پرش به محتوا

ایران ساسانی، دین

از ویکی ایران

ایران ساسانی، دین، با روی كار آمدن ساسانیان در ایران، آئین زرتشتی دین رسمی كشور شد كه از ویژگی‌های حكومت ساسانی است. ساختار حكومت ساسانیان*، بر اساس اتحاد دین و دولت بوده است.

ساسانیان از خاندانی روحانی برخاستند. ساسان، جدّ بزرگ این خاندان، هیربَد آتشكدة اَناهیتا در استخر پارس بود.1 با اینكه اردشیر بابكان*، مؤسس سلسلة ساسانی در 224م بر اشكانیان پیروزی یافت، استقرار قطعی قدرت ساسانیان بی درنگ به دست نیامد. در واقع، اردشیر كه برای غلبه بر آشفتگی‌های موجود، تصمیم به ایجاد وحدت و تمركز در سراسر كشور گرفته بود، استقرار یك آئین رسمی و اتحاد میان دین و دولت را لازم دید. بدین ترتیب، اردشیر برای تثبیت حكومت خویش، از تبلیغات دینی نیز بهره برد.2

بر اساس متن پهلویِ دینكرد، یكی از اقدام‌های اردشیر بابكان* گردآوری و تنظیم اوستا* بود كه به دست هیربدانْ هیربدوی، تَنسر (توسر) انجام گرفت. وی نخستین روحانی زرتشتی عهد ساسانی است كه نامش در متن‌های تاریخی آمده است.3 به این ترتیب، اردشیر با دادن اختیاراتی به تنسر و دیگر روحانیان زرتشتی، سلطنت خود را با حمایت اهل دین مربوط ساخت.4

در اوایل عصر ساسانی، اصلاح گاهشماری زرتشتی انجام شد. همچنین، ساسانیان استفاده از تندیس را در آیین‌های دینی ممنوع كردند و در بناهای مقدس به جای شمایل، آتش مقدس نشاندند.5 سپس شاپور اول فرمان داد تا بخش‌هایی از اوستا دربارة پزشكی، نجوم، حكمت و بلاغت را كه در سرزمین‌های دیگر پراكنده شده بود، گردآورده، به اوستا بیفزایند.6

دومین روحانی بزرگ عصر ساسانی كردیر (كرتیر) بود كه تثبیت نفوذ دستگاه دینی زرتشتی در دورة ساسانی با برآمدن وی عملی شد. وی كه در زمان شاپور اول لقب «هیربد» داشت، به تدریج قدرت دینی را در سراسر كشور به دست آورد. كردیر دین‌های غیر زرتشتی را در قلمرو ساسانیان به شدت سركوب كرد و نفوذ موبدان را توسعة بسیار بخشید.7

دورة پادشاهی نَرسه، مرحلة بردباری دینی در قلمرو ساسانیان بود. این تسامح تا فرمانروایی شاپور دوم ادامه یافت. در این روزگار، رسمی شدن مسیحیت در امپراتوری روم (313م) و حمایت امپراتور روم از مسیحیان ایران، سبب شد كه دشمنی مذهبی نیز میان ایران و روم پدید آید.

در نتیجه، سیاست تعصب مذهبی ساسانیان و تعقیب و آزار اقلیت‌های دینی، به ویژه مسیحیان در ایران شدت گرفت. در این ایام، آذر بَدِ مارَسپندان، موبد بزرگ عصر شاپور دوم به تقویت دستگاه دینی زرتشتی پرداخت. به فرمان شاپور دوم، برای رفع اختلاف دربارة متن صحیح اوستا، شورایی به ریاست آذربد مارسپندان تشكیل شد كه در آنجا، متن قطعی اوستا تصویب، و به 21 نَسك تقسیم گردید.8

با كوشش‌های روحانیان بزرگ زرتشتی، مانند تنسر، كردیر و آذربد مارسپندان سازمان دینی منظمی ایجاد شد. این تشكیلات به تدریج به وجود آمد و ظاهراً پیش از ساسانیان وجود نداشت. به این ترتیب، سلسله مراتب روحانیان زرتشتی نیز شكل گرفت. روحانیان طبقة فرودست «مُغ» نامیده می‌شدند. مغی كه وظایف مهم‌تری به عهده داشت، «موبد» بود و روحانی بزرگ،«موبدانْ موبد» نام داشت. دستة دیگری از روحانیان «هیربد» خوانده می‌شدند كه تشریفات مذهبی را انجام می‌دادند و معلمان مدرسه نیز از این دسته بودند.9

روحانیان زرتشتی در آتشكده‌ها، دعاها و اعمال دینی را انجام می‌دادند. از میان آتشكده‌های كشور، 3 آتشكده اهمیت خاص داشت: «آذَرْ فَرْنْبَغْ» یا آتش روحانیان در كاریان فارس، «آذر گُشَسب» یا آتش جنگجویان و خاندان شاهی در شیز آذربایجان، و «آذر بُرزینْ مِهر» یا آتش كشاورزان در كوه ریوند نزدیك نیشابور.10

به عقیدة بعضی از محققان، بسیاری از پادشاهان ساسانی، و حتی كردیر و آذربد مارسپندان زُروانی* مذهب بوده‌اند. برخی دیگر، تاریخ دینی عصر ساسانیان را كشمكش میان مزداگرایان و زروانگرایان دانسته‌اند. به هر حال، با اینكه زروانگرایی و مزداگرایی از نظر اعتقادی دو گرایش دینی محسوب می‌شدند، از لحاظ عملی یكی بودند؛ چنان كه دربارة وجود آئین‌ها و یا دستگاه دینی جداگانة زروانی، شواهدی به دست نیامده است.11

گذشته از آئین زروانی كه شاخه‌ای از دین زرتشتی بود ـ ایران عصر ساسانی شاهد دو حركت دینی مستقل نیز بود: دین مانوی* و دین مزدكی* كه هر دو سركوب و پیروانشان قلع و قمع شدند.


مآخذ:

1-    زرین‌كوب، عبدالحسین؛ زرین‌كوب، روزبه. «تاریخ سیاسی ساسانیان»، تاریخ ایران باستان. ج 4، تهران: سمت، 1379، ص 6.

2-    همان. ص 11؛ زرین‌كوب، عبدالحسین. روزگاران ایران. ج 1، تهران: سخن، 1374، ص 171؛ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آن‌ها. ترجمة عسكر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 131؛

Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 101.

3-    كریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمة رشید یاسمی، تهران: ابن سینا، 1351، ص 162؛ كولونین، ولادیمیر. تمدن ایران ساسانی. ترجمة عنایت‌الله رضا، تهران: نشر علمی فرهنگی، 1372، ص 132.

4-    زرین‌كوب، عبدالحسین. روزگاران ایران. ج 1، ص 177.

5-    برای تفصیل، نك: بویس. همان. ص 133-138؛ Boyce. Ibid. PP. 104-109 .

6-    كریستن سن. همان. ص 162؛ بویس. همان. ص 143؛ Boyce. Ibid. P. 113 .

7-    ویدنگرن، گئو. مانی و تعلیمات او. ترجمة نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مركز، 1376، ص 54-59؛ تفضلی، احمد. «كرتیر و سیاست اتحاد دین و دولت در دورة ساسانی»، یكی قطره باران. تهران: نشر نو، 1370، ص 730-733.

Widengren, G. Mani and Manichaeism. Tr. Ch. Kessler, London: Weidenfeld and Nicolson, 1965, PP. 38ff.

8-    پورداود، ابراهیم. خرده اوستا. بمبئی: 1310، ص 32-33؛ آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد. اسطورة زندگی زرتشت. تهران: كتاب‌سرای بابل، 1375، ص 103؛ كریستن‌سن. ایران در زمان ساسانیان. ص 163، 327؛ روایات داراب هرمزدیار. ج 1، بمبئی: بریتیش ایندیا پرس، 1922م، ص 287-290.

9-    كریستن‌سن. همان. ص 138؛ موله، م. ایران باستان. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: دانشگاه تهران، 1356،ص 96.

10-  كریستن‌سن. همان. ص 187-191.

11-  بویس. همان. ص 142-143، 149؛ دوشن ـ گیمن، ژاك. دین ایران باستان. ترجمة رویا منجم، تهران: فكر روز، 1375، ص 367-369؛ فرای، ریچارد. میراث باستانی ایران. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1368، ص 358؛ Boyce. Ibid. PP. 112, 118 .