فرهنگ های فارسی
فرهنگهای فارسی در دو گروه "فرهنگهای عمومی" و "فرهنگهای تخصصی" به شرح زیر قابل بررسی هستند:
فرهنگهای عمومی
فرهنگهای عمومی برحسب محل تألیف به دو دسته تقسیم میشوند: 1. فرهنگهای عمومی تألیف شده در ایران، 2. فرهنگهای عمومی تألیف شده در شبه قاره هند.
1. فرهنگهای عمومی تألیف در ایران. این فرهنگها بر حسب دوره زمانی، تألیف بر دو گروه "اولیه" و "معاصر" تقسیم میشوند.
1-1. فرهنگهای اولیه. از وجود فرهنگهای فارسی تا قرن چهارم هجری خبر چندانی در دست نیست، هر چند كه ابن ندیم از كتاب لغتی نوشته ابوالقاسم عیسی بن علی جراح نام میبرد كه مؤلف آن در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم میزیسته، ولی چون به محتوا و ویژگیهای آن اشاره نكرده است، دربارهاش سخنی نمیتوان گفت (:1 212). در كشفالظنون نیز از كتابی با عنوان تاجالمصادر نام برده شده كه ادعا شده رودكی سمرقندی نویسنده آن بوده، اما نشانی از آن در دست نیست. به اعتقاد سعید نفیسی پذیرش ادعای مؤلف كشفالظنون دشوار است (:13 شصت و هشت).
نخستین فرهنگ در زبان فارسی را باید فرهنگ قطران تبریزی شاعر قرن پنجم دانست كه از آن با عنوان تفاسیر فیلغه الفرس ذكر شده و بنابر گفته محمد بن هندوشاه مشتمل بر سیصد لغت بوده است (:14 8). گفته میشود او این فرهنگ را پس از دیدارش با ناصر خسرو در تبریز و شنیدن توضیحات وی درباره برخی واژههای دری تألیف كرد (:5 16). در اصالت كتابی كه امروز با عنوان فرهنگ قطران شناخته میشود، تردید وجود دارد، چرا كه تعداد مدخلهای آن بسیار بیشتر از سیصد است.
اما نخستین فرهنگ موجود در زبان فارسی لغت فُرس اسدی طوسی شاعر قرن پنجم هجری است. وی پس از سرودن كتاب گرشاسبنامه فرهنگ لغتی تألیف كرد تا راهنمای شاعران بخشهای غربی ایران باشد كه با پارسی آشنایی كامل نداشتند، بهویژه شاعران سرزمین آذربایجان. نسخههای دستنویس موجود از لغت فرس، تفاوتهای فراوانی با یكدیگر دارند، بهگونهای كه تشخیص متن اصلی اثر از افزودههای آن بسیار دشوار است (:2 5). در این فرهنگ، واژهها بر اساس حرف آخرشان تنظیم شدهاند تا سرایندگان بتوانند از آن برای قافیهپردازی استفاده كنند. در لغت فرس برای واژهها شواهد شعری آمده است و سرودههایی را معرفی میكند كه در هیچ منبع دیگری به آنها اشاره نشده است. فرهنگنویسان قرون بعد، از لغت فرس بسیار تأثیر پذیرفتهاند.
فرّخنامه جمالی، نوشته ابوبكر جمالی، اثر دیگری است كه در 580 ق. در شانزده بخش (مقالت) تدوین شده است. موضوع اصلی آن علوم طبیعی است، اما در فصلی از مقالت دهم آن 266 واژه دری معنی شده است. فرهنگ مهم بعدی در ایران در قرن هشتم بهدست شمسالدین محمد هندوشاه نخجوانی، مشهور به شمس منشی، با نام صحاحالفُرس تألیف شد. او از نزدیكان خواجه غیاثالدین وزیر، فرزند خواجه رشیدالدین فضلالله بود و اثر خود را در 728 ق. به وی تقدیم كرد. صحاحالفرس نزدیك به 2300 مدخل دارد و ابیاتی از 140 شاعر را بهعنوان شاهد مثال آورده است و به اشتباهات لغت فرس اسدی اشاره كرده است. معیار جمالی، فرهنگ دیگری از قرن هشتم است كه در چهار بخش (فن) عروض، قوافی، بدیع، و لغت تنظیم، و به جمالالدین ابواسحاق اینجو تقدیم شده است. نویسنده آن شمس فخری است كه در 745ق. اثر خود را تألیف كرده است. وی از آوردن واژههای عربی پرهیز داشته و به همین دلیل، حروف هشتگانه مخصوص الفبای عربی، یعنی ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع، و ق در این فرهنگ دیده نمیشود. فرهنگ مجموعهالفرس نوشته عبدالمؤمن جاروتی، معروف به صفی كحال، نمونه دیگری از فرهنگهای قرن هشتم است كه بیش از 1500 لغت را دربرمیگیرد. مؤلف انگیزه اصلی خود از تألیف این اثر را وجود الفاظ مشكل در شاهنامه فردوسی بیان كرده است(47:5).
