پرش به محتوا

صحاح الفرس: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
صِحاحُ الْفُرس، فرهنگ قدیمی فارسی تألیف شمس‌الدین محمد مشهور به شمس منشی (684 پیش از 777ق / 1285 ـ پیش از 1375م).
صِحاحُ الْفُرس، فرهنگ قدیمی فارسی تألیف شمس‌الدین محمد مشهور به شمس منشی (684 پیش از 777ق / 1285 ـ پیش از 1375م).


این فرهنگ کهن‌ترین واژگان موجود [[فارسی]] به [[فارسی]] پس از [[لغت فرس اسدی|لُغت فُرس]]٭ [[اسدی طوسی]]٭ به شمار می‌رود. مؤلف آن فرزند فخرالدین هندوشاه نخجوانی (د 730 ق / 1329 م) است<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران.''''' تهران: دانشگاه تهران، 2535 (1355)، ج 3، ب 2، ص1300 ، 1303.</ref>.  شمس منشی که ندیم یا منشی خواجه غیاث‌الدین محمد فرزند خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان ابوسعید بهادرخان (حک 717 ـ 736 ق/ 1317 ـ 1335 م) بود، در 728 ق / 1327 م تألیف این فرهنگ را به نام وی به پایان برد. صحاح الفرس حاوی 25 باب ، حـ 430 فصل و 2300 واژه است<ref>طاعتی، عبدالعلی. «صحاح الفرس»، '''''مقدمه لغت نامه دهخدا'''''. ‌گروهی از نویسندگان، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص187.</ref>. صحاح الفرس مانند لغت فرس واژه‌های ساده‌ای دارد<ref>دبیرسیاقی، محمد'''''. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر'''''. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 38.</ref> و ترتیب الفبایی آن بر اساس حرف آخر واژه‌ها با عنوان  «باب» و حرف اول آن به عنوان «فصل» است<ref>نقوی، ‌شهریار. '''''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان'''''. تهران: انتشارات اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 8.</ref>. در این فرهنگ شعرهای شاعرانی چون امیر معزّی،* ‌ادیب صابر ترمذی، * مسعود سعدِ سلمان، * [[نظامی گنجوی]]، * ‌[[سعدی|سعدی شیرازی]]، * ‌هندوشاه نخجوانی (پدر مؤلف) و جز آنان برای تمثیل و درک درست معانی واژگان آمده و مجموع شاعران آن به 140 تن می‌رسد.5 صحاح الفرس در واقع فرهنگی است که ایران دوره پیش از مغولان را با دوره‌های پس از آن پیوند می‌دهد. به عبارت دیگر، نخستین فرهنگ فارسی به فارسی پس از [[مغول ها|عهد مغول]] در ایران است<ref>دبیرسیاقی، محمد'''''. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر'''''. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 43.</ref>. این فرهنگ به دلایلی نظیر وحدت و جامعیت مطالب، حوادث دوران و محیط زیست مؤلف، ‌قدمت تألیف و شرح سیر زبان‌شناسی در حوزه‌های علمی کشور تا سده 8 ق، اهمیت و تازگی دارد<ref>نخجوانی، محمد بن هندوشاه. '''''صحاح الفرس'''''. به اهتمام عبدالعلی طاعتی ،‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341، ص 9 (مقدمه مصحح).</ref>. عبدالعلی طاعتی صحاح الفرس را تصحیح کرده و توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسانیده است.  
این فرهنگ کهن‌ترین واژگان موجود [[فارسی]] به [[فارسی]] پس از [[لغت فرس اسدی|لُغت فُرس]] [[اسدی طوسی]] به شمار می‌رود. مؤلف آن فرزند فخرالدین هندوشاه نخجوانی (د 730 ق / 1329 م) است<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران.''''' تهران: دانشگاه تهران، 2535 (1355)، ج 3، ب 2، ص1300 ، 1303.</ref>.  شمس منشی که ندیم یا منشی خواجه غیاث‌الدین محمد فرزند خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان ابوسعید بهادرخان (حک 717 ـ 736 ق/ 1317 ـ 1335 م) بود، در 728 ق / 1327 م تألیف این فرهنگ را به نام وی به پایان برد. صحاح الفرس حاوی 25 باب ، حـ 430 فصل و 2300 واژه است<ref>طاعتی، عبدالعلی. «صحاح الفرس»، '''''مقدمه لغت نامه دهخدا'''''. ‌گروهی از نویسندگان، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص187.</ref>. صحاح الفرس مانند [[لغت فرس اسدی|لغت فرس]] واژه‌های ساده‌ای دارد<ref>دبیرسیاقی، محمد'''''. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر'''''. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 38.</ref> و ترتیب الفبایی آن بر اساس حرف آخر واژه‌ها با عنوان  «باب» و حرف اول آن به عنوان «فصل» است<ref>نقوی، ‌شهریار. '''''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان'''''. تهران: انتشارات اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 8.</ref>. در این فرهنگ شعرهای شاعرانی چون امیر معزّی، ‌ادیب صابر ترمذی، مسعود سعدِ سلمان، [[نظامی گنجوی]]، [[سعدی|سعدی شیرازی]]، هندوشاه نخجوانی (پدر مؤلف) و جز آنان برای تمثیل و درک درست معانی واژگان آمده و مجموع شاعران آن به 140 تن می‌رسد. صحاح الفرس در واقع فرهنگی است که ایران دوره پیش از [[مغول ها|مغولان]] را با دوره‌های پس از آن پیوند می‌دهد. به عبارت دیگر، نخستین فرهنگ [[فارسی]] به [[فارسی]] پس از [[مغول ها|عهد مغول]] در ایران است<ref>دبیرسیاقی، محمد'''''. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر'''''. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 43.</ref>. این فرهنگ به دلایلی نظیر وحدت و جامعیت مطالب، حوادث دوران و محیط زیست مؤلف، ‌قدمت تألیف و شرح سیر زبان‌شناسی در حوزه‌های علمی کشور تا سده 8 ق، اهمیت و تازگی دارد<ref>نخجوانی، محمد بن هندوشاه. '''''صحاح الفرس'''''. به اهتمام عبدالعلی طاعتی ،‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341، ص 9 (مقدمه مصحح).</ref>. عبدالعلی طاعتی صحاح الفرس را تصحیح کرده و توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسانیده است.  
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[لغت فرس اسدی]]
* [[اسدی طوسی]]
* [[مغول ها]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
# صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران.''''' تهران: دانشگاه تهران، چ 2 ، 2535 (1355)، ج 3، ب 2، ص1300 ، 1303.
<references />
# طاعتی، عبدالعلی. «صحاح الفرس»، '''''مقدمه لغت نامه دهخدا'''''. ‌گروهی از نویسندگان، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص187.
 
# دبیرسیاقی، محمد'''''. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر'''''. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 38.
== منبع اصلی ==
# نقوی، ‌شهریار. '''''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان'''''. تهران: انتشارات اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 8.
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
# معصومی، بهرام. همان‌جا.
# دبیرسیاقی، محمد'''''. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر'''''. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 43.
# نخجوانی، محمد بن هندوشاه. '''''صحاح الفرس'''''. به اهتمام عبدالعلی طاعتی ،‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341، ص 9 (مقدمه مصحح).


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۴۴

صِحاحُ الْفُرس، فرهنگ قدیمی فارسی تألیف شمس‌الدین محمد مشهور به شمس منشی (684 پیش از 777ق / 1285 ـ پیش از 1375م).

این فرهنگ کهن‌ترین واژگان موجود فارسی به فارسی پس از لُغت فُرس اسدی طوسی به شمار می‌رود. مؤلف آن فرزند فخرالدین هندوشاه نخجوانی (د 730 ق / 1329 م) است[۱].  شمس منشی که ندیم یا منشی خواجه غیاث‌الدین محمد فرزند خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان ابوسعید بهادرخان (حک 717 ـ 736 ق/ 1317 ـ 1335 م) بود، در 728 ق / 1327 م تألیف این فرهنگ را به نام وی به پایان برد. صحاح الفرس حاوی 25 باب ، حـ 430 فصل و 2300 واژه است[۲]. صحاح الفرس مانند لغت فرس واژه‌های ساده‌ای دارد[۳] و ترتیب الفبایی آن بر اساس حرف آخر واژه‌ها با عنوان  «باب» و حرف اول آن به عنوان «فصل» است[۴]. در این فرهنگ شعرهای شاعرانی چون امیر معزّی، ‌ادیب صابر ترمذی، مسعود سعدِ سلمان، نظامی گنجوی، سعدی شیرازی، هندوشاه نخجوانی (پدر مؤلف) و جز آنان برای تمثیل و درک درست معانی واژگان آمده و مجموع شاعران آن به 140 تن می‌رسد. صحاح الفرس در واقع فرهنگی است که ایران دوره پیش از مغولان را با دوره‌های پس از آن پیوند می‌دهد. به عبارت دیگر، نخستین فرهنگ فارسی به فارسی پس از عهد مغول در ایران است[۵]. این فرهنگ به دلایلی نظیر وحدت و جامعیت مطالب، حوادث دوران و محیط زیست مؤلف، ‌قدمت تألیف و شرح سیر زبان‌شناسی در حوزه‌های علمی کشور تا سده 8 ق، اهمیت و تازگی دارد[۶]. عبدالعلی طاعتی صحاح الفرس را تصحیح کرده و توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسانیده است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: دانشگاه تهران، 2535 (1355)، ج 3، ب 2، ص1300 ، 1303.
  2. طاعتی، عبدالعلی. «صحاح الفرس»، مقدمه لغت نامه دهخدا. ‌گروهی از نویسندگان، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص187.
  3. دبیرسیاقی، محمد. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 38.
  4. نقوی، ‌شهریار. فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان. تهران: انتشارات اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 8.
  5. دبیرسیاقی، محمد. فرهنگ‌های فارسی به فارسی و فارسی به زبان‌های دیگر. تهران: آرا، چ 2، 1375، ص 43.
  6. نخجوانی، محمد بن هندوشاه. صحاح الفرس. به اهتمام عبدالعلی طاعتی ،‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341، ص 9 (مقدمه مصحح).

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر