ایل بختیاری: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2021-11-f7266869-eb80-43c8-87a2-90ff26897c1c-67c4610dc1067c5ba767a5b2.gif|بندانگشتی|ایل بختیاری برگرفته ازوبسایت کجارو قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.kojaro.com/history-art-culture/192618-bakhtiari-history-features/]] | [[پرونده:2021-11-f7266869-eb80-43c8-87a2-90ff26897c1c-67c4610dc1067c5ba767a5b2.gif|بندانگشتی|ایل بختیاری برگرفته ازوبسایت کجارو قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.kojaro.com/history-art-culture/192618-bakhtiari-history-features/]] | ||
'''[[ایل بختیاری|بختیاری]]'''، از گروههای ایلی کوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربی ایران که اکنون بخش بزرگی از خانوارهای ان در نقاط ییلاقی و قشلاقی یکجانشین شدهاند. | '''[[ایل بختیاری|بختیاری]]'''، از گروههای ایلی کوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربی [[کشور ایران|ایران]] که اکنون بخش بزرگی از خانوارهای ان در نقاط ییلاقی و قشلاقی یکجانشین شدهاند. | ||
درباره نام و خاستگاه بختیاریها نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بر اساس روایتهای افسانهای | درباره نام و خاستگاه [[بختیاری|بختیاریها]] نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بر اساس روایتهای افسانهای آنها را از بازماندگان جوانانی میدانند که از چنگ ضحاک گریختند و به بیابان و کوهستانهای زردکوه و کوه رنگ پناه بردند و خود را لُر، یعنی بیابانی خواندند<ref> خواندمیر، غیاثالدین. '''''حبیبالسیر.''''' به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1333، ص 1/180؛ ظلالسلطان، مسعودمیرزا. '''''تاریخ مسعودی'''''. تهران، 1362، ص 239-240.</ref> و چون بخت با انها یاری کرد خود را «بختیار» نامیدند<ref>ویلسن، ارنولد. «عشایر بختیاری»، '''''سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان'''''. ترجمه مهراب امیری، تهران: 1371، ص 245. </ref>. | ||
برخی از نیز از روی شباهت لفظ بختیاری با «باختری» انها را از اعقاب یونانیان میدانند<ref>رشیدیاسمی، غلامرضا. '''''کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او'''''. تهران: 1363، ص 8. </ref> | برخی از نیز از روی شباهت لفظ بختیاری با «باختری» انها را از اعقاب یونانیان میدانند<ref>رشیدیاسمی، غلامرضا. '''''کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او'''''. تهران: 1363، ص 8. </ref> [[بختیاری|بختیاریه]]<nowiki/>ا خود نامشان را از کلمه بختیاروند مشتق دانستهاند. بختیار یکی از بزرگان لر بزرگ بوده که اولادش گروهی به نام بختیاروند را پدید اوردند. | ||
در منتخبالتواریخ نطنزی (816ق/ 1413م) به برخی از طوایف بختیاری اشاره شده است. از این زمان به بعد نام بختیاری در متون مختلف راه مییابد<ref>نطنزی، معینالدین. '''''منتخبالتواریخ'''''. به کوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41</ref>. | در منتخبالتواریخ نطنزی (816ق/ 1413م) به برخی از طوایف بختیاری اشاره شده است. از این زمان به بعد نام بختیاری در متون مختلف راه مییابد<ref>نطنزی، معینالدین. '''''منتخبالتواریخ'''''. به کوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41</ref>. | ||
