پرش به محتوا

ذکر

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۰ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ذکر، در لغت به معنی یاد کردن است و در اصطلاح تصوف و عرفان، بر زبان اوردن نام خدا و تفکّر کردن در اوست. گوینده ذکر، ذاکر نامیده می‌شود و ذاکر همان سالک طریق حق است که به منظور نزدیک شدن به خدا، تمام اندیشه و فکر خود را متوجه کلمه یا جمله‌ای می‌کند که «موضوع ذکر» به شمار می‌اید و در جریان این تمرکز فکر، هر چیز خبر موضوع ذکر را به فراموشی می‌سپارد، نه چیزی می‌بیند، نه چیزی می‌شنود، نه ادراک می‌کند و به تعبیر سعدی «سرمویی به غلط در همه اندامش نیست» یعنی از هر چیز جز اوست جدا شده است و جمله اعضای او به ذکر محبوب و یاد معشوق مشغول است. موضوع ذکر، غالباً، کلمه‌هایی است همچون «الله»، «هُو»، «حق» و یا جمله‌هایی است همچون «لا اله الاّ الله» و «سُبحانَ الله» و همانند ان‌ها.

اقسام ذکر: ذکر دو گونه است: جلی و خفی:

1) ذکر جَلی یا اشکار، ذکری است که موضوع ذکر بر زبان آید و شنیده شود.

2) ذکر خفی، یا نهفته، ذکری است که موضوع آن بر زبان جاری نشود؛ بلکه ذاکر به زبان حال ذکر حق بگوید.

به نظر اهل تصوّف و عرفان، بهترین ذکر آن است که هم زبان بدان پردازد، هم دل بدان مشغول گردد. ذکر، که در واقع گونه‌ای عامل تلقین و تمرکز فکر و سبب توجه کامل به هدفی معین است اولاً، به سالک راه حق، آرامش می‌بخشد که در قرآن هم امده است «ألا بِذِکر اللهِ تَطْمَئنّ القلوب: بدان که با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد»؛ ثانیاً، در سالک یقین [← یقین] ایجاد می‌کند و او را برای مشاهده حق آماده می‌سازد. بدین ترتیب که: ذاکر، نخست از خواب غفلت بیدار می‌شود (= ذکر عوام)، سپس با دریدن حجاب عقل، در دل متوجه حق می‌گردد (= ذکر خواص) و سرانجام از خود فانی می‌شود و از بقای حق بقا می‌یابد و به اصطلاح فانی فی الله و بقای بالله می‌گردد.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه