پرش به محتوا

نه شرقی، نه غربی

از ویکی ایران

«نه شرقی، نه غربی» قسمتی از شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است که در سال‌های اول انقلاب به عنوان یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی مطرح بود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» در اوایل انقلاب به شکل و محتوای نظامی اشاره داشت که قرار بود به جای رژیم شاهنشاهی برپا شود. بر اساس این شعار نظام مطلوب و مورد خواست مردم و رهبر انقلاب- امام خمینی (ره)- نظامی بود که شکل آن جمهوری و محتوای آن اسلام بود نه نظامی مشابه نظام‌های مستقر در شرق آن‌گونه که در شوروی کمونیستی حاکم بود و یا در غرب آن‌چنان که در ایالات متحده و یا اروپای غربی رواج داشت. امام خمینی (ره) قبل از پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در 24 آبان 1357 در جواب روزنامه‌نگار آلمانی «جهان سوم» که گفت:

«به گفته‌ی شاه قرار است ایران ظرف بیست سال آینده به یک کشور صد درصد غربی تبدیل شود...»

فرمود:

«... ملت ایران با داشتن مکتبی مترقی چون اسلام، دلیلی ندارد که برای پیشرفت و تعالی خود از الگوی غربی و یا کشورهای کمونیست تقلید کند».[۱]

به علاوه ایشان در حدود یک سال پس از تشکیل نظام جمهوری اسلامی نیز در 19 آذر ماه 1358 بر تز نه شرقی و نه غربی خود تأکید کردند:

«یک ملتی که همه فریاد می‌زنند ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم، نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی، ما دیگر حق نداریم بنشینیم و بگوییم نه، بلکه این ملتی که قیام کرده‌اند برای این قیام کرده‌اند که دموکراسی باشد...»[۲]

هدف امام خمینی (ره) تأکید بر این نکته بود که هنگام طراحی جمهوری جدید ایران نباید کورکورانه از مدل سوسیالیستی شرق و یا سرمایه‌داری غرب تقلید کرد. ایشان معتقد بودند که دموکراسی اسلامی برتر از دموکراسی‌های شرقی و غربی است[۲]. شهید مرتضی مطهری از نه شرقی و نه غربی به استقلال فرهنگی تعبیر می‌کند:

«... حتی با این فرض که استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی را به دست آوریم، اگر به استقلال فرهنگی دست نیابیم، شکست خواهیم خورد و نخواهیم توانست انقلاب را به ثمر برسانیم. ما باید نشان بدهیم جهان‌بینی اسلامی، نه با جهان‌بینی غربی منطبق است و نه با جهان‌بینی شرق، و به هیچ‌کدامشان وابسته و محتاج نیست».[۳]

امّا «نه شرقی، نه غربی» نه تنها به سیاست داخلی، بلکه همچنین به استقلال سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی از بلوک شرق و غرب و در پیش گرفتن سیاست عدم تعهد اشاره دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی سیاست خارجی ایران نیز دچار تحولات بنیادینی شد. سیاست خارجی ایران از گرایش به اتحاد و ائتلاف با غرب به سمت ائتلاف‌زدایی و کناره‌گیری از هم‌پیمانی با قدرت‌های غربی، به ویژه ایالات متحده سوق پیدا کرد.[۴] ایران با اتخاذ سیاست نه شرقی، نه غربی و نفی اتحاد با بلوک‌های شرق و غرب راهبرد عدم تعهد را به عنوان جهت‌گیری سازگار با تجربه تاریخی و بافت فرهنگی ایران در پیش گرفت و با خروج از سازمان پیمان مرکزی یا سنتو و پیوستن به جنبش عدم تعهد و لغو بسیاری از سفارش‌های خرید اسلحه از غرب، سیاستی مستقل از قدرت‌های بزرگ را بر اساس «دوری‌گزینی همسان» اتخاذ کرد.[۵] اتخاذ سیاست عدم تعهد و نفی شرق و غرب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی با الهام گرفتن از قاعده‌ی نفی سبیل در آیه‌ی 141 سوره‌ی نساء در قرآن صورت گرفته است. در این آیه‌ی شریفه آمده است:

«لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا/ خداوند برای کافران راه سلطه و نفوذ را بر مسلمانان قرار نداده است».[۶]

اصل یکصد و پنجاه و دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به صراحت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را بر اساس این قاعده تعیین کرده است:

«سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه‌ی مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیر متحارب استوار است».[۷]

در رهنمودهای امام خمینی (ره) در سیاست خارجی نیز تأکید آن حضرت بر «سیاست نه شرقی، نه غربی» از باب نفی سبیل و طرد استیلاجویی و سوسیال امپریالیسم و نیز بر مبنای بینش دینی ایشان در عدم پذیرش حمایت تمامی ابرقدرت‌ها به جز قدرت خدای تبارک و تعالی بود.[۸]

«ما منطق‌مان، [یعنی] منطق اسلام این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد. نباید شما تحت سلطه غیر باشید، ما می‌خواهیم نباشد سلطه غیر، ما اصل گفتنمان این است که آمریکا نباید باشد، نه تنها آمریکا تنها، شوروی هم نباید باشد، اجنبی نباید باشد».[۹]

رویکردهای رهبر این آرمانگر و واقع‌گرا در سیاست خارجی ایران در اجرای سیاست کلی عدم تعهد و نه شرقی و نه غربی تفاوت‌هایی با همدیگر دارند. با این حال هر دو گروه بر استقلال در سیاست خارجی اجتناب از ورود به اردوگاه شرق و غرب و بهبود روابط با کلیه کشورها به استثنای کشورهای نژادپرست و استکباری تأکید دارند. از نظر آنان راهبرد عدم تعهد جایگزینی مناسب برای ارتقای وجهه‌ی ملی و اعتبار بین‌المللی ایران و برآورنده‌ی نیازهای ملی و بین‌المللی کشور به شمار می‌آید چرا که با ساختار حکومتی جمهوری اسلامی و نیز با ویژگی‌های خاص تاریخی، جغرافیایی و اقتصادی ایران سنخیت دارد.[۵]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. فارسی، جلال‌الدین، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، بنیاد فرهنگی امام رضا (ع)، 1374.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ رمضانی، روح‌الله، چارچوبی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ترجمه‌ی علیرضا طیب، تهران، نشر نی، 1384، ص64.
  3. مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1378، ص129-131.
  4. نوروزی، نور‌محمّد، کاوشی از منظر تحلیل گفتمان سیاسی و پویایی در الگوی کنش سیاست خارجی ایران، فصلنامه راهبرد، شماره 31، بهار 1383.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ دهشیری، محمّد‌رضا، چرخه‌ی آرمانگرایی و واقع‌گرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، فصلنامه سیاست خارجی، سال پانزدهم، شماره 2، تابستان 1385.
  6. قرآن کریم.
  7. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
  8. دهشیری، محمّد‌رضا، درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی (ره)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379، ص363.
  9. [امام] خمينی، روح‌الله، صحیفه امام: مجموعه بیانات امام خمینی (ره)، جلد 2، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1378، ص132-142.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

خیراله خیری اصل