شِمر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''شِمر،''' ابن ذی الجوشن ضبابی کلابی از رؤسای هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وی از تابعان و فرماندهان بیرحم، شقی و جنایتکار سپاه کوفه و از بزرگترین قاتلان و مسببان شهادت امام حسین(ع) و اهلبیت و اصحابش در قیام کربلاء شصت و یکم هجری بود. نامش را شر حبیل و ابوسابغه نیز گفتهاند<ref> '''''لغتنامه دهخدا'''''. ذیل شمر، 31/573.</ref>. دز نزد عامه مردم به شمر به کسر شین معروف گردیده است. پدرش ابوشمر معروف به ذیالجوشن که در آغاز [[اسلام]] از مسلمان شدن امتناع نمود و به خواسته پیامبر(ص) در [[اسلام]] آوردن، وقعی ننهاد و پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر [[اسلام]] آورد<ref>'''''تاریخ مدینه دمشق''''' (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.</ref>. از مادرش به پست فطرتی و پلیدی ذات یاد میکنند تا جایی که به نقل مثالب بن محمد کلبی، وی هنگام جابجایی گوسفندانش، دامنش به گناه آلوده گشته و فرزندش شِمر از راه نامشروع به دنیا آمد<ref> شیخ عباس قمی. '''''سفینه البحار'''''. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.</ref>. | '''شِمر،''' ابن ذی الجوشن ضبابی کلابی از رؤسای هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وی از تابعان و فرماندهان بیرحم، شقی و جنایتکار سپاه کوفه و از بزرگترین قاتلان و مسببان شهادت [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین(ع)]] و اهلبیت و اصحابش در قیام کربلاء شصت و یکم هجری بود. نامش را شر حبیل و ابوسابغه نیز گفتهاند<ref> '''''لغتنامه دهخدا'''''. ذیل شمر، 31/573.</ref>. دز نزد عامه مردم به شمر به کسر شین معروف گردیده است. پدرش ابوشمر معروف به ذیالجوشن که در آغاز [[اسلام]] از مسلمان شدن امتناع نمود و به خواسته پیامبر(ص) در [[اسلام]] آوردن، وقعی ننهاد و پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر [[اسلام]] آورد<ref>'''''تاریخ مدینه دمشق''''' (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.</ref>. از مادرش به پست فطرتی و پلیدی ذات یاد میکنند تا جایی که به نقل مثالب بن محمد کلبی، وی هنگام جابجایی گوسفندانش، دامنش به گناه آلوده گشته و فرزندش شِمر از راه نامشروع به دنیا آمد<ref> شیخ عباس قمی. '''''سفینه البحار'''''. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.</ref>. | ||
شِمر با [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امام علی(ع)]] حضور داشت و در نبرد با ادهم بن محرز باهلی از سپاه شام، ضربتی خورد که به استخوانش رسید و مجروح گشت و به تلافی او نیز ضربتی به ادهم که وی از اسب واژگون گشت<ref>ابن ابیالحدید، '''''شرح نهجالبلاغه'''''. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.</ref><ref>نصر بن مزاحم مفقری. '''''وقعه الصفین'''''. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.</ref>. سپس او به خوارج پیوست و در کوفه سکنی کرد و به نقل حدیث پرداخت. او کینه آلعلی را در دل خود میپروراند و منتظر فرصت مناسب بود، و اخبار حرکت ابیعبدالله(ع) را به عراق دقیقاً پیگیری میکرد تا جایی که مورخان نوشتهاند، او جاسوس و خبرچین بود. ابن زیاد برای اولین بار شمر را به فرماندهی سپاهی با چهار هزار جنگجوی زبده تعیین نمود و وی را همراه با نامه ای به سوی عمر بن سعد در کربلا فرستاد تا از او بخواهد که نامه را بر [[امام حسین بن علی(ع)|حسین(ع)]] و یارانش بخواند و اگر اطاعت وی را پذیرفتند آنها را سالم نزدش فرستد و اگر نپدیرفتند با آنان کار زار کند. ابن زیاد به شمر گفت که اگر ابن سعد از جنگ با [[امام حسین بن علی(ع)|حسین(ع)]] دوری کرد، او امیر لشگر است و گردن عمر را بزند و سرش را پیش او فرستد<ref>ابن شهر آشوب. '''''مناقب'''''. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.