پرش به محتوا

منوچهری دامغانی

از ویکی ایران
منوچهری دامغانی، قابل بازیابی از https://www.ketabrah.ir/author/6762-%D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%86%DB%8C

منوچهری دامغانی، ابوالنجم احمد (د 432ق / 1041م)، شاعر و قصیده‌سرا و مبتکر مسمط در شعر فارسی.

او در دامغان به دنیا آمد[۱]. در جوانی به گرگان و شاید طبرستان سفر کرد و به زیاریان پیوست. تخلص خود را نیز از منوچهر بن قابوس وشگمیر (حک 403-423ق / 1012-1032م) گرفت. پس از مرگ منوچهر به ری نزد طاهر دبیر، فرمانروای ری رفت[۲]. پس از آن به دربار سلطان مسعود غزنوی (حک 421-432ق / 1030-1041م) پیوست و صاحب شکوه و جلال شد. او افزون بر زبان و ادبیات عرب در طب و نجوم نیز دستی داشت و اصطلاحات نجوم در اشعارش دیده می‌شود[۳].

سبک شعری او طرب و شادمانی خاصی دارد و این یکی از مزایای شعر اوست. اساس شعرش نیز تشبیه، مقایسه و تمثیل است و در این طریقه از عبدالله بن معتز عباسی، شاعر عرب پیروی کرده است[۴]. آوردن مضامین و اوصاف نو و نیز مسمط از ابتکارات اوست[۵]. از ممدوحان وی سلطان مسعود غزنوی، ابوسهل زوزنی و جز آنان بوده‌اند[۶]. او را در ادبیات فارسی از لحاظ شیفتگی به طبیعت و تصویرگری کم نظیر دانسته‌اند[۷].7 دیوان منوچهری به کوشش محمد دبیرسیاقی چندین بار در تهران به چاپ رسیده است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوسی، 1363، ج 1، ص 580.
  2. زرین‌کوب، ‌عبدالحسین. با کاروان حله. تهران: جاویدان، 1362، ص 43.
  3. خانلری (کیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 486.
  4. فروزانفر، ‌بدیع الزمان. سخن وسخنوران. تهران: خوارزمی، 1380، ص 134-135.
  5. فریور، ‌حسین. تاریخ ادبیات ایران و تاریخ شعرا. تهران: امیرکبیر، 1350، ص 126.
  6. صفا، ذبیح‌الله. گنج سخن. تهران: دانشگاه تهران، 1354، ج 1، ص 159.
  7. یوسفی، ‌غلامحسین. چشمه روشن. تهران: علمی، 1369، ‌ص 62.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر