پرش به محتوا

عَلَم

از ویکی ایران

عَلَم، پرچم و شِعار و نشان مذهبی مخصوص مراسم تعزیه‌داری و ماتم که با بیرتق، علامَت* و توغ* در پیشاپیش دسته‌های سینه‌زن در محرم و صفر در گذرها و محله‌های شهر می‌گردانند.

علم کشی در مزاسم عزاداری ، برگرفته از سایت دلگرم، قابل بازیابی ازa271427/علم-و-پرچم-عزادری./https://www.delgarm.com

در عربی عَلَم به رایت و بیرق و آن چیزی گویند که بر نیزه ببندند[۱]. شکل و اندازه علم‌های عزاداری متفاوت بوده است؛

  1. علم‌های سبک و ساده که پرده آن‌ها از پارچه سیاه یا سبز ساده یا نقشدار گلدوزی شده است؛
  2. علم‌هایی با پرده بلند از اطلس و حریر یا شال که روی متن یا حاشیه دورادور آن اشعار و آیه‌هایی از قرآن گلدوزی کرده‌اند. علمدارها به هنگام حمل این گونه علم سرآویخته پرده آن را با دسته چوبی با هم می‌گرفتند؛[۲]
  3. علم‌هایی با یک یا چند پرده استوانه‌ای شکل کیسه‌مانند که روی حلقه یا حلقه‌های فلزیِ دسته چوبی بلند علم کار گذاشته و آویخته شده‌اند. هر کیسه به رنگی یا تلفیقی از چند رنگ است[۲][۳].

علم به شکل‌های دیگر نیز در میان مردم شهرها و مناطق مختلف سرزمین ایران رایج است. در آن میان «عَلَمِ نَمَد» محله فیروزآباد در شهر میبد، واقع در 50 کیلومتری یزد، ویژگی خاص و شهرت دارد. بر سر دسته چوبی 2 متری این علم یک حلقه فلزی، که با پارچه سیاه پوشیده شده، نصب کرده‌اند. تعداد زیادی رشته لوله‌های پارچه‌ای سیاه که درون آن‌ها با پنبه پر شده است، از حلقه آویخته‌اند. وقتی که علم‌کش علم نمد را می‌چرخاند، این رشته‌ها همچون گیسوان بافته زنی به صورت چتر باز می‌شوند و حول خود می‌چرخند[۴][۵].

بر سر هر علم معمولاً یک شئی فلزی مانند پنجه گشوده یا بسته، ماهچه (هلال ماه فلزی)، صندوقچه مشبک ضریح مانند، قبّه یا گنبدک، یا یک سرپیکان کار گذاشته‌اند[۳].

علم را نمادی از علم حضرت ابوالفضل علمدار، پنجه را نشانه پنج تن یا مظهر دست بریده حضرت ابوالفضل، ماهچه را مظهر رخسار او که به ماه بنی‌هاشم شهرت داشت، و سر علم ضَریح مانند را تمثیلی از تابوت شهید کربلا، امام حسین (ع) می‌انگارند[۳].

به هنگام تعزیه‌خوانی در تکیه‌ها، معمولاً چند علم بزرگ و سنگین را به یکی از دیرک‌های تکیه می‌بستند و چند علم کوچک و سبک را به طاق نماها می‌آویختند. از این علم‌ها به مناسبت‌های مختلف در برخی تعزیه‌ها استفاده می‌کردند[۶].

در قدیم هر محله شهر یا هر دسته عزادار علم مخصوص خود را داشت که از علم‌های محله‌ها یا دسته‌های دیگر متمایز بود و نشان آن محله و دسته به‌شمار می‌رفت[۷]. علم در برخی شهرها به نام‌های دیگری نیز معروف بوده است، مثلاً در یزد و ابیانه آن را «شدّه»، در قم «عَلَم رَخْتپوش» و سر علم را در برخی جاها مانند دزفول و شوشتر «عَلَمَک» می‌نامند[۳].

عزاداران در تکیه‌ها و مساجد در پای علم یا دورا دور آن جمع می‌شدند و سینه می‌زدند. در برخی از نواحی ایران، مانند گیلان و دزفول، مراسم خاصی به نام «عَلَم‌بندی» (رخت یا جامه پوشاندن بر علم و آرایه‌بندی آن) و «عَلَم واچینی» (کندن رخت‌ها و باز کردن آرایه‌های علم) معمول بوده است[۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. المنجد. بیروت: 1965م، ذیل «العَلَم»، 526.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ شهیدی، عنایت‌الله. پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجار در تهران. با همکاری و ویرایش علی بلوکباشی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 415.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ بلوکباشی، علی. نخل‌گردانی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383ش، ص 100.
  4. بلوکباشی، علی. نخل‌گردانی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383ش، ص 107- 108.
  5. جانب‌اللهی، محمدسعید. «نخل‌بندی و نخل‌گردانی در میبد»، کتاب کادوس. تهران: معلم، 1373ش، ص 194- 200.
  6. شهیدی، عنایت‌الله. پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجار در تهران. با همکاری و ویرایش علی بلوکباشی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، ص 416.
  7. مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1356ش، جلد 2، ص. 1759.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی