پرش به محتوا

پیکرنگاری درباری

از ویکی ایران

پیکرنگاری درباری، سبکی در نقاشی ایرانی  که در اواخر سده 12ق / 18م اغلب با موضوع پیکرنگاری درباریان با تلفیقی از معیارهای نقاشی اروپایی و نگارگری ایرانی، در دربار فتحعلی شاه پدید آمد[۱].

شاه قاجار شماری از برجسته‌ترین هنرمندان را در پایتخت (تهران) گرد آورد و آنها را به کار نقاشی پرده‌های بزرگ اندازه برای نصب در کاخ‌های نوساز گماشت[۲]. پیکرنگاری درباری تلفیقی میان عناصر طبیعت گرای اروپایی و شیوه سنتی آرمانی نمودن واقعیت بود. در این مکتب پیکر انسان اهمیت اساسی پیدا کرد و اشخاص نمونه‌وار و به طرزی قراردادی تصویر شدند[۱]. مردان غالباً با سبیل و ریش بلند، کمر باریک، نگاه خیره و زنان با چهره بیضی، ابروان پیوسته، چشمان سرمه کشیده و انگشتان حنا بسته، همگی در جامگان زربفت و مرواریدنشان تصویر می‌شدند[۳] و به جز چهره‌ها و دستان که سایه‌پردازی می‌شد. مابقی عناصر تصویر به شکل دو بعدی و پر از نقش نگار به تصویر در می‌آمد[۴]. ویژگی‌های این مکتب عبارتند از: ساختار متقارن بر اساس خطوط افقی و عمودی و منحنی؛ تلفیق نقشمایه‌های تزئینی و تصویری؛ رنگ گزینی محدود (با تسلط رنگ‌های گرم خصوصاً قرمز)؛ با کاربست رنگ روغن به روش خاص[۱].

میرزا بابا، محمدصادق و باقر از بنیانگذاران این مکتب بودند و از نمایندگان دیگر این سبک می‌توان به مهرعلی اصفهانی، محمدحسن، ابوالقاسم و احمد اشاره کرد[۵].

این مکتب که تا حد زیادی وابسته به فتحعلی شاه بود، پس از مرگ او رو به افول گذارد (1250ق)[۶].

علی بوذری

کتابشناسی

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ پاكباز، روئين (1378). دايرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 147.
  2. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 150.
  3. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 151.
  4. شریف‌زاده، عبدالمجید (1375). تاریخ نگارگری در ایران. تهران: حوزه هنری، ص 174.
  5. رابینسن، ب. و (1376). هنر نگارگری ایران. ترجمه یعقوب آژند، تهران: مولی، ص 86-89.
  6. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 158.