تاجیک: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[تاجیک]]'''، قومی مسلمان و [[فارسی]] زبان از نژاد [[آریاییان|آریایی]] و از قدیمترین ساکنان آسیای مرکزی و افغانستان و ناحیه سین کیانگ چین، و عمدهترین جمعیت جمهوری تاجیکستان در سده چهاردهم. | ||
این قوم در شمال هندوستان، | این قوم در شمال هندوستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراکندهاند. تاجیکها در شرقیترین منطقه ایران و عمدتاً در استانهای خراسان و [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان و بلوچستان]] به سر میبرند<ref>کیهان، مسعود. '''''جغرافی مفصل ایران'''''. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211.</ref><ref>همام، «تاجیکها»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 94. </ref>. | ||
درباره اصل و نسب | درباره اصل و نسب تاجیکها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ [[مغول ها|مغول]]، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترک، قومی از ترک، غلام آزاد کشاورز و مردمی ایرانی فارسی زبان دانستهاند<ref>برهان، محمدحسین بن خلف. '''''برهان قاطع'''''. به کوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیک».</ref><ref>2- سامی، شمسالدین بن خالد. '''''قاموس الاعلام'''''. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده.</ref><ref>داعی الاسلام، محمدعلی'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل ماده.</ref><ref>آقهباش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیک»، '''''تاجیکان در مسیر''''' '''''تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 271. </ref>. | ||
لفظ | لفظ [[تاجیک]] به صورتهای تازیک، تاژیک، تژِک و تازک نیز آمده است<ref>'''''بندهش'''''، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31.</ref><ref name=":0">داعیالاسلام، داعی الاسلام، محمدعلی'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل تازیک.</ref><ref>بیهقی، محمد بن حسین. '''''تاریخ بیهقی'''''. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520.</ref><ref>کاشغری، محمود بن حسین. '''''دیوان لغات الترک'''''. به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژک». </ref>. برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسکریت به معنای بازرگان) به معناهای [[فارسی]] زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= [[تاجیک]])، تاجیکهای خوارزم، [[فارسی]] زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف [[تاجیک]] میدانند<ref>بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیکان»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 64.</ref><ref>میراحمدی، مریم. «قوم تاجیک و فرهنگ تاجیکی در آسیای مرکزی»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 244.</ref><ref>Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 126.</ref>. | ||
برخی، | برخی، کلمه [[تاجیک]] را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» میدانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام [[تاجیک]] دانستهاند<ref name=":0" /><ref>سوندرمان، ورنر. «یک گواهی کهن درباره نام تاجیکان» ترجمه فریدون مجلسی، '''''هستی'''''. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51.</ref><ref>سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیک»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1377، ص 177. </ref>. | ||
قوم | قوم [[تاجیک]] در سه مرحله و در سه منطقه تشکیل شده است: در دوره ساسانیان (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره سامانیان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا. | ||
قوم | قوم تاجیک شامل گروههایی از سُغدیها، باختریها، مَرغیانیها و پارتها، خوارزمیها، فَرغانیها، سکاها و تورهاست<ref>غفوروف، باباجان. '''''تاجیکان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572.</ref><ref>Nimatov, N., '''''Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya,''''' Dushanbe, 1997, p. 84.</ref>. برخی منابع قبیله مشهور «تور» را که در آسیای مرکزی به سر میبرند ـ به عنوان نیاکان اصلی تاجیکها دانستهاند<ref>یعقوبشاه، یوسفشاه. «تاریخ شکلگیری تمدن تاجیکان»، به کوشش اردمهر و میرزا شکورزاده، '''''ایران شناخت'''''. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.</ref>. | ||
اقوام | اقوام تشکیلدهنده تاجیکها مانند سغدیها، باختریها و... همگی آریایی بودند و به زبانهای باستانی ایرانی گفتگو میکردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشترکات فرهنگیشان در تشکیل اقوام تاجیکی نقش به سزایی داشت<ref>غفوروف، باباجان. '''''تاجیکان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 30، 31، 572.</ref><ref>Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 27-28.</ref>. قوم تاجیک در سده چهارم و پنجم میلادی شکل گرفت. از مراکز فرهنگی تاجیکنشین که در تشکلشان نقش مهمی داشتند میتوان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره کرد<ref>Barthold, V. V., '''''Istoriya Kulturnoy Žizni''''', Turkestan, 1927, p. 17-21.</ref>. | ||
تاجیکها در قسمتهایی از آسیای مرکزی دولتهایی را تشکیل دادند که میتوان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور افغانستان، گرْتْها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م در سمرقند و حکومتهای بخشهای شرقیِ بخارا اشاره کرد<ref>Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 71, .83-92</ref>. | |||
تاجیکها اکثراً سنی حنفی هستند. عدهای از آنها در پامیر شیعه اسماعیلیاند<ref>Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 94-95.</ref>. | |||
تاجیکها در کشاورزی و احیای زمینهای مرده به اراضی کشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند<ref>Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 130-131, 145-146.</ref>. | |||
پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم | پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیک شد به طوری که تا هزار سال بعد فارسی زبانِ رسمیِ دولتی قوم تاجیک شد<ref>غفوروف، باباجان. '''''تاجیکان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 572.</ref>. امروزه تاجیکها به زبان تاجیکی یا فارسی تاجیکی که از زبانهای ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپاییست، تکلم میکنند. از قرن دهم که در ایران حکومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حکومت سنّی شیبانی تشکیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیکها نیز کمتر شد. | ||
از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب | از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بیاطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژههای جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیکستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیکها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد<ref>کاتسنر، کنت. '''''زبانهای جهان'''''. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.</ref>. | ||
تلخیص از مقاله | تلخیص از مقاله تاجیک دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75 | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== '''مآخذ''' == | |||
نسخهٔ ۱۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۷
تاجیک، قومی مسلمان و فارسی زبان از نژاد آریایی و از قدیمترین ساکنان آسیای مرکزی و افغانستان و ناحیه سین کیانگ چین، و عمدهترین جمعیت جمهوری تاجیکستان در سده چهاردهم.
