغه'''''. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.</ref><ref>نصر بن مزاحم مفقری. '''''وقعه الصفین'''''. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.</ref>. سپس او به خوارج پیوست و در کوفه سکنی کرد و به نقل حدیث پرداخت. او کینه آل‌علی را در دل خود می‌پروراند و منتظر فرصت مناسب بود، و اخبار حرکت ابی‌عبدالله(ع) را به عراق دقیقاً پیگیری می‌کرد تا جایی که مورخان نوشته‌اند، او جاسوس و خبرچین بود. ابن زیاد برای اولین بار شمر را به فرماندهی سپاهی با چهار هزار جنگجوی زبده تعیین نمود و وی را همراه با نامه ای به سوی عمر بن سعد در کربلا فرستاد تا از او بخواهد که نامه را بر [[امام حسین بن علی(ع)|حسین(ع)]] و یارانش بخواند و اگر اطاعت وی را پذیرفتند آن‌ها را سالم نزدش فرستد و اگر نپدیرفتند با آنان کار زار کند. ابن زیاد به شمر گفت که اگر ابن سعد از جنگ با [[امام حسین بن علی(ع)|حسین(ع)]] دوری کرد، او امیر لشگر است و گردن عمر را بزند و سرش را پیش او فرستد<ref>ابن شهر آشوب. '''''مناقب'''''. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.</ref><ref>شیخ مفید، '''''الارشاد'''''. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بی‌تا).</ref>.


1.     '''''لغت‌نامة دهخدا'''''. ذيل شمر، 31/573.
عمر با خواندن نامه ابن زیاد بیان نمود که ابن زیاد را در تصمیمش در مورد جنگ منصرف و قانع کرده است، اما شمر با شیطنت نظر او را تغییر داد. عمر سعد که شمر را رقیب سرسخت خود می‌دید ترجیح داد همچنان ریاست سپاه را در درست داشته باشد. زندگی شرارت بار و پلید شمر با حادثه کربلا به شدت افزون می‌گردد. صبح عاشورا، جمعه دهم محرم سپاه کوفه با خندق و آتش افروخته در اطراف خیمه‌های [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین(ع)]] رو به رو شده و جنگ آغاز می‌‌شود. با شهید شدن بسیاری از اصحاب [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین(ع)]] دشمنان برای ناتوان ساختن [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین(ع)]] به سوی خیمه‌ها حمله کردند و شمر نیزه خویش را به خیمه کوفت و فریاد زد، آتش بیاورید تا خیمه را با اهلش بسوزانم. زن‌ها صیحه کشیدند و از خیمه‌ها بیرون دویدند [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین(ع)]] او را ندا داد: ای پسر ذی‌الجوشن می‌خواهی که خیمه را بر اهل من آتش بزنی؟ خداوند تو را به آتش دوزخ بسوزاند<ref>ابوالمؤید موفق بن احمد اخطب خوارزمی، '''''مقتل خوارزمی'''''، 2/16، طبع 568هـ، نجف.</ref>. تمام کتب رجالی اهل سنت از شمر همراه با نکوهش یاد کرده‌‌اند در زیارت عاشورا نیز از او با لعن و نفرین یاد شده است. «لعن الله شمراً». به هر حال شمر با قساوت و پلیدی امام را به شهادت رساند و به فرمان ابن سعد همراه قیس بن اشعث، عمر بن الحجاج، هفتاد و دو تن رأس شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند و بار دیگر عبیدالله بن زیاد اسرای کربلا و سرهای شهدا را به فرمان یزد بن معاویه به وسیله شمر بن ذی‌الجوشن و تنی چند به نزد وی به شام فرستاد. پس از مأموریت خود در شام دوباره به کوفه برگشت<ref>محمد بن جریر طبری. '''''تاریخ''''' '''''طبری'''''. 6/252، بیروت: دارالقاموس الحدیث (بی‌تا).</ref>.


