پرش به محتوا

بریگاد قزاق

از ویکی ایران

بریگاد قزاق، یک تیپ نظامی ایرانی با ساختار و فرماندهی روسی در دوره قاجار (1296- 1920م / 1879- 1338ق). بریگاد قزاق در آغاز مرکب از دو فوج سوار و یک دسته موزیک پس از سفر ناصرالدین شاه به روسیه[۱]، تحت نظر صاحب منصبان و مربیان روسی تزاری و از روی اصول و نظامات قزاق تزاری، توسط چهار صاحب منصب جزء روسی شکل گرفت[۲]، و رفته رفته تشکیلات آن توسعه یافت. در طول حیات چهل ساله این ‌نیرو دوازده فرمانده روسی به ریاست آن رسیدند[۳].

اولین آن‌ها، سرهنگ دومانتویج [Colonel Domantouij]که به همراه سه افسر مربی و پنج افسر دیگر مأمور تشکیل فوج پانصد نفری قزاق در تهران شد و بعد از او چارکوفسکی[Charkovsky] به این مقام رسید[۴]. این بریگاد از دو هنگ بومی و هنگ مهاجر که اغلب کرد، شاهسون و افغان تحت تعلیمات مربیان روسی بودند تشکیل می‌شد. فرمانده بریگاد تابع شخص شاه بود[۵] و این بریگاد در تهران، با موقعیت نظامی، سیاسی و مالی خود، مثل پیش قراول ارتش تزاری در ایران بود که آلت دست حکومت پترزبورگ و مهم‌ترین تکیه‌گاه محمدعلی شاه و اعمال سیاست‌های استبدادی به شمار می‌رفت. چنان‌که پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی (1326ق) توسط لیاخوف روسی، [Liakhov Russian]محمدعلی شاه به او گفت: «تاج و تختم را نجات دادی»[۶]. بیشتر افرادی که وارد بریگاد قزاق می‌‌شدند با پوشیدن اونیفورم قزاقی رعب خود را در دل‌ها جا داده و به مقاصد تجاوزکارانه خود جامه عمل می‌پوشاندند، همین عامل موجب انزجار مردم از آن‌ها می‌‌شد[۷].

در سال دوم جنگ جهانی اول متفقین توسعه این نیرو را لازم شمردند؛ و این بریگاد تبدیل به دیویزیون[division] شد[۸]. این نیرو در سقوط قاجاریه و روی کار آمدن سلسله پهلوی نقش مهمی داشت. رضا خان میرپنج از افرادی بود که به بریگاد قزاق وارد شد و با کنار زدن افسران روسی قزاق خود فرماندهی آن را بر عهده گرفت. او با در هم آمیختن عناصر قوای قزاق، بریگاد مرکزی و نیز ژاندارمری، وزارت جنگ را تشکیل داد و زمینه را برای سلطنت خود فراهم کرد[۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ساوجبلاقی، اکبر. نیم قرن تاریخ ارتش شاهنشاهی ایران. ج1، تهران: بی‌نا، 1320، ص132.
  2. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران، 1377، ذیل کلمه بریگاد.
  3. بابایی، غلامرضا. تاریخ ارتش ایران از هخامنشی تا عصر پهلوی. تهران: آشیان، 1382، ص80.
  4. تیموری، ابراهیم. عصر بی‌خبری یا تاریخ امتیازات در ایران. تهران: اقبال، 1332، ص311.
  5. جرج. ن، کرزن. ایران و قضیه ایران. ترجمة وحید مازندرانی، ج1، تهران: علمی و فرهنگی، 1362، ص745.
  6. م. پاولویچ، تریا؛ س. ایرانسکی، انقلاب مشروطیت ایران و ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی آن. ترجمه م. هوشیار، تهران: نقش جهان، 1330، ص103.
  7. تاریخ ارتش ایران. ص80.
  8. مورخ‌الدوله، سپهر. ایران در دو جنگ بزرگ (18- 1914). تهران: ادیب، 1362، ص272.
  9.  ارتش عصر پهلوی. گروه تاریخ معاصر موسسه فرهنگی بزرگ اندیشه، تهران: جهان کتاب، 1379، ص240.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

مریم غلامعلی زاده