</ref><ref>شیخ مفید، '''''الارشاد'''''. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بیتا).</ref>. | شِمر با [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امام علی(ع)]] حضور داشت و در نبرد با ادهم بن محرز باهلی از سپاه شام، ضربتی خورد که به استخوانش رسید و مجروح گشت و به تلافی او نیز ضربتی به ادهم که وی از اسب واژگون گشت<ref>ابن ابیالحدید، '''''شرح نهجالبلاغه'''''. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.</ref><ref>نصر بن مزاحم مفقری. '''''وقعه الصفین'''''. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.</ref>. سپس او به خوارج پیوست و در کوفه سکنی کرد و به نقل حدیث پرداخت. او کینه آلعلی را در دل خود میپروراند و منتظر فرصت مناسب بود، و اخبار حرکت ابیعبدالله(ع) را به عراق دقیقاً پیگیری میکرد تا جایی که مورخان نوشتهاند، او جاسوس و خبرچین بود. ابن زیاد برای اولین بار شمر را به فرماندهی سپاهی با چهار هزار جنگجوی زبده تعیین نمود و وی را همراه با نامه ای به سوی عمر بن سعد در کربلا فرستاد تا از او بخواهد که نامه را بر [[امام حسین بن علی(ع)|حسین(ع)]] و یارانش بخواند و اگر اطاعت وی را پذیرفتند آنها را سالم نزدش فرستد و اگر نپدیرفتند با آنان کار زار کند. ابن زیاد به شمر گفت که اگر ابن سعد از جنگ با [[امام حسین بن علی(ع)|حسین(ع)]] دوری کرد، او امیر لشگر است و گردن عمر را بزند و سرش را پیش او فرستد<ref>ابن شهر آشوب. '''''مناقب'''''. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.</ref><ref>شیخ مفید، '''''الارشاد'''''. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بیتا).</ref>. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
خدیجه بوترابی | خدیجه بوترابی | ||
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]] | [[index.php?title=رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]] | ||
نسخهٔ ۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۳
شِمر، ابن ذی الجوشن ضبابی کلابی از رؤسای هوازن (مقتول 66ق= 686م.) وی از تابعان و فرماندهان بیرحم، شقی و جنایتکار سپاه کوفه و از بزرگترین قاتلان و مسببان شهادت امام حسین(ع) و اهلبیت و اصحابش در قیام کربلاء شصت و یکم هجری بود. نامش را شر حبیل و ابوسابغه نیز گفتهاند[۱]. دز نزد عامه مردم به شمر به کسر شین معروف گردیده است. پدرش ابوشمر معروف به ذیالجوشن که در آغاز اسلام از مسلمان شدن امتناع نمود و به خواسته پیامبر(ص) در اسلام آوردن، وقعی ننهاد و پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر اسلام آورد[۲]. از مادرش به پست فطرتی و پلیدی ذات یاد میکنند تا جایی که به نقل مثالب بن محمد کلبی، وی هنگام جابجایی گوسفندانش، دامنش به گناه آلوده گشته و فرزندش شِمر از راه نامشروع به دنیا آمد[۳].
شِمر با امیرالمؤمنین(ع) بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر امام علی(ع) حضور داشت و در نبرد با ادهم بن محرز باهلی از سپاه شام، ضربتی خورد که به استخوانش رسید و مجروح گشت و به تلافی او نیز ضربتی به ادهم که وی از اسب واژگون گشت[۴][۵]. سپس او به خوارج پیوست و در کوفه سکنی کرد و به نقل حدیث پرداخت. او کینه آلعلی را در دل خود میپروراند و منتظر فرصت مناسب بود، و اخبار حرکت ابیعبدالله(ع) را به عراق دقیقاً پیگیری میکرد تا جایی که مورخان نوشتهاند، او جاسوس و خبرچین بود. ابن زیاد برای اولین بار شمر را به فرماندهی سپاهی با چهار هزار جنگجوی زبده تعیین نمود و وی را همراه با نامه ای به سوی عمر بن سعد در کربلا فرستاد تا از او بخواهد که نامه را بر حسین(ع) و یارانش بخواند و اگر اطاعت وی را پذیرفتند آنها را سالم نزدش فرستد و اگر نپدیرفتند با آنان کار زار کند. ابن زیاد به شمر گفت که اگر ابن سعد از جنگ با حسین(ع) دوری کرد، او امیر لشگر است و گردن عمر را بزند و سرش را پیش او فرستد[۶][۷].
