پرش به محتوا

سنایی غزنوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''سنايي غزنوي''' (ح 473ـ 532 ق) شاعر، عارف. حكيم ابوالمجد مجدود بن آدم سنايي غزنوي، ‌شاعر و عارف بزرگ ايران در سدة 6 ق است. عوفي در ''لباب الالباب'' نامش را مجدالدين بن آدم و حاجي خليفه در ''كشف الظنون'' نام او را محمد بن آدم ضبط كرده‌اند.<sup>1</sup> پدرش از ن...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''سنايي غزنوي''' (ح 473ـ 532 ق) شاعر، عارف.
'''سنایی غزنوی''' (ح 473ـ 532 ق) شاعر، عارف.


حكيم ابوالمجد مجدود بن آدم سنايي غزنوي، ‌شاعر و عارف بزرگ ايران در سدة 6 ق است. عوفي در ''لباب الالباب'' نامش را مجدالدين بن آدم و حاجي خليفه در ''كشف الظنون'' نام او را محمد بن آدم ضبط كرده‌اند.<sup>1</sup> پدرش از نژاد بزرگان و آزادگان بود، اما از مكنت بهره‌اي نداشت. خاندانش با آنكه مذهب حنفي داشتند، به پيامبر (ص) و خاندانش ارادت مي‌ورزيدند. مجدود در غزنين به دنيا آمد و همان جا به تحصيل پرداخت. پس از آشنايي با معارف آن عهد به عنوان شاعر به دربار راه يافت. سپس به بلخ رفت و از احسان و انعام خواجه اصيل‌الملك حسن هروي از بزرگان آنجا برخوردار شد. اما چندي بعد كار آن دو به كدورت كشيد و سنايي او را هجو گفت. با اين همه شاعر به سبب آزار دشمنان و به ويژه تحريك و تحقير خواجة مذكور از بلخ رهسپار سرخس شد. در آنجا بد زباني و بينوايي سنايي او را به عزلت كشاند. پس از آن مدتي در نيشابور و خوارزم و بلخ به سر برد. سپس از بلخ به مكه رفت. در بازگشت از سفر حج آثار تحول و انقلاب فكري در وي ظاهر شد و به زهد گرويد. از بلخ بار ديگر عازم سرخس شد و اين بار در آنجا با آرامش زيست و با احترام وزرا و بزرگان شهر روبه رو گرديد. در اين هنگام قوام الدين درگزيني وزير مشهور عراق كه در دستگاه سلاجقه نفوذ بسيار داشت، در سرخس خواستار ديدار سنايي شد، اما وي با ارسال دو نامه و يك شعر به آن وزير با اين درخواست مخالفت كرد. پس از آن به شهرهاي خراسان رفت و سال‌هاي پاياني عمرش را نيز در غزنين سپري كرد.<sup>2</sup> آرامگاه سنايي در غزنين زيارتگاه خاص و عام است. او را از شاعراني دانسته‌اند كه در تغيير سبك شعر فارسي و ايجاد تنوع و تجدد در آن مؤثر بوده‌اند.<sup>3</sup>
حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، ‌شاعر و عارف بزرگ ایران در سده 6 ق است. عوفی در ''لباب الالباب'' نامش را مجدالدین بن آدم و حاجی خلیفه در ''کشف الظنون'' نام او را محمد بن آدم ضبط کرده‌اند<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 552.</ref>. پدرش از نژاد بزرگان و آزادگان بود، اما از مکنت بهره‌ای نداشت. خاندانش با آنکه مذهب حنفی داشتند، به پیامبر (ص) و خاندانش ارادت می‌ورزیدند. مجدود در غزنین به دنیا آمد و همان جا به تحصیل پرداخت. پس از آشنایی با معارف آن عهد به عنوان شاعر به دربار راه یافت. سپس به بلخ رفت و از احسان و انعام خواجه اصیل‌الملک حسن هروی از بزرگان آنجا برخوردار شد. اما چندی بعد کار آن دو به کدورت کشید و سنایی او را هجو گفت. با این همه شاعر به سبب آزار دشمنان و به ویژه تحریک و تحقیر خواجه مذکور از بلخ رهسپار سرخس شد. در آنجا بد زبانی و بینوایی سنایی او را به عزلت کشاند. پس از آن مدتی در نیشابور و خوارزم و بلخ به سر برد. سپس از بلخ به مکه رفت. در بازگشت از سفر حج آثار تحول و انقلاب فکری در وی ظاهر شد و به زهد گروید. از بلخ بار دیگر عازم سرخس شد و این بار در آنجا با آرامش زیست و با احترام وزرا و بزرگان شهر روبه رو گردید. در این هنگام قوام الدین درگزینی وزیر مشهور عراق که در دستگاه سلاجقه نفوذ بسیار داشت، در سرخس خواستار دیدار سنایی شد، اما وی با ارسال دو نامه و یک شعر به آن وزیر با این درخواست مخالفت کرد. پس از آن به شهرهای خراسان رفت و سال‌های پایانی عمرش را نیز در غزنین سپری کرد<ref>زرین‌کوب، ‌عبدالحسین''. '''با کاروان حلهّ'''''. ‌تهران: آریا، 1343، ص 128ـ132.</ref>. آرامگاه سنایی در غزنین زیارتگاه خاص و عام است. او را از شاعرانی دانسته‌اند که در تغییر سبک شعر فارسی و ایجاد تنوع و تجدد در آن مؤثر بوده‌اند<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 559 و 565.</ref>.


