پرش به محتوا

کارکردهای تعزیه در ایران

از ویکی ایران

تعزیه از انباشتگی اعمال آیینی به وجود آمده است که از کیفیتی انسانی برخوردارند. هدف اصلی آن دستیابی به دانش و تکامل روحانی از طریق اظهار دلبستگی و عشق به اشخاص متدین و مقدسی است که تحت تأثیر حوادث خاص اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و... شهید شده‌اند.

آیین سوگواری که به طرق توصیفی (هنر روایتی) و یا نمایشی (شبیه - تعزیه) برای امام حسین (ع) برگزار می‌شود در حقیقت عبارت است از سرزنش، نکوهش، لعن و نفرین بر ظالمان و تاکید بر حقانیت مظلومان نسبت به ظالمان. به سخن دیگر آیین‌های روایتی و شبیه سازی، نمایشی از عدل و انسانیت است. تعزیه (شبیه خوانی) برای اینکه بتواند به تقویت مبانی ایمانی پیروان امام حسین (ع) از طریق وحدت بخشیدن به وقایع حادثه کربلا بپردازد باید از طریق نمایش حوادث دلخراش واقعه کربلا به طرزی مؤثر بر درون افراد نفوذ کند تا علاوه بر اینکه بر مذاق تماشاگران و حاضران در صحنه خوش‌آیند باشد، موجبات انگیزش هیجانات عاطفی و مذهبی آنها را فراهم سازد.

تعزیه با شعائر دینی، اجتماعی، سیاسی، روانی، هنری و... ارتباط فراوان دارد از این روی با پیوند و انسجام آنها، که از عناصر نمادینی تشکیل شده‌اند، با روشهای از پیش تعیین شده، افراد و جامعه را منقلب می‌نماید. معمولاً این روشها شامل خنداندن، متأثر کردن، ترغیب نمودن، بالا بردن حساسیتها، ایجاد فکر برتر نسبت به ظالمان و... می‌باشند.

اینکه تعزیه با بسیاری از جنبه‌های زندگی روزانه هم مادی و هم معنوی همانندی دارد به این سبب است که می‌گوئیم تعزیه در کلیه فرهنگها از جایگاهی برخوردار است که معنویت و مادیت را در خود دارد به سخن دیگر و به گفته مایل بکتاش «نمایش مزبور حمایتی مشروط از مفهوم اختیار به عنوان (امر بین الامرین) بود که خواستار اختیار و آزادی انسان بود» و یا تعزیه وسیله یا ابزاری است برای کشف عوامل مادی و معنوی که در آن وجود دارد.

کارکرد اعتقادی تعزیه

تعزیه از طریق نمایش، واکنشهای درون پالایی را بر می‌انگیزد که فرآیند آن استحکام بخشیدن به مبانی عقیدتی و مذهبی تماشاگران و مجریان نمایش است.

این هنر روایتی و نمایشی از نظر مراسم و شعائر به تماشاگر این فرصت را می‌دهد تا تعهد خود را نسبت به امری عقیدتی که جزء لاینفک زندگی او محسوب می‌شود تجدید و تحکیم نماید. این امر عقیدتی تنها بعد مذهبی ندارد بلکه ابعاد سیاسی و اجتماعی، هنری و روانشناختی و... را شامل می‌شود.

سرگذشت خاندان آل علی (ع) با حوادثی که برای ایران بزرگ در طی تاریخ اتفاق افتاده است یکسان است، این سرزمین همیشه مورد هجوم اقوام گوناگون قرار داشته است ولی ایرانیها با برخورداری از وحدت فکری داخلی سنن یک فرهنگ بی‌همتا را تا امروز حفظ کرده‌اند. عمده‌ترین عامل ایجاد این وحدت و یگانگی تکیه و تعهد نسبت به شعائر و مراسم مذهبی (تشیع) بوده است.