قلمرو بختیاری با وسعت تقریبی 7500 کمـ 2 در ناحیهای بین استانهای اصفهان و خوزستان واقع است. کوههای مرکزی جبال زاگرس از میان خاک بختیاری میگذرد و ان را به دو بخش کوهستانی «ییلاق» و بخش جلگهای «گرمسیر» تقسیم میکند<ref> دیگار، ژان پیر؛ کریمی، اصغر. «بختیاریها، فرهنگپذیری و فرهنگزدایی»، '''''فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب'''''. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.</ref>. | قلمرو بختیاری با وسعت تقریبی 7500 کمـ 2 در ناحیهای بین استانهای [[استان اصفهان|اصفهان]] و [[استان خوزستان|خوزستان]] واقع است. کوههای مرکزی جبال زاگرس از میان خاک بختیاری میگذرد و ان را به دو بخش کوهستانی «ییلاق» و بخش جلگهای «گرمسیر» تقسیم میکند<ref> دیگار، ژان پیر؛ کریمی، اصغر. «بختیاریها، فرهنگپذیری و فرهنگزدایی»، '''''فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب'''''. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.</ref>. | ||
در زمان شاه طهماسب (حک 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حکمرانی جهانگیرخان بختیاری، به سبب مالیاتبندی بر مبنای واحد مادیان، ایل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسیم شد<ref>بدلیسی، شرف خان. '''''شرفنامه'''''. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343، ص 74؛ اوژن بختیاری، ابوالفتح. «تاریخ بختیاری»، وحید، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.</ref>. بخش هفت لنگ به چند باب تقسیم شده است که چهارلنگ چنین تقسیماتی ندارد. | در زمان شاه طهماسب (حک 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حکمرانی جهانگیرخان بختیاری، به سبب مالیاتبندی بر مبنای واحد مادیان، ایل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسیم شد<ref>بدلیسی، شرف خان. '''''شرفنامه'''''. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343، ص 74؛ اوژن بختیاری، ابوالفتح. «تاریخ بختیاری»، وحید، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.</ref>. بخش هفت لنگ به چند باب تقسیم شده است که چهارلنگ چنین تقسیماتی ندارد. | ||
در گذشته، در رأس ایل، ایلخان قرار داشت که برقراری نظم و امنیت و نظام تشکیلاتی و اداری بر عهده او بود. در 1332ش عنوان ایلخانی و امتیازات ان لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ایل طایفه، تیره، تش، اولاد، فامیل و خانوار تشکیل میدهد<ref>دیگار، ژان پیر؛ کریمی، اصغر. «عملکرد ساختار انشعابی و ساختار قدرت در جامعه ایلی و کوچنشین بختیاری»، '''''فصلنامه تحقیقات جغرافیایی'''''. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185؛ امان، دیتر. '''''بختیاریها: عشایر کوهنشین ایرانی در پویه تاریخ'''''. ترجمه محسن محسنیان، مشهد، 1367، ص 86.</ref>. در ایل بختیاری چند نوع گروهبندی وجود دارد. | در گذشته، در رأس ایل، [[ایلخان]] قرار داشت که برقراری نظم و امنیت و نظام تشکیلاتی و اداری بر عهده او بود. در 1332ش عنوان ایلخانی و امتیازات ان لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ایل طایفه، تیره، تش، اولاد، فامیل و خانوار تشکیل میدهد<ref>دیگار، ژان پیر؛ کریمی، اصغر. «عملکرد ساختار انشعابی و ساختار قدرت در جامعه ایلی و کوچنشین بختیاری»، '''''فصلنامه تحقیقات جغرافیایی'''''. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185؛ امان، دیتر. '''''بختیاریها: عشایر کوهنشین ایرانی در پویه تاریخ'''''. ترجمه محسن محسنیان، مشهد، 1367، ص 86.</ref>. در ایل بختیاری چند نوع گروهبندی وجود دارد. | ||