عمر با خواندن نامه ابن زیاد بیان نمود که ابن زیاد را در تصمیمش در مورد جنگ منصرف و قانع کرده است، اما شمر با شیطنت نظر او را تغییر داد. عمر سعد که شمر را رقیب سرسخت خود میدید ترجیح داد همچنان ریاست سپاه را در درست داشته باشد. زندگی شرارت بار و پلید شمر با حادثه کربلا به شدت افزون میگردد. صبح عاشورا، جمعه دهم محرم سپاه کوفه با خندق و آتش افروخته در اطراف خیمههای امام حسین(ع) رو به رو شده و جنگ آغاز میشود. با شهید شدن بسیاری از اصحاب امام حسین(ع) دشمنان برای ناتوان ساختن امام حسین(ع) به سوی خیمهها حمله کردند و شمر نیزه خویش را به خیمه کوفت و فریاد زد، آتش بیاورید تا خیمه را با اهلش بسوزانم. زنها صیحه کشیدند و از خیمهها بیرون دویدند امام حسین(ع) او را ندا داد: ای پسر ذیالجوشن میخواهی که خیمه را بر اهل من آتش بزنی؟ خداوند تو را به آتش دوزخ بسوزاند[۸]. تمام کتب رجالی اهل سنت از شمر همراه با نکوهش یاد کردهاند در زیارت عاشورا نیز از او با لعن و نفرین یاد شده است. «لعن الله شمراً». به هر حال شمر با قساوت و پلیدی امام را به شهادت رساند و به فرمان ابن سعد همراه قیس بن اشعث، عمر بن الحجاج، هفتاد و دو تن رأس شهدای کربلا را نزد ابن زیاد بردند و بار دیگر عبیدالله بن زیاد اسرای کربلا و سرهای شهدا را به فرمان یزد بن معاویه به وسیله شمر بن ذیالجوشن و تنی چند به نزد وی به شام فرستاد. پس از مأموریت خود در شام دوباره به کوفه برگشت[۹].
با قیام مختار ثقفی، به خون خواهی ابیعبدالله الحسین(ع) در 66هـ شمر از کوفه گریخت. مختار غلام خود را با گروهی به طلب او فرستاد، شمر غلام مختار را بکشت و به «کلتانیه» از قرای خوزستان (بین سوس و صمیره) رفت، جمعی از سپاهیان مختار به سرکردگی ابوعمره به جنگ او رفتند. شمر در این نبرد کشته شد و تن او را نزد سگان افکندند. به نقلی دیگر او را دستگیر کردند و بر بدن او اسب تاختند و مختار سر او را نزد محمد بن حنیفه فرستاد[۱۰]. بعضی از فرزندان شمر به مغرب رفتند و به اندلس در آمدند از جمله آنان کسی که شهرت دارد نواده او صمیل بن حاتم بن شمر بن ذیالجوشن است که در زندان عبدالرحمن بن معاویه در 142ق از دنیا رفت[۱۱].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ لغتنامه دهخدا. ذیل شمر، 31/573.
- ↑ تاریخ مدینه دمشق (تاریخ ابن عساکر)،23/187، مجمع علمی عربی، کتابخانه ظاهریه دمشق.
- ↑ شیخ عباس قمی. سفینه البحار. 4/492، تهران: کتابخانه سنائی.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه. 3/213، قاهره: داراحیاء الکتب العربیه.
- ↑ نصر بن مزاحم مفقری. وقعه الصفین. 303، الطبعه الثانیه، قم: منشورات بصیرتی.
- ↑ ابن شهر آشوب. مناقب. 4/106، تصحیح و تعلیق، سیدهاشم رسول محلاتی، قم: مؤسسه نشر علامه.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد. 2/88، قم: مکتبه بصیرتی (بیتا).
- ↑ ابوالمؤید موفق بن احمد اخطب خوارزمی، مقتل خوارزمی، 2/16، طبع 568هـ، نجف.
- ↑ محمد بن جریر طبری. تاریخ طبری. 6/252، بیروت: دارالقاموس الحدیث (بیتا).
- ↑ ابوحنیفه دینوری. الاخبار الطوال. 216، چ1، قاهره: داراحیا الکتب عربی، (افست انتشارات، آفتاب، تهران).
- ↑ دایره المعارف تشیع، ج10، ص48 و 51، انتشارات شهید محبی.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
خدیجه بوترابی index.php?title=رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی