خواجوی کرمانی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''خواجوي كرماني''' (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، شاعر. كمالالدين ابوالعطاء محمود بن علي كرماني مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در كرمان از خانداني بزرگ به دنيا آمد. علوم مقدماتي را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار شيراز شد و از محضر علماي آن ش...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''خواجوي كرماني''' (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، شاعر. | '''خواجوي كرماني''' (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، شاعر. | ||
كمالالدين ابوالعطاء محمود بن علي كرماني مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در كرمان از خانداني بزرگ به دنيا آمد. علوم مقدماتي را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار شيراز شد و از محضر علماي آن شهر كسب فيض كرد. پس از آن به كازرون رفت و در آنجا به جرگة مريدان شيخ امينالدين محمد بلياني كازروني (و 745 ق) پيوست. چندي هم در اصفهان به سر برد.<sup>1</sup> آنگاه سفرهاي طولاني خود را به حجاز، شام، بيتالمقدس، عراق عرب و عجم، مصر و برخي بنادر خليج فارس آغاز كرد و سرانجام در بغداد سكني گزيد.<sup>2</sup> در اين شهر مثنوي ناتمام ''هماي و همايون'' خود را به اتمام رساند و پس از 12 سال دوري از وطن به ايران بازگشت. به محض ورود به قصد اهداي ''هماي و همايون'' به سلطان ابوسعيد ايلخاني (حك 717ـ736 ق / ؟م) عازم سلطانيه ـ بخشي ميان زنجان و قزوين كنوني ـ شد، اما وقتي به آنجا رسيد كه ابوسعيد درگذشته و ارپاگون برادر هلاكوخان به جاي او نشسته بود. خواجو ناچار قصيدهاي در سوگ ابوسعيد و قصيدهاي ديگر در تهنيت جلوس ارپاگون سرود و آن شهر را ترك گفت.<sup>3</sup> بعد از آن روي به كرمان و فارس آورد. در شيراز شاه شيخ ابواسحاق اينجو (و 758 ق / ؟م) خواجو را مورد نوازش قرار داد و شاعر نيز در مقابل اشعار بسياري در ستايش او سرود. بعدها در سفري به خراسان، در سمنان توقف كرد و در آنجا به حلقة مريدان شيخ ركنالدين علاءالدوله سمناني (د 736ق / ؟م) پيوست و چندين سال در خانقاه او به سر برد. در طي آن مدت به گردآوري اشعار عرفاني علاءالدوله همت گماشت.<sup>4</sup> سرانجام خواجو در شيراز درگذشت و در تنگالله اكبر آن شهر به خاك سپرده شد.<sup>5</sup> خواجو پادشاهان، اميران و بزرگان بسياري را مدح گفت كه از آن ميان ميتوان: سلطان ابوسعيد شيخ حسن ايلكاني (حك 740ـ757 ق / ؟م)، جلالالدين شاه محمود، شاه ابواسحاق اينجو، اميرمبارزالدين محمد مظفري، ملك قطبالدين پادشاه هرموز، غياثالدين محمد وزير سلطان ابوسعيد، خواجه شمسالدين محمود صائن و خواجه تاجالدين احمد وزاري و امير مبارزالدين، را ذكر كرد.<sup>6</sup> از مهمترين آثار به جاي مانده از او «''خمسة خواجو''» است. اين خمسه شامل پنج مثنوي است.<sup>7</sup> 1ـ ''هماي و همايون'' (732 ق / ؟م)، شامل 4407 بيت، 2ـ ''گل و نوروز'' (742 ق / ؟م) 2500 بيت، 3ـ ''روضةالانوار'' (743 ق / ؟م) به تقليد از ''مخزنالاسرار''<sup>*</sup> نظامي گنجوي<sup>*</sup>، 4ـ ''كمال نامه'' (744 ق / ؟م) در حدود 1849 بيت، 5ـ ''گوهرنامه / گهرنامه'' (746 ق / ؟م)، شامل 1032 بيت.<sup>8</sup> آثار ديگر خواجو عبارتند از: مثنوي ''سام نامه'' شامل 4200 بيت؛ ''صنايعالكمال'' حاوي قصايد، غزليات، قطعات، تركيبات، ترجيعات و قصايد در 25000 بيت؛ ''بدايعالجمال'' شامل قصايد، تركيبات، غزليات و رباعيات در 4340 بيت و ''رسالهالباديه'' و ''رسالة سبعالمثاني'' كه هر دو به نثر نوشته شدهاند.<sup>9</sup> خواجو در اشعارش از شيوة استادان و سخنوران كهن بهره ميجست. او در اشعار داستاني از نظامي گنجوي، در قصايد عارفانه از سنايي غزنوي<sup>*</sup> و در غزل از سعدي<sup>*</sup> پيروي ميكرد. توجه او به صنايع نظير ايهام و جناس و مراعاتالنظير و نيز افراط در استعاره و كنايه به غزلهاي او صبغة خاصي بخشيده بود.<sup>10</sup> در ميان شاعراني كه غزلهاي عاشقانه ـ عارفانه ميسرودند، خواجو پس از حافظ<sup>*</sup> از ديگران پيشرفتهتر بود و شعرش گاه به حافظ نزديك ميشد. ظاهراً حافظ نيز به خواجو بيش از سايرين توجه داشت.<sup>11</sup> چنان كه در ديوان حافظ ابيات بسياري به تقليد و يا به استقبال از غزلهاي خواجو يافت ميشود.<sup>12</sup> | كمالالدين ابوالعطاء محمود بن علي كرماني مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در كرمان از خانداني بزرگ به دنيا آمد. علوم مقدماتي را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار شيراز شد و از محضر علماي آن شهر كسب فيض كرد. پس از آن به كازرون رفت و در آنجا به جرگة مريدان شيخ امينالدين محمد بلياني كازروني (و 745 ق) پيوست. چندي هم در اصفهان به سر برد.<sup>1</sup> آنگاه سفرهاي طولاني خود را به حجاز، شام، بيتالمقدس، عراق عرب و عجم، مصر و برخي بنادر خليج فارس آغاز كرد و سرانجام در بغداد سكني گزيد.<sup>2</sup> در اين شهر مثنوي ناتمام ''هماي و همايون'' خود را به اتمام رساند و پس از 12 سال دوري از وطن به ايران بازگشت. به محض ورود به قصد اهداي ''هماي و همايون'' به سلطان ابوسعيد ايلخاني (حك 717ـ736 ق / ؟م) عازم سلطانيه ـ بخشي ميان زنجان و قزوين كنوني ـ شد، اما وقتي به آنجا رسيد كه ابوسعيد درگذشته و ارپاگون برادر هلاكوخان به جاي او نشسته بود. خواجو ناچار قصيدهاي در سوگ ابوسعيد و قصيدهاي ديگر در تهنيت جلوس ارپاگون سرود و آن شهر را ترك گفت.<sup>3</sup> بعد از آن روي به كرمان و فارس آورد. در شيراز شاه شيخ ابواسحاق اينجو (و 758 ق / ؟م) خواجو را مورد نوازش قرار داد و شاعر نيز در مقابل اشعار بسياري در ستايش او سرود. بعدها در سفري به خراسان، در سمنان توقف كرد و در آنجا به حلقة مريدان شيخ ركنالدين علاءالدوله سمناني (د 736ق / ؟م) پيوست و چندين سال در خانقاه او به سر برد. در طي آن مدت به گردآوري اشعار عرفاني علاءالدوله همت گماشت.<sup>4</sup> سرانجام خواجو در شيراز درگذشت و در تنگالله اكبر آن شهر به خاك سپرده شد.<sup>5</sup> خواجو پادشاهان، اميران و بزرگان بسياري را مدح گفت كه از آن ميان ميتوان: سلطان ابوسعيد شيخ حسن ايلكاني (حك 740ـ757 ق / ؟م)، جلالالدين شاه محمود، شاه ابواسحاق اينجو، اميرمبارزالدين محمد مظفري، ملك قطبالدين پادشاه هرموز، غياثالدين محمد وزير سلطان ابوسعيد، خواجه شمسالدين محمود صائن و خواجه تاجالدين احمد وزاري و امير مبارزالدين، را ذكر كرد.<sup>6</sup> از مهمترين آثار به جاي مانده از او «''خمسة خواجو''» است. اين خمسه شامل پنج مثنوي است.<sup>7</sup> 1ـ ''هماي و همايون'' (732 ق / ؟م)، شامل 4407 بيت، 2ـ ''گل و نوروز'' (742 ق / ؟م) 2500 بيت، 3ـ ''روضةالانوار'' (743 ق / ؟م) به تقليد از ''مخزنالاسرار''<sup>*</sup> نظامي گنجوي<sup>*</sup>، 4ـ ''كمال نامه'' (744 ق / ؟م) در حدود 1849 بيت، 5ـ ''گوهرنامه / گهرنامه'' (746 ق / ؟م)، شامل 1032 بيت.<sup>8</sup> آثار ديگر خواجو عبارتند از: مثنوي ''سام نامه'' شامل 4200 بيت؛ ''صنايعالكمال'' حاوي قصايد، غزليات، قطعات، تركيبات، ترجيعات و قصايد در 25000 بيت؛ ''بدايعالجمال'' شامل قصايد، تركيبات، غزليات و رباعيات در 4340 بيت و ''رسالهالباديه'' و ''رسالة سبعالمثاني'' كه هر دو به نثر نوشته شدهاند.<sup>9</sup> خواجو در اشعارش از شيوة استادان و سخنوران كهن بهره ميجست. او در اشعار داستاني از نظامي گنجوي، در قصايد عارفانه از سنايي غزنوي<sup>*</sup> و در غزل از سعدي<sup>*</sup> پيروي ميكرد. توجه او به صنايع نظير ايهام و جناس و مراعاتالنظير و نيز افراط در استعاره و كنايه به غزلهاي او صبغة خاصي بخشيده بود.<sup>10</sup> در ميان شاعراني كه غزلهاي عاشقانه ـ عارفانه ميسرودند، خواجو پس از حافظ<sup>*</sup> از ديگران پيشرفتهتر بود و شعرش گاه به حافظ نزديك ميشد. ظاهراً حافظ نيز به خواجو بيش از سايرين توجه داشت.<sup>11</sup> چنان كه در ديوان حافظ ابيات بسياري به تقليد و يا به استقبال از غزلهاي خواجو يافت ميشود.<sup>12</sup> | ||
نیز نگاه کنید به | |||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۴: | ||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
منبع اصلی | |||
نویسنده مقاله | |||
نسخهٔ ۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۰۱
خواجوي كرماني (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، شاعر.
كمالالدين ابوالعطاء محمود بن علي كرماني مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در كرمان از خانداني بزرگ به دنيا آمد. علوم مقدماتي را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار شيراز شد و از محضر علماي آن شهر كسب فيض كرد. پس از آن به كازرون رفت و در آنجا به جرگة مريدان شيخ امينالدين محمد بلياني كازروني (و 745 ق) پيوست. چندي هم در اصفهان به سر برد.1 آنگاه سفرهاي طولاني خود را به حجاز، شام، بيتالمقدس، عراق عرب و عجم، مصر و برخي بنادر خليج فارس آغاز كرد و سرانجام در بغداد سكني گزيد.2 در اين شهر مثنوي ناتمام هماي و همايون خود را به اتمام رساند و پس از 12 سال دوري از وطن به ايران بازگشت. به محض ورود به قصد اهداي هماي و همايون به سلطان ابوسعيد ايلخاني (حك 717ـ736 ق / ؟م) عازم سلطانيه ـ بخشي ميان زنجان و قزوين كنوني ـ شد، اما وقتي به آنجا رسيد كه ابوسعيد درگذشته و ارپاگون برادر هلاكوخان به جاي او نشسته بود. خواجو ناچار قصيدهاي در سوگ ابوسعيد و قصيدهاي ديگر در تهنيت جلوس ارپاگون سرود و آن شهر را ترك گفت.3 بعد از آن روي به كرمان و فارس آورد. در شيراز شاه شيخ ابواسحاق اينجو (و 758 ق / ؟م) خواجو را مورد نوازش قرار داد و شاعر نيز در مقابل اشعار بسياري در ستايش او سرود. بعدها در سفري به خراسان، در سمنان توقف كرد و در آنجا به حلقة مريدان شيخ ركنالدين علاءالدوله سمناني (د 736ق / ؟