منوچهری دامغانی
منوچهری دامغانی، ابوالنجم احمد (د 432ق / 1041م)، شاعر و قصیدهسرا و مبتكر مسمط در شعر فارسی.
او در دامغان به دنیا آمد.1 در جوانی به گرگان و شاید طبرستان سفر كرد و به زیاریان پیوست. تخلص خود را نیز از منوچهر بن قابوس وشگمیر (حك 403-423ق / 1012-1032م) گرفت. پس از مرگ منوچهر به ری نزد طاهر دبیر، فرمانروای ری رفت.2 پس از آن به دربار سلطان مسعود غزنوی (حك 421-432ق / 1030-1041م) پیوست و صاحب شكوه و جلال شد. او افزون بر زبان و ادبیات عرب در طب و نجوم نیز دستی داشت و اصطلاحات نجوم در اشعارش دیده میشود.3 سبك شعری او طرب و شادمانی خاصی دارد و این یكی از مزایای شعر اوست. اساس شعرش نیز تشبیه، مقایسه و تمثیل است و در این طریقه از عبدالله بن معتز عباسی، شاعر عرب پیروی كرده است.4 آوردن مضامین و اوصاف نو و نیز مسمط از ابتكارات اوست.5 از ممدوحان وی سلطان مسعود غزنوی، ابوسهل زوزنی و جز آنان بودهاند.6 او را در ادبیات فارسی از لحاظ شیفتگی به طبیعت و تصویرگری كم نظیر دانستهاند.7 دیوان منوچهری به كوشش محمد دبیرسیاقی چندین بار در تهران به چاپ رسیده است.
مآخذ:
1. صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوسی، 1363، ج 1، ص 580.
2. زرینكوب، عبدالحسین. با كاروان حله. تهران: جاویدان، 1362، ص 43.
3. خانلری (كیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 486.
4. فروزانفر، بدیع الزمان. سخن وسخنوران. تهران: خوارزمی، 1380، ص 134-135.
5. فریور، حسین. تاریخ ادبیات ایران و تاریخ شعرا. تهران: امیركبیر، 1350، ص 126.
6. صفا، ذبیحالله. گنج سخن. تهران: دانشگاه تهران، 1354، ج 1، ص 159.
7. یوسفی، غلامحسین. چشمة روشن. تهران: علمی، 1369، ص 62.
ابوالقاسم رادفر