پرش به محتوا

عَلَم: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''عَلَم،''' پرچم و شِعار و نشان مذهبي مخصوص مراسم تعزيه‌داري و ماتم كه با بیرتق، علامَت<sup>*</sup> و توغ<sup>*</sup> در پيشاپيش دسته‌هاي سينه‌زن در محرم و صفر در گذرها و محله‌هاي شهر مي‌گردانند. در عربي عَلَم به رايت و بيرق و آن چيزي گويند كه بر نيزه ب...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''عَلَم،''' پرچم و شِعار و نشان مذهبي مخصوص مراسم تعزيه‌داري و ماتم كه با بیرتق، علامَت<sup>*</sup> و توغ<sup>*</sup> در پيشاپيش دسته‌هاي سينه‌زن در محرم و صفر در گذرها و محله‌هاي شهر مي‌گردانند.  
'''عَلَم،''' پرچم و شِعار و نشان مذهبی مخصوص مراسم تعزیه‌داری و ماتم که با بیرتق، علامَت<sup>*</sup> و توغ<sup>*</sup> در پیشاپیش دسته‌های سینه‌زن در محرم و صفر در گذرها و محله‌های شهر می‌گردانند.  


در عربي عَلَم به رايت و بيرق و آن چيزي گويند كه بر نيزه ببندند.<sup>1</sup> شكل و اندازة علم‌هاي عزاداري متفاوت بوده است. 1. علم‌هاي سبك و ساده كه پردة آن‌ها از پارچة سياه يا سبز ساده يا نقشدار گلدوزي شده است؛ 2. علم‌هايي با پردة بلند از اطلس و حرير يا شال كه روي متن يا حاشية دورادور آن اشعار و آيه‌هايي از قرآن گلدوزي كرده‌اند. علمدارها به هنگام حمل اين گونه علم سرآويختة پردة آن را با دستة چوبي با هم مي‌گرفتند؛<sup>2</sup> 3. علم‌هايي با يك يا چند پردة استوانه‌اي شكل كيسه‌مانند كه روي حلقه يا حلقه‌هاي فلزيِ دستة چوبی بلند علم كار گذاشته و آويخته شده‌اند. هر كيسه به رنگي يا تلفيقي از چند رنگ است.<sup>3</sup>  
در عربی عَلَم به رایت و بیرق و آن چیزی گویند که بر نیزه ببندند.<sup>1</sup> شکل و اندازه علم‌های عزاداری متفاوت بوده است. 1. علم‌های سبک و ساده که پرده آن‌ها از پارچه سیاه یا سبز ساده یا نقشدار گلدوزی شده است؛ 2. علم‌هایی با پرده بلند از اطلس و حریر یا شال که روی متن یا حاشیه دورادور آن اشعار و آیه‌هایی از [[قرآن]] گلدوزی کرده‌اند. علمدارها به هنگام حمل این گونه علم سرآویخته پرده آن را با دسته چوبی با هم می‌گرفتند؛<sup>2</sup> 3. علم‌هایی با یک یا چند پرده استوانه‌ای شکل کیسه‌مانند که روی حلقه یا حلقه‌های فلزیِ دسته چوبی بلند علم کار گذاشته و آویخته شده‌اند. هر کیسه به رنگی یا تلفیقی از چند رنگ است.<sup>3</sup>  


علم به شكل‌هاي ديگر نيز در ميان مردم شهرها و مناطق مختلف سرزمين ايران رايج است. در آن میان «عَلَمِ نَمَد» محلة فيروزآباد در شهر ميبد، واقع در 50 كيلومتري يزد، ويژگي خاص و شهرت دارد. بر سر دستة چوبي 2 متري اين علم يك حلقة فلزي، كه با پارچة سياه پوشيده شده، نصب كرده‌اند. تعداد زيادي رشته لوله‌هاي پارچه‌اي سياه كه درون آن‌ها با پنبه پر شده است، از حلقه آويخته‌اند. وقتي كه علم‌كش علم نمد را مي‌چرخاند، اين رشته‌ها همچون گيسوان بافتة زني به صورت چتر باز مي‌شوند و حول خود مي‌چرخند.<sup>4</sup>  
علم به شکل‌های دیگر نیز در میان مردم شهرها و مناطق مختلف سرزمین ایران رایج است. در آن میان «عَلَمِ نَمَد» محله فیروزآباد در شهر میبد، واقع در 50 کیلومتری یزد، ویژگی خاص و شهرت دارد. بر سر دسته چوبی 2 متری این علم یک حلقه فلزی، که با پارچه سیاه پوشیده شده، نصب کرده‌اند. تعداد زیادی رشته لوله‌های پارچه‌ای سیاه که درون آن‌ها با پنبه پر شده است، از حلقه آویخته‌اند. وقتی که علم‌کش علم نمد را می‌چرخاند، این رشته‌ها همچون گیسوان بافته زنی به صورت چتر باز می‌شوند و حول خود می‌چرخند.<sup>4</sup>  


بر سر هر علم معمولاً يك شئي فلزي مانند پنجة گشوده يا بسته، ماهچه (هلال ماه فلزيصندوقچة مشبك ضريح مانند، قبّه يا گنبدك، يا يك سرپيكان كار گذاشته‌اند.<sup>5</sup>  
بر سر هر علم معمولاً یک شئی فلزی مانند پنجه گشوده یا بسته، ماهچه (هلال ماه فلزیصندوقچه مشبک ضریح مانند، قبّه یا گنبدک، یا یک سرپیکان کار گذاشته‌اند.<sup>5</sup>  


علم را نمادي از علم حضرت ابوالفضل علمدار، پنجه را نشانة پنج تن يا مظهر دست بريدة حضرت ابوالفضل، ماهچه را مظهر رخسار او كه به ماه بني‌هاشم شهرت داشت، و سر علم ضَريح مانند را تمثيلي از تابوت شهيد كربلا، امام حسين (ع) مي‌انگارند.<sup>6</sup>
علم را نمادی از علم حضرت ابوالفضل علمدار، پنجه را نشانه پنج تن یا مظهر دست بریده حضرت ابوالفضل، ماهچه را مظهر رخسار او که به ماه بنی‌هاشم شهرت داشت، و سر علم ضَریح مانند را تمثیلی از تابوت شهید کربلا، امام حسین (ع) می‌انگارند.<sup>6</sup>


به هنگام تعزيه‌خواني در تكيه‌ها، معمولاً چند علم بزرگ و سنگين را به يكي از ديرك‌هاي تكيه مي‌بستند و چند علم كوچك و سبك را به طاق نماها مي‌آويختند. از اين علم‌ها به مناسبت‌هاي مختلف در برخي تعزيه‌ها استفاده مي‌كردند.<sup>7</sup>  
به هنگام تعزیه‌خوانی در تکیه‌ها، معمولاً چند علم بزرگ و سنگین را به یکی از دیرک‌های تکیه می‌بستند و چند علم کوچک و سبک را به طاق نماها می‌آویختند. از این علم‌ها به مناسبت‌های مختلف در برخی تعزیه‌ها استفاده می‌کردند.<sup>7</sup>  


در قديم هر محلة شهر يا هر دستة عزادار علم مخصوص خود را داشت كه از علم‌هاي محله‌ها يا دسته‌هاي ديگر متمايز بود و نشان آن محله و دسته به‌شمار مي‌رفت.<sup>8</sup>  
در قدیم هر محله شهر یا هر دسته عزادار علم مخصوص خود را داشت که از علم‌های محله‌ها یا دسته‌های دیگر متمایز بود و نشان آن محله و دسته به‌شمار می‌رفت.<sup>8</sup>  


علم در برخي شهرها به نام‌هاي ديگري نيز معروف بوده است، مثلاً در يزد و ابيانه آن را «شدّه»، در قم «عَلَم رَخْتپوش» و سر علم را در برخي جاها مانند دزفول و شوشتر «عَلَمَك» مي‌نامند.<sup>9</sup>  
علم در برخی شهرها به نام‌های دیگری نیز معروف بوده است، مثلاً در یزد و ابیانه آن را «شدّه»، در قم «عَلَم رَخْتپوش» و سر علم را در برخی جاها مانند دزفول و شوشتر «عَلَمَک» می‌نامند.<sup>9</sup>  