2.     '''''تاريخ مدينة دمشق''''' (تاريخ ابن عساكر)،23/187، مجمع علمي عربي، كتابخانة ظاهريه دمشق.
با قیام مختار ثقفی، به خون خواهی [[امام حسین بن علی(ع)|ابی‌عبدالله الحسین(ع)]] در 66هـ شمر از کوفه گریخت. مختار غلام خود را با گروهی به طلب او فرستاد، شمر غلام مختار را بکشت و به «کلتانیه» از قرای خوزستان (بین سوس و صمیره) رفت، جمعی از سپاهیان مختار به سرکردگی ابوعمره به جنگ او رفتند. شمر در این نبرد کشته شد و تن او را نزد سگان افکندند. به نقلی دیگر او را دستگیر کردند و بر بدن او اسب تاختند و مختار سر او را نزد محمد بن حنیفه فرستاد<ref>ابوحنیفه دینوری. '''''الاخبار''''' '''''الطوال'''''. 216، چ1، قاهره: داراحیا الکتب عربی، (افست انتشارات، آفتاب، تهران).</ref>. بعضی از فرزندان شمر به مغرب رفتند و به اندلس در آمدند از جمله آنان کسی که شهرت دارد نواده او صمیل بن حاتم بن شمر بن ذی‌الجوشن است که در زندان عبدالرحمن بن معاویه در 142ق از دنیا رفت<ref>'''''دایره المعارف تشیع'''''، ج10، ص48 و 51، انتشارات شهید محبی. </ref>.


3.     شيخ عباس قمي. '''''سفينة البحار'''''. 4/492، تهران: كتابخانة سنائي.
نیز نگاه کنید به


4.     ابن ابي‌الحديد، '''''شرح نهج‌البلاغه'''''. 3/213، قاهره: داراحياء الكتب العربيه.
== مآخذ ==
1.     '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. ذیل شمر، 31/573.


5.     نصر بن مزاحم مفقري. '''''وقعة الصفين'''''. 303، الطبعة الثانيه، قم: منشورات بصيرتي.
2.     '''''تاریخ مدینه دمشق''''' (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.


6.     ابن شهر آشوب. '''''مناقب'''''. 4/106، تصحيح و تعليق، سيدهاشم رسول محلاتي، قم: مؤسسة نشر علامه.
3.     شیخ عباس قمی. '''''سفینه البحار'''''. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.


7.     شيخ مفيد، '''''الارشاد'''''. 2/88، قم: مكتبة بصيرتي (بي‌تا).
4.     ابن ابی‌الحدید، '''''شرح نهج‌البلاغه'''''. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.


8.     ابوالمؤيد موفق بن احمد اخطب خوارزمي، '''''مقتل خوارزمي'''''، 2/16، طبع 568هـ، نجف.
5.     نصر بن مزاحم مفقری. '''''وقعه الصفین'''''. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.


9.     محمد بن جرير طبري. '''''تاريخ''''' '''''طبري'''''. 6/252، بيروت: دارالقاموس الحديث (بي‌تا).
6.     ابن شهر آشوب. '''''مناقب'''''. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.


10ابوحنيفه دينوري. '''''الاخبار''''' '''''الطوال'''''. 216، چ1، قاهره: داراحيا الكتب عربي، (افست انتشارات، آفتاب، تهران).
7.     شیخ مفید، '''''الارشاد'''''. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بی‌تا).


11.  دايرةالمعارف تشيع، ج10، ص48 و 51، انتشارات شهيد محبي.   
8.     ابوالمؤید موفق بن احمد اخطب خوارزمی، '''''مقتل خوارزمی'''''، 2/16، طبع 568هـ، نجف.
 
9.     محمد بن جریر طبری. '''''تاریخ''''' '''''طبری'''''. 6/252، بیروت: دارالقاموس الحدیث (بی‌تا).
 
10.  ابوحنیفه دینوری. '''''الاخبار''''' '''''الطوال'''''. 216، چ1، قاهره: داراحیا الکتب عربی، (افست انتشارات، آفتاب، تهران).
 
11.  دایره المعارف تشیع، ج10، ص48 و 51، انتشارات شهید محبی.   


خدیجه بوترابی
خدیجه بوترابی

نسخهٔ ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۱۹

شِمر، ابن ذی الجوشن ضبابی کلابی از رؤسای هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وی از تابعان و فرماندهان بی‌رحم، شقی و جنایتکار سپاه کوفه و از بزرگ‌ترین قاتلان و مسببان شهادت امام حسین(ع) و اهلبیت و اصحابش در قیام کربلاء شصت و یکم هجری بود. نامش را شر حبیل و ابوسابغه نیز گفته‌اند[۱]. دز نزد عامه مردم به شمر به کسر شین معروف گردیده است. پدرش ابوشمر معروف به ذی‌الجوشن که در آغاز اسلام از مسلمان شدن امتناع نمود و به خواسته پیامبر(ص) در اسلام آوردن، وقعی ننهاد و پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر اسلام آورد[۲]. از مادرش به پست فطرتی و پلیدی ذات یاد می‌کنند تا جایی که به نقل مثالب بن محمد کلبی، وی هنگام جابجایی گوسفندانش، دامنش به گناه آلوده گشته و فرزندش شِمر از راه نامشروع به دنیا آمد[۳].

شِمر با امیرالمؤمنین(ع) بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر امام علی(ع) حضور داشت و در نبرد با ادهم بن محرز باهلی از سپاه شام، ضربتی خورد که به استخوانش رسید و مجروح گشت و به تلافی او نیز ضربتی به ادهم که وی از اسب واژگون گشت[۴][۵]. سپس او به خوارج پیوست و در کوفه سکنی کرد و به نقل حدیث پرداخت. او کینه آل‌علی را در دل خود می‌پروراند و منتظر فرصت مناسب بود، و اخبار حرکت ابی‌عبدالله(ع) را به عراق دقیقاً پیگیری می‌کرد تا جایی که مورخان نوشته‌اند، او جاسوس و خبرچین بود. ابن زیاد برای اولین بار شمر را به فرماندهی سپاهی با چهار هزار جنگجوی زبده تعیین نمود و وی را همراه با نامه ای به سوی عمر بن سعد در کربلا فرستاد تا از او بخواهد که نامه را بر حسین(ع) و یارانش بخواند و اگر اطاعت وی را پذیرفتند آن‌ها را سالم نزدش فرستد و اگر نپدیرفتند با آنان کار زار کند. ابن زیاد به شمر گفت که اگر ابن سعد از جنگ با حسین(ع) دوری کرد، او امیر لشگر است و گردن عمر را بزند و سرش را پیش او فرستد[۶][۷].

عمر با خواندن نامه ابن زیاد بیان نمود که ابن زیاد را در تصمیمش در مورد جنگ منصرف و قانع کرده است، اما شمر با شیطنت نظر او را تغییر داد. عمر سعد که شمر را رقیب سرسخت خود می‌دید ترجیح داد همچنان ریاست سپاه را در درست داشته باشد. زندگی شرارت بار و پلید شمر با حادثه کربلا به شدت افزون می‌گردد. صبح عاشورا، جمعه دهم محرم سپاه کوفه با خندق و آتش افروخته در اطراف خیمه‌های امام حسین(ع) رو به رو شده و جنگ آغاز می‌‌شود. با شهید شدن بسیاری از اصحاب امام حسین(ع) دشمنان برای ناتوان ساختن امام حسین(ع) به سوی خیمه‌ها حمله کردند و شمر نیزه خویش را به خیمه کوفت و فریاد زد، آتش بیاورید تا خیمه را با اهلش بسوزانم. زن‌ها صیحه کشیدند و از خیمه‌ها بیرون دویدند امام حسین(ع) او را ندا داد: ای پسر ذی‌الجوشن می‌خواهی که خیمه را بر اهل من آتش بزنی؟ خداوند تو را به آتش دوزخ بسوزاند[۸]. تمام کتب رجالی اهل سنت از شمر همراه با نکوهش یاد کرده‌‌اند در زیارت عاشورا نیز از او با لعن و نفرین یاد شده است. «لعن الله شمراً». به هر حال شمر با قساوت و پلیدی امام را به شهادت رساند و به فرمان ابن سعد همراه قیس بن اشعث، عمر بن الحجاج، هفتاد و دو تن رأس شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند و بار دیگر عبیدالله بن زیاد اسرای کربلا و سرهای شهدا را به فرمان یزد بن معاویه به وسیله شمر بن ذی‌الجوشن و تنی چند به نزد وی به شام فرستاد. پس از مأموریت خود در شام دوباره به کوفه برگشت[۹].

