پرش به محتوا

توغ: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''توغ،''' عَلََم، شِعار يا نشاني مذهبي رايج ميان شيعيان ايران كه معمولاً در دسته‌هاي عزاداري محرم و صفر همراه عَلَم<sup>*</sup> و علامت<sup>*</sup> در گذرها و محله‌ها مي‌گردانند. توغ، كه به صورت توق و گاهي طوق نيز آمده، واژه‌اي تركي و به معناي دُم غَژگا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''توغ،''' عَلََم، شِعار يا نشاني مذهبي رايج ميان شيعيان ايران كه معمولاً در دسته‌هاي عزاداري محرم و صفر همراه عَلَم<sup>*</sup> و علامت<sup>*</sup> در گذرها و محله‌ها مي‌گردانند.
'''توغ،''' عَلََم، شِعار يا نشاني مذهبي رايج ميان شيعيان ايران كه معمولاً در دسته‌هاي عزاداري محرم و صفر همراه [[عَلَم]]<sup>*</sup> و علامت<sup>*</sup> در گذرها و محله‌ها مي‌گردانند.


توغ، كه به صورت توق و گاهي طوق نيز آمده، واژه‌اي تركي و به معناي دُم غَژگاو يا ياك (گاوي عظيم‌الجثه از نژاد خاص) يا دُم اسب است كه با ماهچه يا هلال ماه بر سر تير چوبي نصب مي‌كردند و به عنوان علم در سپاه به كار مي‌بردند. در اوايل امپراتوري عثماني توغ يا دم غژ گاو براي نشان دادن درجة پايگاه نظامي فرمانداران سپاه به كار مي‌رفت و نصب يك يا دو يا سه توغ به ترتيب درجة مراتب نظامي را نشان مي‌داد.<sup>1</sup>
توغ، كه به صورت توق و گاهي طوق نيز آمده، واژه‌اي تركي و به معناي دُم غَژگاو يا ياك (گاوي عظيم‌الجثه از نژاد خاص) يا دُم اسب است كه با ماهچه يا هلال ماه بر سر تير چوبي نصب مي‌كردند و به عنوان علم در سپاه به كار مي‌بردند. در اوايل امپراتوري عثماني توغ يا دم غژ گاو براي نشان دادن درجة پايگاه نظامي فرمانداران سپاه به كار مي‌رفت و نصب يك يا دو يا سه توغ به ترتيب درجة مراتب نظامي را نشان مي‌داد.<sup>1</sup>

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۱۸

توغ، عَلََم، شِعار يا نشاني مذهبي رايج ميان شيعيان ايران كه معمولاً در دسته‌هاي عزاداري محرم و صفر همراه عَلَم* و علامت* در گذرها و محله‌ها مي‌گردانند.

توغ، كه به صورت توق و گاهي طوق نيز آمده، واژه‌اي تركي و به معناي دُم غَژگاو يا ياك (گاوي عظيم‌الجثه از نژاد خاص) يا دُم اسب است كه با ماهچه يا هلال ماه بر سر تير چوبي نصب مي‌كردند و به عنوان علم در سپاه به كار مي‌بردند. در اوايل امپراتوري عثماني توغ يا دم غژ گاو براي نشان دادن درجة پايگاه نظامي فرمانداران سپاه به كار مي‌رفت و نصب يك يا دو يا سه توغ به ترتيب درجة مراتب نظامي را نشان مي‌داد.1

