طاهریان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[طاهریان]]،''' منسوب به طاهربن حسین، نخستین سلسله نیمه مستقل پس از غلبه اعراب بر ایران(حک205تا259ق/820تا872م). | '''[[طاهریان]]،''' منسوب به طاهربن حسین، نخستین سلسله نیمه مستقل پس از غلبه اعراب بر [[کشور ایران|ایران]](حک205تا259ق/820تا872م). | ||
خاستگاه طاهریان پوشنگ هرات محل تولد طاهر و اجدادش بود که نسب خود را به منوچهر، پادشاه السطورهای میرساندند<ref>نفیسی، سعید. تاریخ خاندان طاهری. تهران: 1335، اقبال. ج1، ص25.</ref>. اعراب به آنان«ابن بیت النار» (زاده [[آتشکده]])<ref>زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران:2535، امیرکبیر، ص496.</ref> و برخی نیز آنها را رستمی و خزانی خواندهاند<ref>مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین. التنبیه و الاشراف. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: 1349، بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ص330-329.</ref>. فرخ، دنیای طاهر در حمله اعراب به ایران مسلمان و اسعد خوانده شد<ref> جوزجانی، منهاجالسراج. طبقات ناصری. تصحیح عبدالهی حبیبی. تهران: 1363، دنیای کتاب، ص230.</ref>. اجداد طاهر رزیق و مصعب صاحب مقام و منصب بودند. حسین، پدرطاهر، در دربار مأمون(مرو) نفوذ داشت. | خاستگاه طاهریان پوشنگ هرات محل تولد طاهر و اجدادش بود که نسب خود را به منوچهر، پادشاه السطورهای میرساندند<ref>نفیسی، سعید. '''''تاریخ خاندان طاهری.''''' تهران: 1335، اقبال. ج1، ص25.</ref>. اعراب به آنان«ابن بیت النار» (زاده [[آتشکده]])<ref>زرینکوب، عبدالحسین. '''''تاریخ ایران بعد از اسلام'''''. تهران:2535، امیرکبیر، ص496.</ref> و برخی نیز آنها را رستمی و خزانی خواندهاند<ref>مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین. '''''التنبیه و الاشراف'''''. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: 1349، بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ص330-329.</ref>. فرخ، دنیای طاهر در حمله اعراب به [[کشور ایران|ایران]] مسلمان و اسعد خوانده شد<ref> جوزجانی، منهاجالسراج. '''''طبقات ناصری'''''. تصحیح عبدالهی حبیبی. تهران: 1363، دنیای کتاب، ص230.</ref>. اجداد طاهر رزیق و مصعب صاحب مقام و منصب بودند. حسین، پدرطاهر، در دربار مأمون(مرو) نفوذ داشت. | ||
طاهر پس از مرگ هارون، همراه فضلبن سهلی و دیگر ایرانیان از مأموران حمایت کرده و با قتل امین بر امور بغداد، جزیره ورقه(پس از جنگ با خوارج به رهبری نصربن ؟ ومخالفان مأمون) مسلط شد و مقام شرملگی بغداد را بدست آورد. مأمون در 205ق/820م امارت خراسان را به وی تفویض کرد فضل بن سهل، وزیر ایرانی، در بقدرت رسیدن وی نقش داشت<ref>جهنیاری، ابوعبدالله. (بیتا) الوراء و الکتاب. ترجمه ابوالفضل طباطبائی. تهران: چاپ تابان، ص367-366.</ref>. طاهر مرو را به عنوان مرکز فرمانروایی خویش برگزید. او نخستین ایرانی بود که به فرمان خلیفه با علی بن موسیالرضا(ع) به عنوان ولیعهد امّا با دست چپ بیعت کرد. مأمون در جنگ با علی بن موسی عیسی او را از ذوالیمینین نامید. مخالفانش به خاطر ضعف بینایی او را اعور(یک چشم) میخواندند. | طاهر پس از مرگ هارون، همراه فضلبن سهلی و دیگر ایرانیان از مأموران حمایت کرده و با قتل امین بر امور بغداد، جزیره ورقه(پس از جنگ با خوارج به رهبری نصربن ؟ ومخالفان مأمون) مسلط شد و مقام شرملگی بغداد را بدست آورد. مأمون در 205ق/820م امارت خراسان را به وی تفویض کرد فضل بن سهل، وزیر ایرانی، در بقدرت رسیدن وی نقش داشت<ref>جهنیاری، ابوعبدالله. (بیتا) '''''الوراء و الکتاب'''''. ترجمه ابوالفضل طباطبائی. تهران: چاپ تابان، ص367-366.</ref>. طاهر مرو را به عنوان مرکز فرمانروایی خویش برگزید. او نخستین ایرانی بود که به فرمان خلیفه با [[علی بن موسی الرضا(ع)|علی بن موسیالرضا(ع)]] به عنوان ولیعهد امّا با دست چپ بیعت کرد. مأمون در جنگ با علی بن موسی عیسی او را از ذوالیمینین نامید. مخالفانش به خاطر ضعف بینایی او را اعور(یک چشم) میخواندند. | ||
طاهر در 207ق نام مأمون را از سکه و خطبه انداخت و در همان شب درگذشت. پس از او پسرش طلحه که حکومت سیستان را داشت به امارت رسید(207تا213ق). وی نیشابور را مرکز فرمانروایی خویش قرار داد و الیاس پسر اسد سامانی را برای سرکوب شورش خوارج به سیستان فرستاد. پس از مرگ طلحه، برادرش عبدا.. بن طاهر به امارت خراسان منصوب شد(215-230ق). | طاهر در 207ق نام مأمون را از سکه و خطبه انداخت و در همان شب درگذشت. پس از او پسرش طلحه که [[استان سیستان و بلوچستان|حکومت سیستان]] را داشت به امارت رسید(207تا213ق). وی [[نیشابور]] را مرکز فرمانروایی خویش قرار داد و الیاس پسر اسد سامانی را برای سرکوب شورش خوارج به [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان]] فرستاد. پس از مرگ طلحه، برادرش عبدا.. بن طاهر به امارت خراسان منصوب شد(215-230ق). | ||
او در پی حمله به غرب در 212ق مصر را فتح کرد<ref>یعقوبی، احمد بن یعقوب. تاریخ یعقوبی. ترجمه محمد ابراهیم آیتی. تهران: 2536، بنگاه ترجمه نشر کتاب. ج2، ص481.</ref>. و در زمان مرگ طلحه نیز سرگرم تدارک سپاه برای نبرد با خرمدیان بود. در اقدام بعدی او به سرکوب خوارج در شرق پرداخت که برادرش علی در جنگ با آنها کشته شده بود. با مرگ عبدالله و جانشینی فرزندش طاهر دوم(230تا248ق) دوره زوال طاهریان آغاز شد که با خارج شدن | او در پی حمله به غرب در 212ق [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر] را فتح کرد<ref>یعقوبی، احمد بن یعقوب. '''''تاریخ یعقوبی'''''. ترجمه محمد ابراهیم آیتی. تهران: 2536، بنگاه ترجمه نشر کتاب. ج2، ص481.</ref>. و در زمان مرگ طلحه نیز سرگرم تدارک سپاه برای نبرد با [[خرم دینان|خرمدیان]] بود. در اقدام بعدی او به سرکوب خوارج در شرق پرداخت که برادرش علی در جنگ با آنها کشته شده بود. با مرگ عبدالله و جانشینی فرزندش طاهر دوم(230تا248ق) دوره زوال طاهریان آغاز شد که با خارج شدن سیستان از حوزه نقوذ طاهریان همراه بود. پس از مرگ طاهر، مستعین عباسی فرزندش محمد را که فردی عاطل، عیاش و ضعیفالنفس بود به امارت منصوب کرد. محمد با دو رقیب جدی مواجه شد: یکی حسن زید علوی(داعی کبیر) که در 250ق سلیمان، والی طاهری را از طبرستان بیرون کرد و دیگری یعقوب لیث صفاری که با حمله به [[نیشابور]] و اسیر کردن محمد بن طاهر قلمرو طاهریان را به صفاریان ملحق کرد. محمد تا زمان شکست یعقوب از سپاه عباسیان در ویرالعاقول(262ق) زندانی بود، پس از اینکه آزاد شد در ساندهی امارت طاهریان کاری از پیش نبرد و معتمد عباسی او را عزل کرد و در298ق در بغداد درگذشت. خوارج، ؟، عیاران. | ||
سالوکان(صمالیک) خرمدنیان، مازیار بن قانون و افشین مهمترین گروههای ناراضی این دوره بودند. طاهریان، علاوه بر فتوحات نظامی، اقدامات عمرانی بسیاری انجام دادند که میتوان به کاخهایی موسوم به حریم طاهری در کنار دجله و کاخ شادیاخ در باغی به همین نام در نیشابور اشاره کرد<ref>Le stranye,G. Baydad During The Abbasid caliphate, oxford, 1924, p.119.</ref>. | سالوکان(صمالیک) خرمدنیان، مازیار بن قانون و افشین مهمترین گروههای ناراضی این دوره بودند. طاهریان، علاوه بر فتوحات نظامی، اقدامات عمرانی بسیاری انجام دادند که میتوان به کاخهایی موسوم به حریم طاهری در کنار دجله و کاخ شادیاخ در باغی به همین نام در [[نیشابور]] اشاره کرد<ref>Le stranye,G. Baydad During The Abbasid caliphate, oxford, 1924, p.119.</ref>. | ||
طاهریان از خروج مالیات خراسان به بغداد ممانعت و به منظور اصلاح سیستم آبیاری قناتهای موسوم به طاهری احداث و مجموعه دیدگاههای فقهی در مورد تقسیم آب قنات را در کتابی موسوم به قنی گردآوری شد. در روزگار زمامداری عبدالله در مصر کشت نوعی خیار به نام بطیخ عبدلاوی گسترش یافت<ref>ابن فلکان، شمسالدیناحمد(1368ق/1948م) و فیات الأعیان و أتباء الزمان. تصحیح محمد محیالدین عبدالحمید. قاهره: بیتا. ج2، ص274.</ref>. در زمینه ادبی نیز اشعار و نوشتههایی از طاهریان به جای مانده که مهمترین آنها نامه طاهر فرزندش عبدالله میباشد<ref>طبری، محمد بن جزیره. تاریخ الرسل و الملوک. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: 1354، بنیاد فرهنگ ایران. ج13، صص5705-5692.</ref>. روایت دولتشاه، سمرقندی مبنی بر به آب انداختن کتاب وامه و عذرا و دستور سوزاندن کتابهای فارسی توسط عبدالله بن طاهر به دلیل شش قرن و نیم اختلاف راوی با زمانه طاهریان نمیتواند درست باشد. | طاهریان از خروج مالیات خراسان به بغداد ممانعت و به منظور اصلاح سیستم آبیاری قناتهای موسوم به طاهری احداث و مجموعه دیدگاههای فقهی در مورد تقسیم آب قنات را در کتابی موسوم به قنی گردآوری شد. در روزگار زمامداری عبدالله در مصر کشت نوعی خیار به نام بطیخ عبدلاوی گسترش یافت<ref>ابن فلکان، '''''شمسالدیناحمد(1368ق/1948م) و فیات الأعیان و أتباء الزمان'''''. تصحیح محمد محیالدین عبدالحمید. قاهره: بیتا. ج2، ص274.</ref>. در زمینه ادبی نیز اشعار و نوشتههایی از طاهریان به جای مانده که مهمترین آنها نامه طاهر فرزندش عبدالله میباشد<ref>طبری، محمد بن جزیره. '''''تاریخ الرسل و الملوک'''''. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: 1354، بنیاد فرهنگ ایران. ج13، صص5705-5692.</ref>. روایت دولتشاه، سمرقندی مبنی بر به آب انداختن کتاب وامه و عذرا و دستور سوزاندن کتابهای فارسی توسط عبدالله بن طاهر به دلیل شش قرن و نیم اختلاف راوی با زمانه طاهریان نمیتواند درست باشد. | ||
منصور بن طاهر به فلسفه گرایش داشت و او را حکیم خاندان طاهری میدانند<ref>ابن ندیم، اسحق بن محمد. الفهرست. ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد. تهران: 1366،امیرکبیر، ص192.</ref>.طاهر مردم خراسان به ویژه دهقانیان را مورد نوازش قرار میداد و به خاطر معشوقهاش به نام همسایگان وی را که در عراق به بند افتاد، بودند، آزاد میکرد<ref>ابن طیفور، احمد بن ابیطاهر. بغداد فی تاریخ الخلاقه العباسیه. بیروت: 1388/1968، بیتا، ص68-67.</ref>. | منصور بن طاهر به فلسفه گرایش داشت و او را حکیم خاندان طاهری میدانند<ref>ابن ندیم، اسحق بن محمد. الفهرست. ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد. تهران: 1366،امیرکبیر، ص192.</ref>.طاهر مردم خراسان به ویژه دهقانیان را مورد نوازش قرار میداد و به خاطر معشوقهاش به نام همسایگان وی را که در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] به بند افتاد، بودند، آزاد میکرد<ref>ابن طیفور، احمد بن ابیطاهر. '''''بغداد فی تاریخ الخلاقه العباسیه'''''. بیروت: 1388/1968، بیتا، ص68-67.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
== | * [[استان سیستان و بلوچستان]] | ||
* [[آتشکده]] | |||
* [[نیشابور]] | |||
* [[خرم دینان]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | <references /> | ||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
دانشنامه ایران | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۲۲
طاهریان، منسوب به طاهربن حسین، نخستین سلسله نیمه مستقل پس از غلبه اعراب بر ایران(حک205تا259ق/820تا872م).
خاستگاه طاهریان پوشنگ هرات محل تولد طاهر و اجدادش بود که نسب خود را به منوچهر، پادشاه السطورهای میرساندند[۱]. اعراب به آنان«ابن بیت النار» (زاده آتشکده)[۲] و برخی نیز آنها را رستمی و خزانی خواندهاند[۳]. فرخ، دنیای طاهر در حمله اعراب به ایران مسلمان و اسعد خوانده شد[۴]. اجداد طاهر رزیق و مصعب صاحب مقام و منصب بودند. حسین، پدرطاهر، در دربار مأمون(مرو) نفوذ داشت.
طاهر پس از مرگ هارون، همراه فضلبن سهلی و دیگر ایرانیان از مأموران حمایت کرده و با قتل امین بر امور بغداد، جزیره ورقه(پس از جنگ با خوارج به رهبری نصربن ؟ ومخالفان مأمون) مسلط شد و مقام شرملگی بغداد را بدست آورد. مأمون در 205ق/820م امارت خراسان را به وی تفویض کرد فضل بن سهل، وزیر ایرانی، در بقدرت رسیدن وی نقش داشت[۵]. طاهر مرو را به عنوان مرکز فرمانروایی خویش برگزید. او نخستین ایرانی بود که به فرمان خلیفه با علی بن موسیالرضا(ع) به عنوان ولیعهد امّا با دست چپ بیعت کرد. مأمون در جنگ با علی بن موسی عیسی او را از ذوالیمینین نامید. مخالفانش به خاطر ضعف بینایی او را اعور(یک چشم) میخواندند.
طاهر در 207ق نام مأمون را از سکه و خطبه انداخت و در همان شب درگذشت. پس از او پسرش طلحه که حکومت سیستان را داشت به امارت رسید(207تا213ق). وی نیشابور را مرکز فرمانروایی خویش قرار داد و الیاس پسر اسد سامانی را برای سرکوب شورش خوارج به سیستان فرستاد. پس از مرگ طلحه، برادرش عبدا.. بن طاهر به امارت خراسان منصوب شد(215-230ق).
او در پی حمله به غرب در 212ق مصر را فتح کرد[۶]. و در زمان مرگ طلحه نیز سرگرم تدارک سپاه برای نبرد با خرمدیان بود. در اقدام بعدی او به سرکوب خوارج در شرق پرداخت که برادرش علی در جنگ با آنها کشته شده بود. با مرگ عبدالله و جانشینی فرزندش طاهر دوم(230تا248ق) دوره زوال طاهریان آغاز شد که با خارج شدن سیستان از حوزه نقوذ طاهریان همراه بود. پس از مرگ طاهر، مستعین عباسی فرزندش محمد را که فردی عاطل، عیاش و ضعیفالنفس بود به امارت منصوب کرد. محمد با دو رقیب جدی مواجه شد: یکی حسن زید علوی(داعی کبیر) که در 250ق سلیمان، والی طاهری را از طبرستان بیرون کرد و دیگری یعقوب لیث صفاری که با حمله به نیشابور و اسیر کردن محمد بن طاهر قلمرو طاهریان را به صفاریان ملحق کرد. محمد تا زمان شکست یعقوب از سپاه عباسیان در ویرالعاقول(262ق) زندانی بود، پس از اینکه آزاد شد در ساندهی امارت طاهریان کاری از پیش نبرد و معتمد عباسی او را عزل کرد و در298ق در بغداد درگذشت. خوارج، ؟، عیاران.
سالوکان(صمالیک) خرمدنیان، مازیار بن قانون و افشین مهمترین گروههای ناراضی این دوره بودند. طاهریان، علاوه بر فتوحات نظامی، اقدامات عمرانی بسیاری انجام دادند که میتوان به کاخهایی موسوم به حریم طاهری در کنار دجله و کاخ شادیاخ در باغی به همین نام در نیشابور اشاره کرد[۷].
طاهریان از خروج مالیات خراسان به بغداد ممانعت و به منظور اصلاح سیستم آبیاری قناتهای موسوم به طاهری احداث و مجموعه دیدگاههای فقهی در مورد تقسیم آب قنات را در کتابی موسوم به قنی گردآوری شد. در روزگار زمامداری عبدالله در مصر کشت نوعی خیار به نام بطیخ عبدلاوی گسترش یافت[۸]. در زمینه ادبی نیز اشعار و نوشتههایی از طاهریان به جای مانده که مهمترین آنها نامه طاهر فرزندش عبدالله میباشد[۹]. روایت دولتشاه، سمرقندی مبنی بر به آب انداختن کتاب وامه و عذرا و دستور سوزاندن کتابهای فارسی توسط عبدالله بن طاهر به دلیل شش قرن و نیم اختلاف راوی با زمانه طاهریان نمیتواند درست باشد.
منصور بن طاهر به فلسفه گرایش داشت و او را حکیم خاندان طاهری میدانند[۱۰].طاهر مردم خراسان به ویژه دهقانیان را مورد نوازش قرار میداد و به خاطر معشوقهاش به نام همسایگان وی را که در عراق به بند افتاد، بودند، آزاد میکرد[۱۱].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ نفیسی، سعید. تاریخ خاندان طاهری. تهران: 1335، اقبال. ج1، ص25.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران:2535، امیرکبیر، ص496.
- ↑ مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین. التنبیه و الاشراف. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: 1349، بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ص330-329.
- ↑ جوزجانی، منهاجالسراج. طبقات ناصری. تصحیح عبدالهی حبیبی. تهران: 1363، دنیای کتاب، ص230.
- ↑ جهنیاری، ابوعبدالله. (بیتا) الوراء و الکتاب. ترجمه ابوالفضل طباطبائی. تهران: چاپ تابان، ص367-366.
- ↑ یعقوبی، احمد بن یعقوب. تاریخ یعقوبی. ترجمه محمد ابراهیم آیتی. تهران: 2536، بنگاه ترجمه نشر کتاب. ج2، ص481.
- ↑ Le stranye,G. Baydad During The Abbasid caliphate, oxford, 1924, p.119.
- ↑ ابن فلکان، شمسالدیناحمد(1368ق/1948م) و فیات الأعیان و أتباء الزمان. تصحیح محمد محیالدین عبدالحمید. قاهره: بیتا. ج2، ص274.
- ↑ طبری، محمد بن جزیره. تاریخ الرسل و الملوک. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: 1354، بنیاد فرهنگ ایران. ج13، صص5705-5692.
- ↑ ابن ندیم، اسحق بن محمد. الفهرست. ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد. تهران: 1366،امیرکبیر، ص192.
- ↑ ابن طیفور، احمد بن ابیطاهر. بغداد فی تاریخ الخلاقه العباسیه. بیروت: 1388/1968، بیتا، ص68-67.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
غلامرضا زعیمی