این قوم در شمال هندوستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراکندهاند. تاجیکها در شرقیترین منطقه ایران و عمدتاً در استانهای خراسان و سیستان و بلوچستان به سر میبرند[۱][۲].
درباره اصل و نسب تاجیکها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترک، قومی از ترک، غلام آزاد کشاورز و مردمی ایرانی فارسی زبان دانستهاند[۳][۴][۵][۶].
لفظ تاجیک به صورتهای تازیک، تاژیک، تژِک و تازک نیز آمده است[۷][۸][۹][۱۰]. برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسکریت به معنای بازرگان) به معناهای فارسی زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= تاجیک)، تاجیکهای خوارزم، فارسی زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجیک میدانند[۱۱][۱۲][۱۳].
برخی، کلمه تاجیک را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» میدانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجیک دانستهاند[۸][۱۴][۱۵].
قوم تاجیک در سه مرحله و در سه منطقه تشکیل شده است: در دوره ساسانیان (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره سامانیان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.
قوم تاجیک شامل گروههایی از سُغدیها، باختریها، مَرغیانیها و پارتها، خوارزمیها، فَرغانیها، سکاها و تورهاست[۱۶][۱۷]. برخی منابع قبیله مشهور «تور» را که در آسیای مرکزی به سر میبرند ـ به عنوان نیاکان اصلی تاجیکها دانستهاند[۱۸].
اقوام تشکیلدهنده تاجیکها مانند سغدیها، باختریها و... همگی آریایی بودند و به زبانهای باستانی ایرانی گفتگو میکردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشترکات فرهنگیشان در تشکیل اقوام تاجیکی نقش به سزایی داشت[۱۹][۲۰]. قوم تاجیک در سده چهارم و پنجم میلادی شکل گرفت. از مراکز فرهنگی تاجیکنشین که در تشکلشان نقش مهمی داشتند میتوان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره کرد[۲۱].
تاجیکها در قسمتهایی از آسیای مرکزی دولتهایی را تشکیل دادند که میتوان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور افغانستان، گرْتْها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م در سمرقند و حکومتهای بخشهای شرقیِ بخارا اشاره کرد[۲۲].
تاجیکها اکثراً سنی حنفی هستند. عدهای از آنها در پامیر شیعه اسماعیلیاند[۲۳].
تاجیکها در کشاورزی و احیای زمینهای مرده به اراضی کشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند[۲۴].
پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیک شد به طوری که تا هزار سال بعد فارسی زبانِ رسمیِ دولتی قوم تاجیک شد[۲۵]. امروزه تاجیکها به زبان تاجیکی یا فارسی تاجیکی که از زبانهای ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپاییست، تکلم میکنند. از قرن دهم که در ایران حکومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حکومت سنّی شیبانی تشکیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیکها نیز کمتر شد.
از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بیاطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژههای جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیکستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیکها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد[۲۶].
تلخیص از مقاله تاجیک دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75
نیز نگاه کنید به
مآخذ
رحیم مسلمانیان قبادیانی
تلخیص معصومه ابراهیمی
- ↑ کیهان، مسعود. جغرافی مفصل ایران. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211.
- ↑ همام، «تاجیکها»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 94.
- ↑ برهان، محمدحسین بن خلف. برهان قاطع. به کوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیک».
- ↑ 2- سامی، شمسالدین بن خالد. قاموس الاعلام. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده.
- ↑ داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل ماده.
- ↑ آقهباش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیک»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 271.
- ↑ بندهش، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ داعیالاسلام، داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل تازیک.
- ↑ بیهقی، محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520.
- ↑ کاشغری، محمود بن حسین. دیوان لغات الترک. به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژک».
- ↑ بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیکان»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 64.
- ↑ میراحمدی، مریم. «قوم تاجیک و فرهنگ تاجیکی در آسیای مرکزی»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 244.
- ↑ Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 126.
- ↑ سوندرمان، ورنر. «یک گواهی کهن درباره نام تاجیکان» ترجمه فریدون مجلسی، هستی. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51.
- ↑ سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیک»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1377، ص 177.
- ↑ غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572.
- ↑ Nimatov, N., Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya, Dushanbe, 1997, p. 84.
- ↑ یعقوبشاه، یوسفشاه. «تاریخ شکلگیری تمدن تاجیکان»، به کوشش اردمهر و میرزا شکورزاده، ایران شناخت. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.
- ↑ غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 30، 31، 572.
- ↑ Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 27-28.
- ↑ Barthold, V. V., Istoriya Kulturnoy Žizni, Turkestan, 1927, p. 17-21.
- ↑ Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 71, .83-92
- ↑ Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 94-95.
- ↑ Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 130-131, 145-146.
- ↑ غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 572.
- ↑ کاتسنر، کنت. زبانهای جهان. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.