بُهلول
بهلول، ابو وُهیبابن عمرو کوفی (ف حدود 190 هـ. ق) مردی فرزانه، آزاده و نکتهگو بود که خود را به دیوانگی میزد تا بتواند آزادانه از صاحبان قدرت انتقاد کند. در ادبیات فارسی به بهلول مجنون مشهر است. شرح زندگی او با اَفسانهها آمیخته است[۱]. بعضی او را از خویشاوندان هارونالرشید خلیفه عباسی دانستهاند، ولی او هیچگاه مقام و شغلی در دستگاه خلافت نپذیرفت. بعضی دیگر او را فقیه و شاعری عارف و از شاگردان امام جعفر صادق (ع) دانستهاند. گویند او برای رهایی از امضای فتوای قتل امام هفتم و به اشاره او خود را به دیوانگی زده[۲][۳]. در آثار عرفانی، دیوانگی بهلول حکایتها و لطیفههای آموزنده در آثار تاریخی و ادبی فارسی، عربی و ترکی امده است. موضوع پیشترانها در باره رفتار و گفتارهای ناپسند حاکمان و انتقاد از ستمگری و جاهطلبی انانست.
حکایتی طنزآمیز از او: به بهلول گفتند، دیوانگان بصره را بشمار. گفت: دیوانگان بسیارند، شمارشانان ممکن نیست، بگذاریدعاقلان را بشمارم.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
صدیقه(فروزنده) محفوظ