برخي طوق‌ را مثابه گردن‌بند فرمانبرداري و اطاعت و فداكاري دانسته‌اند.2

بنابر اسناد تاريخي توغ از دورة سلجوقيان (429-700ق/ 1037-1300م) در ميان دسته‌هاي سپاه به كار مي‌رفته و اختصاص به فرماندهان بزرگ سپاه داشته است. در دورة  صفوي (907- 1148ق/ 1502- 1736م) حمل توغ در ميان سپاه، به ويژه در ميان قزلباش‌ها، معمول بود و به هنگام جنگ توغچي آن را در پيشاپيش سپاه حمل مي‌كرد.3 با رسمي شدن مذهب تشيع در ايران، توغ به مفهوم نمادين نظامي آن، كه قدرت و شوكت و مقاومت را نشان مي‌داد، وارد مراسم عزاداري شيعيان شد و همراه شعارهاي ديگر مذهبي جنبة تقدس گرفت. از آن پس هر محلة شهر كوشيد تا براي خود توغي فراهم كند و در خانه، تكيه، حسينيه يا قهوه‌خانة محل نگه‌ دارد و هر ساله در ايام عزاداري بيرون آورد و در دسته‌هاي عزا حمل كند.4 بنابر گزارش‌هايي، مثلاً در قديم شهر قم 5 توغ داشت كه هر يك متعلق به يكي از محله‌هاي بزرگ و معروف شهر بود.5 محله‌هاي بزرگ و قديم كاشان نيز هر يك توغي داشتند. هنوز چند توغ كتيبه‌دار و با تاريخ از دورة صفوي و سده‌هاي 11ق / 17م و اوايل سدة 12ق/ 18م در كاشان باقي‌مانده است.6

توغ از يك تيغه يا سرتوغ فولادي گلابي شكل يا سرو مانند و با زبانه‌اي بلند ساخته شده است. اين تيغه بر روي صندوقچة فلزي بسيار كوچكی شبيه ضريح كه بر پايه‌اي يا دسته‌اي چوبي يا فلزي چليپا شكل كار گذاشته شده، استوار است. روي تيغه برخي آيات قرآني، به ويژه آية «انّا فتحنا لك فتحاً مبينا» و چند جملة دعايي با زر كوبيده و حك كرده‌اند. تيغة توغ‌هاي قديمي دو بدنة گلابي شكل داشت كه از طول به يكديگر وصل می‌شدند و تيغه‌اي 4 پَر منحني شكل را مي‌ساختند. روي محور افقي دستة توغ در دو سوي تيغه معمولاً دو طاووس فلزي بر بالاي دو صندوقچة مشبك، و روي زايده‌هاي بيرون آمده از چپ و راست بالاي شكم تيغه دو سر اژدهاي فلزي دهان گشوده كار مي‌گذاشته‌اند. توغ‌ها را در ايام سوگواري با افكندن تخته‌هاي طاق شال ترمه و پارچه‌هاي حرير سبز و سياه بر محور افقي مي‌آرايند.7

در قديم تكيه‌ها يا قهوه‌خانه‌هايي كه توغ داشتند، محل رفت و آمد و نشست و برخاست گروهي خاص از اقشار و اصناف مردم و اجتماعات لوطيان محله يا شهر (← لوطي) بودند و «پاتوغ» آنان شناخته مي‌شد. كساني را كه در پا يا دورادور توغ مي‌نشستند «پاتوغي» و پهلوان و ريش سفيدي را كه رهبري و پيشوايي آن‌ها را داشت «پاتوغدار» مي‌ناميدند.8 در برخي شهرهاي ايران مراسم خاص «طوق‌بندان» (= توغ‌بندان) برگزار می‌شد. در این مراسم توغ‌ها را از خانه‌ها بیرون می‌آوردند و با آدابی خاص می‌بستند و به تکیه‌ها و مسجدهای محله می‌بردند.9



مآخذ:

1.    «tuğ», Encyclopaedia of Islam. ed, by M. Th, Houtsma, A. J. Wensinck and H. A. R. Gibb, Brill: liden, 1987, edition one, p. 820.

2.     گلریز، محمدعلی. مینو در یا باب الجنة قزوین. قزوین: طه، 1368ش، 1/418.

3.     بلوکباشی، علی. نخل‌گردانی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383ش، 101- 102.

4.     همو، 102.

5.     فقیهی، علی‌اصغر. تاریخ جامع قم: تاریخ مذهبی. قم: اسماعیلیان، 1350ش، 279- 280.

6.     معتمدی، حسین. عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزه‌های علمیه و کشورهای جهان. قم: عصر ظهور، 1378ش، 1/627- 628.

7.     بلوکباشی. 101.

8.     همو، 102؛ دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372ش، 4/4630.

9.     شرح مفصل «طوق‌بندان» را نک: شریعت‌زاده، علی‌اصغر. «احیای هستة فرهنگی بافت قدیم شاهرود». مجموعة مقالات مردم‌شناسی ایران. تهران: پازینه، 1379ش، دفتر اول، 265- 308.


علی بلوکباشی