کشاورزی در ایران

کشاورزی در ایران شامل کلیاتی درباره مساحت ایران، سطح اراضی کشاورزی و تحولات آن، نوع آب و هواست، جایگاه برجسته ای در روند توسعه کشاورزی ایران دارد. این بخش میتواند با تهیه مواد مصرفی مورد نیاز جامعه (مصرف کنندگان نهایی) و همچنین تولید مواد خام و اولیه بخشهای تولیدی دیگر (صنعت) نقش کلیدی و مهمی را در برنامه توسعه یک کشور، بخصوص یک کشور در حال توسعه، بازیکند. علیرغم اینکه کشور ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله درگیر جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق شد، توانست در دوران بازسازی پس از جنگ در این بخش دستاوردهای ارزندهای کسب کند که در این مجموعه سعی بر این است،گوشهای از این پیشرفت ها و دستاوردها به صورت گزارش ارائه شود. لذا قبل از هر چیز لازم است کلیاتی، شامل مساحت ایران، سطح اراضی کشاورزی و تحولات آن و وضعیت اقلیمی ایران بطور خلاصه بیان شود.
کشور جمهوری اسلامی ایران که بزرگترین بخش فلات ایران را تشکیل میدهد وسعتی برابر۱۱,۶۴۸,۱۹۵ کیلومتر مربع دارد[1] و با کشورهای تازه استقلال یافته (مشترک المنافع) در شمال (۱۷۴۰ کیلومتر)، با کشورهای پاکستان (۸۳۰ کیلومتر) و افغانستان (۸۵۰ کیلومتر) در شرق و با کشورهای ترکیه (۴۷۰ کیلومتر) و عراق (۱۲۸۰ کیلومتر) در غرب هم مرز است و در جنوب (حدود ۱۸۰۰ کیلومتر) مرز آبی در خلیج فارس و دریای عمان دارد. ایران در قسمت شمالی نیمکره شرقی و از نظر عرض جغرافیایی بین تقریباً ۳۹ و ۲۵ درجه عرض شمالی و از لحاظ طول جغرافیایی بین ۴۴ و ۶۳ درجه طول شرقی نصفالنهار «گرینویچ» و در منطقه خاورمیانه، قرار گرفته است.
نوع آب و هوا
از جمله مهمترین عوامل مؤثر در آب و هوای یک منطقه، ویژگیهای جغرافیایی و پس از آن ناهمواری زمین است. نقش این عوامل طبیعی و جغرافیایی در چگونگی شکلگیری تحولات اقتصادی و روند توسعه یک کشور بر کسی پوشیده نیست. ایران نیز به دلیل برخوردار بودن از ناهمواریهایگوناگون و ارتفاعات متفاوت، دارای تنوع آب و هوای خاص در منطقه است. مثلاً در هنگام زمستان مناطق ناهموار شمالی، غربی و شرقی و مرکزی کشور تحت تأثیر اقلیم سرد، پوشیده از برف است، در حالیکه سواحل خلیج فارس و دریای عمان و مناطق پست جنوب شرقی کشور از آب و هوای معتدل و بسیار خوبی برخوردار است. این تنوع اقلیمی که ناشی از اختلاف ارتفاع نسبی در مناطق مختلف است، چهرههای گوناگونی از زندگی نباتی را در کنار یکدیگر بوجود آورده و امکان زندگی را در برابر نوسانات شدید اقلیمی فراهم کرده است. آب و هوای ایران به چهارگونه تقسیم میشود که کشور را نیز میتوان بر اساس این اقلیم ها به چهار منطقه دسته بندی کرد:
آب و هوای نواحی شمالی (سواحل جنوبی دریای خزر)
این منطقه از بیشترین میزان بارندگی در بهار و پاییز و درجه حرارت معتدل، از آب و هوای، مدیترانهای برخوردار است. بارندگی زیاد و رطوبت نسبتاً بالا در این منطقه باعث شده است که محصولات متنوع و خاصی از جمله برنج، چای، پنبه و زیتون در این مناطق کشت شود.
آب و هوای کوهستانهای غربی
رشته کوههای غربی در این منطقه از نفوذگسترده بادهای بارانآور مدیترانهای به داخل فلات ایران جلوگیری میکند ولی موجب ریزش برف و باران در این منطقه میشود. آب و هوای این منطقه معتدل است. به سبب فراوانی نسبی مراتع، دامداری در این مناطق از رونق خوبی برخوردار است.
آب و هوای فلات مرکزی
از لحاظ آب و هوا، این منطقه به دو بخش نیمه بیابانی و بیابانی تقسیم میشود. زمستانهای سخت و سرد و تابستانهای خشک و گرم از خصوصیات این اقلیم است.
آب و هوای سواحل جنوبی ایران
این منطقه دارای تابستانهایگرم و مرطوب و زمستانهای معتدل است. همان طور که پیشتر گفته شد تنوع آب و هوایی ایران موجب پدید آمدن فعالیتهای اقتصادی متفاوتی در مناطق آب و هوایی مختلف کشور شده است. علاوه بر امکان تقسیم جغرافیایی صنایع (تبدیل کشاورزی) و فروش محصولات تولیدی هر منطقه در مناطق دیگر، امکانات بسیار متنوع و مطلوب در زمینه ایرانگردی و صنعت گردشگری در مناطق مختلف وجود دارد.