عزاداران در تكيه‌ها و مساجد در پاي علم يا دورا دور آن جمع مي‌شدند و سينه مي‌زدند. در برخي از نواحي ايران، مانند گيلان و دزفول، مراسم خاصي به نام «عَلَم‌بندي» (رخت يا جامه پوشاندن بر علم و آرايه‌بندي آن) و «عَلَم واچيني» (كندن رخت‌ها و باز كردن آرايه‌هاي علم) معمول بوده است.<sup>10</sup>  
عزاداران در تکیه‌ها و مساجد در پای علم یا دورا دور آن جمع می‌شدند و سینه می‌زدند. در برخی از نواحی ایران، مانند گیلان و دزفول، مراسم خاصی به نام «عَلَم‌بندی» (رخت یا جامه پوشاندن بر علم و آرایه‌بندی آن) و «عَلَم واچینی» (کندن رخت‌ها و باز کردن آرایه‌های علم) معمول بوده است.<sup>10</sup>  


'''''مآخذ:'''''
'''''مآخذ:'''''


1.     '''''المنجد'''''. بيروت: 1965م، ذيل «العَلَم»، 526.
1.     '''''المنجد'''''. بیروت: 1965م، ذیل «العَلَم»، 526.


2.     شهيدي، عنايت‌الله'''''. پژوهشي در تعزيه و تعزيه‌‌خواني از آغاز تا پايان دورة قاجار در تهران'''''. با همكاري و ويرايش علي بلوكباشي، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1380ش، 415.
2.     شهیدی، عنایت‌الله'''''. پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجار در تهران'''''. با همکاری و ویرایش علی بلوکباشی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، 415.


3.     همان؛ نيز: بلوكباشي، علي. '''''نخل‌گرداني'''''. تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1383ش، 100.
3.     همان؛ نیز: بلوکباشی، علی. '''''نخل‌گردانی'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383ش، 100.


4.     بلوكباشي، همانجا، 107- 108؛ آگاهي بيشتر دربارة «عَلَم نَمَد» رانك: جانب‌اللهي، محمدسعيد. «نخل‌بندي و نخل‌گرداني در ميبد»، '''''كتاب كادوس'''''. تهران: معلم، 1373ش، 194- 200.
4.     بلوکباشی، همانجا، 107- 108؛ آگاهی بیشتر درباره «عَلَم نَمَد» رانک: جانب‌اللهی، محمدسعید. «نخل‌بندی و نخل‌گردانی در میبد»، '''''کتاب کادوس'''''. تهران: معلم، 1373ش، 194- 200.


5.     بلوكباشي، همانجا، 100.
5.     بلوکباشی، همانجا، 100.


6.     همان.
6.     همان.


7.     شهيدي، همانجا، 416.
7.     شهیدی، همانجا، 416.


8.     . '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. غلامحسین مصاحب. تهران: اميركبير، 1356ش، 2/1759.
8.     . '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. غلامحسین مصاحب. تهران: امیرکبیر، 1356ش، 2/1759.


9.     بلوكباشي، 100.
9.     بلوکباشی، 100.


10.  همان.
10.  همان.


علی بلوکباشی
علی بلوکباشی

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۶

عَلَم، پرچم و شِعار و نشان مذهبی مخصوص مراسم تعزیه‌داری و ماتم که با بیرتق، علامَت* و توغ* در پیشاپیش دسته‌های سینه‌زن در محرم و صفر در گذرها و محله‌های شهر می‌گردانند.

در عربی عَلَم به رایت و بیرق و آن چیزی گویند که بر نیزه ببندند.1 شکل و اندازه علم‌های عزاداری متفاوت بوده است. 1. علم‌های سبک و ساده که پرده آن‌ها از پارچه سیاه یا سبز ساده یا نقشدار گلدوزی شده است؛ 2. علم‌هایی با پرده بلند از اطلس و حریر یا شال که روی متن یا حاشیه دورادور آن اشعار و آیه‌هایی از قرآن گلدوزی کرده‌اند. علمدارها به هنگام حمل این گونه علم سرآویخته پرده آن را با دسته چوبی با هم می‌گرفتند؛2 3. علم‌هایی با یک یا چند پرده استوانه‌ای شکل کیسه‌مانند که روی حلقه یا حلقه‌های فلزیِ دسته چوبی بلند علم کار گذاشته و آویخته شده‌اند. هر کیسه به رنگی یا تلفیقی از چند رنگ است.3

علم به شکل‌های دیگر نیز در میان مردم شهرها و مناطق مختلف سرزمین ایران رایج است. در آن میان «عَلَمِ نَمَد» محله فیروزآباد در شهر میبد، واقع در 50 کیلومتری یزد، ویژگی خاص و شهرت دارد. بر سر دسته چوبی 2 متری این علم یک حلقه فلزی، که با پارچه سیاه پوشیده شده، نصب کرده‌اند. تعداد زیادی رشته لوله‌های پارچه‌ای سیاه که درون آن‌ها با پنبه پر شده است، از حلقه آویخته‌اند. وقتی که علم‌کش علم نمد را می‌چرخاند، این رشته‌ها همچون گیسوان بافته زنی به صورت چتر باز می‌شوند و حول خود می‌چرخند.4

بر سر هر علم معمولاً یک شئی فلزی مانند پنجه گشوده یا بسته، ماهچه (هلال ماه فلزی)، صندوقچه مشبک ضریح مانند، قبّه یا گنبدک، یا یک سرپیکان کار گذاشته‌اند.5

علم را نمادی از علم حضرت ابوالفضل علمدار، پنجه را نشانه پنج تن یا مظهر دست بریده حضرت ابوالفضل، ماهچه را مظهر رخسار او که به ماه بنی‌هاشم شهرت داشت، و سر علم ضَریح مانند را تمثیلی از تابوت شهید کربلا، امام حسین (ع) می‌انگارند.6

به هنگام تعزیه‌خوانی در تکیه‌ها، معمولاً چند علم بزرگ و سنگین را به یکی از دیرک‌های تکیه می‌بستند و چند علم کوچک و سبک را به طاق نماها می‌آویختند. از این علم‌ها به مناسبت‌های مختلف در برخی تعزیه‌ها استفاده می‌کردند.7

در قدیم هر محله شهر یا هر دسته عزادار علم مخصوص خود را داشت که از علم‌های محله‌ها یا دسته‌های دیگر متمایز بود و نشان آن محله و دسته به‌شمار می‌رفت.8

علم در برخی شهرها به نام‌های دیگری نیز معروف بوده است، مثلاً در یزد و ابیانه آن را «شدّه»، در قم «عَلَم رَخْتپوش» و سر علم را در برخی جاها مانند دزفول و شوشتر «عَلَمَک» می‌نامند.9

عزاداران در تکیه‌ها و مساجد در پای علم یا دورا دور آن جمع می‌شدند و سینه می‌زدند. در برخی از نواحی ایران، مانند گیلان و دزفول، مراسم خاصی به نام «عَلَم‌بندی» (رخت یا جامه پوشاندن بر علم و آرایه‌بندی آن) و «عَلَم واچینی» (کندن رخت‌ها و باز کردن آرایه‌های علم) معمول بوده است.10

مآخذ:

1.     المنجد. بیروت: 1965م، ذیل «العَلَم»، 526.

2.     شهیدی، عنایت‌الله. پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجار در تهران. با همکاری و ویرایش علی بلوکباشی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، 415.

3.     همان؛ نیز: بلوکباشی، علی. نخل‌گردانی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383ش، 100.

4.     بلوکباشی، همانجا، 107- 108؛ آگاهی بیشتر درباره «عَلَم نَمَد» رانک: جانب‌اللهی، محمدسعید. «نخل‌بندی و نخل‌گردانی در میبد»، کتاب کادوس. تهران: معلم، 1373ش، 194- 200.

5.     بلوکباشی، همانجا، 100.

6.     همان.

7.     شهیدی، همانجا، 416.

8.     . دایرهالمعارف فارسی. غلامحسین مصاحب. تهران: امیرکبیر، 1356ش، 2/1759.

9.     بلوکباشی، 100.

10.  همان.

علی بلوکباشی