سنايي در ميان بزرگان صوفيه و غير صوفيه مقام پيشوايي يافته، ‌علما و حكما او را حكيم و صوفيه و عرفا وي را شيخ خوانده‌اند. عرفايي چون مولوي، ‌احمد غزالي و شاعراني مانند عارف زرگر، مختاري غزنوي، ‌خاقاني شرواني، ابوالعلا گنجوي و جز آنان او را ستوده‌اند.<sup>4</sup> از شعراي معاصر او به جز عثمان مختاري كه رابطة مستحكم و صميمانه‌اي با او داشت، مي‌توان از سيد حسن غزنوي، معزي، انوري و سوزني نام برد. سلطان مسعود بن ابراهيم غزنوي (حك 492ـ 508 ق) سلطان سنجر سلجوقي (حك 511ـ 552ق) و سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوي (حك 450ـ 492 ق) از معاصران و ممدوحان سنايي بودند.<sup>5</sup> در آثار سنايي دو شيوة مختلف از دو دورة متفاوت حيات او ديده مي‌شود. يكي اشعاري در ارتباط با مرحلة نخستين زندگاني وي كه شاعري درباري و مديحه‌سرا بود و ديگر اشعار مرحلة دوم زندگي او كه محتواي اخلاقي و عرفاني دارد و سبك اصيل سنايي را در اين گونه اشعار بايد جست. همين شيوة او بعدها مورد عنايت خاقاني شرواني و جمال‌الدين عبدالرزاق اصفهاني قرار گرفت. در شاعري به ويژه در اوايل آن از شيوة عنصري، ‌مسعود سعد سلمان و بيش از همه فرخي پيروي مي‌كرد.<sup>6</sup> آثارش عبارتند از: 1ـ ''كليات ديوان'' شامل مدايح، زهديات، ‌قلندريات، تركيبات، ترجيعات، ‌غزليات، قطعات و رباعيات و در 13780 بيت، 2ـ ''حديقة الحقيقه''<sup>*</sup> كه آن را ''الهي‌نامه'' و ''فخري‌نامه'' هم خوانده‌اند. عدد ابيات آن 10000 بيت است، 3ـ مثنوي ''طريق التحقيق'' كه ابيات آن حدود 896 بيت و تاريخ نظم آن 528 ق است، 4ـ مثنوي ''سيرالعباد الي المعاد''<sup>*</sup> بر وزن ''حديقه'' كه شمار ابيانش بيش از 770 بيت است، 5ـ مثنوي ''كارنامة بلخ (مطايبه‌نامه)'' با 497 بيت كه بر وزن ''حديقه'' سروده شده است، ‌6ـ مثنوي ''عقل‌نامه'' كه كوچكترين مثنوي او به شمار مي‌رود، 7ـ مثنوي ''عشق‌نامه'' در 576 بيت و در پند و موعظه، 8ـ ''سنائي آباد'' كه در صفات خداوند و نعت رسول و ديگر مسائل عرفان و شامل 596 بيت است، 9ـ ''تحريمة القلم (تجربة العلم)'' در 202 بيت، 10ـ ''‌رسالة مقدمة نثري'' در فضيلت سخن و سخندان و حسرت نداشتن فرزند، 11ـ ''انتخاب منتخب حديقه'' كه گويا انتخابي از كتاب ''حديقة الحقيقه'' او توسط يكي از دوستانش بوده است، 12ـ ''مجموعة نامه‌هاي سنايي''، شامل 17 نامة او به بزرگان، امرا و سلاطين جز آنها آثار ديگري را به نام‌هاي ''كنزالرموز، رموزالانبياء و كنوزالاوليا، زادالسالكين و بهرام و بهروز'' نيز به وي نسبت داده‌اند.<sup>7</sup> گويا سنايي يكبار ديوان مسعود سعد را گردآوري و تدوين كرد و برخي از اشعار ديگران را هم به اشتباه به آن افزود و به همين سبب بعدها از مسعود سعد پوزش خواست.<sup>8</sup>
سنایی در میان بزرگان [[صوفیه]] و غیر [[صوفیه]] مقام پیشوایی یافته، ‌علما و حکما او را حکیم و [[صوفیه]] و عرفا وی را شیخ خوانده‌اند. عرفایی چون مولوی، ‌احمد غزالی و شاعرانی مانند عارف زرگر، مختاری غزنوی، ‌خاقانی شروانی، ابوالعلا گنجوی و جز آنان او را ستوده‌اند<ref>مدرس رضوی، محمدتقی. '''''دیوان سنایی غزنوی'''''. تهران: ابن سینا، ‌1341 (تاریخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).</ref>. از شعرای معاصر او به جز عثمان مختاری که رابطه مستحکم و صمیمانه‌ای با او داشت، می‌توان از سید حسن غزنوی، معزی، انوری و سوزنی نام برد. سلطان مسعود بن ابراهیم غزنوی (حک 492ـ 508 ق) سلطان سنجر سلجوقی (حک 511ـ 552ق) و سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی (حک 450ـ 492 ق) از معاصران و ممدوحان سنایی بودند<ref>فروزانفر، ‌بدیع‌الزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. ‌تهران: خوارزمی، 1350، ج. 2، ص 260.</ref>. در آثار سنایی دو شیوه مختلف از دو دوره متفاوت حیات او دیده می‌شود. یکی اشعاری در ارتباط با مرحله نخستین زندگانی وی که شاعری درباری و مدیحه‌سرا بود و دیگر اشعار مرحله دوم زندگی او که محتوای اخلاقی و عرفانی دارد و سبک اصیل سنایی را در این گونه اشعار باید جست. همین شیوه او بعدها مورد عنایت خاقانی شروانی و جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی قرار گرفت. در شاعری به ویژه در اوایل آن از شیوه عنصری، ‌مسعود سعد سلمان و بیش از همه فرخی پیروی می‌کرد<ref>سادات ناصری، حسن. '''''سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی'''.'' ‌تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.</ref>. آثارش عبارتند از:


'''مآخذ''':
''کلیات دیوان'' شامل مدایح، زهدیات، ‌قلندریات، ترکیبات، ترجیعات، ‌غزلیات، قطعات و رباعیات و در 13780 بیت،


# صفا، ذبيح‌الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج 2، ص 552.
2ـ ''حدیقه الحقیقه''<sup>*</sup> که آن را ''الهی‌نامه'' و ''فخری‌نامه'' هم خوانده‌اند. عدد ابیات آن 10000 بیت است،
# زرين‌كوب، ‌عبدالحسين''. '''با كاروان حلهّ'''''. ‌تهران: آريا، 1343، ص 128ـ132.
 
# صفا، ذبيح‌الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
3ـ مثنوی ''طریق التحقیق'' که ابیات آن حدود 896 بیت و تاریخ نظم آن 528 ق است،
# مدرس رضوي، محمدتقي. '''''ديوان سنايي غزنوي'''''. تهران: ابن سينا، ‌1341 (تاريخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
 
# فروزانفر، ‌بديع‌الزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. ‌تهران: خوارزمي، ‌چ 2، 1350، ص 260.
4ـ مثنوی ''سیرالعباد الی المعاد''<sup>*</sup> بر وزن ''حدیقه'' که شمار ابیانش بیش از 770 بیت است،
# سادات ناصري، حسن. '''''سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران در دورة اسلامي'''.'' ‌تهران: شوراي عالي فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
 
# مدرس رضوي، محمدتقي. '''''ديوان سنايي غزنوي'''''. تهران: ابن سينا، 1341 (تاريخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).
5ـ مثنوی ''کارنامه بلخ (مطایبه‌نامه)'' با 497 بیت که بر وزن ''حدیقه'' سروده شده است،
# زرين‌كوب، عبدالحسين. '''''با كاروان حلهّ'''.'' تهران: آريا، ‌1343، ص 133. و نيز نگ: انصاري، محمدشفيع. '''''فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوي‌هاي سنائي'''''. قزوين: ‌دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره)، 1378.
 
‌6ـ مثنوی ''عقل‌نامه'' که کوچکترین مثنوی او به شمار می‌رود،
 
7ـ مثنوی ''عشق‌نامه'' در 576 بیت و در پند و موعظه،
 
8ـ ''سنائی آباد'' که در صفات خداوند و نعت رسول و دیگر مسائل عرفان و شامل 596 بیت است،
 
9ـ ''تحریمه القلم (تجربه العلم)'' در 202 بیت،
 
10ـ ''‌رساله مقدمه نثری'' در فضیلت سخن و سخندان و حسرت نداشتن فرزند،
 
11ـ ''انتخاب منتخب حدیقه'' که گویا انتخابی از کتاب ''حدیقه الحقیقه'' او توسط یکی از دوستانش بوده است،
 
12ـ ''مجموعه نامه‌های سنایی''، شامل 17 نامه او به بزرگان، امرا و سلاطین جز آنها آثار دیگری را به نام‌های ''کنزالرموز، رموزالانبیاء و کنوزالاولیا، زادالسالکین و بهرام و بهروز'' نیز به وی نسبت داده‌اند<ref>مدرس رضوی، محمدتقی. '''''دیوان سنایی غزنوی'''''. تهران: ابن سینا، 1341 (تاریخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).</ref>.
 
گویا سنایی یکبار دیوان مسعود سعد را گردآوری و تدوین کرد و برخی از اشعار دیگران را هم به اشتباه به آن افزود و به همین سبب بعدها از مسعود سعد پوزش خواست<ref>زرین‌کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلهّ'''.'' تهران: آریا، ‌1343، ص 133. </ref><ref>انصاری، محمدشفیع. '''''فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی‌های سنائی'''''. قزوین: ‌دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، 1378.</ref>.
 
