ارگ
ارگ يا ارك، واژهاي پهلوي به معني دژ، كهندژ (قهندز) با ديوارهاي ستبر و استوار و مقر حكمرانان، پادشاهان و نظاميان و خدمتكاران آنها در مركز اداري و سياسي شهر يا قلعههايي بزرگتر.
بناي ارگ و دژهايكهن در ايران به زماني باز ميگردد كه يكجانشينان به دلايل گوناگون و مطابق شرايط مختلف اقليمي اين سرزمين انواع مختلفي از حصارهاي گرد سكونتگاه را با برج و باروهاي ستبر برآوردند. از اين رو تاريخ دقيقي براي ارگسازي در ايران نميتوان برشمرد. اما از كاوشهاي باستانشناسي پيداست كه به قدمت شهرنشيني در ايران ميباشد. در منابع تاريخي پيش از اسلام، ارگ و ارگبذ بسيار به كار رفتهاند. برخي برآنند كه از نام كوه اَرَكَدْري[1] محل شورش گئومات مغ در برابر داريوشيكم* ياد شده در سنگ نبشتة بيستون* ميتوان واژة ارك (ارگ) را بازيافت.1 يونانيان بناهاي برفراز كوه و بلندي را آكروپوليس[2] (ارگ شهر)، برخي واژههاي آركس[3] لاتيني و دونژن[4] نورمني[5] به معني قلعه(كلا) و برج را با آن يكي ميدانند.2
اما پيداست كه همة ارگها در بلندي بنا نشدهاند، مانند ارگهاي بخارا، تهران و شيراز كه در دشت بنا شدهاند. بستر مرتفع برخي ارگها نيز از خاك دست ريز يا تخريبها و ساخت و سازهاي پياپي بهوجود آمده است. ارگ مشرف بر شهرهاي قديم و دربرگيرندة ساختار سياسي- نظامي و بخشي از شهر بود. از اين رو ارگهاي وسيعي مانند بم، تنها بخش حاكمنشين شهر كُهن بودند.3 ارگ در معناي كلي با قلعه تفاوتهايي دارد كه مهمترين آن وابستگي ارگ به شهر ميباشد در حالي كه بيشتر قلعهها مستقل از شهرها بودند، و ارگ تلقي نميشدند، مانند قلعه لمبسر و الموت.4
دلايل جغرافيايي مانند موقعيت طبيعي وشرايط اقليمي، بستر و محل بناي ارگ، شرايط اقتصادي مانند وجود بازارها و تلاقي يا گذر راههاي تجاري، شرايط سياسي تدافعي در بناي ارگها و نوع آنها دخالت داشتهاند.5 بر اين اساس، بخشهاي گوناگون مانند: آب انبار يا چاه آب، سربازخانه، حاكمنشين، پرستشگاه، زندان، طويله، برجهاي ديدهباني، دروازههاي چندگانه، خندق، وجود كنگرهها و جانپناهها و حتي چند ضلعي بودن باروها نشان از كاربرد ويژة ارگ دارند. از اين رو ارگ هستة مركزي در ادارة شهر بود كه در مواقع ضروري ميتوانست جانپناه مردم بيرون از آن و ساكنان روستاها و محلههاي «بيروني» شهر نيز باشد. ارگهاي بخارا، سمرقند، نارين قلعة ميبد، بم، كرمان، شيراز، تبريز، تهران، زرنگ و بمپور (ايرانشهر) كه هركدام مشخصات ويژهاي در معماري و شهرسازي دارند مورد پژوهشهاي مختلف تاريخي، باستانشناسي و معماري قرار گرفتهاند تا كاركرد واقعي هر يك شناخته شود.6
بخشهاي غيردفاعي برخي از اين ارگها بر ساختار معماري دفاعي آن برتري داشته است چنانكه مطابق منابع موجود مسجد جامع عليشاه در تبريز را ارگ عليشاه ميگفتهاند.7 اما در ارگ بم، تأسيسات حكومتي و نظامي آن مهمترين و بزرگترين بخشها را شامل ميشده است. در اين ارگ عوامل تجاري و دفاعي، باعث گرديد تا هم برج و باروهاي آن متناسب با شرايط نظامي ساخته شود و هم سربازخانه، قورخانه، بازار، چهارسوق، كاروانسرا و اصطبل مهمترين بخشهاي آن به شمار روند.8 ارگها باروهايي چند داشتند كه آنها را از شارستان جدا ميكرد و شارستان نيز با بارويي از ربض كه شامل باغ و كشتزار بود جدا ميشد.9 كاوشهاي باستانشناسي در شهرهايي مانند هگمتانه* و تصويرهاي بهدست آمده از شهرهاي باستاني به ويژه كيشيرم دورة مادي، دژه مادي شاروكين از قرن هشتم پ.م، دژ ماننا قرن هفتم پ.م10، بيانگر آن است كه اين باروها به مانند باروهاي ارگ بم يكي بر ديگري مشرف بوده و درون آخرين بارو حكمران سكونت داشته است. برخي بناهاي مطبق مانند چغازنبيل شوش كه كاركرد مذهبي داشته نيز بيش و كم استحكاماتي شبيه به اين بناها داشته است. از ساختار معماري ارگها بر ميآيد كه بنياد ارگهاي دورة اسلامي بر بستر ارگهاي پيش از آن بنا شده و مطابق شرايط زماني الحاقاتي بر آنان افزوده شده است.11
مآخذ:
1. رجبي، پرويز. «ارگ»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: 1375، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج 7، ص 656.
2. Perry. J. R. ((Arg)), Encyclopaedia Iranica. London, Boston. 1988, p. 395.
3. گوبه، هانيس. «ارگ بم»، نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران. ترجمة كرامتالله افسر، به كوشش محمد يوسف كياني، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ص 304.
4. ستوده، منوچهر. «ارگ»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي. تهران: 1375، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج 7، ص 658.
5. ذكاء، يحيي. «مفهوم دژ و ارگ يا هستة مركزي ايجاد شهرها در ايران»، مقالات كنگرة تاريخ معماري و شهرسازي ايران. تهران: 1374، سازمان ميراث فرهنگي كشور، ج1، ص226.
6. Perry. Ibid. p. 395-396.
7. Afšar. K. ((Arg-e ALišah)), Encyclopaedia Iranica. 1988. p. 397.
8. كريمي، اصغر. «معماري ارگ بم و صنعت ابريشم»، مقالات كنگره معماري و شهرسازي. تهران: 1374، سازمان ميراث فرهنگي كشور، ج2، ص256.
9. ستوده، منوچهر. حدود العالم من المشرق الي المغرب. تهران: 1340، طهوري، ص117.
10. دياكونوف، ا. م. تاريخ ماد. ترجمة كريم كشاورز، تهران: 2537 (1357)، پيام، ص178-199.
11. پازوكي طرودي، ناصر. استحكامات دفاعي در ايران دورة اسلامي. تهران: 1376، سازمان ميراث فرهنگي كشور، صفحات مختلف.
حسن باستانی راد
[1]. Arakadri
[2]. Akropolis
[3]. Arx
[4]. Donjon
[5]. Norman