تبریز

تبریز، نام مركز استان آذربایجان شرقی و نام شهرستانی به همین نام، واقع در شمال غربی كشور.
شهرستان تبریز، از شمال با شهرستان ورزقان، از شرق با شهرستانهای هریس و بستانآباد، از جنوب با شهرستان اسكو و از غرب با شهرستان شبستر همسایه است[۱] و برابر با آخرین تقسیمات كشوری، این شهرستان دارای 2 بخش، 4 شهر و 6 دهستان است[۲].
شهر تبریز با مختصات جغرافیایی ً00 َ18 ْ46 طول شرقی و ً45 َ04 ْ38 عرض شمالی و میانگین بارندگی سالیانه 308 میلیمتر و با آب و هوایی معتدل مایل به سرد، خشك و كوهستانی و با ارتفاع 1365 متر از سطح دریا،3 در فاصله 614 كیلومتری تهران واقع شده است.4 شهر تبریز از طریق راه آهن به تهران و شبكه ریلی كشور متصل است و در پایان 1385ش افزون بر راه آسفالته درجه یك، از طریق آزاد راه نیز به تهران وصل خواهد شد.5 تبریز دارای فرودگاهی بینالمللی و به لحاظ داشتن امكانات مختلف ارتباطی زمینی و هوایی با داخل و خارج از كشور، دارای اهمیت جغرافیایی و اقتصادی بسیاری است. از شهر تبریز، در منابع تاریخی و جغرافیایی، با نامهای مختلفی از جمله آكراتا، آماتا، تارماكیس، تاورژ، تربیز، تاوریز، توریز، داوریژ، دژ تارویی، قازا و ... یاد شده و با لقبهای دارالسلطنه و قبهالاسلام نیز شناخته میشده است.6 در حدودالعالم و در بیش از یكهزار سال پیش از تبریز، به عنوان شهری «خرد» اما «با نعمت و آبادان» یاد شده، در حالی كه اردبیل (اردویل) و مراغه شهرهای «عظیم» و بزرگ آذربایجان معرفی شدهاند.7 در البلدان نیز از تبریز در حد دیگر شهرهای آذربایجان نام برده شده؛8 اما یاقوت حموی در معجمالبلدان تبریز را از شهرهای مشهور آذربایجان میداند كه آباد، زیبا و دارای باروهای استوار با آجر و گچ است، چند رودخانه از میان آن میگذرد و گرداگرد آن را باغها فرا گرفته است. ضمناً یاقوت اضافه میكند كه پیشتر تبریز دیهی بود تا اینكه به روزگار خلافت عباسیان صاحب مدنیت شد؛ به گونهای كه در آنجا پارچههای عبایی و سقلاطون و ختایی و اطلس و سنج بافته و به دیگر شهرهای خاور و باختر فرستاده میشد.9 بارتولد بنای شهر تبریز را به دوره اسلامی و به اواخر قرن هفتم میلادی نسبت میدهد و آن را در قرن دهم شهر مهمی نمیداند، تا اینكه در دوره غلبه مغول كه پایتخت سلسله محلی اتابكان و سپس در قرن سیزدهم و در عصر سلطنت مغول، به عنوان پایتخت تمام ایران، بیش از گذشته به سوی توسعه و ترقی گام نهاد.10 حمدالله مستوفی، تبریز را شهر اسلامی و قبهالاسلام ایران میداند كه «زبیده خاتون منكوحه هارونالرشید» آن را ساخت و آن شهر «دارالملك آذربایجان و نزهترین و معظمترین بلاد ایران» گردید.11 مستوفی ضمن اشاره به زلزلههای متعدد و ویرانگری كه در تبریز حادث شده به عمارات عالیه شهر اشاره میكند كه «مثل آن در تمامت ایران نیست» و دیگر اینكه «تبریز باغستان بسیار دارد و آب مهران رود كه از كوه سهند میآید و نهصد و چند كاریز كه ارباب ثروت اخراج كردهاند، در آن باغات صرف میشود و هنوز كافی نیست».12 لسترنج بنای شهر تبریز را به دست زوجه هارونالرشید كه به نقل از حمدالله مستوفی در بسیاری از منابع دیگر نیز آمده، امری بعید میداند و مینویسد كه در هیچ سند تاریخی چنین چیزی یافت نشده است؛ اما به هر حال او نیز ورود تبریز به مرحله شهرنشینی را به دوره خلافت متوكل عباسی و به قرن سوم ق نسبت میدهد.13 ناصرخسرو، ماركوپولو، ابنبطوطه و دیگر سیاحان عرب و نیز جهانگردان و سفیران اروپایی در سفرنامههای خود از تبریز به بزرگی یاد كردهاند، از جمله كلاویخو، فرستاده پادشاه اسپانیا به دربار تیمور كه حدود یك قرن پس از ماركوپولو، یعنی در نخستین سالهای قرن نهم ق از تبریز دیدن كرده از این شهر چنین یاد میكند: «در سراسر شهر خیابانهای پهن و میدانهای وسیع هست كه در پیرامون آنها ساختمانهای بزرگ دیده میشود... درسراسر تبریز ساختمانهای زیبا و مساجد بسیار دیده میشود، مخصوصاً مساجد با كاشیهای آبی و طلایی آراسته شدهاند».14 تبریز در اوایل قرن دهم ق، پس از برآمدن صفویان و شروع سلطنت شاه اسماعیل برای چندمین بار به پایتختی ایران برگزیده شد، اما دیری نپاید كه به سبب نزدیكی این شهر به مرزهای امپراتوری عثمانی، رقیب و دشمن شاهان شیعه مذهب صفوی و جنگ و جدال و تهدید پایتخت، شهر قزوین و به دنبال آن شهر اصفهان به پایتختی انتخاب شد و بدین ترتیب تبریز در اواخر دوره صفوی از شتاب توسعه اولیه خود بازماند؛ اما با این حال ، این شهر پس از اصفهان، همچنان بزرگترین شهر ایران بود. تجاوزات دولت عثمانی و روسیه تزاری به آذربایجان و مركز آن تبریز، در عصر صفویان و پس از آن به ویژه در جنگ های اول و دوم جهانی، همچنین وقوع زلزلههای متعدد، قحطی و شیوع بیماریهای مختلف، فتنه افاغنه و... تبریز را دچار مصائب و ناملایمات بسیار كرد.15 تبریز در دوره قاجار ولیعهدنشین ایران بود و در جنبش مشروطیت و مبارزات ضد اشغالگری مردم علیه اجانب، از جمله مقابله با قشون روسیه تزاری، خاستگاه مبارزان ایران دوست و آزادیخواهان بسیاری از جمله ثقهالاسلام تبریزی، ستارخان، باقرخان و... بود.16 اعدام سیدعلی محمد شیرازی سركرده فرقه ضاله بابیه به فتوای علمای تبریز، اشغال آذربایجان از سوی ارتش شوروی سابق و به دنبال آن تشكیل حكومت دست نشانده فرقه دمكرات به دستور استالین در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم و جدایی یكساله آذربایجان و شهر تبریز از ایران، قیام مردم این شهر در دفع فتنه پیشهوری و ایادی بیگانه، قیام مردم تبریز در آغاز انقلاب بهمن 1356ش علیه حكومت بیگانهگرای پهلوی، از جمله حوادثی است كه نام تبریز را در تاریخ ایران بلند آوازه ساخته است.17 از نخستین قانون تقسیمات كشوری در 1302ش / 1341ق / 1923م تا حال حاضر، تبریز مركز خطه آذربایجان با نامهای ایالت آذربایجان؛ استان سوم و آذربایجان شرقی، بوده است.18 در دهههای اخیر با احداث مراكز صنعتی، آموزشی و خدماتی متعدد، شهر تبریز گسترش چشمگیری یافته و جمعیت مهاجر بسیاری را به سوی خود جلب كره است، به گونهای كه جمعیت شهر از 289996 تن در نخستین سرشماری ایران در 1335ش به 1191043 تن در سرشماری 1375ش19 و طبق برآوردها به 1365476 تن در 1384ش رسیده،20 یعنی در طول نزدیك به پنجاه سال حدوداً پنج برابر شده است. شهر تبریز با داشتن آثار تاریخی با ارزش از جمله مسجد كبود، ارگ علیشاه، عمارت ائل گلی (شاه گلی)، مجموعه بازار و تیمچههای زیبا و متعدد آن، مجموعه مقبرهالشعراء برخورداری از مراكز تفریحی و رفاهی جدید، نزدیكی به ارتفاعات كوه سهند و سواحل دریاچه اورمیه و جاذبههای طبیعی آنها، همچنین دارا بودن مركزیت اقتصادی در منطقه، همه ساله پذیرای جهانگردان و مسافران بسیاری از داخل و خارج كشور است.21
نیز نگاه کنید به
مآخذ:
1.
2.
3. جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج 3، دایرهالمعارف جغرافیایی ایران، چ 1، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 279-280.
4. سازمان نقشهبرداری كشور. نقشه راههای ایران. تهران: سازمان نقشهبرداری كشور (سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور)، 1384.
5. همانجا.
6. چكنگی، علیرضا. فرهنگنامه تطبیقی نامهای قدیم و جدید مكانهای جغرافیایی ایران و نواحی مجاور. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1378، ص 183 و 184؛ افشار سیستانی، ایرج. پژوهش در نام شهرهای ایران. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص231 و 232.
7. حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 158.
8. یعقوبی، ابن واضح. (احمد بن ابییعقوب). البلدان. بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1408ق / 1988م، ص 41.
9. حموی، یاقوت. معجمالبلدان. به كوشش ووستنفلد، لایپزیك: 1866م، ج1، ص 822.
10. بارتولد، و. تذكره جغرافیایی تاریخی ایران. ترجمه حمزه سردادور، چ3، تهران: توس، 1372، ص223-224.
11. مستوفی، حمدالله. نزههالقلوب. به كوشش گای لسترنج، لیدن: بریل، 1333ق/1915م، ص 75.
12. همان. ص 75-77.
13. لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 173.
Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 161.
14. كلاویخو. سفرنامه. ترجمه مسعود رجبنیا، چ3، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337، ص 160 و 161.
15. سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. فرهنگ جغرافیایی شهرستان های كشور (شهرستان تبریز)، چ1، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1380، ص130-132.
16. همان. ص 131 و 133.
17. احمدی، حمید. قومیت و قومگرایی در ایران (از افسانه تا واقعیت). چ4، تهران: نشر نی، 1378، ص 135-139؛ مقصودی، مجتبی. تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینهها. چ1، تهران: مؤسسه مطالعات ملی، 1380، ص263-271.
18. دفتر تقسیمات كشوری. تاریخچه تقسیمات كشوری . تهران: وزارت كشور، 1384. (بروشور)
19. نورالهی، طه. توزیع و طبقهبندی جمعیت شهرهای ایران در سرشماریهای 75-1335. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور)، 1382، ص 199 و 268.
20. مركز آمار ایران. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستانهای كشور. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامهریزی كشور)، 1382، ص 31.
21. سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی. جغرافیای استان آذربایجان شرقی. چ3، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهای درسی ایران، 1381، ص 50-56.
غلامحسین تکمیل همایون