با قیام مختار ثقفی، به خون خواهی ابی‌عبدالله الحسین(ع) در 66هـ شمر از کوفه گریخت. مختار غلام خود را با گروهی به طلب او فرستاد، شمر غلام مختار را بکشت و به «کلتانیه» از قرای خوزستان (بین سوس و صمیره) رفت، جمعی از سپاهیان مختار به سرکردگی ابوعمره به جنگ او رفتند. شمر در این نبرد کشته شد و تن او را نزد سگان افکندند. به نقلی دیگر او را دستگیر کردند و بر بدن او اسب تاختند و مختار سر او را نزد محمد بن حنیفه فرستاد[۱۰]. بعضی از فرزندان شمر به مغرب رفتند و به اندلس در آمدند از جمله آنان کسی که شهرت دارد نواده او صمیل بن حاتم بن شمر بن ذی‌الجوشن است که در زندان عبدالرحمن بن معاویه در 142ق از دنیا رفت[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

1.     لغت‌نامه دهخدا. ذیل شمر، 31/573.

2.     تاریخ مدینه دمشق (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.

3.     شیخ عباس قمی. سفینه البحار. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.

4.     ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.

5.     نصر بن مزاحم مفقری. وقعه الصفین. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.

6.     ابن شهر آشوب. مناقب. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.

7.     شیخ مفید، الارشاد. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بی‌تا).

8.     ابوالمؤید موفق بن احمد اخطب خوارزمی، مقتل خوارزمی، 2/16، طبع 568هـ، نجف.

9.     محمد بن جریر طبری. تاریخ طبری. 6/252، بیروت: دارالقاموس الحدیث (بی‌تا).

10.  ابوحنیفه دینوری. الاخبار الطوال. 216، چ1، قاهره: داراحیا الکتب عربی، (افست انتشارات، آفتاب، تهران).

11.  دایره المعارف تشیع، ج10، ص48 و 51، انتشارات شهید محبی. 

خدیجه بوترابی

  1.    لغت‌نامه دهخدا. ذیل شمر، 31/573.
  2. تاریخ مدینه دمشق (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.
  3.  شیخ عباس قمی. سفینه البحار. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.
  4. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.
  5. نصر بن مزاحم مفقری. وقعه الصفین. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.
  6. ابن شهر آشوب. مناقب. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.
  7. شیخ مفید، الارشاد. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بی‌تا).
  8. ابوالمؤید موفق بن احمد اخطب خوارزمی، مقتل خوارزمی، 2/16، طبع 568هـ، نجف.
  9. محمد بن جریر طبری. تاریخ طبری. 6/252، بیروت: دارالقاموس الحدیث (بی‌تا).
  10. ابوحنیفه دینوری. الاخبار الطوال. 216، چ1، قاهره: داراحیا الکتب عربی، (افست انتشارات، آفتاب، تهران).
  11. دایره المعارف تشیع، ج10، ص48 و 51، انتشارات شهید محبی.