در تعزیه ایرانی همه جا از تشیع و حقانیت علی (ع) و اولادش سخن به میان آمده است. اسلام بویژه تشیع، اذهان تعزیه گویان و تعزیه خوانان ایرانی را به خود مشغول داشته است. از اعیاد مذهبی مانند عید غدیر، بعثت پیامبر اسلام (ص) تا غصب خلافت حضرت علی (ع)، شهادت او و فرزندانش در برپایی و عرضه حوادث تاریخ مذهبی تشیع به صورت روایتی و نمایشی به تصویرکشیده می‌شود.

در متن تعزیه اسطوره‌های غنی مذهبی از زندگی حضرت آدم (ع) گرفته تا حضرت پیغمبر (ص) به صورتهای‌گوناگون مطرح شده است. طرح اسطوره‌ها گاه به صورت ایماء و اشاره و گاه مستقیم صورت می‌گیرد. همچنین قصص قرآن الهام بخش اشعار و حوادث تعزیه می‌باشند که نشانه کارکرد تعزیه در ترویج و اشاعه مبانی مذهبی است.

تعزیه یکی از عوامل آموزش سمعی و بصری اصول مذهبی و اخلاقی است و در این هنر نمایشی به نحوی ملموس و زنده تاریخ مذهب و اصول مربوط به آن مطرح شده و واقعیت‌ها به صورت عینی در معرض دید افراد و تماشاگران قرار می‌گیرند. کسی که کافر است به جهنم می‌رود و کسانی که پیرو مذهب و اصول آن هستند و مروج حق و عدالت بوده‌اند پاداش عمل خیر خود را خواهند دید.

تعزیه از حوادث تاریخی مایه می‌گیرد و با توجه به ذات انکارناپذیر آن که مبارزه علیه ظلم و بیداد است به اوج می‌رسد به حدی که بدل به اسطوره شده و در اعماق وجود شیعیان نفوذ می‌کند.

کارکرد سیاسی تعزیه

تعزیه ریشه در حوادث تاریخی دارد از این روی یک آیین نمایشی تکوینی و تکاملی است به سخن دیگر، تعزیه خلق الساعه نیست بلکه متأثر از شرایط گوناگون تاریخی، مذهبی و سیاسی می‌باشد؛ به این سبب گفته می‌شود که پیدایی تعزیه به محیطی خاص تعلق دارد، محیطی مذهبی که جنبه‌های ملی به خود گرفته باشد از این روی مایه اصلی آن مذهب تشیع است که معتقدان به آن در ایران زمین به سر می‌برند.

در طی تاریخ، حوادثی بر طبقه ضعیف و ناتوان جامعه وارد شده است و از طریق قدرتمندان، زمین‌داران و حکام تحت ستم قرار گرفته‌اند؛ آنان تحت تأثیر القائات قدرتمندان وضع موجود را منبعث از سرنوشت و مقدرات خویش می‌دانستند. آنها باید ابزاری را برای ابراز وجود و اعتراض در مقابل وضع موجود به دست می‌آوردند؛ حرکت نظامی و مبارزه مسلحانه برای مردم فقیر امکان پذیر نبود. بنابراین آنها از طریق رسوم و آداب مذهبی و در پناه مذهب توانستند به انتقاد و اعتراض از مظالم وارد بر خویش دست یازند. پس بزید ستمگر و حسین (ع) و بزرگواریهایش به عنوان نمادهای ظلم و عدالت در جامعه مطرح شدند و شرح حوادث و مصائبی که بر امام حسین (ع) و یارانش وارد آمده بود؛ به صورت وسیله و ابزاری برای ذکر مصائب و تلخی‌های زندگی روزمره مردم تحت ستم مورد استفاده قرار گرفت.

مردم در این جریان از نفرین، لعن، ناله، مبارزه، گریه، عدالتخواهی، شهادت، مردانگی و... سخن می‌گفتند و اولیاء و اشقیاء را به صفت‌هایی که متصف بودند؛ مطرح می‌کردند.

تعزیه و سوگواری خاندان علی (ع) و فرزندانش ابزاری برای تجلی رنجها، گریه‌ها و ظلمهای متعددی شد که در طی تاریخ بر مردم فقیر و ناتوان جامعه وارد شده بود زیرا در تعزیه میان فساد حکومتی و تخطئه آن، تشبیه یزید با حکمرانان زمان و نفی ستمگری و بی عدالتی همراه با برانگیختن احساسات مردم در قالب بیان حوادث مذهبی امکان می‌یابد و امکان مقایسه و تطبیق را فراهم ساخته و حکمرانان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تعزیه و سوگواری در هر حالتی می‌تواند زمینه را برای حرکت‌های آینده مردم علیه جباران و زورگویان فراهم سازد به این سبب است که گاه حکمرانان در قالب حرکت ظاهراً مردمی در اجرای آیین‌ها و مناسک مذهبی با مردم همراهی می‌کنند و پس از مدتی محتوای حقیقی آن را حذف و آن را به یک رسم سرگرم کننده تبدیل می‌کنند به سخن دیگر دخالت حکمرانان وحدت روح و فلسفه تعزیه و سوگواری را تضعیف کرده و آن را بدل به یک آیین دولتی می‌کند.

«... در ابتدای دوره قاجاریه تعزیه به دلیل حمایت شاهان و نیز طبقه جدید مرفه و بازرگانان و سیاسیون دامنه‌دارتر شد این پشتیبانی تنها یک حمایت خالص از نمایش نبود بلکه نیز وسیله‌ای برای به دست آوردن وجاهت ملی بود... . در دوره قاجاریه طبقه مادون چون پدیده‌ای مذهبی و طبقه مرفه همانند تفنن و تجمل از آن حمایت می‌کردند تا در دوره ناصرالدین شاه به اوج توسعه و شکوه خود رسیده است.»

استفاده ابزاری از تعزیه و سوگواری حسین (ع) و اولادش موجب رقابت و هم چشمی، بین اشراف گردید به نحوی که هر یک از آنها در تزئین هر چه بیشتر طاقنمای خود می‌کوشیدند و آثار و عتیقه‌های گوناگونی، که هر کدام را از یک گوشه دنیا آورده بودند، به در و دیوار طاقنمای خود می‌آویختند تا شأن خود را به دیگران یادآوری‌کنند.[۱] روی هم رفته می‌توان کارکردهای سیاسی تعزیه را چنین خلاصه کرد:

  1. تقابل نیروهای متضاد از لحاظ مادی و معنوی
  2. کشمکش بین نیروهای خیر و شر یا ایمان و کفر
  3. قیام علیه حکومت‌های غیر مردمی و وابسته و دست نشانده
  4. ایستادگی در مقابل ظلم حکومت‌ها.

کارکرد آموزشی و پرورشی تعزیه

تعزیه دارای دو کارکرد آموزشی و پرورشی است.

در بخش آموزش دو گروه تعزیه‌خوان و تماشاگر مورد توجه قرار می‌گیرند. تعزیه خوانان چون باید بر نسخه‌ها یا اشعار و کلام تعزیه مسلط باشند؛ قوت حافظه در حفظ مطالب مربوط به نقش فرد اهمیت خاصی دارد، همچنین روخوانی نسخه‌ها، مطالعه منابع و اسنادی که معلومات آنها را در مورد حوادث تعزیه افزایش دهد (اعم از اولیاء و اشقیاء) از جمله مهارتهایی است که آنها در نتیجه تمرین و اجرای نقش به دست می‌آورند. علاوه بر اینها آشنایی با فن بیان و شیوه‌های ادای‌کلام در حالات و شرایط مختلف، تقلید صحیح حرکات، آشنایی با نواها و دستگاه‌های موسیقی، مناسب خوانی و رجزخوانی، آگاهی از جنگ افزارها و انواع لباسها و استفاده از آنها در شرایط خاص از جمله مهارتهایی است که شبیه خوانان باید از آنها برخوردار باشند. کسب این آگاهی‌ها و مهارت‌ها از جمله کارکردهای آموزش فردی تعزیه است.

تماشاگران و شرکت کنندگان در تعزیه مستقیماً و بدون واسطه شاهد وقوع حوادث تاریخی و مذهبی مختلف قرار می‌گیرند از این روی به عنوان یک ابزار عمده آموزشی، سمعی و بصری آشنایی لازم را نسبت به شرایط تاریخی جامعه و خصوصیات خیر و شر افراد پیدا خواهند کرد. بنابراین الگوپذیری از طریق ارتباط مستقیم با حوادث برای آنها امکان‌پذیر می‌گردد.

در بخش پرورشی تعزیه، جوانان و تماشاگران با صفات نیک و بد افراد، بی عدالتی و ظلم و... مستقیماً آشنا می‌شوند و با استناد به الگوهای مذهبی و ملی رفتار و کردار خود را تنظیم و تصحیح می‌کنند.

انتخاب شخصیت‌ها برای اجرای شبیه اولیاء متضمن خوش نامی، تقوا، تدین، عدل و مردمی بودن افراد است؛ افرادی که در این زمینه ایفاء نقش می‌کنند در جریان زندگی عادی خود مکلف به رعایت اصولی هستند که در شخصیت‌های واقعی اولیاء وجود داشته است. در این زمینه حتی کسی که نقش اشقیاء مثل شمر را ایفاء می‌کند در اشعار و کلام خود از اینکه چنین نقشی به آنها واگذار شده اظهار شرمندگی می‌نماید و در حین اجرای نقش اشک می‌ریزد. و گاه با تأثر شعر زیر را می‌خواند:

نه من شمرم ایا یاران شبیه اوست می‌خوانم خدا لعنت کند شمر و سنان و خولی کافر

عمده‌ترین کارکرد پرورشی تعزیه نزاکت اخلاقی، سلامت روانی و پرهیز از محرمات و اشتهار به فتوت و شهامت است. چنانچه شبیه خوانی به عللی از این صفات دور افتاده باشد از اجرای نقشهای مربوطه معاف می‌شود که نوعی تحقیر و تخفیف شخصیتی محسوب می‌گردد.

کارکردهای هنری تعزیه

تعزیه حرکات نمایشی است که با هیچ نمایش دیگری قابل قیاس نیست و این از طبیعت و مختصات آن ناشی می‌شود. تعزیه انعکاسی از نیازهای روانی، سیاسی، تاریخی، فرهنگی و... جامعه است از این روی ترکیبی از عناصر تشکیل دهنده مادی و معنوی است که مردم متدین با آن آشنا هستند و آن را به عنوان یکی از عناصر یا ترکیبهای فرهنگی عمده قومی ملی و مذهبی خویش قلمداد می‌کنند.

اجرای چنین مجموعه پیچیده‌ای متضمن استفاده از عوامل و ابرازهای متعدد و متنوعی است که با یکدیگر ارتباط فونکسیونل داشته باشند به این سبب و بنابر نظر محققان و متخصصان هنرهای نمایشی تحقق کارکردهای متعدد و متنوع تعزیه متضمن کارکردهای سنجیده و منسجم هنری آن است.

عناصری که در این کارکرد نقش دارند، نقل و روایت، حرکات موزون و مناسب، لباس، ابزارهای رزمی، رنگها، نقاشی، شعر، موسیقی، اشک، ناله، فغان، فریاد، سکوت و... است. تعزیه جنبه‌ای از هنر روایتی است که به موجب آن حوادثی را که برای مقدسین رخ داده است دوباره زنده می‌کند ولی نباید تصور کرد که تعزیه فقط محدود به هنر روایتی است. تعزیه بر بازیگران و تماشاگران در هنر زنده نیز تأثیر می‌گذارد. تکرار و بازگو کردن دوباره واقعه کربلا قسمتی از ادبیات، نقاشی، شعر و موسیقی ما را تشکیل داده است.

در صدر اسلام بویژه در دوره بنی‌امیه، گروهی از نقاشان ایرانی درصدد برآمدند تا به سبک نقاشی دیرینه ایرانی که ملهم از مکتب مانی بود؛ از نقاشی برای تبلیغ ایدئولوژی اسلام بهره‌گیری نمایند از این روی به ترسیم تابلوهایی از چهره پیامبر (ص) و معصومین مورد اعتقاد شیعیان پرداختند. بعد از واقعه کربلا بازسازی خیالی حوادث مربوط به آن و نمایش مبارزه قهرمانانه امام حسین (ع) با اشقیاء مورد توجه نقاشان قرار گرفت که همراه با نقالی و ذکر مصیبت بود بدین ترتیب کاربرد نقاشی در نمایش حوادث و رخدادهای کربلا و ذکر مصیبت به عنوان مهمترین ابزار نمایشی در تعزیه و سوگواری میزان تاثیر گذاری این هنر نمایشی را مضاعف ساخت.

