پرش به محتوا

نه شرقی، نه غربی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «نه شرقي، نه غربي خيراله خيري اصل «نه شرقي، نه غربي» قسمتي از شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» است كه در سال‌هاي اول انقلاب به عنوان يكي از آرمان‌هاي انقلاب اسلامي مطرح بود. شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» در اوايل انقلاب به شكل...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

نه شرقي، نه غربي

خيراله خيري اصل


«نه شرقي، نه غربي» قسمتي از شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» است كه در سال‌هاي اول انقلاب به عنوان يكي از آرمان‌هاي انقلاب اسلامي مطرح بود. شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» در اوايل انقلاب به شكل و محتواي نظامي اشاره داشت كه قرار بود به جاي رژيم شاهنشاهي برپا شود. بر اساس اين شعار نظام مطلوب و مورد خواست مردم و رهبر انقلاب- امام خميني (ره)- نظامي بود كه شكل آن جمهوري و محتواي آن اسلام بود نه نظامي مشابه نظام‌هاي مستقر در شرق آن‌گونه كه در شوروي كمونيستي حاكم بود و يا در غرب آن‌چنان كه در ايالات متحده و يا اروپاي غربي رواج داشت. امام خميني (ره) قبل از پيروزي انقلاب و تأسيس نظام جمهوري اسلامي در 24 آبان 1357 در جواب روزنامه‌نگار آلماني «جهان سوم» كه گفت: «به گفته‌ي شاه قرار است ايران ظرف بيست سال آينده به يك كشور صد درصد غربي تبديل شود...» فرمود: «... ملت ايران با داشتن مكتبي مترقي چون اسلام، دليلي ندارد كه براي پيشرفت و تعالي خود از الگوي غربي و يا كشورهاي كمونيست تقليد كند». (فارسي، ذيل واژه). به علاوه ايشان در حدود يك سال پس از تشكيل نظام جمهوري اسلامي نيز در 19 آذر ماه 1358 بر تز نه شرقي و نه غربي خود تأكيد كردند: «يك ملتي كه همه فرياد مي‌زنند ما جمهوري اسلامي مي‌خواهيم، نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي، ما ديگر حق نداريم بنشينيم و بگوييم نه، بلكه اين ملتي كه قيام كرده‌اند براي اين قيام كرده‌اند كه دموكراسي باشد...» (رمضاني، 64). هدف امام خميني تأكيد بر اين نكته بود كه هنگام طراحي جمهوري جديد ايران نبايد كوركورانه از مدل سوسياليستي شرق و يا سرمايه‌داري غرب تقليد كرد. ايشان معتقد بودند كه دموكراسي اسلامي برتر از دموكراسي‌هاي شرقي و غربي است (همان). شهيد مرتضي مطهري از نه شرقي و نه غربي به استقلال فرهنگي تعبير مي‌كند: «... حتي با اين فرض كه استقلال سياسي و استقلال اقتصادي را به دست آوريم، اگر به استقلال فرهنگي دست نيابيم، شكست خواهيم خورد و نخواهيم توانست انقلاب را به ثمر برسانيم. ما بايد نشان بدهيم جهان‌بيني اسلامي، نه با جهان‌بيني غربي منطبق است و نه با جهان‌بيني شرق، و به هيچ‌كدامشان وابسته و محتاج نيست». (مطهري، 131- 129).

امّا «نه شرقي، نه غربي» نه تنها به سياست داخلي، بلكه همچنين به استقلال سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي از بلوك شرق و غرب و در پيش گرفتن سياست عدم تعهد اشاره دارد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي سياست خارجي ايران نيز دچار تحولات بنياديني شد. سياست خارجي ايران از گرايش به اتحاد و ائتلاف با غرب به سمت ائتلاف‌زدايي و كناره‌گيري از هم‌پيماني با قدرت‌هاي غربي، به ويژه ايالات متحده سوق پيدا كرد. (نوروزي). ايران با اتخاذ سياست نه شرقي، نه غربي و نفي اتحاد با بلوك‌هاي شرق و غرب راهبرد عدم تعهد را به عنوان جهت‌گيري سازگار با تجربه تاريخي و بافت فرهنگي ايران در پيش گرفت و با خروج از سازمان پيمان مركزي يا سنتو و پيوستن به جنبش عدم تعهد و لغو بسياري از سفارش‌هاي خريد اسلحه از غرب، سياستي مستقل از قدرت‌هاي بزرگ را بر اساس «دوري‌گزيني همسان» اتخاذ كرد. (دهشيري، چرخه‌ي آرمان‌گرايي و واقع‌گرايي...)

اتخاذ سياست عدم تعهد و نفي شرق و غرب در سياست خارجي جمهوري اسلامي با الهام گرفتن از قاعده‌ي نفي سبيل در آيه‌ي 141 سوره‌ي نساء در قرآن صورت گرفته است. در اين آيه‌ي شريفه آمده است: «لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا/ خداوند براي كافران راه سلطه و نفوذ را بر مسلمانان قرار نداده است». اصل يكصد و پنجاه و ووم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به صراحت سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را بر اساس اين قاعده تعيين كرده است: «سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر اساس نفي هر گونه سلطه‌جويي و سلطه‌پذيري، حفظ استقلال همه‌جانبه و تماميت ارضي كشور، دفاع از حقوق همه‌ي مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌هاي سلطه‌گر و روابط صلح‌آميز متقابل با دول غير متحارب استوار است». در رهنمودهاي امام خميني (ره) در سياست خارجي نيز تأكيد آن حضرت بر «سياست نه شرقي، نه غربي» از باب نفي سبيل و طرد استيلاجويي و سوسيال امپرياليسم و نيز بر مبناي بينش ديني ايشان در عدم پذيرش حمايت تمامي ابرقدرت‌ها به جز قدرت خداي تبارك و تعالي بود. (دهشيري، 363): «ما منطق‌مان، [يعني] منطق اسلام اين است كه سلطه نبايد از غير بر شما باشد. نبايد شما تحت سلطه غير باشيد، ما مي‌خواهيم نباشد سلطه غير، ما اصل گفتنمان اين است كه آمريكا نبايد باشد، نه تنها آمريكا تنها، شوروي هم نبايد باشد، اجنبي نبايد باشد». (صحيفه نور، ج 2، 141- 132)

رويكردهاي رهبراين آرمانگر و واقع‌گرا در سياست خارجي ايران در اجراي سياست كلي عدم تعهد و نه شرقي و نه غربي تفاوت‌هايي با همديگر دارند. با اين حال هر دو گروه بر استقلال در سياست خارجي اجتناب از ورود به اردوگاه شرق و غرب و بهبود روابط با كليه كشورها به استثناي كشورهاي نژادپرست و استكباري تأكيد دارند. از نظر آنان راهبرد عدم تعهد جايگزيني مناسب براي ارتقاي وجهه‌ي ملي و اعتبار بين‌المللي ايران و برآورنده‌ي نيازهاي ملي و بين‌المللي كشور به شمار مي‌آيد چراكه با ساختار حكومتي جمهوري اسلامي و نيز با ويژگي‌هاي خاص تاريخي، جغرافيايي و اقتصادي ايران سنخيت دارد. (دهشيري، چرخه‌ي آرمانگرايي و واقع‌گرايي...).

منابع

1- قرآن مجيد

2- دهشيري، محمّد‌رضا، درآمدي بر نظريه سياسي امام خميني (ره)، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1379

3- دهشيري، محمّد‌رضا، چرخه‌ي آرمانگرايي و واقع‌گرايي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، فصلنامه سياست خارجي، سال پانزدهم، شماره 2، تابستان 1385

4- رمضاني، روح‌الله، چارچوبي براي بررسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، ترجمه‌ي عليرضا طيب، تهران، نشر ني، 1384

5- صحيفه نور (مجموعه بيانات امام خميني (ره))، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)

6- مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، تهران، صدرا، 1378

7- فارسي، جلال‌الدين، فرهنگ واژه‌هاي انقلاب اسلامي، بنياد فرهنگي امام رضا (ع)، 1374

8- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

9- نوروزي، نور‌محمّد، كاوشي از منظر تحليل گفتمان سياسي و پويايي در الگوي كنش سياست خارجي ايران، فصلنامه راهبرد، شماره 31، بهار 1383