سطح اراضی کشاورزی و تحولات آن
از حدود ۱۶۵ میلیون هکتار مساحت کشور تقریباً ۵۱ میلیون هکتار یابه عبارتی %۳۱ آن قابل استفاده برای کشاورزی است. بقیه زمین ها زیر تأسیسات شهری و روستایی، جادهها، کویرها و کوهها قرار دارد که قابل استفاده در بخش کشاورزی و بویژه زراعت نیست. به طور کلی دو نوع کشت دیمی و آبی در ایران صورت میگیرد. از ۵۱ میلیون هکتار اراضی قابل استفاده برای کشاورزی در سال زراعی ۷۴-۷۳، ۱۴,۰۱۷,۹۷۵ هکتار زیر کشت محصولات سالانه و دائمی رفته که از این مقدار، ۶,۶۳۱,۴۶۲ هکتار زیر کشت دیم (روستایی) و ۷,۳۸۶,۵۱۳ هکتار زیر کشت آبی بوده است. سطح زیر کشت محصولات عمده زراعی (سالانه) کشور از ۸,۴۴۵,۰۰۰ هکتار در سال ۵۶ به ۱۲,۳۱۲.۱۴۱ هکتار در سال ۷۴ رسیده است، که حدود ۳,۸۶۷,۱۴۱ هکتار یعنی تقریباً %۴۶ افزایش داشته است. محصولات عمده زراعی (سالانه) ایران عبارتند از:گندم، جو، برنج، پنبه، چای، چغندر قند و نیشکر و....
محصولات عمده دائمی ایران علاوه بر میوههای تازه و خشکبار عبارتند از: زعفران، خرما، گیاهان معطر و دارویی که اینک جنبههای تولیدی و میزان سطح زیر کشت و نیز توزیع جغرافیایی هر کدام بررسی خواهد شد.
محصولات عمده غذایی زراعتی

گندم
گندم که یکی از غلات اصلی تولیدی کشور ایران است، در نقاطی خوب میروید و رشد میکند که هوا زود گرم میشود و باران کم است. در نواحی مرطوب سواحل دریاها یا نقاط سردسیر کوهستانها محصولگندم دیرتر به دست میآید. از این رو در ایران نیز به علت موقعیت آب و هوایی آن،گندم تقریباً در تمام نقاط کشور به غیر از نواحی مرطوب و کم ارتفاع سواحل دریای خزر کشت میشود.
محصول گندم در ایران
روش کشت و زرع گندم به طور عمده روش سنتی و متداول قدیمی است. شیوه کشاورزی، ماشینی نیز (مکانیزه) در بعضی نقاط رواج یافته که میزان عملکرد محصول در این مناطق به لطف شیوههای جدید و تکنولوژی مناسب به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
البته علت تفاوت در میزان برداشت محصول در نقاط مختلف از اختلاف نوع آب و هوا و جنس خاک و میزان جمعیت نیز ناشی میشود. از نظر سطح زیر کشت، تقریباً تمام سطح کشت دیم و %۸۰ سطح زیر کشت آبی ایران را کشتگندم و جو اشغال میکند. سطح زیر کشتگندم در سال ۵۶، ۴,۸۴۶,۷۲۶ هکتار و در سال ۷۴، ۶,۵۶۷,۴۴۰ هکتار بوده است که از این مقدار ۲,۲۹۱۰۴۸۶ (%۹/۳۴) هکتار سطح زیر کشت آبی و ۴,۲۷۵,۹۵۴ (۱/۶۵%) هکتار سطح زیر کشت دیم بوده است.
جدول شماره 1. سطح زیر کشت و تولید گندم آبی و دیم: در استانهای اصلی تولید کننده[۱]
| تولید(تن) | سطح زیر کشت(هکتار) | نام استان | ||||
| جمع | دیم | آبی | جمع | دیم | آبی | |
| 1275573 | 250784 | 1024789 | 1092231 | 686681 | 405550 | خراسان |
| 1456138 | 186575 | 1269563 | 516996 | 208088 | 308908 | فارس |
| 522637 | 223516 | 299121 | 288600 | 205039 | 83561 | مرکزی |
| 569918 | 357176 | 212742 | 481413 | 392657 | 88756 | آذربایجان شرقی |
| 561360 | 297275 | 264085 | 325272 | 230202 | 95070 | آذربایجان غربی |
| 941865 | 207489 | 734376 | 527432 | 261840 | 265592 | خوزستان |
| 674493 | 541398 | 133095 | 525551 | 475027 | 50524 | کردستان |
| 670059 | 296573 | 373486 | 347747 | 248984 | 98763 | همدان |
| 590725 | 314785 | 275940 | 332038 | 238784 | 93254 | لرستان |
میزان تولید آبی در این سال ۷,۰۹۴,۴۴۱ تن (%۲/۶۳ کل تولید) و میزان تولید دیم ۴,۱۳۳,۱۰۵ تن (%۸/۳۶ کل تولید) بوده که جمعاً حدود ۱۱,۲۲۷,۵۴۶ تن کل تولید گندم در سال ۷۴ بوده است. میزان افزایش سطح زیر کشت محصول گندم در سال ۷۴ نسبت به سال ۷۶ حدود %۵/۳۵ افزایش داشته است. تولید گندم نیز از ۵,۵۰۰ تن در سال ۵۶ با رشدی حدود ۱۰۴% به حدود ۱۱,۲۲۸ تن در سال ۷۴ رسید.
استانهای گندم خیز کشور عبارتند از: استان خراسان، فارس، مرکزی، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، خوزستان، کردستان، لرستان، همدان و چند استان دیگر که تولید قابل توجهی ندارند. روی هم رفته تولید گندم در کشور روندی افزایشی داشته، بخصوص با به کارگیری روشهای مکانیزه در برخی مناطق، میزان عملکرد در هکتار از رشد خوبی برخوردار بوده است. همانطور که از جدول فوق پیداست، استان خراسان با %۶۳/۱۶ بالاترین رقم سطح زیر کشت کشور را به خود اختصاص داده است و استانهای خوزستان و کردستان هر کدام با %۸ در رتبه بعدی قرار دارند. استان فارس با %۱۳ بالاترین مقدار تولید گندم را به خود اختصاص داده و استانهای خراسان و خوزستان به ترتیب با %۴/۱۱ و %۴/۸ در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
میزان واردات و صادرات گندم
از مقدار و ارزش صادرات و واردات گندم اطلاعات دقیقی در سالنامههای آماری و ترازنامه و گزارش اقتصادی بانک مرکزی وجود ندارد. تنها رقمی که تحت عنوان واردات و صادرات غلات در سالنامه آماریکشور (سال ۱۳۵۷) موجود است عبارت است از:
| ۲,۱۷۲,۴۰۱ تن | میزان واردات غلات در سال ۵۶ |
| ۳۱,۵۳۹,۱۹۸ ریال | ارزش واردات غلات در سال ۵۶ |
| ۱۰۱۹ تن | میزان صادرات غلات در سال ۵۶ |
| ۲۳,۶۱۲ ریال | ارزش صادرات غلات در سال ۵۶ |
| ارزش واردات غلات و فرآوردههای آن در سال ۱۳۷۴ بالغ بر ۹۹۴ میلیون دلار بوده است. | |

جو
شرایط طبیعی کشت جو نیز، که بیشتر به مصرف دام میرسد، مانندگندم است و تقریباً در تمام زمینهایی که زراعت گندم در آنها امکانپذیر است جو نیز به عمل میآید. از کل زمینهای زراعتی ایران در سال ۷۴ حدود ۱,۷۵۱,۵۷۴ هکتار زیر کشت جو قرار داشته است که از این مقدار حدود ۶۶۵,۷۹۹ هکتار را کشت آبی و ۱,۰۸۵,۷۷۵ هکتار را کشت دیم تشکیل میداده است. سطح زیر کشت جو در سال ۵۶ بالغ بر، ۱,۴۴۶,۹۱۰ هکتار بوده و میزان تولید جو در آن سال ۱,۲۳۰,۰۰۰ تن بوده که با رشد %۱۴۰ به ۲,۹۵۲,۲۶۵ تن در سال ۷۴ رسیده است. از مناطق معروف زراعت جو باید از استانهای خراسان (در شرق و شمال شرق)، آذربایجان شرقی، (در شمال غربی کشور)، فارس، خوزستان، استان مرکزی، کرمانشاه، لرستان، اردبیل و گرگان نام برد. سطح زیر کشت و میزان تولید هر یک از این استانها به قرار زیر است:
جدول ۲.سطح زیرکشت و تولید جو آبی و دیم: در استانهای اصلی تولید کننده[۱]
| تولید (تن) | سطح زیرکشت (هکتار) | |||||
| جمع | نام استان | |||||
| ۶۱۰۱۵۹ | ۷۶۲۸۷/ | ۵۳۳۸۷۲] | ۳۵۱۷۴۴/ | ۱۴۵۲۳۵\ | ۲۰۶۵۰۹/ | خراسان |
| ۱۷۹۵۶۸ | ۱۰۶۷۵۴/ | ۷۲۸۱۴] | ۱۶۹۶۵۰ | ۱۲۶۵۹۵/ | ۴۳۰۵۵/ | خوزستان |
| ۲۱۴۰۰۲ | ۱۸۹۹۷۲ | ۲۴۰۳۰/ | ۱۳۴۶۹۰ | ۱۲۴۰۴۴ | ۱۰۶۴۶] | لرستان |
| ۲۲۳۳۳۵ | ۹۱۳۲۶/ | ۱۳۲۰۰۹ | ۱۳۲۹۰۷] | ۸۹۰۲۵ | ۴۳۸۸۲] | فارس |
| ۱۳۶۶۴۵ | ۷۴۳۵۸/ | ۶۲۲۸۷/ | ۹۴۷۵۶ | ۷۰۲۶۸/ | ۲۴۴۸۸} | اردبیل |
| ۹۲۹۵۱ | ۵۸۱۹۰] | ۳۴۷۶۱/ | ۸۶۷۹۰ | ۶۶۴۱۷/ | ۲۰۳۷۳/ | آذربایجان شرقی |
| ۱۲۱۳۰۱ | ۱۰۵۲۰۲] | ۱۶۰۹۹/ | ۸۱۴۱۴/ | ۷۵۹۲۰ | ۵۴۹۴/ | کرمانشاه |
| ۹۴۴۱۵ | ۸۱۸۶۰] | ۱۲۵۵۵/ | ۷۷۴۵۲ | ۷۱۸۹۰/ | ۵۵۶۲/ | گرگان و گنبد |
| ۱۸۶۸۹۷ | ۴۰۲۱۵/ | ۱۴۶۶۸۲] | ۶۹۵۱۷/ | ۲۷۰۳۴ | ۴۲۴,۸۳/ | همدان |
| ۱۶۲۵۹۳ | ۵۶۳۳/ | ۱۵۶۹۶۰] | ۴۸۵۷۹ | ۷۵۴۲/ | ۴۱۰۳۷/ | اصفهان |
| ۱۶۰۴۵۰ | ۱۸۶۹/ | ۱۵۸۵۸۱] | ۵۰۹۵۸/ | ۱۶۹۰ | ۴۹۲۶۸] | تهران |
| ۱۵۵۹۵۳ | ۲۶۲۳/ | ۱۵۳۳۳۰ | ۴۷۹۶۷/ | ۲۴۶۴/ | ۴۵۵۰۳/ | مرکزی |
استان خراسان با اختصاص دادن %۱/۲۰ از اراضی کل سطح زیر کشت جو به خود، بیشترین مقدار تولید را در سال زراعی ۷۴-۷۳ - یعنی %۷/۲۰ کل تولید کشور - به خود اختصاص داده است. پس از آن استانهای خوزستان با ۷/۹%، لرستان با ۷/۷%، فارس با۶/۷%، اردبیل با %۴/۵ و آذربایجان شرقی با %۵ بالاترین مقدار سطح زیر کشت را در این سال داشتهاند. همان طور که گفته شد بیشترین مقدار تولید جو مربوط به استان خراسان با ۷۶,۲۸۷ تن (%۷/۲۰ کل تولید کشور) است. بعد از خراسان استانهای فارس، لرستان، همدان، خوزستان، اصفهان، تهران و مرکزی در ردههای بعدی قرار دارند.
برنج (شلتوک)

زراعت برنج که یکی از مهمترین محصولات خوراکی و غذایی است، در اکثر نقاط پر آب جهان رواج دارد. زراعت برنج در ایران سابقه طولانی دارد و روشکشت و برداشت آن نیز مانند سایر محصولات کشاورزی تا حدود ۳۰ سال پیش به صورت سنتی انجام میگرفت. ولی در چند دهه اخیر با به کارگیری روشهای جدید و پیشرفته و بذر اصلاح شده میزان تولید آن در ایران به طور چشمگیری افزایش یافته به نحویکه از ۷۵۲,۶۶۱ تن در سال ۱۳۵۶ به ۲,۳۰۰,۹۰۱ تن در سال ۱۳۷۴ رسیده که رشدی حدود %۲۰۵ داشته است.
مهمترین مناطق کشور از نظر زراعت برنج، استانهای شمالی کشور (سواحل دریای خزر) یعنی گیلان و مازنداران هستند. سطح زیر کشت برنج در سال ۱۳۷۴ در این استانها به ترتیب ۱۹۵.۴۰۳ هکتار در گیلان و ۲۱۱,۰۵۷ هکتار در مازندران بوده که حدود %۵/۳۴ و %۳/۳۷ از سطح کل زیر کشت برنج در کشور را به خود اختصاص دادهاند. میزان تولید برنج در این استانها نیز بیشترین مقدار تولید در کل کشور است به طوری که در سال ۱۳۷۴ استان مازندارن با ۹۹۵.۷۱۱ تن یعنی %۳/۴۴ تولید کل کشور در رتبه اول و پس از آن استان گیلان با تولید ۷۶۶,۶۵۵ تن برنج رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. همان طور که پیداست این دو استان روی هم حدوداً %۷۲ از کل برنج کشور را تولید میکنند. این در حالی است که میزان تولید برنج در کل کشور در سال ۱۳۵۶، تنها۷۵۲,۶۶۱ تن بوده است[۲]. پس از استانهای گیلان و مازندران، گرگان و گنبد در تولید برنج در رده بعدی قرار دارند که جمعاً در سال ۱۳۷۴ حدود ۲۶,۶۶۸ هکتار در این مناطق زیر کشت برنج رفته و تولیدشان در سال مذکور ۸۳,۱۹۳ تن بوده است. پس از استانهای شمالی کشور، از دیگر مراکز عمدهی تولید برنج میتوان از استانهای خوزستان و فارس در جنوب کشور نام برد. سطح زیر کشت برنج در هر کدام از این استانها در سال زراعی ۱۳۷۴ به ترتیب ۴۹,۵۴۴ و ۴۸,۲۹۷ هکتار و میزان تولید آنها نیز به ترتیب ۱۳۲,۹۱۴ و ۱۹۷,۴۴۵ تن بوده است. علیرغم افزایش تولید برنج در سالهای اخیر - به دلیل افزایش تقاضای داخلی - واردات این محصول ناگزیر بوده است. میزان واردات انواع برنج در سال ۱۳۵۶ بالغ بر ۲۵۹,۹۸۴ تن و ارزش آن ۳,۹۲۰,۲۸۰ ریال بوده است.