هنر نقالی و شکل دیگر آن که هنر پرده خوانی نامیده می‌شود از فرایندهای تکاملی نقاشی است که در زنده کردن حوادث و افزایش تأثیر آن بر تماشاگران و مخاطبان افزوده است. پرده خوانی ضمن اینکه زمینه مناسبی را برای ابراز مهارت فنی هنرمندان فراهم می‌سازد در عین حال یکی از اسبابهای ضروری هنر تعزیه یا شبیه گردانی محسوب می‌شود. به سخن دیگر هنر شبیه خوانی را می‌توان از فرآیندهای تکاملی هنرهای نقاشی، نقالی و پرده گردانی دانست زیرا سرانجام آن نمایش و بازسازی دوباره وقایع کربلا به صورت زنده است.

میزان تأثیر گذاری هنر زنده و بازسازی مجدد حوادث کربلا بدان سبب است که عامه مردم وقایع کربلا را به رأی العین می‌بینند و در خاطره آنها تثبیت می‌شود.

رنگ در مجالس تعزیه مفهوم خاص خود را دارد. تضاد و تقابل رنگ‌ها شیوه سوگواری و انواع مختلف آن را نشان می‌دهد. رنگها نماد سیه رویی، تیره بختی، شقاوت، مهر و ظلم اند.

رنگ‌های سفید، سربی، سیاه و سبز مورد استفاده موافق خوانان قرار می‌گیرند.

رنگ سفید نمادی از آرامش، صلح و صفا و بی نیازی است، رنگ سبز نشان دهنده ثبات شخصیت، صفات نیک اخلاقی، اراده، پشتکار، استقامت، طراوت و بخشندگی است. رنگ سیاه نمایش مرگ و نفی همه چیز است. در بین لوازم و پوشاکی که شبیه خوانان مورد استفاده قرار می‌دهند کفن به رنگ سفید و نماد مرگ قریب الوقوع است. مفهوم رنگ قرمز مقابل رنگ سبز است که نمایش ناپاکی، شقاوت و سنگدلی است.

کاربرد انواع رنگ‌ها در تعزیه با توجه به مفاهیم آنها معرف خصوصیات شخصیتی فردی است که آن را به کار برده است. در بین افرادی که در تعزیه حضور دارند افرادی دیده می‌شوند که در پیوستن به امام حسین (ع) دچار تردید و دو دلی بوده‌اند از این روی از رنگ زرد استفاده می‌کنند (مثل حر).

حضور برخی شخصیت‌های ناشناخته در تعزیه موجب استفاده از ماسک، صورتک، نقاب و مجسمه‌های نیم تنه می‌شود که نمادی از شخصیت‌های مقدس و مورد احترام و یا پرندگان است.

شعر یکی دیگر از عناصر عمده تعزیه است که ترکیبی از هنر روایتی و نمایشی است؛ در آغاز، شعر در تعزیه عامیانه فاقد قافیه و سبک بود ولی به تدریج از اوزان عروضی و صناعات ادبی بهره گرفت. عمدتاً شعر تعزیه مرثیه است که تألمات روحی و مصائب نمایش را بازگو می‌کند. زبان شعری تعزیه اکثراً ساده و روان است. و بدان سبب است که نه تنها تعزیه مورد استقبال عوام قرار گرفته است بلکه اکثر تعزیه خوانان کم سواد بوده‌اند به این سبب نسخه‌های تعزیه را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:

  1. یکی آنهایی که به وسیله افراد باسواد و آشنا به صناعات ادبی ساخته و تألیف شده‌اند که در آن صورت از نظم و ترتیب درستی برخوردارند، ابیات و قطعات مناسبی انتخاب شده‌اند، اوزان و بحرها با موارد و حالات و حرکات و گاه با موسیقی گفتار هماهنگ و متناسب هستند.
  2. دسته دیگر اشعار و نسخه‌هایی که به وسلیه افراد ناآشنا به اوزان و صناعات ادبی ساخته و تألیف گردیده‌اند از این روی ساده، عامیانه، سست و گاهی مبتذل هستند.

