پرش به محتوا

جمهوری اسلامی

از ویکی ایران

مفهوم جمهوری از اصطلاح لاتین Republica به معنای امر همگانی یا فعالیت عمومی مشتق شده است[۱]، در ادبیات علوم سیاسی جمهوری به حکومتی گویند که در آن، حکومت موروثی نبوده و مدت حکومتِ بالاترین مقام اجرایی کشور (ریاست جمهوری) در آن محدود و با انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم مردم می‌باشد. بنابراین جمهوری حکومتی است که در آن مردم یا قسمتی از آنان قدرت اعظم را در دست دارند[۲] نظام جمهوری با دموکراسی همپوشانی و شباهت‌های بسیاری دارد امّا این دو نوع نظام سیاسی متفاوت بوده به گونه‌ای که جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است و چنانچه بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز به این نام نامیده می‌شوند.[۳] تفاوت اصلی میان دو نوع نظام جمهوری و دموکراسی در این است که در جمهوری فراتر از منافع شخصی یا طبقاتی منافع و خیر کل جامعه قرار دارد در حالی‌ که در دموکراسی هدف تضمین آزادی‌های فردی و حقوق مدنی است.[۴]

اولین نوع نظام‌های جمهوری در رم باستان شکل گرفتند و سپس با تحولات رنسانس در اشکال قانون‌گرایی متجلی شده و در قالب جمهوری‌های ایتالیای شمالی ظاهر گردیدند و پس از آن به عنوان شکلی از حکومت در آمریکا و فرانسه و سپس سایر اروپا آشکار شدند.[۵]

در ایران نخستین بار فرقه کمونیست ایران در نخستین کنگره‌ی بزرگ خود در انزلی در ژوئن 1920، همراه با جنگلی‌های گیلان، جمهوری سوسیالیست ایران را تشکیل داد[۶] هر چند که این جمهوری مدت زیادی دوام نیاورد. پس از آن در سال 1924 م (1303 ش) رضاخان پیشنهاد داد که سلطنت قاجار را ملغی اعلام کند و حکومت ایران جمهوری گردد و رضاخان به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود (فوران، 306). امّا به دنبال افزایش مخالفت‌ها، او با عقب‌نشینی از موضع خود آشکارا پذیرفت که اندیشه جمهوری‌خواهی موجد آشوب اجتماعی است.[۷]

نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه نخستین بار در اندیشه شیعه، همراه با پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) ظاهر شد [۸] در این نظام با طرد نظام سلطنتی و همچنین سایر گزینه‌های مبتنی بر حکومت فردی و گروهی، قالب جمهوری برگزیده شد یعنی پس از آن‌که اسلام را روح و هویت ساختارها و روندها دانسته، قالبی برای آن برگزیده است که این قالب جمهوری می‌باشد بدین ترتیب نوع نظام سیاسی ترکیب جمهوری اسلامی است[۹] بنابراین در جمهوری اسلامی که از دو کلمه جمهوری و اسلامی تشکیل شده است کلمه‌ی جمهوری، شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می‌کند و کلمه اسلامی محتوای آن را... یعنی پیشنهاد می‌کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود و در مدار اصول اسلامی حرکت کند... به این ترتیب جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب رئیس حکومت از سوی عامه مردم است برای مدت موقت و محتوای آن هم اسلامی است.[۱۰] آیت‌الله بهشتی نیز در مورد چگونگی تشکیل این نوع نظام فرمودند:

عنوان نظام ما باید نظام امت و امامت باشد. منتهی در اثنای انقلاب چون این عنوان هنوز برای توده مردم روشن نبود، به عنوان شعار اول «حکومت اسلامی» انتخاب شد که بسیار هم خوب و گویا بود و سپس وقتی معلوم شد این نظام حکومتی رئیس‌جمهور هم دارد آن‌وقت گفته شد «جمهوری اسلامی» ولی نام راستین و کامل نظام، نظام امت و امامت است.[۱۱]