م) پيوست و چندين سال در خانقاه او به سر برد. در طي آن مدت به گردآوري اشعار عرفاني علاءالدوله همت گماشت.4 سرانجام خواجو در شيراز درگذشت و در تنگالله اكبر آن شهر به خاك سپرده شد.5 خواجو پادشاهان، اميران و بزرگان بسياري را مدح گفت كه از آن ميان ميتوان: سلطان ابوسعيد شيخ حسن ايلكاني (حك 740ـ757 ق / ؟م)، جلالالدين شاه محمود، شاه ابواسحاق اينجو، اميرمبارزالدين محمد مظفري، ملك قطبالدين پادشاه هرموز، غياثالدين محمد وزير سلطان ابوسعيد، خواجه شمسالدين محمود صائن و خواجه تاجالدين احمد وزاري و امير مبارزالدين، را ذكر كرد.6 از مهمترين آثار به جاي مانده از او «خمسة خواجو» است. اين خمسه شامل پنج مثنوي است.7 1ـ هماي و همايون (732 ق / ؟م)، شامل 4407 بيت، 2ـ گل و نوروز (742 ق / ؟م) 2500 بيت، 3ـ روضةالانوار (743 ق / ؟م) به تقليد از مخزنالاسرار* نظامي گنجوي*، 4ـ كمال نامه (744 ق / ؟م) در حدود 1849 بيت، 5ـ گوهرنامه / گهرنامه (746 ق / ؟م)، شامل 1032 بيت.8 آثار ديگر خواجو عبارتند از: مثنوي سام نامه شامل 4200 بيت؛ صنايعالكمال حاوي قصايد، غزليات، قطعات، تركيبات، ترجيعات و قصايد در 25000 بيت؛ بدايعالجمال شامل قصايد، تركيبات، غزليات و رباعيات در 4340 بيت و رسالهالباديه و رسالة سبعالمثاني كه هر دو به نثر نوشته شدهاند.9 خواجو در اشعارش از شيوة استادان و سخنوران كهن بهره ميجست. او در اشعار داستاني از نظامي گنجوي، در قصايد عارفانه از سنايي غزنوي* و در غزل از سعدي* پيروي ميكرد. توجه او به صنايع نظير ايهام و جناس و مراعاتالنظير و نيز افراط در استعاره و كنايه به غزلهاي او صبغة خاصي بخشيده بود.10 در ميان شاعراني كه غزلهاي عاشقانه ـ عارفانه ميسرودند، خواجو پس از حافظ* از ديگران پيشرفتهتر بود و شعرش گاه به حافظ نزديك ميشد. ظاهراً حافظ نيز به خواجو بيش از سايرين توجه داشت.11 چنان كه در ديوان حافظ ابيات بسياري به تقليد و يا به استقبال از غزلهاي خواجو يافت ميشود.12
نیز نگاه کنید به
مآخذ:
1ـ بهزادي اندوهجردي، حسين. تذكرةشاعران كرمان، تهران: هيرمند، چ 1، 1370 ش، ص 222.
2ـ صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 889.
3ـ غلامرضايي كهن، فاطمه. «زندگي خواجوي كرماني»، فصلنامة پژوهشگران فرهنگ، س 1، ش 1 (زمستان 1381 ش)، ص 122، 123، 124 (به اختصار).
4ـ بهزادي اندوهجردي، حسين. همان، ص 224، 229.
5ـ غلامرضايي كهن، فاطمه. همان، ص 154.
6ـ صفا، ذبيحالله. همان، ص 891.
7ـ براون، ادوارد. تاريخ ادبيات ايران، از فردوسي تا سعدي، ترجمة فتحالله مجتبايي، تهران: مرواريد، چ 2، 1355 ش، ص 260.
8ـ خواجوي كرماني. ديوان اشعار، به تصحيح احمد سهيلي خوانساري، تهران: كتابفروشي باراني و محمودي، بي تا، ص 74، 75، 76 (به اختصار).
9ـ بهزادي اندوهجردي، حسين. همان، ص 228، 229.
10ـ زرين كوب، عبدالحسين. سيري در شعر فارسي، تهران: نوين، چ 1، 1363 ش، ص 86.
11 ـ شميسا، سيروس. سبك شناسي شعر، تهران: نشر ميترا، چ 1، 1383 ش، ص 231.
12ـ صفا، ذبيحالله. همان، ص 894.
و نيز نگ: كنگره جهاني بزرگداشت خواجوي كرماني (1370 كرمان) [مجموعه مقالات]، كرمان، دانشگاه شهيد باهنر كرمان، دانشكده ادبيات و علوم انساني، مركز كرمانشناسي، 1379.
ابوالقاسم رادفر
منبع اصلی
نویسنده مقاله