فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد (1313-1345ش)، شاعر، فیلمساز.
فروغالزمان فرخزاد عراقی (اراكی)، یكی از محبوبترین شاعران زن در یكصد سال اخیر ایران، از پدری تفرشی كه ستوان ارتش بود و مادری كاشانی تبار در تهران زاده شد. پدرش به شعر و ادب علاقة وافر داشت. بدین سبب فروغ از خردسالی با شعر و ادب فارسی از جمله آثار فردوسی، سعدی، حافظ آشنا شد و به زودی زبان به شعر گشود.1 در 1319ش دورة متوسطه را در دبیرستان خسرو خاور گذراند. در 1328ش به هنرستان كمال الملك رفت و نزد استادانی چون علی اصغر پتگر كمی نقّاشی آموخت. در همین سال دیپلم گرفت، اما دورة تحصیلی هنرستان را نیمه تمام گذاشت.2 دو سال بعد با یكی از خویشاوندانش به نام پرویز شاپور ازدواج كرد و به سبب شغل اداری همسرش ناگزیر به اقامت در اهواز شد. زندگی زناشویی او به رغم تولد تنها فرزندش، كامیار، دیری نپایید و در 1333ش از هم گسست و فروغ بدون پسرش به خانة پدری بازگشت.3 به سبب دوری از فرزندش مدتی را در ناراحتی و نا آرامی به سر برد و چند ماهی در بیمارستان روانی دكتر رضایی در نیاوران بستری شد تا به زندگی عادی بازگشت. با این حال اندوه جدایی از فرزند تا پایان عمر با او همراه بود.
دورة دوم زندگی فروغ با نخستین دفتر شعرش، اسیر كه پیش از طلاق آن را منتشر كرده بود، از 1333ش آغاز شد.4 در 1335ش دومین دفتر شعرش، دیوار را چاپ كرد. در همین سال به اروپا رفت و پس از فراگرفتن زبانهای آلمانی و ایتالیایی، سرودههایی از شاعران اروپایی را به فارسی ترجمه كرد. در 1336ش سومین مجموعه شعر او به نام عصیان منتشر شد. دو سال بعد، به كارهای سینمایی روی آورد و ابراهیم گلستان او را برای مطالعة سینما و هنر تهیهكنندگی فیلم به انگلستان فرستاد.5 در 1339ش پس از بازگشت به ایران در فیلم خواستگاری بازی كرد. در 1341ش درخشان ترین كار سینمایی خود را با فیلمی دربارة جذامیها به نام خانه سیاه است به پایان برد. سپس در 1342ش در نمایشنامة شش شخصیت در جستجوی نویسنده، اثر پیراند للو[1] و به كارگردانی پری صابری بازی كرد. در همین سال جایزة بهترین فیلم مستند در جشنوارة اوبرهاوزن به خانه سیاه است او تعلّق گرفت.6 در همین سال چهارمین مجموعة شعر او نیز به نام تولّدی دیگر انتشار یافت. در 1343ش برگزیدة اشعار او منتشر شد. هم در این سال پس از كمك به اتمام فیلم خشت و آینة ابراهیم گلستان، به آلمان، ایتالیا و فرانسه رفت. در 1344ش سازمان یونسكو فیلمی نیم ساعته از زندگانی او ساخت. در 1345ش برای شركت در جشنوارة فیلم پزارو به ایتالیا سفر كرد. همچنین پیشنهاد ساخت فیلمی در سوئد و ترجمه و انتشار اشعارش در سوئد، آلمان و دیگر كشورها را پذیرفت. سرانجام در 26 بهمن ماه 1345ش به دنبال تصادف اتومبیل درگذشت و در گورستان ظهیرالدولة دربند به خاك سپرده شد.
دربارة فروغ كتابها و مقالات بسیاری نوشتهاند كه در آن میان میتوان به: جاودانه زیستن، در اوج ماندن، از بهروز جلالی (مروارید، 1372ش)؛ از گمشدگی تا رهایی، از محمود نیكبخت (مشعل، چ 2، 1373ش)؛ نگاهی به فروغ، از سیروس شمیسا (مروارید، چ 2، 1374ش)؛ «شورش و شعر فروغ»، از منوچهر آتشی (تماشا، س 4، ش 201، ص 18ـ 19 و 73) و «تولدی دیگر»، از محمود عنایت (نگین، س 2، ش 9، ص 3)، اشاره كرد.7 مرگ فروغ تنها مرگ یك انسان، شاملو مینویسد: مرگ یك شاعر نبود، فرصتی عظیم بود برای تاریخ شعر فارسی كه از دست رفت.8 براهنی میگوید: فرخزاد با هیچ كس قابل مقایسه نیست. او به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرنهاست.9 فروغ در شعرش زندگی میكرد و در زندگی شعر میسرود. زندگی هنری اش از زندگی عادی جدا نبود. تولّدی دیگر نه تنها برای فروغ تولد تازهای بود، بلكه مولد همایون شعر زنده و پیشرو امروز ما و تولدی تازه برای شعر پارسی است.10 امروز همه ارزش شعر فروغ را شناختهاند و هیچ كس در مقام او شك نمیكند.11
مآخذ:
1. فرخزاد، پوران. كارنمای زنان كارای ایران. تهران: نشر قطره، چ 1، 1381، ص 599 و 600.
2. كراچی، روح انگیز. فروغ فرخزاد. شیراز: داستان سرا، 1383، ص 5 و 6.
3. عابدی، كامیار. تنها تر از یك برگ. تهران: جامی، چ 1، 1377، ص 15 و 16.
4. فرخزاد. همان. ص 601.
5. مشرف تهرانی (م. آزاد)، محمود. پریشادخت شعر. تهران: نشر ثالث، چ 1، 1376، ص 30، 33، 35 و 36.
6. ترابی، ضیاءالدین. فروغی دیگر. تهران: نشر دنیای نو، چ 1، 1375، ص 10 و 11.
7. كراچی، روح انگیز. فروغ یاغی مغموم. تهران: راهیان اندیشه، چ 1، 1376، ص 21، 120، 138و 154.
8. شاملو، احمد. «تجدید عهد با دریغی بزرگ»، یادنامة فروغ فرخزاد زنی تنها. به كوشش حمید سیاهپوش، تهران: نگاه، 1376، ص 325 و 326.
9. براهنی، رضا. «در سوگ فروغ»، یادنامة فروغ فرخزاد زنی تنها. به كوشش حمید سیاهپوش، تهران: نگاه، 1376، ص 314 و 315.
10. اخوان ثالث، مهدی. «فاتح شعر امروز»، یادنامة فروغ فرخزاد زنی تنها. به كوشش حمید سیاهپوش، تهران: نگاه، 1376، ص 330.
11. مشرف تهرانی. همان. ص 486.
[1]. Pirandello
ابوالقاسم رادفر