در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تقریباً تمام نیروهای سیاسی چهارگانه مذهبی، لیبرال، سوسیالیست و التقاطی (به استثنای معدودی سلطنت‌طلب) با نفی حکومت سلطنتی و روی کار آمدن حکومتی در شکل جمهوری موافق بودند با این همه، این نیروها درباره نوع این جمهوری با یکدیگر اختلاف نظر داشتند مثلاً گروهی به نام نهضت رادیکال (انشعابی از جبهه ملی) در آستانه تشکیل کنگره خود، خواستار تشکیل حکومت جمهوری (جمهوری صِرْف) شدند. کانون نویسندگان، حزب ناسیونال دموکرات ایران و احزاب کرد خواستار تشکیل جمهوری دموکراتیک ایران بودند. افرادی به صورت منفرد نیز خواستار تشکیل جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی بوده و نهضت آزادی و مهدی بازرگان خواهان تشکیل جمهوری دموکراتیک اسلامی شدند.[۱۲] این تمایلات در حالی مطرح می‌شد که به صراحت در فرمان امام برای تشکیل دولت موقت، رفراندوم برای استقرار جمهوری اسلامی ذکر شده بود و در همه مصاحبه‌ها و اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های امام نیز فقط از جمهوری اسلامی به عنوان رژیم آینده یاد شده و شعار مردم نیز به نام حکومت اسلامی و یا جمهوری اسلامی بود.[۱۳] بنابراین امام خمینی (ره) به نفی واژه جمهوری به صورت مطلق- بدون پسوند اسلامی- پرداخته و فرمودند:

آن‌که ملت ما می‌خواهد جمهوری اسلامی است نه جمهوری فقط.[۱۴] آن‌هایی که در نوشته‌هایشان از جمهوری دم می‌زنند، جمهوری فقط، یعنی اسلام نه، آنها می‌خواهند باز همان مصائب را با فرم دیگر برای ما به بار بیاورند.[۱۵]

امام همچنین سایر اشکال جمهوری را نیز رد کرده و فرمودند:

اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الآن مشغول فعالیت هستند جمهوری که می‌گویند... یا جمهوری دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی... این همان معنایی است که دشمنان ما می‌خواهند. دشمنان ما از جمهوری نمی‌ترسند از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند. آن‌که تودهنی به آنها زد جمهوری نبود، جمهوری دموکراتیک هم نبود، جمهوری دموکراتیک اسلامی هم نبود، جمهوری اسلامی بود.[۱۶] [آیا] بچه‌های ما برای این‌که همان جمهوری که در شوروی هست، همان جمهوری که کمونیست‌ها می‌خواهند [شهید شدند؟]... ما خون دادیم برای آن جمهوری؛ ما خون دادیم برای جمهوری غرب!؛ ما برای اسلام خون دادیم. جوانان ما برای اسلام خون دادند[۱۷] همه این‌ها غلط است... من رأی خودم را به جمهوری اسلامی می‌دهم. به حکومت اسلامی، به جمهوری اسلامی، نه یک حرف زیاد، نه یک حرف کم.[۱۸]