موسیقی سنتی ایرانی - بر خلاف موسیقی غربی که از طریق نت نویسی به نسلهای آینده منتقل شده - سینه به سینه به نسل کنونی منتقل شده است که در جریان این امر تعزیه و

سوگواری نقش عمده‌ای را به عهده داشته‌اند. موسیقی تعزیه از دو جهت قابل بررسی است یکی موسیقی آوازی و دیگری ابزار و وسایل موسیقی، موسیقی آوازی با شعر تعزیه توأم است و هر یک از شبیه خوانان (موافق یا مخالف خوانان) مایه و دستگاه موسیقی خاص خود را دارند. موافق‌خوانان باید از صدایی گرم، لطیف و دلنشین برخوردار باشند و طرز خواندن آنها باید به شیوه‌ای باشد که با قوانین و مهارتهای موسیقی ایرانی مطابقت داشته باشد.

مخالف خوانان که مورد لعن و نفرین قرار می‌گیرند باید موسیقی خاصی داشته باشند تا شقاوت و جسارت آنها را بیشتر نشان دهد و مظلومیت و بی گناهی موافق خوانان را مسجل سازد. آنها با صدایی بلند، پرخاشجو و با آهنگ اشتلم به رجزخوانی می‌پردازند و شقاوت و خشونت خود را به نمایش می‌گذارند.

ابزارها و وسایل موسیقی در تعزیه نقش کمکی دارند و برای مضاعف ساختن تأثیر مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرند. در صحنه‌های مختلف تعزیه از ابزارهای متفاوتی استفاده می‌شود مثلاً در صحنه‌ها و وقایع حزن آور از نی، قره‌نی و شیپور استفاده می‌شود. طبل در قطعیت دادن و پیش بینی وقایع کاربرد دارد.

روی هم رفته ابزارهای موسیقی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارت‌اند از: شیپور، نی، قره نی، طبل، دهل، کرنا و سنج.

برای هر یک از موافق خوانان به نسبت شأن و منزلت آنها آهنگ خاصی نواخته می‌شود مثلاً برای حضرت عباس موسیقی حماسی، برای علی اکبر و قاسم «چهارگاه» «سه گاه» و «اصفهان» نواخته می‌شود.

برای امام حسین (ع) آهنگهای سنگینی که میزان حزن آوری آن زیاد و امید و آرامش را القاء می‌کند نواخته می‌شود. در موقع اجرای نقش شبیه خوانان وقتی صحنه نبرد تن به تن بین موافقان و مخالفان به نمایش در می‌آید سنج نقش عمده‌ای را به عهده دارد زیرا صدای سنج برخورد شمشیرها را القاء می‌کند.

شادروان روح الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران چنین آورده است:

«در تعزیه موسیقی از راه آواز، نقش بزرگی بر عهده داشت زیرا خواننده خوش آواز بهتر می‌توانست در دل تماشاچیان و عزاداران رخنه کند. بنابراین جوانهایی که صدایی گرم و خوش آهنگ داشتند برای نقشهای تعزیه انتخاب می‌شدند و مدتی نزد تعزیه خوانهای استادی که دستگاه موسیقی ایرانی را می‌دانستند بودند و از ردیف و گوشه‌های آوازها به خوبی اطلاع داشته و طرز خواندن صحیح را مشق و تمرین می‌کردند تا بتوانند اشعار را به ترتیب درست و مناسب ادا کنند. به همین جهت خوانندگانی از مکتب تعزیه در آمدند که در فن آواز خوانی به مقام هنرمندی رسیدند.»

استاد ابوالحسن صبا، موسیقی‌دان برجسته ایرانی، می‌نویسد:

«تاکنون تعزیه بوده که موسیقی ما را حفظ کرده است...موسیقی یکی از ارکان تعزیه است که نقش عمده‌ای در برپایی، تشکیل و روند و ضرب و آهنگ نمایش دارد و به بازیگران در ادای صحیح و زیبای نمایش کمک می‌رساند... .»

کارکرد روانی تعزیه

ارتباط و پیوستگی حوادث و رخدادهای کربلا با مبانی اعتقادات درونی شبیه خوانان و تماشاگران هیجانات و تأثرات عاطفی را در پی دارد که فرایند آن عکس العمل همه افراد و گروه‌های مجری و حاضران در مراسم است این عکس العمل‌ها به صورت ناله، گریستن، فریاد، لعن و نفرین، دست بر سر و صورت زدن و ابراز انزجار و تنفر نسبت به اشقیاء است. با آنکه مجریان و حضار در مجلس تعزیه از چگونگی حوادث و سرانجام آن آگاهی کامل دارند ولی آنچنان از لحاظ روانی جذب نحوه اجرای تعزیه می‌شوند که گاه از خود بی خود شده و عکس العملهای شدید عاطفی نشان می‌دهند. این جذبه و شیفتگی موجبات آرامش روحی و تهذیب روانی نیز می‌گردد زیرا ضمن تحسین از شجاعت و روحیه تسلیم ناپذیری اولیاء در مقابل اشقیاء رفتار و خصوصیات آنها به عنوان الگوهای مطلوب اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و سیاسی گزینش شده و روحیه ظلم ستیزی و عدالتخواهی را در افراد تقویت می‌کند علاوه بر این بسیاری از زنان و مردان شرکت کننده در مراسم تعزیه حوادث و رخدادهای نامطلوب زندگی خود را با آنچه که برای امام حسین (ع) و خاندانش اتفاق افتاده مقایسه و مشابهت‌های آنها را درک می‌کنند، در نتیجه زمینه روانی برای تسلی خاطر آنها فراهم می‌گردد به سخن دیگر مقایسه رنجهای افراد با مصیبت‌های وارده بر اولاد علی (ع) از شدت اندوه و رنج آنها می‌کاهد.

تعزیه نیازهای روانی - رفتاری انسان را در فضای محدود کربلا و حوادث مربوط به آن به صورت مقدس بیان می‌نماید. حضار و تماشاگران خود را در غمها، شادیها، شکستها، ناکامیها و موفقیتها شریک می‌دانند و با پذیرش آنها از فراغت و آسودگی خاطر برخوردار می‌گردند.

اکسب الگوهای رفتاری اولیاء و تقدیس آنها فرد را از دنیای محدود تصورات و تخیلات آزار دهنده خویش فارغ می‌سازد و او را به سوی آزادی و آزادگی و رهایی از قید و بندهای دنیای مادی هدایت می‌کند فرآیند این جریان حرکت به سوی فروپاشی مبانی خود خواهی و خودکامگی و نیل به انسانیت انسان است.

انواع سمبل‌ها و نمادهایی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند با آنکه به سبب محدودیت مکانی در فضایی محدود و به سرعت نمایش داده می‌شوند ولی تماشاگران را به پهنه تاریخ و حوادثی که در سده اول هجری قمری رخ داده است می‌کشانند میزان اثرپذیری، اجرا به حدی است که فرد خود را در صحنه احساس می‌کند و از اینکه توانایی مقابله با اشقیاء را نداشته و زمان را از دست داده است رنج می‌برد و آرزو می‌کند که ایکاش در زمان و قوع حادثه حضور داشت و از خاندان علی (ع) حمایت می‌کرد.

رنگها، لباسها، اشعار، صدای طبل، سنج، نی و... هر یک نماد یکی از صحنه‌های تعزیه است که هیجانات عاطفی و روانی حاضران و مجریان صحنه‌ها را در پی دارد.

در زمینه ارتباط روانی - عاطفی تعزیه و ایجاد انگیزشهای عاطفی در شبیه خوانها و تماشاگران استاد فقیه دکتر محمد جعفر محجوب در مقاله «تأثیر تئاتر اروپایی در تعزیه ایران» می‌نویسد:

مشارکت در تعزیه ثواب دارد مع هذا کمتر کسانی داوطلب ایفای نقش‌های اشقیاء بودند. در این زمینه داستان شیرینی بر سر زبان‌هاست:

در دربند قفقاز هیچکس راضی نبود که در نقش شمر ظاهر گردد. تعزیه گردانها سرانجام پس از جستجوی بسیار عمله‌ای روسی را پیدا کردند که کمی فارسی می‌دانست و در ازای مبلغی حاضر به ایفای نقش قاتل امام حسین (ع) شد. تعزیه گردانها با در نظر گرفتن وضع کارگر روس تا آنجا که ممکن بود نقش شمر را کوتاه کردند، در واقع او می‌بایست لباس شمر بر تن کند و کنار تغاری که نشانه رود فرات است بنشیند و نگذارد کسی به آب نزدیک شود. وقتی نوبت به بازی او رسید عمله لباس شمر بر تن کرد و شلاق به دست کنار تغار ایستاد. کودکان و یاران امام حسین (ع) یک به یک سعی کردند به آب دسترسی حاصل کنند که عمله ،با مواظبت تمام آنان را دور نگهداشت...

شخصی که شبیه امام حسین (ع) را بازی می‌کرد پیرمرد محترمی بود. هنگامی که وی به آب نزدیک شد تعزیه گردان با کمال تعجب دید که عمله به رغم فرامین نقش خود به هیچوجه سعی‌ای برای جلوگیری وی از دسترسی به آب نمی‌کند بلکه در عوض به او می‌گوید که بدون ترس و دلواپسی از آب بنوشد. تعزیه گردان به او تشر زد که نگذارد پیرمرد به آب نزدیک شود ولی عمله موقرانه پاسخ داد «بگذار بخورد پیرمرد است.»

این واقعه باعث شگفت و حیرت حاضران نبود و باعث خنده نیز نشد بلکه بر عکس محرکی قوی برای بیشتر و جدی‌گریستن بود. تماشاگران با هق هق گریه می‌گفتند

«ببین شمر چقدر لئیم و بد ذات است، نه به اطفال رحم کرد و نه به امام حسین که نوه پیامبر بود، اما مردک لامذهب روسی به محض اینکه ریش سفید آن شبیه خوان را دید به او رحم آورد و اجازه داد که عطش خود را فرو بنشاند».^{۱}

همه نیازهای بشری اعم از عشق، محبت، خوراک، پوشاک، لوازم زندگی، سیر و سفر و جنگ و ... در تعزیه وجود دارد. قهرمانانش به ساده‌ترین شکل زندگی می‌کنند و به ساده‌ترین روش نیاز، احساس، شوق و ترس خود را ابراز می‌دارند و چه بساکه تعزیه‌ها از این راه نقبی شگرف به درون جامعه می‌زنند و با مردم محروم ارتباطی منطقی و لطیف و پر از همدردی و دلچسب و در عین حال استوار برقرار می‌نمایند.

ارتباطی که تعزیه با نیازها و آرمانهای تماشاگران برقرار می‌سازد زمینه بسیار مهم و با ارزشی را برای مشارکت دو جانبه شبیه خوانان و مردم فراهم می‌آورد به نحوی که همسرایی و مشارکت آنها را در حوادث و رخدادها به صورت یک مجموعه واحد که از وحدت عرفانی و روانی برخوردارند در می‌آورد.

روی هم رفته کارکردهای روانی تعزیه را می‌توان اینچنین خلاصه کرد:

  1. شریک شدن در غم و شادیهای دیگران
  2. نیل به یک فراغت ذهنی
  3. نفی زشتیها و بدیها
  4. الگوپذیری از رفتار و خصوصیات اولیاء
  5. درک مفهوم علائم و نشانه‌هایی که در تعزیه به کار می‌روند
  6. ایجاد وحدت عاطفی و روانی بین دو گروه شبیه خوانان و تماشاگران.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ر.ک بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، صص ۱۳۳-۱۲۳.

منبع اصلی

فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

محمد صادق فربد