یهودیان
یهوديان، از اقوام كهن ايراني ساكن در بخشهاي غربي و مركزي ايران.
تاريخ مسكنگزيني قوم يهود در ايران به حدود 3 هزار سال پيش و هنگام مهاجرت اجباري آنان از فلسطين به آشور، بابل و بخشهاي غربي و مركزي ايران در طي چند دورة متوالي باز ميگردد.1 بسياري از اين يهوديان پس از فرمان كوروش دربارة آزادي يهوديان و ادامة فرمان تا زمان پادشاهي داريوش اول و اردشير دوم به سرزمين اصلي خود بازگشتند. ليكن بخش بزرگي از آنان همچنان در سرزمينهاي ايران باقي ماندند و به تابعيت حكومت ايران در آمدند.2
در هنگام ورود اسلام به ايران عمدهترين مراكز جمعيت يهودي در بابل (عراق)، در شهرهايي چون سورا و تيسفون و پس از آن در ديگر شهرهاي ايران همچون حلوان، همدان، نهاوند، جنديشاپور، اهواز، شوش، تستر و مناطقي از خراسان و... بود.3
پس از ورود اسلام به ايران، يهوديان نيز موظف بودند همانند ساير اهل ذمه خراج و جزيه بپردازند و در عوض در اجراي شعائر ديني خود، انتخاب شغل و محل زندگي و مهاجرت آزاد بودند و در حمايت حكومت اسلامي قرار داشتند. البته وضع قوانيني چون عدم اجازة ساخت كنيسة جديد، حمل نكردن سلاح و اجبار در پوشيدن پوشاك خاص با علامتهاي ويژه و... زندگي را در دورههايي براي يهوديان دشوار كرده بود. اما به طور كلي نسبت به يهوديان حكومت بيزانس در وضعيت بهتري بودند.4
به جز دوران حكومتهاي ايلخانان، صفويه و قاجار كه از دشوارترين و پرآزارترين دورانهاي تاريخ حيات جامعة يهود ايران به شمار ميرود، ديگر حكومتهاي اسلامي ايران با دادن امنيت و آزادي نسبي به رشد حيات فرهنگي و اجتماعي يهوديان ايران كمك كردند.5
رهبري علمي و معنوي جامعة يهود را رؤسايي به نام گائون يا غائون (عاليجناب) بر عهده داشتند و نزد مردم از احترام فراواني برخوردار بودند. گائونها رؤساي مدارس ديني يهود نيز بودند.6 در دورة ايلخانان رهبري ديني و فرهنگي يهوديان از بغداد به اصفهان منتقل شد. در رأس جامعة يهودي اصفهان «ناسي» قرار داشت كه ربيها، ملاها و ديّانها او را در ادارة امور اين جامعه ياري ميكردند.7
در زمينة اقتصادي، لزوم پرداخت خراج سنگين ـ كه از درآمد حاصل از كشت زمين گرفته ميشد ـ همراه با جزيه، به تدريج يهوديان ساكن در روستاها را واداشت تا زمينهاي خود را بفروشند و راهي شهرها شوند. اين روال تا دوران جديد هم ادامه داشته است و همين عاملي براي اشتغال يهوديان در امر معاملات و تجارت، وام دادن پول (گاه حتي به حكومت اسلامي) و روي آوردن به برخي حرف شهرنشين مانند نساجي، رنگرزي، زرگري و جواهرفروشي و طبابت و... گرديد.8
زبان اصلي قوم يهود عبدي از خانوادة زبانهاي سامي بوده است. لكن يهوديان ايران در هر منطقة سكونتي با زبان و گويش مردم آن منطقه صحبت ميكنند. سنت دبي ديرپايي از نخستين سدههاي ورود اسلام به ايران در ميان يهوديان شكل گرفت كه آن را «ادبيات يهودي ـ فارسي» (فارسيهود) مينامند. كه نوع خاصي از آثارادبي زبان فارسي به خط عبري است و شامل متون مقدس و مذهبي يهود و مطالب غير ديني ميشود.9 با استناد به نخستين نمونههاي متون نوشته شده به ادبيات يهودي ـ فارسي ميتوان چنين نتيجه گرفت كه اين گونه ادبيات از سدههاي 8 و 9ق تاكنون ميان يهوديان ايران رواج يافته است.9
تلخيص از مقالة ايران، يهود، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي
مآخذ:
- مصطفوي، علياصغر. ايرانيان يهودي. تهران: 1369، ص 23-27.
- رهبر، پرويز. تاريخ يهود. تهران: 1325، ص 14-22.
- Roth, J., The History of Jewish People, New York, 1989, P 57-63.
- Eban, A., My People, the Story of the Jews, New York, 1968, P 137-140; Roth, ibid, P 157.
- لوي، حبيب، پرويز. تاريخ يهود ايران. تهران: 1339ش/196م، ص 3/ 80-85؛ 3/104-108؛ 3/404-409؛ 2/392-394.
- Roth, ibid, P 151-152.
- Fischel, W. J., «The Jews in Mediaeval Inan From the 16th to the 18th Centuries…», Irano – Judica ed. Sh. Shaked, Jerusalem,. 1982, P. 289-290; 286-287.
- Encyclopedia Judaica, Jerusalem, 1971, VIII/659-660, XIII/310.
- لوي. همان. 3/269-271.
فاطمه لاجوردی
تلخیصکننده: معصومه ابراهیمی