رضاع
رضاع، بچه را به دايه دادن؛ شير دادن كودك خود با كودك ديگر.
رضاع، در لغت، مكيدن شير از پستان مادر، شير خوردن، نيز بچه را به دايه دادن1 است و در فقه، عبارت است از رابطهاي كه به دنبال شير دادن زن به بچهاي، ميان آن بچه با زنِ شير دهنده و خويشاوندانش پديد ميآيد.2 مادة 1176ق.م، تصريح ميكند: «مادر مجبور نيست كه به طفل خود شير بدهد، مگر در صورتي كه تغذيه طفل به غير شير مادر ممكن نباشد». فقهاي شيعه بر اين نظرند كه شير دادن به فرزند بر مادر واجب نيست3 اما، فقهاي اهل سنت تقريباً بر اين نظرند كه شير دادن به فرزند بر مادر واجب بوده و اگر از اين كار سرباز زند در برابر خداوند مسئول است. بر مادر واجب است كه اولين شير را به فرزند خود بدهد و مستحب است كه تا دو سال مادر عهدهدار شير دادن به فرزند خود باشد.4 صاحب جواهرالكلام معتقد است اگر كودك مالي داشته باشد و يا پدرش مؤسر (توانگر) باشد ميتواند اجرت شيري را كه به فرزند داده است، مطالبه كند.5 رضاع بايد با رعايت شرايط زير باشد: 1) حمل زن مرضعه از نكاح باشد؛ 2) ارتضاع به مقداري باشد كه در بند طفل گوشت روياند و استخوان او را محكم كند و يا طفل يك روز و يك شب ارتزاق كرده باشد؛ 3) سن طفل كمتر از دو سال باشد؛ در زمان ارتضاع زن ديگري طفل را شير نداده باشد. محرمات رضاع، عبارتند از: 1) اصول شخص رضاعي اما در وجدات، كه بر شير خورده حرام هستند؛ 2) فروع رضاعي هر چند كه فروتر روند، مانند دختر، دخترِ دختر و...؛ 3) فروع پدر و مادر رضاعي، مانند خواهر رضاعي، برادرزادههاي رضاعي، دختران رضاعي؛ 4) فروغ مستقيم جد و جدّة رضاعي مانند عمهها و خالهها؛ 5) مادر و جدّات زوجه هر چند بالا روند؛ 6) زوچه پدر و جدّ رضاعي و هر چند بالا روند؛ 7) زن پسر رضاعي و پسران او هر چند پايينتر روند، و نيز پسر دختر رضاعي؛ 8) دختر رضاعي و خواهر دختر پسر رضاعي بر شخص حرام نيستند.6
مآخذ:
1. دهخدا، علياكبر. فرهنگ لغت دهخدا. ؛ اقرب الموارد؛ ناظمالاطباء.
2. انصاري، مسعود؛ طاهري، محمدعلي. دانشنامة حقوق خصوصي. ج2/1027.
3. نجفي، محمدحسن. جواهرالكلام. دارالاحيا التراث العربي. 31/272.
4. دانشنامة حقوق خصوصي. همانجا.
5. جواهرالكلام. همانجا.
6. كاشاني، ابيبكر بن مسعود. بدايع الصنايع في ترتيب الشرايع. دارالكتب العلميه، 2003م (1424ق)، 3/4 به بعد.
اسدالله معظمی گودرزی