در فعالیتهای کشاورزی ایران، زنان روستایی نقش بسزایی دارند و این امر در کشور، پیشینه طولانی دارد. در این میان سهم زنان روستاهای شمال کشور بویژه گیلان و مازندران و نیز زنان کُرد و لَر چشمگیرتر است. زنانگیلانیگاه ساعنها پا به پای مردان و شاید بیش از آنها در شالیزارهای پُر از آب مشغول به کار میشوند و در عین حال وظیفه سنگین خانهداری و پرورش فرزندان را نیز به دوش میکشند. اصولاً یکی از عوامل مؤثر فعالیت زنان در امور تولیدی بویژه کشاورزی، ایستادگی سرسختانه مردم این سرزمین در برابر بیگانگان و اشغالگران در طول تاریخ بوده است. زیرا در این مواقع مردان مجبور به جنگ بودند و زنان نقش تولیدی را به عهده میگرفتند تا هم آذوقه خود و هم مواد مورد نیاز رزمندگان را فراهم کنند. در سالهای اخیر (در جریان جنگ تحمیلی عراق) نیز این نقش مهم به خوبی مشاهده میشد. از طرفی نوع بهرهبرداری و دشواری و تراکم کار در تولید برنج، شرکت فعال زنان را در مراحل مختلف زراعت طلب میکند.
چای

کشت چای در ایران از سال ۱۲۷۹ه.قی در مزارع لاهیجان و تنکابن شروع شد. اولین کارخانه چای خشک کنی ایران در سال ۱۳۱۲ خورشیدی تأسیس شد و تا سال ۱۳۱۹ بیش از ۶۰۰ هکتار از مزارع شمالی کشور زیر کشت چای رفت. روند افزایش سطح زیر کشت چای در طول سالهای مختلف همچنان ادامه داشت تا جایی که در سال ۱۳۵۹ به ۳۱ هزار هکتار و در سال ۱۳۷۴ به ۳۴,۳۸۴ هکتار رسید.
مرغوبترین خاک برای کشت چای، خاکهای ترش یا اسیدی است که مقدار زیادی الیاف و مواد گیاهی دارد و نیز خاکهایی که تازه از زیر پوشش جنگلی خارج شده باشد. با توجه به نیاز بوته چای به رطوبت، مهمترین مناطق کشت چای در ایران مناطق شمالی کشور و سواحل دریای خزر است. بهترین نوع چای ایران (و حتی جهان) که از نظر کیفیت، طعم و عطر بسیار عالی است مربوط به منطقه کوهپایهای املش در استانگیلان است.
تولید برگ سبز چای نیز مانند سطح زیر کشت آن، افزایش قابل توجهی داشته است. در سال ۱۳۵۴ مقدار ۵۴,۵۸۳ تن برگ سبز چای از حدود ۱۸,۹۲۵ هکتار زمین زیر کشت چای، برداشت شد. این رقم در سال ۱۳۷۴ به ۲۴۲,۶۴۲ تن رسید که رشدی معادل %۳۴۵ داشته است. با وجود افزایش تولید چای در داخل کشور، به دلیل افزایش مصرف داخلی، واردات آن در طول سالهای گذشته همچنان ادامه داشته است. بر اساس آمار منتشره بیشترین مقدار واردات چای در قبل از انقلاب مربوط به سال ۱۳۵۶ بوده است.در این سال ۱۷,۳۱۸ تن چای به ارزش ۲,۵۰۲,۳۸۱ ریال وارد کشور شد. از طرف دیگر در همین سال حدود ۱,۵۶۸ تن چای به ارزش ۴۹,۹۹۷ ریال صادر شد[۳].
پنبه

پنبه از مهمترین محصولات لیفی ایران میباشدکه به مصارف مختلف میرسد. از الیاف آن پارچه بافته میشود. از دانههای آن روغن میگیرند و از کنجاله آن برای مصارف دام و نیز از ساقههای آن برای تیر چوبی فشرده (نئوپان) استفاده میشود. پنبه در نواحیگرمسیری که درجه حرارت تابستانی آن بین ۲۵ تا ۳۰ درجه باشد به خوبی رشد میکند. دمای کمتر از ۱۴ درجه برای پنبه نامطلوب و خاک مناسب برای پنبه کاری، رُسیِ شنی و خاکهای دلتایی است. این محصول در دوره رشد به آبیاریکافی نیاز دارد.
تاریخ دقیق شروع کشت پنبه در ایران روشن نیست ولی از شواهد موجود برمیآید که کشت پنبه قبل از میلاد مسیح در برخی نواحی ایران رواج داشته و تا مدتی به «پشم سفید» معروف بوده است. ایران به جهت خصوصیات طبیعی، تقریباً در بیشتر نواحی، استعداد به عمل آوردن انواع مختلف پنبه را دارد. کشت این محصول در ایران تا قبل از جنگ جهانی اول تقریباً منحصر به نوع بومی آن بود ولی پس از جنگ جهانی اول چند نوع پنبه امریکایی به ایران آورده شد و کشت آن به سرعت رواج یافت. پس از جنگ دوم جهانی نیز انواع دیگری در ایران آزمایش شد و کشت آنها رایج گشت. در حال حاضر معروفترین انواع پنبه که در ایران کشت میشود عبارتند از:
پنبه بومی
این پنبه در برخی نواحی ایران از جمله آذربایجان و اصفهان کشت میشود. تولید این نوع پنبه نسبت به انواع دیگر آن کمتر بوده و بیشتر به مصارف محلی میرسد. پنبه خالص این نوع %۲۶ است.
