پرش به محتوا

رضا شاه پهلوی

از ویکی ایران
رضا شاه پهلوی برگرفته از وبسایت ویستا قابل بازیابی ازhttps://vista.ir/m/a/ul6tk

پهلوی، رضا شاه (1295ق / 1878م / 1256-1323ش). بنیانگذار و نخستین پادشاه سلسله سلطنتی پهلوی (حک 1304-1320ش).

در قریه آلاشت سوادکوه مازندران در یک خانواده نظامی به دنیا آمد. او آخرین فرزند عباسعلی خان یاور (سرگرد) از افسران هنگ سوادکوه و بانو نوش‌آفرین بود که چند روز پس از تولد با درگذشت پدر به همراه مادرش رهسپار تهران شد و تحت سرپرستی دایی خود قرار گرفت[۱].

رضا از طریق دایی خود به عنوان پیاده قزاق وارد بریگاد قزاق* شد. نخستین منصب او وکیل‌باشی (جانشین) گروهان شصت تیر بود که به تدریج سبب شهرت او به رضا خان شصت تیر شد[۲].

او در 20 سالگی با درجه معادل ستوانی افسر قزاق شد و در طول 20 سال خدمت به منظور سرکوب شورشیان به اقصی نقاط کشور سفر کرد[۳] و مدتی نیز مأمور حراست از سفارتخانه‌های هلند، آلمان و بلژیک شد. تهور، جسارت و استعداد در زمینه فراگیری امور نظامی عامل اصلی پیشرفت رضا خان بود[۴]. در جنگ جهانی اول* زمانی که با درجه سرهنگی، فرماندهی گردان پیاده همدان را بر عهده داشت با زمینه‌سازی انگلیسی‌ها به عنوان مهره‌ای برای تسویه لشگر قزاق از فرماندهی هواخواه حکومت انقلابی روسیه (سرهنگ کلرژه) [Clerge]وارد عمل شد و ضمن موفقیت در کنار زدن آن‌ها در 1336ق / 1918م / 1296ش به ریاست فوج تیراندازان همدان منصوب شد. این اقدام رضا خان که نخستین مورد همکاری وی با انگلیسی‌ها بود به کودتای اول رضا خان معروف شد[۵].

انعقاد قرارداد 1919م بین ایران و انگلستان که بریتانیا را برای مداخله در امور داخلی ایران کاملاً مختار می‌ساخت و عملاً از مداخله سایر قدرت‌ها مانع می‌گشت، با مخالفت شدید افکار عمومی در داخل (قیام شیخ محمد خیابانی در آذربایجان و نهضت جنگل* در گیلان) و متحدین بریتانیا در جنگ جهانی اول در خارج از کشور مواجه شد[۶][۷].

بریتانیا با علم به این که قرارداد 1919م قابل اجرا نیست و از طرفی خطر نفوذ بلشویک ها در ایران جدی است، تصمیم گرفت از طریق کودتا به وسیله یک ایرانی قدرتمند، قدرت مرکزی تهران را بر سراسر کشور برقرار ساخته و مانع پیشرفت رژیم مستقر در شمال ایران شود. در نتیجه رضا خان با حمایت بریتانیا و بعضی رجال سیاسی در سوم حوت (اسفند) 1299ش به همراه 3 هزار قزاق ایرانی وارد تهران شد و پس از اشغال پایتخت دولت را سرنگون کرد[۸].

رهبر سیاسی کودتا، سید ضیاءالدین طباطبایی، روزنامه‌نگار هواخواه بریتانیا پس از کودتا به نخست‌وزیری منصوب شد و رضا خان با دریافت لقب سردار سپه از سوی احمدشاه به درجه سرداری رسید[۹]. احراز پست وزارت جنگ در کابینه سید ضیاء زمینه افزایش قدرت رضا خان را فراهم ساخت. او در اندک زمانی توانست در 1302ش به مقام نخست‌وزیری برسد و و در اوایل 1302ش  لقب فرماندهی کل قوا را از مجلس دریافت کند. سرانجام مجلس شورای ملی در 9 آبان همان سال احمد شاه قاجار را از سلطنت خلع کرد و پس از تشکیل مجلس مؤسسان*، آن مجلس در 21 آذر همان سال سلطنت مشروطه ایران را به رضا شاه تفویض نمود.

او در 4 اردیبهشت 1305ش به عنوان اولین پادشاه سلسله پهلوی، تاجگذاری کرد[۱۰]. رضا شاه به منظور تحکیم و تثبیت قدرت سیاسی خود، مجلس را به نهادی مطیع و تشریفاتی تبدیل کرد، احزاب سیاسی کشور را از بین برد، روزنامه‌های مستقل را تعطیل و مصونیت پارلمانی نمایندگان را سلب و برای ایجاد یک جامعه شبه غربی اقدام به اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کرد[۱۱].

رضا خان به منظور حفظ امنیت داخلی اقدام به پایه‌گذاری ارتش نوین و قوای پلیس و ایجاد نیروی هوایی و دریایی[۱۲][۱۳] و برای تأمین نیروی لازم اقدام به اجرای قانون سربازگیری اجباری کرد. طبق این قانون همه مردان جوان می‌بایست دو سال کامل در خدمت نیروهای مسلح قرار می‌گرفتند. این اقدام با مخالفت افکار عمومی مواجه شد[۱۴]. از اقدامات دیگر رضا شاه سرکوب و از بین بردن قدرت عشایر و رؤسای آنها و مبارزه با نظام زندگی ایلی به انگیزه جایگزین کردن نظام نوین زندگی اجتماعی بود[۱۵].

رضا شاه به دلیل تمایل به ارائه تصویری مدرن از یک جامعه اساساً سنتی به اقداماتی نظیر: پوشیدن لباس‌های مدل غربی به جای لباس‌های محلی سنتی (1307ش) استفاده از نام خانوادگی اروپایی (1304ش)، ایجاد تقویم غیراسلامی، اقدام برای بهبود موقعیت زنان در جامعه (1313ش) و دستور کشف حجاب (1314ش) دست زد[۱۶][۱۷]. از اقدامات او در زمینه توسعه فرهنگی تأسیس دانشگاه تهران در (1313ش)[۱۸][۱۹]، اعزام دانشجو به خارج، تأسیس رادیو و خبرگزاری پارس*، تغییر نام رسمی کشور از پرشیا به ایران (1313ش) و تأسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به منظور خارج کردن کلمات بیگانه از زبان فارسی بود[۲۰]. رضا شاه برای تقویت روابط خارجی کشور در اولین سفر سیاسی خود در 1313ش عازم ترکیه شد. او سپس برای ایجاد یک شبکه ائتلافی با همسایگان خود (ترکیه، عراق، افغانستان) قراردادی منعقد کرد که به پیمان سعدآباد معروف شد[۲۱]. امضای این قرارداد و قراردادهای مشابهی که با کشورهای ژاپن، شوروی و آلمان منعقد شد، ازدواج ولیعهد، محمدرضا (← پهلوی، محمدرضا شاه)، با شاهزاده فوزیه، خواهر ملک فاروق، و در نهایت امضای منشور سازمان ملل سبب ارتقاء وجهه بین‌المللی ایران شد[۲۲][۲۳].

رضا شاه برای رهایی از آسیب‌پذیری از جانب کشورهای انگلستان و شوروی با آلمان که از جمله کشورهای پیشرفته در زمینه علم و تکنولوژی بود، رابطه برقرار کرد[۲۴][۲۵]. در 1311ش / 1932م به منظور کم‌رنگ کردن حضور بیگانگان در کشور تصمیم به لغو امتیازنامه دارسی[Darcy] که از نظر ایرانیان استثمارگرانه بود، گرفت که با واکنش تند بریتانیا مواجه شد و ناگزیر به عقد قراردادی دیگر با این کشور شد[۲۳][۲۶].

رضا شاه برای تحقق اهداف خود در زمینه توسعه اقتصادی تصمیم به احداث شبکه راه‌آهن* (1305-1317ش) و ساخت جاده‌های جدید گرفت. او با اعطای وام‌های کم‌بهره به کارخانه‌داران از طریق بانک ملی و ایجاد انحصارات دولتی و بالا بردن تعرفه‌ها، شمار کارخانه‌های صنعتی مدرن را افزایش داد[۲۷]. بارزترین نماد صنعتی شدن انحصارهای دولتی از قبیل کارخانه‌های توتون، سیمان و نیروگاه بود.

پس از شروع جنگ جهانی دوم و آغاز حمله آلمان به اتحاد شوروی که بریتانیا و شوروی را به متفقین زمان جنگ تبدیل کرد، حضور چشمگیر آلمان‌ها در ایران سوء ظن بریتانیا و شوروی را برانگیخت. واکنش ایران در مقابل وقوع جنگ اعلام بی‌طرفی بود که این امر با توجه به وابستگی بریتانیا به نفت ایران و نیز مرز مشترک ایران و شوروی و نیاز به استفاده از خط راه‌آهن ایران برای انتقال ادوات جنگی برای این کشور از سوی بریتانیا پذیرفتنی نبود. در نتیجه نیروهای متفقین در شهریور 1320ش ایران را مورد تهاجم قرار دادند. ناتوانی ارتش ایران در دفاع از کشور سبب شد تا ایران تسلیم نیروهای متفقین شود و رضا شاه ناگزیر با اعلام جانشینی محمدرضا پهلوی، ولیعهد، به عنوان پادشاه ایران از سلطنت استعفا کرد[۲۸][۲۹].

رضا پهلوی پس از استعفا به جزیره موریس در اقیانوس هند رفت و بعد از مدتی اقامت رهسپار ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی شد و تا زمان مرگش به حالت تبعید در آنجا ماند[۳۰]. در 13 اردیبهشت 1329ش جنازه او را به ایران آوردند و در مقبره مخصوص درکنار بارگاه حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند[۳۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   پهلوان، كیوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نیای لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383، ص 245.
  2.   بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. تهران: امیركبیر، 1357، ج 1، ص 70-71.
  3. طلوعی، محمود. پدر و پسر (ناگفته‌ها از زندگی و روزگار پهلوی‌ها). تهران: علم، 1374، ص 23.
  4.    پهلوان. کیوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نیای لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383. ص 287-288.
  5. کیوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نیای لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383. ص 391-393.
  6. طلوعی. محمود. پدر و پسر (ناگفته‌ها از زندگی و روزگار پهلوی‌ها). تهران: علم، 1374. ص 32-34.
  7. زونیس، ماروین. شکست شاهانه. ترجمه اسماعیل زند و بتول سعیدی، تهران: نور، 1371، ص 47.
  8. طلوعی.محمود. پدر و پسر (ناگفته‌ها از زندگی و روزگار پهلوی‌ها). تهران: علم، 1374 . ص 49؛ زونیس. ماروین. شکست شاهانه. ترجمه اسماعیل زند و بتول سعیدی، تهران: نور، 1371. ص 49.
  9.   آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377، ص 147.
  10. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 149 و 150.
  11. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 172-174.
  12.  سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 25.
  13. Hambly, G.R. "The Pahlavi Autocracy: Rizāshāh", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge, Cambridge University Press, 1991, PP. 225.
  14. آبراهامیان.یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 164.
  15. پهلوان.کیوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نیای لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383 . ص 683.
  16.   آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 174، 178، 179.
  17. پهلوان. کیوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نیای لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383. ص 535؛ سلسله پهلوی ... . ص 39.
  18. سلسله پهلوی ... . و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 36.
  19. Hambly, G.R. "The Pahlavi Autocracy: Rizāshāh", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge, Cambridge University Press, 1991, PP. 231.
  20. آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377. ص 177 و 178.
  21. زونیس. ماروین. شکست شاهانه. ترجمه اسماعیل زند و بتول سعیدی، تهران: نور، 1371 . ص 51.
  22. سلسله پهلوی .... و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372 ، ص 51 و 52.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Hambly, G.R. "The Pahlavi Autocracy: Rizāshāh", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge, Cambridge University Press, 1991, PP. 239-240.
  24.  سلسله پهلوی .... و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372 ، ص 51 و 52، ص 54.
  25. Hambly, G.R. "The Pahlavi Autocracy: Rizāshāh", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge, Cambridge University Press, 1991, PP. 239-241.
  26.  سلسله پهلوی .... و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372 ، ص 51 و 52.
  27. آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377. ص 181-182.
  28. فردوست، حسین. ظهور و سقوط سلسله پهلوی. تهران: اطلاعات، 1370، ج 1، ص 86-91.
  29. زونیس. ماروین. شکست شاهانه. ترجمه اسماعیل زند و بتول سعیدی، تهران: نور، 1371. ص 25.
  30. پهلوان. کیوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نیای لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383. ص 833.
  31. فردوست. حسین. ظهور و سقوط سلسله پهلوی. تهران: اطلاعات، 1370، ج 1. ص 97.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

الهه جواهری