کشاورزی در ایران
مقدمه
(شامل کلیاتی درباره مساحت ایران، سطح اراضی کشاورزی و تحولات آن، نوع آب و هوا) جایگاه برجسته کشاورزی در روند توسعه بر هیچکس پوشیده نیست. این بخش میتواند با تهیه مواد مصرفی مورد نیاز جامعه (مصرف کنندگان نهایی) و همچنین تولید مواد خام و اولیه بخشهای تولیدی دیگر (صنعت) نقش کلیدی و مهمی را در برنامه توسعه یک کشور، بخصوص یک کشور در حال توسعه، بازیکند. علیرغم اینکه کشور ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله درگیر جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق شد، توانست در دوران بازسازی پس از جنگ در این بخش دستاوردهای ارزندهای کسب کند که در این مجموعه سعی بر این است،گوشهای از این پیشرفتها و دستاوردها به صورت گزارش ارائه شود. لذا قبل از هر چیز لازم است کلیاتی، شامل مساحت ایران، سطح اراضی کشاورزی و تحولات آن و وضعیت اقلیمی ایران بطور خلاصه بیان شود.
کشور جمهوری اسلامی ایران که بزرگترین بخش فلات ایران را تشکیل میدهد وسعتی برابر۱۱,۶۴۸,۱۹۵ کیلومتر مربع دارد و با کشورهای تازه استقلال یافته (مشترک المنافع) در شمال (۱۷۴۰ کیلومتر)، با کشورهای پاکستان (۸۳۰ کیلومتر) و افغانستان (۸۵۰ کیلومتر) در شرق و با کشورهای ترکیه (۴۷۰ کیلومتر) و عراق (۱۲۸۰ کیلومتر) در غرب هم مرز است و نیز ۱. بنا به اندازهگیری جدید با تجهیزات پیشرفته وسعت ایران برابر ۱.۶۳۳,۱۸۹ کیلومتر مربع میباشد. ر.ک. به کتاب جغرافیا از همین مجموعه.
۲
اقتصاد
در جنوب (حدود ۱۸۰۰ کیلومتر) مرز آبی در خلیج فارس و دریای عمان دارد. ایران در قسمت شمالی نیمکره شرقی و از نظر عرض جغرافیایی بین تقریباً ۳۹ و ۲۵ درجه عرض شمالی و از لحاظ طول جغرافیایی بین ۴۴ و ۶۳ درجه طول شرقی نصفالنهار «گرینویچ» و در منطقه خاورمیانه، قرار گرفته است.
نوع آب و هوا
از جمله مهمترین عوامل مؤثر در آب و هوای یک منطقه، ویژگیهای جغرافیایی و پس از آن ناهمواری زمین است. نقش این عوامل طبیعی و جغرافیایی در چگونگی شکلگیری تحولات اقتصادی و روند توسعه یک کشور بر کسی پوشیده نیست. ایران نیز به دلیل برخوردار بودن از ناهمواریهایگوناگون و ارتفاعات متفاوت، دارای تنوع آب و هوای خاص در منطقه است. مثلاً در هنگام زمستان مناطق ناهموار شمالی، غربی و شرقی و مرکزی کشور تحت تأثیر اقلیم سرد، پوشیده از برف است، در حالیکه سراحل خلیج فارس و دریای عمان و مناطق پست جنوب شرقی کشور از آب و هوای معتدل و بسیار خوبی برخوردار است. این تنوع اقلیمی که ناشی از اختلاف ارتفاع نسبی در مناطق مختلف است، چهرههای گوناگونی از زندگی نباتی را در کنار یکدیگر بوجود آورده و امکان زندگی را در برابر نوسانات شدید اقلیمی فراهم کرده است. آب و هوای ایران به چهارگونه تقسیم میشود که کشور را نیز میتوان بر اساس این اقلیمها به چهار منطقه دسته بندی کرد:
۱. آب و هوای نواحی شمالی (سواحل جنوبی دریای خزر):
این منطقه از بیشترین میزان بارندگی در بهار و پاییز و درجه حرارت معتدل، از آب و هوای، مدیترانهای برخوردار است. بارندگی زیاد و رطوبت نسبتاً بالا در این منطقه باعث شده است که محصولات متنوع و خاصی از جمله برنج، چای، پنبه و زیتون در این مناطق کشت شود. ۲. آب و هوای کوهستانهای غربی:
رشته کوههای غربی در این منطقه از نفوذگسترده بادهای بارانآور مدیترانهای به داخل فلات ایران جلوگیری میکند ولی موجب ریزش برف و باران در این منطقه میشود. آب و هوای این منطقه معتدل است. به سبب فراوانی نسبی مراتع، دامداری در این مناطق از رونق خوبی برخوردار است.
کشاورزی
۳
۳. آب و هوای فلات مرکزی:
از لحاظ آب و هوا، این منطقه به دو بخش نیمه بیابانی و بیابانی تقسیم میشود. زمستانهای سخت و سرد و تابستانهای خشک و گرم از خصوصیات این اقلیم است. ۴. آب و هوای سواحل جنوبی ایران:
این منطقه دارای تابستانهایگرم و مرطوب و زمستانهای معتدل است. همان طور که پیشتر گفته شد تنوع آب و هوایی ایران موجب پدید آمدن فعالیتهای اقتصادی متفاوتی در مناطق آب و هوایی مختلف کشور شده است. علاوه بر امکان تقسیم جغرافیایی صنایع (تبدیل کشاورزی) و فروش محصولات تولیدی هر منطقه در مناطق دیگر، امکانات بسیار متنوع و مطلوب در زمینه ایرانگردی و صنعت گردشگری در مناطق مختلف وجود دارد.
سطح اراضی کشاورزی و تحولات آن
از حدود ۱۶۵ میلیون هکتار مساحت کشور تقریباً ۵۱ میلیون هکتار یابه عبارتی %۳۱ آن قابل استفاده برای کشاورزی است. بقیه زمینها زیر تأسیسات شهری و روستایی، جادهها، کویرها و کوهها قرار دارد که قابل استفاده در بخش کشاورزی و بویژه زراعت نیست. به طور کلی دو نوع کشت دیمی و آبی در ایران صورت میگیرد. از ۵۱ میلیون هکتار اراضی قابل استفاده برای کشاورزی در سال زراعی ۷۴-۷۳، ۱۴,۰۱۷,۹۷۵ هکتار زیر کشت محصولات سالانه و دائمی رفته که از این مقدار، ۶,۶۳۱,۴۶۲ هکتار زیر کشت دیم (روستایی) و ۷,۳۸۶,۵۱۳ هکتار زیر کشت آبی بوده است. سطح زیر کشت محصولات عمده زراعی (سالانه) کشور از ۸,۴۴۵,۰۰۰ هکتار در سال ۵۶ به ۱۲,۳۱۲.۱۴۱ هکتار در سال ۷۴ رسیده است، که حدود ۳,۸۶۷,۱۴۱ هکتار یعنی تقریباً %۴۶ افزایش داشته است.
محصولات عمده زراعی (سالانه) ایران عبارتند از:گندم، جو، برنج، پنبه، چای، چغندر قند و نیشکر و....
محصولات عمده دائمی ایران علاوه بر میوههای تازه و خشکبار عبارتند از: زعفران، خرما، گیاهان معطر و دارویی که اینک جنبههای تولیدی و میزان سطح زیر کشت و نیز توزیع جغرافیایی هر کدام بررسی خواهد شد.
| گندم |
گندم که یکی از غلات اصلی تولیدی کشور ایران است، در نقاطی خوب میروید و رشد میکند که هوا زود گرم میشود و باران کم است. در نواحی مرطوب سواحل دریاها یا نقاط سردسیر کوهستانها محصولگندم دیرتر به دست میآید. از این رو در ایران نیز به علت موقعیت آب و هوایی آن،گندم تقریباً در تمام نقاط کشور به غیر از نواحی مرطوب و کم ارتفاع سواحل دریای خزر کشت میشود.
محصول گندم در ایران
روش کشت و زرعگندم به طور عمده روش سنتی و متداول قدیمی است. شیوه کشاورزی، ماشینی نیز (مکانیزه) در بعضی نقاط رواج یافته که میزان عملکرد محصول در این مناطق به لطف شیوههای جدید و تکنولوژی مناسب به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. البته علت تفاوت در میزان برداشت محصول در نقاط مختلف از اختلاف نوع آب و هوا و جنس خاک و میزان جمعیت نیز ناشی میشود. از نظر سطح زیر کشت، تقریباً تمام سطح کشت دیم و %۸۰
کشاورزی
۵
سطح زیر کشت آبی ایران را کشتگندم و جو اشغال میکند. سطح زیر کشتگندم در سال ۵۶، ۴,۸۴۶,۷۲۶ هکتار و در سال ۷۴، ۶,۵۶۷,۴۴۰ هکتار بوده است که از این مقدار ۲,۲۹۱۰۴۸۶
(%۹/۳۴)
هکتار سطح زیر کشت آبی و ۴,۲۷۵,۹۵۴ (۱/۶۵%) هکتار سطح زیر کشت دیم بوده است. جدول ۱
سطح زیر کشت و تولید گندم آبی و دیم: در استانهای اصلی تولید کننده^{۱}
| تولید (تن) |
| جمع |
| ۱۲۷۵۵۷۳
۱۴۵۶۱۳۸ ۵۲۲۶۳۷ ۵۶۹۹۱۸ ۵۶۱۳۶۰ ۹۴۱۸۶۵ ۶۷۴۴۹۳ ۶۷۰۰۵۹ ۵۹۰۷۲۵ |
میزان تولید آبی در این سال ۷,۰۹۴,۴۴۱ تن (%۲/۶۳ کل تولید) و میزان تولید دیم ۴,۱۳۳,۱۰۵ تن (%۸/۳۶ کل تولید) بوده که جمعاً حدود ۱۱,۲۲۷,۵۴۶ تن کل تولید گندم در سال ۷۴ بوده است. میزان افزایش سطح زیر کشت محصول گندم در سال ۷۴ نسبت به سال ۷۶ حدود %۵/۳۵ افزایش داشته است. تولید گندم نیز از ۵,۵۰۰ تن در سال ۵۶ با رشدی حدود ۱۰۴% به حدود ۱۱,۲۲۸ تن در سال ۷۴ رسید.
استانهای گندم خیز کشور عبارتند از: استان خراسان، فارس، مرکزی، آذربایجان شرقی و غربی، خوزستان، کردستان، لرستان، همدان و چند استان دیگر که تولید قابل توجهی ندارند. روی هم رفته تولید گندم در کشور روندی افزایشی داشته، بخصوص با به کارگیری روشهای ۱. مأخذ آمارنامه کشاورزی سال زراعی ۷۴-۷۳، وزارت کشاوزری.
۶ _
اقتصاد
مکانیزه در برخی مناطق، میزان عملکرد در هکتار از رشد خوبی برخوردار بوده است. همانطور که از جدول فوق پیداست، استان خراسان با %۶۳/۱۶ بالاترین رقم سطح زیر کشت کشور را به خود اختصاص داده است و استانهای خوزستان و کردستان هر کدام با %۸ در رتبه بعدی قرار دارند. استان فارس با %۱۳ بالاترین مقدار تولید گندم را به خود اختصاص داده و استانهای، خراسان و خوزستان به ترتیب با %۴/۱۱ و %۴/۸ در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. میزان واردات و صادرات گندم
از مقدار و ارزش صادرات و واردات گندم اطلاعات دقیقی در سالنامههای آماری و ترازنامه و گزارش اقتصادی بانک مرکزی وجود ندارد. تنها رقمی که تحت عنوان واردات و صادرات غلات در سالنامه آماریکشور (سال ۱۳۵۷) موجود است عبارت است از:
| ۲,۱۷۲,۴۰۱ تن | - میزان واردات غلات در سال ۵۶ : |
| ۳۱,۵۳۹,۱۹۸ ریال | - ارزش واردات غلات در سال ۵۶ : |
| ۱۰۱۹ تن | - میزان صادرات غلات در سال ۵۶ : |
| ۲۳,۶۱۲ ریال | - ارزش صادرات غلات در سال ۵۶ : |
| ارزش واردات غلات و فرآوردههای آن در سال ۱۳۷۴ بالغ بر ۹۹۴ میلیون دلار بوده است. | |
| نمودار درصد سطح زیر کشت گندم استانها | خوزستان | |
| نسبت به کل کشور در سال زراعی ۷۴-۷۳ | ||
| خراسان | ||
| سایر | %۶/۱۶ | |
| %۶/۳۶ | ||
| %۸ | ||
| کردستان | ||
| %۸ | ||
| فارس | ||
| لرستان | ||
| زنجان
آذربایجان شرقی همدان |
||
| %۱/۵ | ||
| %۲/۰
%۳/۷ %۳/۵ |
||
۷
| کشاورزی | ||
| نمودار درصد میزان تولید گندم استانها | ||
| نسبت به کل کشور در سال زراعی ۷۴-۷۳ | ||
| فارس | ||
| %۱۳ | ||
| %۴۰ | خراسان | |
| %۴/۱۱ | ||
| خوزستان | ||
| %۴/۸ | ||
| کردستان | ||
| همدان
لرستان آذربایجان شرقی |
||
| %۶ | ||
| %۳/۵
%۱/۵ |
||
جو
شرایط طبیعی کشت جو نیز، که بیشتر به مصرف دام میرسد، مانندگندم است و تقریباً در تمام زمینهایی که زراعت گندم در آنها امکانپذیر است جو نیز به عمل میآید. از کل زمینهای زراعتی ایران در سال ۷۴ حدود ۱,۷۵۱,۵۷۴ هکتار زیر کشت جو قرار داشته است که از این مقدار حدود ۶۶۵,۷۹۹ هکتار را کشت آبی و ۱,۰۸۵,۷۷۵ هکتار را کشت دیم تشکیل میداده است. سطح زیر کشت جو در سال ۵۶ بالغ بر، ۱,۴۴۶,۹۱۰ هکتار بوده و میزان تولید جو در آن سال ۱,۲۳۰,۰۰۰ تن بوده که با رشد %۱۴۰ به ۲,۹۵۲,۲۶۵ تن در سال ۷۴ رسیده است. از مناطق معروف زراعت جو باید از استانهای خراسان (در شرق و شمال شرق)، آذربایجان شرقی، (در شمال غربی کشور)، فارس، خوزستان، استان مرکزی، کرمانشاه، لرستان، اردبیل و گرگان نام برد. سطح زیر کشت و میزان تولید هر یک از این استانها به قرار زیر است:
استان خراسان با اختصاص دادن %۱/۲۰ از اراضی کل سطح زیر کشت جو به خود، بیشترین مقدار تولید را در سال زراعی ۷۴-۷۳ - یعنی %۷/۲۰ کل تولید کشور - به خود اختصاص داده است. پس از آن استانهای خوزستان با ۷/۹%، لرستان با ۷/۷%، فارس با۶/۷%، اردبیل با %۴/۵ و
۸
اقتصاد
جدول ۲
سطح زیرکشت و تولید جو آبی و دیم: در استانهای اصلی تولید کننده^{۱}
| تولید (تن) | سطح زیرکشت (هکتار) | |||||
| جمع | نام استان | |||||
| ۶۱۰۱۵۹ | ۷۶۲۸۷/ | ۵۳۳۸۷۲] | ۳۵۱۷۴۴/ | ۱۴۵۲۳۵\ | ۲۰۶۵۰۹/ | خراسان |
| ۱۷۹۵۶۸ | ۱۰۶۷۵۴/ | ۷۲۸۱۴] | ۱۶۹۶۵۰ | ۱۲۶۵۹۵/ | ۴۳۰۵۵/ | خوزستان |
| ۲۱۴۰۰۲ | ۱۸۹۹۷۲ | ۲۴۰۳۰/ | ۱۳۴۶۹۰ | ۱۲۴۰۴۴ | ۱۰۶۴۶] | لرستان |
| ۲۲۳۳۳۵ | ۹۱۳۲۶/ | ۱۳۲۰۰۹ | ۱۳۲۹۰۷] | ۸۹۰۲۵ | ۴۳۸۸۲] | فارس |
| ۱۳۶۶۴۵ | ۷۴۳۵۸/ | ۶۲۲۸۷/ | ۹۴۷۵۶ | ۷۰۲۶۸/ | ۲۴۴۸۸} | اردبیل |
| ۹۲۹۵۱ | ۵۸۱۹۰] | ۳۴۷۶۱/ | ۸۶۷۹۰ | ۶۶۴۱۷/ | ۲۰۳۷۳/ | آذربایجان شرقی |
| ۱۲۱۳۰۱ | ۱۰۵۲۰۲] | ۱۶۰۹۹/ | ۸۱۴۱۴/ | ۷۵۹۲۰ | ۵۴۹۴/ | کرمانشاه |
| ۹۴۴۱۵ | ۸۱۸۶۰] | ۱۲۵۵۵/ | ۷۷۴۵۲ | ۷۱۸۹۰/ | ۵۵۶۲/ | گرگان و گنبد |
| ۱۸۶۸۹۷ | ۴۰۲۱۵/ | ۱۴۶۶۸۲] | ۶۹۵۱۷/ | ۲۷۰۳۴ | ۴۲۴,۸۳/ | همدان |
| ۱۶۲۵۹۳ | ۵۶۳۳/ | ۱۵۶۹۶۰] | ۴۸۵۷۹ | ۷۵۴۲/ | ۴۱۰۳۷/ | اصفهان |
| ۱۶۰۴۵۰ | ۱۸۶۹/ | ۱۵۸۵۸۱] | ۵۰۹۵۸/ | ۱۶۹۰ | ۴۹۲۶۸] | تهران |
| ۱۵۵۹۵۳ | ۲۶۲۳/ | ۱۵۳۳۳۰ | ۴۷۹۶۷/ | ۲۴۶۴/ | ۴۵۵۰۳/ | مرکزی |
| دیم |
\
آذربایجان شرقی با %۵ بالاترین مقدار سطح زیر کشت را در این سال داشتهاند. همان طور که گفته شد بیشترین مقدار تولید جو مربوط به استان خراسان با ۷۶,۲۸۷ تن (%۷/۲۰ کل تولید کشور) است. بعد از خراسان استانهای فارس، لرستان، همدان، خوزستان، اصفهان، تهران و مرکزی در ردههای بعدی قرار دارند.
۱. مأخذ: آمارنامه کشاورزی سال زراعی ۷۴-۱۳۷۳، وزارت کشاورزی،
۹
| کشاورزی | |||||
| نمودار درصد سطح زیر کشت جو استانها | |||||
| نسبت به کل کشور در سال زراعی ۷۴-۷۳ | |||||
| خراسان | |||||
| سایر استانها | %۱۰/۲۰ | ||||
| %۵/۳۵_ | |||||
| گرگان و گنبد | خوزستان | ||||
| %۷/۹ | |||||
| لرستان | |||||
| کرمانشاه | فارس | %۷/۷ | |||
| %۴۱۴ | آذربایجان شرقی' | اردبیل | |||
| %۶/۴ | %۵ | %۴/۵ | %۴/۵ | ||
نمودار درصد میزان تولید جو استانها
نسبت به کل کشور در سال زراعی ۷۴-۷۳
| سایر استانها | خراسان ۷/۲۰ % | |||
| %۹/۳۵ | ||||
| مرکزی | فارس ۷/6 % | |||
| % ۳/۵ | لرستان ' | |||
| % ۲/۷ | ||||
| همدان | ||||
| تهران | اصفهان | %۳/۶ | ||
| % ۴/۵ | % ۵۱۵ | %۱/۶ |
۱۰
اقتصاد
برنج (شلتوک)
زراعت برنج که یکی از مهمترین محصولات خوراکی و غذایی است، در اکثر نقاط پر آب جهان رواج دارد. زراعت برنج در ایران سابقه طولانی دارد و روشکشت و برداشت آن نیز مانند سایر محصولات کشاورزی تا حدود ۳۰ سال پیش به صورت سنتی انجام میگرفت. ولی در چند دهه اخیر با به کارگیری روشهای جدید و پیشرفته و بذر اصلاح شده میزان تولید آن در ایران به طور چشمگیری افزایش یافته به نحویکه از ۷۵۲,۶۶۱ تن در سال ۱۳۵۶ به ۲,۳۰۰,۹۰۱ تن در سال ۱۳۷۴ رسیده که رشدی حدود %۲۰۵ داشته است.
نشاکاری توسط کشاورزان
مهمترین مناطق کشور از نظر زراعت برنج، استانهای شمالی کشور (سواحل دریای خزر) یعنی گیلان و مازنداران هستند. سطح زیر کشت برنج در سال ۱۳۷۴ در این استانها به ترتیب ۱۹۵.۴۰۳ هکتار درگیلان و ۲۱۱,۰۵۷ هکتار در مازندران بوده که حدود %۵/۳۴ و %۳/۳۷ از سطح کل زیر کشت برنج در کشور را به خود اختصاص دادهاند. میزان تولید برنج در این استانها نیز بیشترین مقدار تولید در کل کشور است به طوری که در سال ۱۳۷۴ استان مازندارن با ۹۹۵.۷۱۱ تن یعنی %۳/۴۴ تولید کل کشور در رتبه اول و پس از آن استان گیلان با تولید