از قرن نهم تا اواخر قرن سیزدهم، فرهنگنویسی فارسی در ایران رونق چندانی نداشت. در این پنج قرن چهار فرهنگ قابل ذكر وجود دارد. نخستین آنها فرهنگ تحفه الاحباب از حافظ اوبهی است كه در 936ق. نگاشته شده. این اثر نوعی رونویسی از یك فرهنگ قدیمتر (احتمالا تألیف شده در هند) است كه در آن تغییرات جزئی صورت گرفته است (:6 38). دیگر، فرهنگ ابراهیم میرزاست كه در اواخر قرن دهم هجری توسط ابراهیم میرزا، از خوشنویسان دوره شاه طهماسب صفوی (930-984ق.)، به رشته تحریر درآمده و مقدمهای درباره حروف و مباحث دستوری نیز دارد (:5 83). سوم فرهنگ مجمع الفرس معروف به فرهنگ سروری، تألیف محمدقاسم بن حاجی محمد كاشانی است كه تحریر نخست آن در 1008ق. و بازنویسی آن در 1028ق. صورت گرفته است. تعداد واژههای آن بیش از ده هزار است و از 310 شاعر ابیاتی بهعنوان شاهد مثال آورده است. سروری در ابتدای كتاب فهرستی از 16 فرهنگ از پیشینیان بهدست میدهد (:5 127). آخرین فرهنگ این دوره كه بیش از 250 سال بعد نگاشته شده، فرهنگ انجمنآرای ناصری است كه آن را نویسنده سرشناس دوره قاجاریه، رضاقلیخان هدایت (1218-1288ق.)، تألیف كرده و در 1288ق. در تهران به چاپ رسیده است (:12 167).
در این پنج قرن به سبب آنكه زبان عربی در ایران و زبان فارسی در هند، زبان مراودات علمی بودند، تدوین فرهنگهای عربی (یك زبانه و دو زبانه) در ایران و فرهنگهای فارسی در هند رواج داشت.
1-2. فرهنگهای معاصر. كاستیهای موجود در فرهنگهای فارسی نگاشته شده در هند و آشنایی نویسندگان و اهل ادب ایرانی با واژهنامههای دو زبانه تدوین شده در غرب، دو انگیزه مهم برای تألیف فرهنگهای فارسی بود. این فرهنگها به خاطر سادگی تنظیم الفبایی و اشتمال بر لغات فرنگی و اصطلاحات علمی برای خوانندگان ایرانی قابل استفادهتر بودند. نخستین نمونه از این نسل را باید فرهنگ فرنودسار یا فرهنگ نفیسی یا فرهنگ ناظم الاطباء تألیف میرزاعلیاكبرخان نفیسی، مشهور به ناظم الاطباء (1263-1342ق.)، دانست. این فرهنگ در حیات مؤلف به چاپ نرسید. پس از مرگش فرزند او سعید نفیسی (-1274 1345ش.) آن را در پنج جلد (تهران، 1318 تا 1343ش.) چاپ كرد. تعداد واژههای آن بیش از 000,158 است و در بین آنها اعلام هم دیده میشود. مؤلف برای اثر خود عنوان "فرنودسار" به معنای (جمیع حكمت و علوم) را انتخاب كرده بود. فرهنگ ناظمالاطباء، نخستین فرهنگ در زبان فارسی است كه برای تلفظ كلمات از الفبای لاتین استفاده كرده است. سعید نفیسی خود نیز قصد تدوین فرهنگی را داشت، ولی تنها موفق به انتشار جلد نخست آن با نام فرهنگنامه در 1319 شد.
مهمترین و مفصلترین واژهنامه در زبان فارسی، لغتنامه دهخداست كه بهنام مؤلف آن، علیاكبر دهخدا (-1258 1334ش.) مشهور است. او پس از سالها فعالیت در عرصه سیاسی، به كارهای علمی و فرهنگی روآورد و پس از تصحیح متون كهن و ترجمه آثاری از تمدن غرب، تصمیم به تدوین لغتنامه گرفت. روش دهخدا در جمعآوری اطلاعات، دقیق و در عین حال بسیار وقتگیر بود. او تمام متون نظم و نثر فارسی را كه میشناخت، با دقت مطالعه و لغات جدید را استخراج میكرد و هریك را بر روی برگه، یا به اصطلاح خود او فیش، مینوشت. وزارت فرهنگ نخستین مؤسسهای بود كه در سال 1313ش. قراردادی را برای چاپ لغتنامه با مؤلف منعقد كرد، ولی با بروز پارهای مشكلات كار متوقف شد. در 1324ش. مجلس شورای ملی هزینههای چاپ كتاب را برعهده گرفت. چاپ دوره كامل لغتنامه دهخدا كه از 1366ش. به دانشگاه تهران واگذار شده بود، 35 سال به درازا كشید. در این دوره طولانی، استادان صاحبنامی نظیر جلالالدین همایی، احمد بهمنیار، ابوالحسن شعرانی، محمد دبیر سیاقی، محمد پروین گنابادی، ذبیحالله صفا، حسن احمدی گیوی، و حسن انوری با آن همكاری داشتهاند. سرپرستی مؤسسه لغتنامه پس از مرگ دهخدا با محمد معین و پس از او با سیدجعفر شهیدی بوده است. لغتنامه دهخدا از ابتدا بهصورت جزوات جلد نشده و با فاصله منتشر میشد و بنابر نوع تجلید، دورههای 30، 44، یا 50 جلدی از آن وجود دارد. چاپ جدید لغتنامه در 1373 با تغییرات اساسی در حروفچینی و صفحهبندی به 14 جلد تقلیل یافت.
لغتنامه دهخدا را واژهنامهای دایرهالمعارفگونه دانستهاند، زیرا مدخلهای بسیاری در آن به اعلام تاریخی و جغرافیایی اختصاص یافته است. از ویژگیها و ارزشهای مهم كه موجب افزایش حجم آن نیز شده، آوردن شاهد مثالهای متعدد در ذیل لغات است كه از متون مختلف نظم و نثر پارسی استخراج شده است. در حال حاضر لغتنامه دهخدا بر روی لوح فشرده نیز موجود است.
محمد معین (1291-1350ش.) در مؤسسه لغتنامه دستیار علیاكبر دهخدا و سپس سرپرست این مؤسسه بود. وی با هدف تألیف فرهنگی مختصرتر از لغتنامه و قابل استفادهتر برای عموم، فرهنگ فارسی را در شش جلد در دهه چهل شمسی منتشر كرد. علاوه بر مقدمه مبسوط جلد اول، فرهنگ فارسی از سه بخش تشكیل یافته است. جلدهای اول، دوم، سوم، و تا نیمی از جلد چهارم به لغات؛ نیمه دوم جلد چهارم به تركیبات خارجی؛ و جلدهای پنجم و ششم به اعلام اختصاص دارد. محمد معین برای نشان دادن تلفظ واژهها از الفبای لاتین استفاده كرده است، روشی كه پیش از این در فرهنگ ناظمالاطباء بهكار رفته بود.
از آثار مهم دیگر در زمینه فرهنگنویسی معاصر باید به لغتنامه فارسی اشاره كرد. هدف تهیهكنندگان آن ارائه فرهنگی جامع بوده كه صرفآ به لغات میپردازد (:11 شش). از این مجموعه كه زیرنظر سیدمحمد دبیر سیاقی و توسط مؤسسه لغتنامه دهخدا تهیه میشود، تاكنون (1383ش.) 23 جزوه از حرف الف منتشر شده است.
فرهنگ تاریخی زبان فارسی (1357) كه تنها جلد نخست آن (از حرف آ - ب) منتشر شده است، به شناسایی دگرگونیها و تحولات معانی واژهها و تركیبات زبان فارسی (اعم از كنایات، استعارات، تعبیرات، و اصطلاحات) و كاربرد آنها در قرن چهارم هجری پرداخته است. مآخذ این فرهنگ، 13 متن نظم و نثر مربوط به قرن چهارم است كه به ترتیب تاریخی عبارتند از: اشعار پراكنده قدیمیترین شعرای زبان فارسی؛ اشعار رودكی؛ مقدمه شاهنامه ابومنصوری؛ تاریخ بلعمی؛ نسخه چاپی ترجمه تاریخ طبری؛ ترجمه تفسیر طبری؛ السواد الاعظم؛ حدودالعالم؛ شاهنامه فردوسی؛ هدیهالمتعلمین فیالطب؛ تفسیر قرآن پاك؛ ابنیه عن حقایق الادویه؛ لغت شهنامه عبدالقادر بغدادی (:9 120). این جلد زیرنظر محسن ابوالقاسمی و در مجموعه انتشارات شعبه فرهنگهای فارسی بنیاد فرهنگ ایران در 1357 تهیه شد (:8 بیست و هشت).
فرهنگ بزرگ سخن، عنوان فرهنگ مفصلی در هشت جلد است كه زیرنظر حسن انوری در 1381 منتشر شد. تأكید بر واژگان رایج در زبان روزمره و استفاده از متون جدید در استخراج شاهد مثالها، وجه تمایز این فرهنگ با نمونههای مشابه است. فرهنگ سخن، از زمان انتشار مورد استقبال بسیار قرار گرفته است و صاحبنظران آن را مهمترین واقعه در فرهنگنویسی فارسی بعد از لغتنامه دهخدا میدانند.
در سالهای اخیر توجه خاصی به تألیف فرهنگهای عمومی برای كودكان و نوجوانان شده است. نمونه برجسته این فرهنگ، فرهنگ دبستانی تألیف گیتی شكری است. از دیگر فرهنگهای كودكان میتوان به فرهنگ مصور دانشآموز تألیف محمدعلی غلامپور دلاور، فرهنگ دانشآموز سخن تألیف حسن انوری اشاره كرد.
2. فرهنگهای تألیف شده در شبه قاره هند. رواج روزافزون فرهنگ و ادبیات فارسی در سرزمین هند از اوایل قرن هشتم، بهویژه از قرن نهم، و نیاز گویندگان و سرایندگان به فهم دقیق معانی و كاربرد واژههای این زبان، مرحله درخشان و پرباری در تألیف و تدوین فرهنگهای فارسی در هند پدید آورد كه تا چند قرن ادامه یافت. با رواج زبان انگلیسی در هند بهدنبال مستعمره شدن آن در پایان قرن هجدهم، زبان فارسی جایگاه خود را در شبه قاره بهتدریج از دست داد و به تبع آن فرهنگنویسی برای زبان فارسی نیز از رواج افتاد. به هررو، دورههای مختلف فرهنگنویسی در شبه قاره را به سه مرحله تقسیم میكنند (:15 ج 4، ص 1964).
2-1. پیش از حكومت بابری (تا 937ق.). نخستین فرهنگ این دوره كه به احتمال قوی نخستین فرهنگ فارسیِ نوشته شده در هند است، فرهنگ قواس نام دارد كه نویسنده آن فخرالدین مبارك شاه قواس غزنوی است. مطالب این كتاب در پنج بخش تنظیم شده و زمان تألیف آن اواخر قرن هفتم بوده است (:10 6). استفاده مؤلفان فرهنگهای بعدی از این اثر آشكار است كه از آن جمله میتوان به دستور الافاضل فی لغات الفضایل، نوشته شده در 743ق. اشاره كرد. مؤلف آن حاجب خیرات، معروف به رفیع دهلوی است. شمار لغات آن بالغ بر دو هزار، و فاقد واژههای عربی است.
از دیگر فرهنگهای مهم این دوره میتوان به این نمونهها اشاره كرد :بحرالفضایل فی منافع الافاضل از افضلالدین محمد بدر خزانهای در نیمه اول قرن نهم؛ لسانالشعرا از شخصی بهنام عاشق در اوایل قرن نهم؛ ادات الفضلاء از قاضی بدرالدین محمد دهلوی در 822ق.؛ زبان گویا و جهان پویا (زبان گویان و جهان پویان) از بدرابراهیم در 837ق.؛ شرفنامه مَنیَری از شیخ ابراهیم قوام فاروقی مَنیَری در 882ق.؛ و مؤیدالفضلاء از محمد لاد در 925ق. كه حدودآ بیست هزار لغت را دربرمیگیرد؛
2-2. دوره بابریان (تا قرن سیزدهم قمری). اشتیاق فراوان شاهان بابری به اشاعه زبان و ادب پارسی كه موجب مهاجرت گویندگان و نویسندگان سایر سرزمینها از جمله ایران به مقر حكومت ایشان شد، شكوفایی و رونق فرهنگنویسی فارسی را در پی داشت. مجمع اللغات از ابوالفضل علاّمی، وزیر دانشمند اكبر شاه گوركانی، كه در 994ق. نوشته شده است، و مدارالافاضل از اللهداد فیضی سرهندی در 1001ق. دو اثر باارزش در این دوره هستند.
دیگر، سرمه سلیمانی از تقیالدین اوحدی بلیانی، از نویسندگان و شعرای پركار اهل اصفهان است كه اواخر عمر خود را در هندوستان به سر برد. او صاحب اثر مشهور عرفاتالعاشقین است. سرمه سلیمانی شامل 5850 واژه است كه مؤلف، همه آنها را لغات فارسی پنداشته در حالی كه كلمات عربی، هندی، و تركی نیز در آنها دیده میشود (:3 هفده).
فرهنگ جهانگیری از جمالالدین حسین اینجوی شیرازی نیز یكی دیگر از فرهنگهای برجسته این دوران است. وی نویسنده دربار اكبر و جهانگیر و صاحب منصب بود و فرهنگ خود را به فرمان اكبرشاه تألیف كرد كه دوازده سال طول كشید (سال 1017ق.) و چون جهانگیر، فرزند اكبر، در آن زمان پادشاه بود، اثر خود را فرهنگ جهانگیری نام نهاد و به وی تقدیم كرد. ویژگی مهم این فرهنگ نخست تحقیق نویسنده در معنای لغات و كوشش او در حذف تحریفات رایج و دیگر آوردن مباحث دستوری در ابتدای كتاب است. فرهنگ جهانگیری، حدودآ ده هزار لغت و چهار هزار اصطلاح و استعاره را دربرمیگیرد. سروری كاشانی (قرن یازدهم)، صاحب فرهنگ مشهور مجمعالفرس، در بازنویسی مجدد اثر خود از فرهنگ جهانگیری بهره فراوان برده است (:5 121، 131).
اثر باارزش دیگر فرهنگی بهنام چهار عنصر دانش از امانالله حسینی است كه در نیمه اول قرن یازدهم هجری در چهار بخش (عنصر) تنظیم شده است.
برهان قاطع از محمدحسین بن خلف تبریزی، تألیف شده در 1062ق. مشهورترین و بحث برانگیزترین فرهنگ فارسی نگاشته شده در هند است كه تا مدتهای مدید پر استفادهترین در نوع خود بود. تعداد واژگان آن بیش از بیست هزار است كه پس از ذكر مقدمهای مبسوط، به ترتیب الفبا آمده است. آنچه كه شهرت روزافزون برهان قاطع را قوت بخشید، آثار متعددی بود كه در تأیید یا ردّ آن در هندوستان نگاشته میشد (:14 131-144). این كتاب به تركی نیز ترجمه شده است.
فرهنگ رشیدی از ملاعبدالرشید تتوی در 1064ق. تألیف شد. این فرهنگ، كه بیش از هشت هزار واژه را دربرمیگیرد، با استفاده از فرهنگهایی چون جهانگیری و مجمعالفرس تدوین شده است. نخستین دستور زبان فارسی چاپ شده در اروپا را ژان شاردن (1643-1713)، جهانگرد فرانسوی، با استفاده از مقدمه فرهنگ رشیدی نگاشته است (:5 153).
سراجاللغات از سراجالدین علیخان آرزو در 1147ق. در نقد برهان قاطع و هم حجم آن است. چراغ هدایت، اثر دیگری از سراجالدین علیخان آرزوست و به نوعی ادامه سراجاللغات محسوب میشود. چراغ هدایت 31 باب دارد كه دربرگیرنده تمام حروف الفبای فارسی بهجز حرف "ژ" است. بهار عجم تألیف رای تیكچند در 1152ق. نمونه برجسته دیگری است. بهار، تخلص مؤلف بود و نام كتاب نیز برگرفته از آن است. این فرهنگ از جمله فرهنگهای شاهد مثالدار و در مجموع، اثری جامع و كم غلط در بین نمونههای مشابه بهشمار میرود.
شمساللغات از مؤلفی گمنام، یكی از فرهنگهای باارزش است كه در 1219ق. زیرنظر فردی انگلیسی بهنام جوزف بریتو جیز در دو جلد منتشر شده است.
هفت قُلزُم، تألیف غازیالدین حیدر در 1229ق. است. مؤلف پادشاه منطقه لكهنو نیز بود. وی در اثر خود نزدیك به 000,28 لغت را برحسب حروف الفبای آغاز و پایان كلمات آورده است.
غیاثاللغات از غیاثالدین محمد شرفالدین رامپوری در 1242ق.، تألیف شده است و تعداد واژگان آن نزدیك به پانزده هزار و فاقد شاهد مثال است. ظاهرآ مؤلف بر چاپ نخست كتاب خود نظارت داشته است. از این اثر، ترجمهای به زبان اردو با عنوان نصیراللغات وجود دارد (:7 ج)؛ و
2-3. دوره جدید (قرن چهاردهم هجری). این دوره مصادف با استیلای امپراتوری بریتانیا بر شبه قاره هند است. تلاش انگلیسیها در رواج زبان انگلیسی و ظهور زبانی بهنام اردو موجبات ضعف روزافزون زبان و ادب پارسی در شبه قاره را پدید آورد. بهرغم این، در این دوره نیز چند فرهنگ قابل توجه نوشته شد.
یكی از اینها، فرهنگ آنندراج از منشی محمد پادشاه متخلص به شاد است كه در 1306ق. و به توصیه مهاراجه میرزا آنند كجپتی راجمنه نوشته و به هزینه او چاپ شد. وجه تسمیه كتاب نیز به همین سبب است. فرهنگهای پیشین بهویژه بهار عجم مورداستفاده مؤلف قرار داشته است. این كتاب در هند در سه مجلد، و در تهران در هفت مجلد بهچاپ رسیده است.
فرهنگ نظام از سیدمحمدعلی داعی الاسلام در 1346ق. به چاپ رسید. این فرهنگ را باید آخرین و در عین حال كاملترین فرهنگ در بین فرهنگهای نوشته شده در هند دانست. ابتكار نویسنده در آوردن واژگان جدید و محاورهای و كاربرد روش انتقادی در ذكر مطالب و ذكر مقدمهای سودمند در ابتدای جلد اول و جلد پنجم از جمله مزایای فرهنگ نظام است. این كتاب نزدیك به سی هزار واژه دارد و در پنج جلد به چاپ رسیده است.
فرهنگ تخصصی كه شامل فرهنگهای زیر میشود:
1. فرهنگهای آثار خاص. این گروه فرهنگهایی را دربرمیگیرد كه درباره واژگان یك متن خاص نوشته شدهاند. نظیر مجموعه كارهای صادقكیا در مورد واژههای معرب فرهنگهای برهان قاطع، كنزاللغات، فرهنگ جهانگیری، و منتهیالارب كه فرهنگستان زبان ایران در دهه 1350ش. به چاپ رسانیده است. برخی از فرهنگهای آثار كه در سالیان اخیر نگاشته شده عبارت است از:
فرهنگ جامع شاهنامه از محمود زنجانی (1372)؛فرهنگ نامهای شاهنامه از منصور رستگار فسائی (1370)؛ شرح لغات و مشكلات دیوان انوری از سیدجعفر شهیدی (1364)؛ فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی شروانی از ضیاءالدین سجادی (1374)؛ فرهنگ نوادر لغات و تركیبات و تعبیرات آثار عطار نیشابوری از رضا اشرفزاده (1367)؛ فرهنگ واژههای غزلیات سعدی از مهیندخت صدیقیان (1378)؛ فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی از سیدصادق گوهرین (1362)؛ فرهنگ اشعار حافظ از احمدعلی رجائی بخارائی (1364)؛ فرهنگ اشعار صائب از احمد گلچین معانی (1373).
2. فرهنگهای موضوعی. در بین متون پیش از قرن 14ق.، آثاری یافت میشود كه بر آنها فرهنگگونه نام نهادهاند (:5 425). در این دسته از منابع كه در رشتههای علمی مختلف و بهویژه در موضوعات پزشكی و شناخت داروها تدوین شدهاند، اصطلاحات خاص آن موضوع همراه با شرح هریك آورده شده است. از آن جمله میتوان به كتاب مشهور الابنیه عن الحقایق ادویه تألیف امام هروی (قرن 5 ق.) اشاره كرد. ولی فرهنگهای موضوعی به سبك نوین، تاریخچهای طولانی ندارند و بسیاری از آنها در سالیان اخیر منتشر شدهاند. برخی فرهنگهای موضوعی تألیف شده به زبان فارسی عبارتند از: اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی اثر حسن انوری (1355)؛ ترمینولوژی حقوق اثر محمدجعفر جعفری لنگرودی (1346)؛ فرهنگ ادبیات جهان، زهرا خانلری (1375)؛ فرهنگ ادبیات فارسی، زهرا خانلری (1366)؛ فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی (1369)؛ فرهنگ علوم تجربی - ریاضی، حسین دانشور (1373)؛ فرهنگ علوم رفتاری، علیاكبر شعارینژاد (1375)؛ فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، سیدجعفر سجادی (1350)؛ فرهنگ واژگان و اصطلاحات خوشنویسی، حمیدرضا قلیچخانی (1373)؛ واژهنامه نسخهشناسی و كتابپردازی، حسن هاشمی میناباد (1379)؛ و واژهنامه هنر داستاننویسی، جمال میرصادقی (1377).
3. فرهنگهای عامیانه. این دسته از فرهنگها تنها ناظر بر لغات و واژهها نیستند، بلكه اصطلاحات و كنایات رایج در زبان عامه مردم را هم دربرمیگیرند. بسیاری از متون پیشینیان، خصوصآ آثار طنز نویسندگانی چون عبید زاكانی (قرن 8ق.)، منابع مهمی در شناخت فرهنگ عامیانه زمان خود هستند. ولی نخستین فرهنگ به معنای امروزی در 1330ش. با عنوان فرهنگ عامیانه منتشر شد. نویسنده آن یوسف رحمتی و مقدمهنویس آن سعید نفیسی بود. اثر مهم دیگر در 1341 منتشر شد و فرهنگ لغات عامیانه نام داشت كه سیدمحمدعلی جمالزاده (1270-1376ش.) با همكاری محمدجعفر محجوب آن را تألیف كرد و ایرج افشار بر آن مقدمهای نوشت (:4 24).
چند اثر دیگر در حوزه فرهنگ عامیانه فارسی عبارتند از: فرهنگ عوام از امیرقلی امینی در سه جلد (1339)؛ فرهنگ لغات عامیانه و معاصر از منصور ثروت و رضا انزابینژاد (1377) كه در چاپ نخست با عنوان فرهنگ معاصر منتشر شده بود (1366)؛ فرهنگ اصطلاحات عامیانه جوانان از مهشید مشیری (1381)؛ فرهنگ لغات زبان مخفی از مهدی سمائی (1382)؛ و كتاب كوچه از احمد شاملو (1304-1379). این اثر كاملترین فرهنگ عامیانه در زبان فارسی است كه تاكنون (1383) یازده جلد آن، تا پایان حرف ج، منتشر شده است. از جمله ویژگیهای كتاب كوچه، استفاده از شماره ردیف برای هر مدخل است كه ارجاعات نیز بر اساس این شمارهها صورت میگیرد. دو اثر باارزش دیگر عبارتند از: فرهنگ فارسی عامیانه از ابوالحسن نجفی در دو جلد (1378)؛ و فرهنگ جبهه از سیدمهدی فهیمی كه اثری است ابتكاری بر اساس محاورات، شوخطبعیها، كنایات، و اصطلاحات رایج بین رزمندگان ایرانی در طول جنگ ایران و عراق (1359-1367) و تاكنون نزدیك به سی جلد از آن منتشر شده است.
4. فرهنگهای لهجهها و گویشها. هرگاه در منطقهای، در نحوه گفتار و كاربرد واژههای زبانی تغییراتی صورت گیرد، به آن لهجه یا گویش خاصیاز زبان مادر گفته میشود. در ایران بهدلیل وجود انواع گویشها، فرهنگهای متعددی برای بسیاری از آنها تدوین شده است؛ واژهنامه طبری از صادقكیا (1327ش.) یكی از این نوع فرهنگهاست.
مآخذ
1) ابن ندیم، محمد بن اسحق. الفهرست. ترجمه محمدرضا تجدد. تهران: ابن سینا، ؛1343
2) اسدی، علی بن احمد. لغت فرس. لغت دری. به تصحیح و تحشیه فتحالله مجتبایی، علیاشرف صادقی. تهران: خوارزمی، 1365؛
3) اوحدی بلیانی، تقیالدین محمد بن محمد. سرمه سلیمانی. به تصحیح و حواشی محمود مدبری. تهران: مركز نشر دانشگاهی، 1364؛
4) جمالزاده، محمدعلی. فرهنگ لغات عامیانه. به كوشش محمدجعفر محجوب؛ با مقدمه ایرج افشار. تهران: فرهنگ ایران زمین، ؛1341
5) دبیرسیاقی، محمد. فرهنگهای فارسی و فرهنگ گونهها. تهران: اسپرك، 1368؛
6) صادقی، علیاشرف. "آیا فرهنگ تحفهالاحباب از حافظ اوبهی است؟" نشر دانش. س.هجدهم، 1 (بهار 1381): 38-46؛
7) غیاثالدین رامپوری، محمد بن جلالالدین. فرهنگ غیاث اللغات. به كوشش محمود دبیرسیاقی. تهران: كانون معرفت، ؛1337
8) فرهنگ تاریخی زبان فارسی. فراهم آورده شعبه تألیف فرهنگهای فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1357؛
9) فهرست توصیفی انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی. تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1366؛
10) قواس، فخرالدین مباركشاه. فرهنگ قواس. به اهتمام نذیر احمد. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ؛1353
11) لغتنامه فارسی. محمد دبیرسیاقی و دیگران. تهران: مؤسسه لغتنامه دهخدا، 1361؛
12) معین، محمد. "فرهنگ انجمن آرا". در مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1373، ص. 167؛
13) نفیسی، سعید. "فرهنگهای پارسی". در مقدمه برهان قاطع. تهران: امیركبیر، 1357، ص. شصت و چهار - هفتاد و هفت؛
14) نقوی، شهریار. فرهنگنویسی فارسی در هند و پاكستان. تهران: ادارهكل نگارش، 1341؛
15) نوشآبادی، تاجالدین. "فرهنگنویسی فارسی در شبه قاره". دانشنامه ادب فارسی. ج :4 ادب فارسی در شبه قاره. ص. 1963-.1980
منبع اصلی
فرهنگ های فارسی (1385). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.
نویسنده مقاله
غلامرضا امیرخانی
- [1]. Jean Chardin
- [2]. Accent
- [3]. Dialect