# گروهبندی براساس قومیت که در آن لرهای بختیاری در اکثریت و [[لکی|لک]] و عرب و [[ترک]] در اقلیت قرار گیرند. | |||
# گروهبندی بر اساس اقتدار سیاسی و اجتماعی که در هرم سلسله مراتب قدرت آن، نخست [[ایلخان]] و سپس به ترتیب کلانتران و کدخدایان و ریشسفیدان قرار دارند و دامنه هرم را توده مردم ایلیاتی تشکیل میدهند. | |||
# گروهبندی دیگر بر اساس شغل بختیاریهاست که در این گروهبندی بختیاریها به دامداران و غیردامداران تقسیم میشوند. غیردامداران شامل: توشمالها (نوازندگان ایل) غربتها یا غربتیها (کولیهای ایل)، تَخْتِکِشها (سازندگان تخت گیوه)، کلاه مالها و نمد مالها و عرب کَمَری و سادات هستند<ref>کریمی، اصغر. '''''سفر به دیار بختیاری'''''. تهران: 1368، ص 273، 163، 57-58؛ همو، «نگاهی به زندگی و اداب و سنن در ایلات هفت لنگ و چهار لنگ»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1357، شمـ 189 و 190، ص 35-36. </ref>. | |||
بختیاریها درون گروهی ازدواج میکنند و تعدد زوجات در بین انها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده یک هشتم دارایی و ثروت او به غیر از اموال غیرمنقول به همسران و بقیه دارایی (منقول و غیرمنقول) به پسران به ارث میرسد<ref> همو، «دامداری در ایل بختیاری»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77. </ref>. | بختیاریها درون گروهی ازدواج میکنند و تعدد زوجات در بین انها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده یک هشتم دارایی و ثروت او به غیر از اموال غیرمنقول به همسران و بقیه دارایی (منقول و غیرمنقول) به پسران به ارث میرسد<ref> همو، «دامداری در ایل بختیاری»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77. </ref>. | ||
| خط ۲۸: | خط ۳۰: | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
== | == مآخذ == | ||
<references /> | <references /> | ||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
نسخهٔ ۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۷

بختیاری، از گروههای ایلی کوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربی ایران که اکنون بخش بزرگی از خانوارهای ان در نقاط ییلاقی و قشلاقی یکجانشین شدهاند.
درباره نام و خاستگاه بختیاریها نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بر اساس روایتهای افسانهای آنها را از بازماندگان جوانانی میدانند که از چنگ ضحاک گریختند و به بیابان و کوهستانهای زردکوه و کوه رنگ پناه بردند و خود را لُر، یعنی بیابانی خواندند[۱] و چون بخت با انها یاری کرد خود را «بختیار» نامیدند[۲].
برخی از نیز از روی شباهت لفظ بختیاری با «باختری» انها را از اعقاب یونانیان میدانند[۳] بختیاریها خود نامشان را از کلمه بختیاروند مشتق دانستهاند. بختیار یکی از بزرگان لر بزرگ بوده که اولادش گروهی به نام بختیاروند را پدید اوردند.
در منتخبالتواریخ نطنزی (816ق/ 1413م) به برخی از طوایف بختیاری اشاره شده است. از این زمان به بعد نام بختیاری در متون مختلف راه مییابد[۴].
قلمرو بختیاری با وسعت تقریبی 7500 کمـ 2 در ناحیهای بین استانهای اصفهان و خوزستان واقع است. کوههای مرکزی جبال زاگرس از میان خاک بختیاری میگذرد و ان را به دو بخش کوهستانی «ییلاق» و بخش جلگهای «گرمسیر» تقسیم میکند[۵].
در زمان شاه طهماسب (حک 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حکمرانی جهانگیرخان بختیاری، به سبب مالیاتبندی بر مبنای واحد مادیان، ایل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسیم شد[۶]. بخش هفت لنگ به چند باب تقسیم شده است که چهارلنگ چنین تقسیماتی ندارد.
در گذشته، در رأس ایل، ایلخان قرار داشت که برقراری نظم و امنیت و نظام تشکیلاتی و اداری بر عهده او بود. در 1332ش عنوان ایلخانی و امتیازات ان لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ایل طایفه، تیره، تش، اولاد، فامیل و خانوار تشکیل میدهد[۷]. در ایل بختیاری چند نوع گروهبندی وجود دارد.
- گروهبندی براساس قومیت که در آن لرهای بختیاری در اکثریت و لک و عرب و ترک در اقلیت قرار گیرند.
- گروهبندی بر اساس اقتدار سیاسی و اجتماعی که در هرم سلسله مراتب قدرت آن، نخست ایلخان و سپس به ترتیب کلانتران و کدخدایان و ریشسفیدان قرار دارند و دامنه هرم را توده مردم ایلیاتی تشکیل میدهند.
