پوشاک دوره صفوی
پوشاك دوره صفوی: لباسهای مردم ایران در دوره صفوی، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بیان میكند.1
سرپوشها: از سرپوشهای شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و كرم رنگ نازكی اشاره كرد، كه چندین دور اطراف سر پیچیده میشد و بدین خاطر به شكل كلاهی تركدار درمیآمد. این نوع از سرپوشها اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگینهایی رنگی تزیین میشد.2 اما مهمترین سرپوش پادشاهان صفوی، كلاه یا تاج قزلباش بود. اطلاعات ما درباره این كلاه كه گفته میشود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به كار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترك طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران.3 در نقوشی كه در این دوره، كلاه قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاكیدی بر نمایش دوازده ترك دیده نمیشود، بلكه بر گرد كلاهخودی كه به میلهای عمودی منتهی میشود، دستاری پیچیده شده، به طوری كه تنها میله عمودی كلاهخود از بالای دستار دیده میشود. این كلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگینهایی تزیین شده بود.4 علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانهای، به دور سر میبستند.5 كم كم پیچیدن دستارهای بزرگی كه چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت.6 سعی میشد انتهای دستار را كه با زردوزی و نگینكاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند كه كاملاً مشخص باشد. 7 زنان، مقنعهای بر سر میگذاشتند كه تمام سر و گوشها و زیر چانه و گردن را میپوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانیبندی طلایی و یا مانند آن بسته میشد. این مقنعههای سفید ساده و یا با خالهای سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) كه نوعی گیسوپوش بود، به كار میبردند.8 آنان هم چنین از نوعی كلاه تخت و مخروطی بسیار كوتاه، كه اغلب اطرافش را دستاری پیچیده،9 نوعی تاج مثلثی كه در حقیقت كلاه یا نوعی پیشانی بند لبهدار بلند بود10 و روسریهای بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده میكردند.11 وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبریز كه سالها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساكنان محل كلاههای ویژه صفوی خود را كه در دوران اشغال عثمانیان مخفی كرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند.12 نوعی كلاه مخروطی شُل را نیز كه به سبب شُلی، بالای كلاه به طرف پایین میافتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی كوتاه به دورش بر سر میگذاشتند. این نوع از كلاهها اغلب خالدار بود.13 كلاههایی با یك لبه پشمی كلفت، كلاههای لبه دار معمولی،14 و یا كلاههای تیموری كه چاكی در لبه داشتند نیز به كار میرفت. در این نوع اخیر، گاه یك نیمه لبه كلاه را از محل چاك آن به طرف پایین میكشیدند، بدین ترتیب كلاه تنها لبهای در نیمه عقبی خود داشت.15
تن پوشها: از لباسهای شاهان باید به انواع بالاپوشها و نیز گونهای از شنلها اشاره كرد.16 نوعی از این بالاپوشها را كه بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز میتوان دید، آستینهایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشمدوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گلهای چند پَر و مانند آن بود كه اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگهای دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود.17 لباس اصلی و رویی به یكی از چهارنوع، كوتاه آستین كوتاه، كوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین كوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمهها و خط دگمههایی18 داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گلدوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانهها بود.19 لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند كه روی دوش میانداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستینهایی كوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه كناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینههایی گرد، برای بسته شدن دیده میشد.20 گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن میكردند كه همیشه آستینهایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، كه از محل شكافی كه در بالای آستین بوجود آمده بود، دستها را بیرون میآوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند كه گاه تا ساق پاها نیز میرسید، به صورتی آویخته، در پشت دستها، قرار میگرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، میپوشیدند. رنگ آن نیز، كه گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود.21 استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور كمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانهها و یا دورگردن میانداختند.22 از تن پوشهای زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستینهایی بلند بود، كه بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را میپوشیدند، كه اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهمترین ویژگی این لباس، چاكی بزرگ و فراخ بود كه از بالای یقه تا روی شكم ادامه داشت.23 گاه بر روی این لباسها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین كوتاه و یا آستین بلند دیگری كه آستینهایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن میكردند.24 نوع دیگر این بالاپوشها بسیار كوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند كتهای امروزی.25 آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامنهای بلند و گشاد و پف كرده كه سطح آن را سوزنكاری و نگیندوزیهای بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده میكردند.26
مآخذ:
1. یادداشت مولف.
2. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باكو، 1983 م
no 10, 12;
عكاشه، ثروت، موسوعة التصویرالاسلامی، بیروت: مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.
3. عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به كوشش یدالله شكری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.
4. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
5. Gray, pp. 140-141.
6. تك برگی از شاهنامه شاه اسماعیل. موزه رضا عباسی، ش 613.
7. Gray, p. 149.
8. Gray, pp. 153-154;
عالم آرای صفوی، صص 161، 302
9. Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.
10. شاهنامه شاه اسماعیل، تك برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عكاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.
11. Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
عكاشه، ص235 ، لوحه 319.
12. Gray, pp. 140-141, 149.
13. Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149;
عكاشه، ص 308 ، لوحه 288.
14. Nizami, no 5, 27, 33, 43, 45, 57.
15. Gray, p. 149.
16. Gray, pp. 136-137;
عالم آرای صفوی، ص 197.
17. Nizami, no 16, 20.
18. شاهنامه موزه ایران باستان، تك برگ، ش 4532.
19. Nizami, p. no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89; Gray, pp. 130-133.
20. Gray, pp. 140-141, 149; Nizami, no 9, 56-67.
21. Gray, p. 149
22. Ibid, pp. 140-141, 149;
عكاشه. ص215، لوحه 281؛ كمپفر، انگلبرت. سفرنامه. ترجمه كیكاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 127.
23. Gray, pp. 142-145, 153-154, 165-166; Nizami, no 64, 70, 71, 95, 100, 101;
عكاشه. ص 195، 234، لوحه 228، 317.
24. Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
عكاشه، ص235 ، لوحه 319
25. Nizami, no 46;
عكاشه. ص235، لوحه 319، تصویر روی دیوار، كاخ چهلستون؛ ذكاء، یحیی؛ سمسار، محمد حسن. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص 40، 43.
26. Gray, pp. 153-154; Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98;
عكاشه. ص 195، 214-218، لوحه 228، 290.
محمدرضا چیت ساز