بالاخره در روز 12 فروردین 1358 رفراندومی برای تعیین نوع رژیم آینده برگزار گردید. در واقع همان‌گونه که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام در صحبت‌ها و پیام‌های مختلف خویش گفته بودند که نظام «جمهوری اسلامی» به رأی گذاشته خواهد شد حال زمان عمل کردن به این قول و وعده رسیده بود. این رفراندوم که بزرگترین و مهم‌ترین رأی‌گیری در تاریخ سیاسی ایران می‌باشد به منظور تغییر شکل حکومت ایران صورت گرفت. رفراندوم یا همه‌پرسی از آحاد ملت ایران برای تعیین شکل حکومت، به طریقی که همه‌ی اقشار جامعه بتوانند با آزادی کامل رأی خود را به صورت مخفی اعلام کنند، صورت پذیرفت و ملت ایران با حضور گسترده خود و با اکثریت قریب به اتفاق 98/8 درصد به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و در تاریخ 12 فروردین 1358 جمهوری اسلامی به صورت نظام حاکم بر ایران اعلام گردید و تثبیت شد.[۱۹] نوع نظام «جمهوری اسلامی» در پیش‌نویس قانون اساسی نیز با این بیان که «نظام جمهوری اسلامی، نظامی است توحیدی بر پایه فرهنگ اصیل و پویا و انقلابی اسلامی با تکیه بر ارزش و کرامت انسان و مسؤولیت او درباره‌ی خویش، نقش بنیادی تقوی در رشد او، نفی هر گونه تبعیض و سلطه‌جویی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و ضرورت استفاده از دستاوردهای سودمند علوم و فرهنگ بشری، در عین التزام کامل به همه تعالیم اسلام»، ذکر شده بود.[۲۰] علاوه بر این در اصل اول قانون اساسی نیز حکومت ایران، جمهوری اسلامی بیان شد که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه‌اش به حکومت حق و عدل قرآن... به آن رأی مثبت داده است.[۲۱] بنابراین نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نوعی حکومت جمهوری تحت ارشاد ولایت مُطلقه فقیه می‌باشد که از آن به مردم‌سالاری دینی نیز یاد می‌شود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بال، ترنس، دگر، ريچارد، «ايدئولوژی‌های سياسی و آرمان دموكراتيک»، ترجمه احمد صبوری، تهران، دفتر مطالعات سياسی و بين‌المللی وزارت امور خارجه، 1382، ص25.
  2. پازارگاد، بهاءالدين، «تاريخ فلسفه سياسی»، ج 2، تهران، كتابفروشی زوّار، 1359، ص698-699.
  3. آشوری، داريوش، «دانشنامه سياسی»، تهران، مرواريد، 1378، ص11.
  4. بال، ترنس، دگر، ريچارد، «ايدئولوژی‌های سياسی و آرمان دموكراتيک»، ترجمه احمد صبوری، تهران، دفتر مطالعات سياسی و بين‌المللی وزارت امور خارجه، 1382، ص36.
  5. پتی، فيليپ، «جمهوری‌خواهی، نظريه‌ای در آزادی و حكومت»، ترجمه فرهاد مجلسی‌پور، تهران، شيرازه، 1382، ص37.
  6. آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدی و ابراهيم فتاحی، تهران، نی، 1379، ص144-145.
  7. آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدی و ابراهيم فتاحی، تهران، نی، 1379، ص167.
  8. فيرحی، داوود، «نظام سياسی و دولت در اسلام»، تهران، سمت، قم، مؤسسه آموزش عالی باقرالعلوم (ع)، 1382، ص241.
  9. زرنگ، محمّد، سرگذشت قانون اساسی در سه كشور ايران، فرانسه و آمريكا، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص152.
  10. مطهری، مرتضی، پيرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1378، ص79-80.
  11. حسينی بهشتی، سيد محمّد، مبانی نظری قانون اساسی، تهران، بقعه، 1377، ص15.
  12. خواجه سروی، غلامرضا، رقابت سياسی و ثبات سياسی در جمهوری اسلامی ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص233-234.
  13. محمّدی، منوچهر، تحليلی بر انقلاب اسلامی، تهران، اميركبير، 1378، ص163.
  14. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص129.
  15. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص181.
  16. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 6، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص256.
  17. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 6، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص257.
  18. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص186.
  19. سائلی كرده ده، مجيد، شورای انقلاب اسلامی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص172-175.
  20. حسينی بهشتی، سيد محمّد، مبانی نظری قانون اساسی، تهران، بقعه، 1377، ص54.
  21. قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، تهران، دوران، 1379، ص25.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

مهدی جانعلیان