- گروهبندی دیگر بر اساس شغل بختیاریهاست که در این گروهبندی بختیاریها به دامداران و غیردامداران تقسیم میشوند. غیردامداران شامل: توشمالها (نوازندگان ایل) غربتها یا غربتیها (کولیهای ایل)، تَخْتِکِشها (سازندگان تخت گیوه)، کلاه مالها و نمد مالها و عرب کَمَری و سادات هستند[۸].
بختیاریها درون گروهی ازدواج میکنند و تعدد زوجات در بین انها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده یک هشتم دارایی و ثروت او به غیر از اموال غیرمنقول به همسران و بقیه دارایی (منقول و غیرمنقول) به پسران به ارث میرسد[۹].
دامداری سنتی نگهداری و پرورش با دامهای کوچک، فعالیت اقتصادی و تولیدی مهم بختیاریهاست. کوچنشینان بختیاری دامهای گوشتی و شیرده (گوسفند و بز) در گلههای بزرگ و معدودی گاو پرورش میدهند. فقط عرب کمریها گاومیشدارند[۱۰].
زنان بختیاری در اوقات فراغت به ریسندگی و بافندگی فرش و گلیم مشغولند. بختیاریها به ویژه کوچندگان و به هنگام ییلاقنشینی در «بهون» (سیاه چادر بافته شده از موی بز) زندگی میکنند. در ییلاقات و قشلاقات مساکن ثابت دارند که بیشتر این مساکن در گرمسیر است[۱۱].
بختیاریها شیعه اثنی عشری هستند زیارتگاههای زیادی در سرزمین انها وجود دارد که مورد احترام و تقدس بختیاریهاست[۱۲].
جمعیت بختیاریها 570 هزار نفر گزارش شده است[۱۳] و کوچندگان انها 183174 نفر برابر با 27492 خانوار امده است[۱۴].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ خواندمیر، غیاثالدین. حبیبالسیر. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1333، ص 1/180؛ ظلالسلطان، مسعودمیرزا. تاریخ مسعودی. تهران، 1362، ص 239-240.
- ↑ ویلسن، ارنولد. «عشایر بختیاری»، سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان. ترجمه مهراب امیری، تهران: 1371، ص 245.
- ↑ رشیدیاسمی، غلامرضا. کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او. تهران: 1363، ص 8.
- ↑ نطنزی، معینالدین. منتخبالتواریخ. به کوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41
- ↑ دیگار، ژان پیر؛ کریمی، اصغر. «بختیاریها، فرهنگپذیری و فرهنگزدایی»، فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.
- ↑ بدلیسی، شرف خان. شرفنامه. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343، ص 74؛ اوژن بختیاری، ابوالفتح. «تاریخ بختیاری»، وحید، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.
- ↑ دیگار، ژان پیر؛ کریمی، اصغر. «عملکرد ساختار انشعابی و ساختار قدرت در جامعه ایلی و کوچنشین بختیاری»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185؛ امان، دیتر. بختیاریها: عشایر کوهنشین ایرانی در پویه تاریخ. ترجمه محسن محسنیان، مشهد، 1367، ص 86.
- ↑ کریمی، اصغر. سفر به دیار بختیاری. تهران: 1368، ص 273، 163، 57-58؛ همو، «نگاهی به زندگی و اداب و سنن در ایلات هفت لنگ و چهار لنگ»، هنر و مردم. تهران: 1357، شمـ 189 و 190، ص 35-36.
- ↑ همو، «دامداری در ایل بختیاری»، هنر و مردم. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77.
- ↑ کریمی. سفر.... ص 63 و 64.
- ↑ کریمی، «نگاهی ...»، 37؛ دیگار، ژان پیر. فنون کوچنشینان بختیاری. ترجمه اصغر کریمی، مشهد: 1366، ص 146، 147-169.
- ↑ کریمی، سفر...، ص 254-255.
- ↑ Iranica, III/559.
- ↑ سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1377 ش ، استان چهارمحال و بختیاری. تهران: 1378، ص 15.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر کریمی
تلخیص معصومه ابراهیمی
تلخیص از مقاله بختیاری دایرهالمعارف بزرگ اسلامی