== مآخذ ==
# صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 552.
# زرین‌کوب، ‌عبدالحسین''. '''با کاروان حلهّ'''''. ‌تهران: آریا، 1343، ص 128ـ132.
# صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
# مدرس رضوی، محمدتقی. '''''دیوان سنایی غزنوی'''''. تهران: ابن سینا، ‌1341 (تاریخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
# فروزانفر، ‌بدیع‌الزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. ‌تهران: خوارزمی، ‌چ 2، 1350، ص 260.
# سادات ناصری، حسن. '''''سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی'''.'' ‌تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
# مدرس رضوی، محمدتقی. '''''دیوان سنایی غزنوی'''''. تهران: ابن سینا، 1341 (تاریخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).
# زرین‌کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلهّ'''.'' تهران: آریا، ‌1343، ص 133. و نیز نگ: انصاری، محمدشفیع. '''''فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی‌های سنائی'''''. قزوین: ‌دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، 1378.


ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۹

سنایی غزنوی (ح 473ـ 532 ق) شاعر، عارف.

حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، ‌شاعر و عارف بزرگ ایران در سده 6 ق است. عوفی در لباب الالباب نامش را مجدالدین بن آدم و حاجی خلیفه در کشف الظنون نام او را محمد بن آدم ضبط کرده‌اند[۱]. پدرش از نژاد بزرگان و آزادگان بود، اما از مکنت بهره‌ای نداشت. خاندانش با آنکه مذهب حنفی داشتند، به پیامبر (ص) و خاندانش ارادت می‌ورزیدند. مجدود در غزنین به دنیا آمد و همان جا به تحصیل پرداخت. پس از آشنایی با معارف آن عهد به عنوان شاعر به دربار راه یافت. سپس به بلخ رفت و از احسان و انعام خواجه اصیل‌الملک حسن هروی از بزرگان آنجا برخوردار شد. اما چندی بعد کار آن دو به کدورت کشید و سنایی او را هجو گفت. با این همه شاعر به سبب آزار دشمنان و به ویژه تحریک و تحقیر خواجه مذکور از بلخ رهسپار سرخس شد. در آنجا بد زبانی و بینوایی سنایی او را به عزلت کشاند. پس از آن مدتی در نیشابور و خوارزم و بلخ به سر برد. سپس از بلخ به مکه رفت. در بازگشت از سفر حج آثار تحول و انقلاب فکری در وی ظاهر شد و به زهد گروید. از بلخ بار دیگر عازم سرخس شد و این بار در آنجا با آرامش زیست و با احترام وزرا و بزرگان شهر روبه رو گردید. در این هنگام قوام الدین درگزینی وزیر مشهور عراق که در دستگاه سلاجقه نفوذ بسیار داشت، در سرخس خواستار دیدار سنایی شد، اما وی با ارسال دو نامه و یک شعر به آن وزیر با این درخواست مخالفت کرد. پس از آن به شهرهای خراسان رفت و سال‌های پایانی عمرش را نیز در غزنین سپری کرد[۲]. آرامگاه سنایی در غزنین زیارتگاه خاص و عام است. او را از شاعرانی دانسته‌اند که در تغییر سبک شعر فارسی و ایجاد تنوع و تجدد در آن مؤثر بوده‌اند[۳].

سنایی در میان بزرگان صوفیه و غیر صوفیه مقام پیشوایی یافته، ‌علما و حکما او را حکیم و صوفیه و عرفا وی را شیخ خوانده‌اند. عرفایی چون مولوی، ‌احمد غزالی و شاعرانی مانند عارف زرگر، مختاری غزنوی، ‌خاقانی شروانی، ابوالعلا گنجوی و جز آنان او را ستوده‌اند[۴]. از شعرای معاصر او به جز عثمان مختاری که رابطه مستحکم و صمیمانه‌ای با او داشت، می‌توان از سید حسن غزنوی، معزی، انوری و سوزنی نام برد. سلطان مسعود بن ابراهیم غزنوی (حک 492ـ 508 ق) سلطان سنجر سلجوقی (حک 511ـ 552ق) و سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی (حک 450ـ 492 ق) از معاصران و ممدوحان سنایی بودند[۵]. در آثار سنایی دو شیوه مختلف از دو دوره متفاوت حیات او دیده می‌شود. یکی اشعاری در ارتباط با مرحله نخستین زندگانی وی که شاعری درباری و مدیحه‌سرا بود و دیگر اشعار مرحله دوم زندگی او که محتوای اخلاقی و عرفانی دارد و سبک اصیل سنایی را در این گونه اشعار باید جست. همین شیوه او بعدها مورد عنایت خاقانی شروانی و جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی قرار گرفت. در شاعری به ویژه در اوایل آن از شیوه عنصری، ‌مسعود سعد سلمان و بیش از همه فرخی پیروی می‌کرد[۶]. آثارش عبارتند از:

کلیات دیوان شامل مدایح، زهدیات، ‌قلندریات، ترکیبات، ترجیعات، ‌غزلیات، قطعات و رباعیات و در 13780 بیت،

حدیقه الحقیقه* که آن را الهی‌نامه و فخری‌نامه هم خوانده‌اند. عدد ابیات آن 10000 بیت است،

3ـ مثنوی طریق التحقیق که ابیات آن حدود 896 بیت و تاریخ نظم آن 528 ق است،

4ـ مثنوی سیرالعباد الی المعاد* بر وزن حدیقه که شمار ابیانش بیش از 770 بیت است،

5ـ مثنوی کارنامه بلخ (مطایبه‌نامه) با 497 بیت که بر وزن حدیقه سروده شده است،

‌6ـ مثنوی عقل‌نامه که کوچکترین مثنوی او به شمار می‌رود،

7ـ مثنوی عشق‌نامه در 576 بیت و در پند و موعظه،

سنائی آباد که در صفات خداوند و نعت رسول و دیگر مسائل عرفان و شامل 596 بیت است،

تحریمه القلم (تجربه العلم) در 202 بیت،

10ـ ‌رساله مقدمه نثری در فضیلت سخن و سخندان و حسرت نداشتن فرزند،

11ـ انتخاب منتخب حدیقه که گویا انتخابی از کتاب حدیقه الحقیقه او توسط یکی از دوستانش بوده است،

12ـ مجموعه نامه‌های سنایی، شامل 17 نامه او به بزرگان، امرا و سلاطین جز آنها آثار دیگری را به نام‌های کنزالرموز، رموزالانبیاء و کنوزالاولیا، زادالسالکین و بهرام و بهروز نیز به وی نسبت داده‌اند[۷].

گویا سنایی یکبار دیوان مسعود سعد را گردآوری و تدوین کرد و برخی از اشعار دیگران را هم به اشتباه به آن افزود و به همین سبب بعدها از مسعود سعد پوزش خواست[۸][۹].

مآخذ

  1. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 552.
  2. زرین‌کوب، ‌عبدالحسین. با کاروان حلهّ. ‌تهران: آریا، 1343، ص 128ـ132.
  3. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
  4. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، ‌1341 (تاریخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
  5. فروزانفر، ‌بدیع‌الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمی، ‌چ 2، 1350، ص 260.
  6. سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی. ‌تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
  7. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، 1341 (تاریخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).
  8. زرین‌کوب، عبدالحسین. با کاروان حلهّ. تهران: آریا، ‌1343، ص 133. و نیز نگ: انصاری، محمدشفیع. فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی‌های سنائی. قزوین: ‌دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، 1378.

ابوالقاسم رادفر

  1. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 552.
  2. زرین‌کوب، ‌عبدالحسین. با کاروان حلهّ. ‌تهران: آریا، 1343، ص 128ـ132.
  3. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
  4. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، ‌1341 (تاریخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
  5. فروزانفر، ‌بدیع‌الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمی، 1350، ج. 2، ص 260.
  6. سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی. ‌تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
  7. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، 1341 (تاریخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).
  8. زرین‌کوب، عبدالحسین. با کاروان حلهّ. تهران: آریا، ‌1343، ص 133.
  9. انصاری، محمدشفیع. فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی‌های سنائی. قزوین: ‌دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، 1378.