پنبه فیلستانی
بذر این پنبه آمریکایی در سال ۱۳۰۵ به ایران آورده شد. این پنبه از انواع خوب محصولات ایران بوده و درجه خلوص آن %۳۰ است.
کوکرس هاندرد ویلت(Kocker's 100 Wilt)
کشت این پنبه در سالهای اخیر در ایران تا حد وسیعی رواج یافته و هم اکنون قسمت اعظم پنبه ایران (حدود ۹۰%) را تشکیل میدهد. درجه خلوص این نوع پنبه ۳۴% تا %۳۶ است.
همان طور که گفته شد بجز نواحی سردسیر کوهستانی، کویری و بیابانی ایران، بیشتر مناطق قابلیت کشت پنبه را در صورت وجود آب کافی دارند. از این رو در نواحیگرگان، مازندران، خراسان، استان مرکزی، فارس، کرمان، اصفهان و آذربایجان شرقی کشتزارهای کم و بیش وسیع پنبه وجود دارد. ولی مهمترین استانهای تولید کننده پنبه گرگان، مازندران، خراسان، فارس و تهران میباشند.
در سال ۱۳۵۶ سطح زیر کشت پنبه ۳۱۰,۸۰۰ هکتار و میزان کل تولید پنبه بالغ بر ۵۳۱,۳۰۰ تن بود. میزان عملکرد متوسط پنبه در این سال ۱۷۰۹ کیلوگرم در هر هکتار بوده است[۴]. اما به دلیل مشکلات عمومی مربوط به محصولات زراعی و تمرکز زمینهای زیر کشت در استانهای مازندارن و گرگان و مسایل دیگری از جمله مالکیت اراضی پنبه کاری، فقدان برنامه در اداره واحدها و چگونگی به زیرکشت بردن آنها سطح زیرکشت این محصول رفته رفته کاهش یافت. به طوری که در سال زراعی 1373 تا 1374، سطح زیر کشت پنبه به ۲۷۲,۱۷۷ هکتار رسیدکه از این مقدار ۲۴۴,۹۵۷ هکتار زیرکشت آبی و ۲۷,۲۳۰ هکتار زیرکشت دیم بوده است. میزان تولید پنبه در این سال ۵۲۳,۲۶۱ تن و عملکرد متوسط آن ۱۹۲۳ کیلوگرم در هر هکتار بوده است[۱]. از جمله استانهای مهم تولیدکننده پنبه در کشور در سال زراعی 1373 تا 1374 به ترتیب سطح زیر کشت و مقدار تولید عبارتند از:
- گرگان و گنبد با ۱۲۰,۰۷۵ هکتار (۱/۴۴%) و ۲۱۶,۹۴۳ تن تولید (۵/۴۱%)؛
- خراسان با ۶۴,۵۵۹ هکتار (۷/۲۳%) و ۱۰۹,۸۸۸ تن تولید (۲۱%)؛
- فارس با ۱۵,۷۴۳ هکتار (۸/۵%) و ۴۲,۸۹۴ تن تولید (۲/۸%)؛
- استانهای تهران و مازندران هر کدام با سطح زیرکشتی معادل ۱۴,۰۰۰ هکتار (۳/۵%) و تولیدی حدود (به ترتیب) ۳۱,۲۲۶ تن و ۲۸,۶۹۱ تن از دیگر استانهای عمده تولید کننده پنبه بودهاند.
ایران در سالهای گذشته از صادرکنندگان این محصول به شمار میرفت. بیشترین پنبه بهکشورهای شوروی سابق و اروپای شرقی صادر میشد، تا جایی که در سال ۱۳۵۴ بیشترین درآمد ارزی (حدود ۲/۱۳۶ میلیون دلار) از صادرات این محصول به دست آمد. اما در سالهای بعد بتدریج با افزایش مصارف داخلی این روند رو به کاهش نهاد و حتی منجر به افزایش واردات پارچه و منسوجات نیز شد.
چغندر قند

زمان ورود بذر چغندر قند به ایران و آغاز کشت آن به درستی معلوم نیست. تا قبل از سال ۱۳۱۰ شمسی که کارخانههای قند در کشور تاسیس شد، چغندر قند به صورت صیفی کشت میشد و به مصرف غذای انسان و دام میرسید. از سال ۱۳۱۰ به بعد کشت چغندر قند رواج یافت. آب و هوای نواحی داخلی فلات ایران - بویژه مناطقی که کشت چغندر قند در اسفند و فروردین شروع میشود و زود خاتمه مییابد و بارندگی زودرسی در فصل پاییز ندارد - برای زراعت این محصول بسیار مساعد است. زراعت چغندر قند در بعضی از استانهای کشور مورد علاقه شدید کشاورزان است.
بر اساس آمار مندرج در سالنامه آماری سال ۱۳۵۹ کشور، سطح زیر کشت این محصول در سال ۱۳۵۶،بالغ بر ۱۴۰,۱۰۰ هکتار و میزان تولیدکل آن ۳,۶۱۲,۰۰۰ تن بوده است[2]. سطح زیر کشت چغندر در سال زراعی ۷۴-۷۳، (آبی) ۲۰۲,۶۹۳ هکتار و میزان تولید کل آن ۵,۵۲۱,۲۹۸ تن بوده است. از جمله مناطق چغندر خیز ایران استانهای خراسان، فارس، اصفهان، آذربایجان غربی، خوزستان و قزوین میباشد. استان خراسان با ۶۸,۹۱۰ هکتار (۳۴%) در سال زراعی ۷۴-۷۳ بالاترین رقم سطح زیر کشت کشور را به خود اختصاص داده و استانهای فارس، اصفهان و آذربایجان غربی هر کدام به ترتیب با ۷/۱۵%، ۲/۱۱%، %۵/۷ در رتبههای بعدی قرار دارند.
از کل میزان تولید کشور در سال 1373 تا 1374 استان خراسان با ۱,۸۷۲,۰۶۴ تن، بالاترین درصد تولید، یعنی %۹/۳۳ را به خود اختصاص داد و استانهای فارس، اصفهان، آذربایجان غربی و خوزستان هر کدام به ترتیب با تولیدی به میزان ۱۵%، ۹/۹%، %۱/۹ و %۷/۶ کل تولید کشور در رتبههای بعدی قرار گرفتند. متوسط عملکرد این محصول در این سال ۲۷,۲۴۰ کیلوگرم در هکتار بوده که بالاترین میزان آن، یعنی ۴۵,۱۷۸ کیلوگرم در هر هکتار به استان خوزستان اختصاص دارد.
نیشکر
نیشکر معمولاً در نواحی گرم و مرطوب و معتدل و مرطوب به عمل میآید. کشت نیشکر در ایران سابقهای طولانی دارد. بنا به شواهد تاریخی، زراعت آن از زمان سلسله اشکانیان و خاصه ساسانیان در خوزستان رواج داشته است ولی مدتها به علت عدم توجه به امر آبیاری متروک ماند. در سال ۱۳۳۳ ه ش نمونههایی از نیشکر هندوستان، پاکستان و چندکشور دیگر به ایران آورده شد و در نزدیکی اهواز و هفت تپه کشت شد. در حقیقت، از این تاریخ کشت نوین نیشکر در ایران پایهگذاری شد. این محصول در استان خوزستان به خوبی بعمل میآید و در صورت مراقبت و تحقیقات کافی، قادر خواهد بود تمام مصرف قند و شکر کشور را تأمین کند. به علت حاصلخیزی این منطقه برای کشت نیشکر، کارخانه تولید قند و شکر «هفت تپه» (با ظرفیت ۴۵۰ تن در روز و قابل توسعه تا ۷۰۰ تن) در خوزستان دایرگردید. اینکارخانه علاوه بر شکر محصولات دیگری تولید میکند که در کاغذ، مقوا و فیبرسازی به کار میروند. به همین منظور در مجاورت کارخانه مذکور،کارخانه کاغذسازی «پارس» راهاندازی شد.
بر اساس گزارش اقتصادی بانک مرکزی ایران میزان کل تولید این محصول در سال ۱۳۵۶، حدوداً یک میلیون تن بوده که این رقم با افزایش سطح زیر کشت به حدود ۲۵,۰۱۵ هکتار در سال زراعی 1373 تا 1374، به ۱,۸۵۸,۵۴۷ تن در سال مذکور افزایش پیدا کرده است[۵][۶].
پسته
درخت پسته از گیاهانی است که به آب کم نیاز دارد و در برابر شوری زمین مقاوم است. کشت این محصول از نیمه دهه ۱۳۵۰ تا کنون به دلیل رونق داخلی و خارجی مصرف آن، در ایران گسترش یافته و تولید آن طی این دوره نزدیک به ۸ برابر شده است. مناطق اصلی کشت پسته در ایران به ترتیب اهمیت عبار تند از:کرمان، یزد، خراسان و سمنان.
پسته از جمله محصولات صادراتی مهم و ارز آور ایران به شمار میرود و در جهان از مقبولیت خاصی برخوردار است. پسته ایران به کشورهای مخلتف اروپای غربی نیز صادر میشود. در سال ۱۳۵۶ میزان صادرات پسته تازه و خشک (با پوست و بدون پوست) ۹,۲۱۸ تن به ارزش ۱,۶۹۷,۰۶۶ ریال بود. در سال ۱۳۷۴ ارزش صادرات پسته و مغز پسته، حدوداً ۲/۴۲۶ میلیون دلار بوده است که تقریباً %۲۵ ارزش صادرات کالاهای سنتی و کشاورزی ایران را تشکیل میداد.
خُرما
خرما میوه بسیار مغذی است که حاوی مقادیر زیادی کالری است. این میوه در رژیم غذایی جمعیت قابل توجهی از مردم ایران نقش اساسی و برای بخش دیگری از جمعیت نقش مکمل غذایی دارد. خرما از زمانهای بسیار قدیم در مناطق بین مدار ۲۹ تا ۳۹ درجه عرض شمالی (در ایران) توسط مردم کشت میشده و طی قرون متمادی یکی از بهترین منابع تغذیه انسانی بوده است. در جمهوری اسلامی ایران مناطق وسیعی از استانهای جنوب کشور زیر کشت درخت خرما است و جمعیت قابل توجهی به امر کشت و کار و تولید آن مشغول هستند. ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان - و تولید کننده بهترین نوع - خرما در جهان میباشد. در کشور ایران حدود ۴۰۰ نوع خرما وجود دارد که بعضی از این انواع در سطحی وسیع و برخی دیگر در مقیاسهای اندک و محلی کشت میشوند. بعضی از انواع خرمای ایران در جهان شهرت بسزایی دارند و از ارزش صادراتی برخوردارند.
طبق آمار موجود[۷] در سال ۱۳۷۴ سطح زیر کشت نخلیات بارور ۱۵۱,۰۶۶ هکتار و تعداد نهال در هر هکتار ۳۶,۱۹۵ بوده که از این مقدار بیشترین سهم را استانهای هرمزگان و خوزستان هر یک با سطح بارور حدود %۲۰ به خود اختصاص دادند. استانهای فارس با (۷/۱۳%)، بوشهر با (۲/۱۳%)، جیرفت و کهنوج با (۶/۱۱%)، کرمان با (۱/۱۰%) و سیستان و بلوچستان با (۱/۹%) در مکان های بعدی قرارگرفتند. همچنین میزان کل تولید خرما در این سال ۷۸۰,۰۱۰ تن و عملکرد متوسط آن ۵,۱۶۳ کیلوگرم در هکتار بود. بیشترین مقدار تولید در این سال به استان هرمزگان با ۱۵۵,۹۰۱ تن (۲۰%) تعلق داشت و استانهای فارس با ۱۱۶,۴۱۴ تن (۹/۱۴%)، کرمان با ۴۸۴/۱۱۳ تن (۵/۱۴%) بوشهر با ۱۰۴,۶۹۶ تن (۴/۱۳%)، سیستان و بلوچستان با ۹۹,۴۵۷ تن (۸/۱۲%) و جیرفت و کهنوج با ۹۵,۹۵۵ تن (۳/۱۲%) و خوزستان با ۸۴,۶۹۱ تن (۹/۱۰%) در ردههای بعدی جایگرفتند.
گیاهان دارویی - زعفران
اهم این دسته از گیاهان را میتوان زعفران، فلوس، شیر خشت، گل بنفشه، عناب، ریوند، ترنجبین،گلگاو زبان و بسیاری دیگر دانست که عموماً مصارف پزشکی و درمانی دارند. زعفران علاوه بر مصارف پزشکی استفاده غذایی و رنگی نیز دارد و کشت آن از قدیمالایام در ایران رایج بوده و در اکثر نقاط کشور مانند خراسان، اصفهان، کرمان و فارس زراعت میشده است. کشت این محصول اکنون به خراسان و کرمان محدود شده به طوری که حدود %۶۵ زعفران ایران در استان خراسان کشت میشود. اینگیاه در هوایگرم و خشک، خوب رشد میکند و بهترین زمین برای نمو آن زمینهای شنی آهکی یا شنی رُسی است.
در سال ۱۳۷۴ سطح زیرکشت بارور اینگیاه ۲۰,۱۱۵ هکتار بوده که محصولی حدود ۱۲۷ تن به دست داده است. این گیاه از اقلام صادراتی ایران است و بیشتر به کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی، پاکستان، هندوستان و شیخ نشینهای جنوب خلیج فارس صادر میشود. مقدار صادرات این محصول در سال ۱۳۵۶، ۷۳۹کیلوگرم به ارزش ۱۳,۲۰۶ ریال بوده است[3].
نیز نگاه کنید به
پاورقی
[1]. بنا به اندازهگیری جدید با تجهیزات پیشرفته وسعت ایران برابر ۱.۶۳۳,۱۸۹ کیلومتر مربع میباشد. ر.ک. به کتاب جغرافیا از همین مجموعه.
[2]. بر اساس گزارش اقتصادی بانک مرکزی در سال ۵۶، این میزان ۱۵۰۱۰۰۰/۴ تن بوده است.
[3]. در آمارنامه کشاورزی و سالنامه آماری بانک مرکزی رقمی برای صادرات این محصول در سال 1374 داده نشده است.
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ آمارنامه کشاورزی سال زراعی 1373 تا 1374، تهران: وزارت کشاورزی.
- ↑ گزارش اقتصادی سال ۵۶ بانک مرکزی، تهران: بانک مرکزی ایران.
- ↑ سالنامه آماری کشور سال ۱۳۵۱، تهران: مرکز آمار ایران.
- ↑ سالنامه آماری کشور سال ۵۹، تهران: مرکز آمار ایران.
- ↑ گزارش اقتصادی و تراز نامه بانک مرکزی سال1373 تا 1374، تهران: بانک مرکزی ایران .
- ↑ آمار نامه کشاورزی سال زراعی 1373 - 1374، تهران: وزارت کشاورزی ایران.
- ↑ آمارنامه کشاورزی سال زراعی ۱۳۷۴، تهران: وزارت کشاورزی ایران.
منبع اصلی
مریدی، سیاوش (1380). کتاب ایران: اقتصاد. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.