تخت جمشید
تخت جمشيد، پارْسَه يا تخت جمشيد، با شكوهترين بناي ايراني دورة هخامنشيان، در 57 كيلومتري شيراز نزديك مرودشت و بر سر راه نقش رستم و پاسارگاد.
بناي كنوني تخت جمشيد بخشي از شهر پارْسَه (به يوناني پرسِپُليس[1]) در دامنة كوه مهر (رحمت) و كانون معنوي و محل برگزاري جشنهاي نوروزي1 و گردهمايي اقوام شاهنشاهي هخامنشي براي مراسم بارعام بوده است. اين بنا را در دورة ساسانيان سَت سيتان (صد ستون)، در دورة اسلامي چهل ستون و چهل منار ميناميدند و بعداً بر اساس اساطير ملي با انتساب به جمشيد، تخت جمشيد ناميده شد. آغاز بنا در دورة داريوش اول در سالهاي 518-520 پ.م بوده كه پس از وي هر يك از پادشاهان هخامنشي بخشي بر آن افزودند. در 330 پ.م به دستور اسكندر مقدوني آن را آتش زدند و غارت كردند.
پارسه نماد عظمت و اقتدار هخامنشيان و ثروتمندترين شهر زير آسمان بود.2 براي بناي آن، هنرمندان، حجاران، پيكرتراشان، معماران، طراحان و مصالح و ابزار ساخت بنا مانند سنگهاي تزئيني، لاجورد، عقيق، فيروزه، چوب يا كاو آبنوس، عاج، زيورها و هر آنچه را نياز بود از سرزمينهاي تابع شاهنشاهي آوردند. داريوش در كتيبة بناي آپاداناي شوش اشارهاي به مصالح و سرزمينهاي توليد كننده و چگونگي بناي آن كاخ دارد كه به سان آپاداناي تخت جمشيد بود. ملتهاي تابعه «از سرزمين سكاهاي آن سوي سغد تا حبشه، از هند تا سپارت»،3 در بناي پارسه، آفرينش هنري و دميدن روح وحدت فرهنگي و تمدني در «زيارتگاه و كانون معنوي و روحاني مملكت»4 سهيم بودند. رايزني هنري اقوام مختلف با استفاده از روح كاونده، انتخابگر، هماهنگ كننده و هويت دهندة ايراني به آفرينش يكي از شاهكارهاي تمدني جهان انجاميد.5
تخت جمشيد از بناهاي ديگر هخامنشيان در پاسارگاد و شوش و بناهاي بابل، آشور، اورارتو، مصر و دولت شهرهاي يوناني و ايوني متأثر بود، صفه (سكو، تختگاه) آن با صفهسازي اورارتويي، ستونها با ستونسازيهاي يوناني و مصري، پيكرهها با پيكرههاي آشوري، لعابكاريهاي آجري با هنر بابلي نزديكي دارد اما با ظرافت، تلطيف و هماهنگي هنرمندانهاي از همة آنها مجزا و شكوهمندتر است.6
باروي ستبر دژگونة پارسه در شمال 300، در شرق 430 در جنوب 390 و در غرب 455 متر و دربردارندة صفهاي است كه با تراشيدن و انباشتن دامنة كوه به وجود آمده و بناها بر روي آن ساخته شدهاند.
در آغاز راه ورود به صفه از جنوب بوده كه بعدها خشايارشا در برابر دروازة همة ملتها پلكاني بزرگ در دو رديف كه هر كدام 111 پله به درازاي 90/6 متر، پهناي 30 و بلندي 10 سانتيمتر دارد بنا كرد.7 دروازة ملتها با سه دروازه به غرب، شرق و جنوب (رو به آپادانا) به دستور وي ساخته شد در ضلع غربي دو گاو نر و در ضلع شرقي دو پيكره با سر انسان، تنة گاو و بال عقاب جرزها را بر پشت دارند. اين دروازه محل انتظار ميهمانان براي بار يافتن به نزد شاه بود. بناي آپادانا كه ساخت آن را داريوش آغاز كرد و در دورة خشايارشا به پايان رسيده، با شكوهترين و وسيعترين (3660 متر مربع) بناي تخت جمشيد است كه اكنون به جز پيهاي بنا، برخي ستونها، پلكانهاي شمالي و شرقي چيزي از آن بر جاي نمانده است، تالار آن 36 ستون و سه ايوان شرقي، شمالي و غربي هر كدام 12 ستون به ارتفاع تقريبي 20 متر دارند و برخوردار از 3 بخش پاية ستون، ساقه و سر ستون ميباشند.8 داريوش يك جفت لوحة زرين و سيمين (33×33 سانتيمتر) در چهار جعبة سنگي به يادبود بنا در پيهاي آن گذاشته بود. زيباترين و با شكوهترين نقشها و حجاريهاي تخت جمشيد را ميتوان بر روي پلكانهاي ورودي آپادانا يافت. صحنة بارعام، سپاهيان جاويدان، ماديها و پارسيان در فضايي آگنده از گلهاي نيلوفر، سرو، كتيبههايي به خط ميخي و سه زبان پارسي باستان، عيلامي و بابلي، پيكرة شيري كه گاوي را ميدرد و در ميان خطوط موازي گلهاي 12 پر و هيئتهاي نمايندة ملتهاي تابعه به اين ترتيب نگاريده شدهاند: ماديها، خوزيان، ارمنيان، هراتيان، بابليان، سوريهايها، رخجيها، كيليليهايها، كاپادوكيهايها، مصريان، سكاهاي تيز خود، ايونيان، پارتيان، گنداريان، بلخيان، اسگرديان، سغديان و خوارزميان، هنديان، اسكودريان، تازيان، درنگيان، ليبيان، جشنيان.9 اينگروهها در حالي كه هدايايي به همراه دارند، شادمانه، آرام و متين گام برميدارند و توسط بارسالارهاي ماديها و پارسيان براي ورود به آپادانا راهنمايي ميشوند.
داريوش در جنوب غربي آپادانا، كاخ اختصاصي خود را بنا نهاد كه به نام تچر يا تالار آيينه (كه ديوارها از سنگ مرمرينما است) خوانده شده است كه داراي تالار مركزي 12 ستوني، اتاقهاي جانبي، دهليزها، پلكان، و بر سكويي كه سه متر بالاتر از آپادانا است قرار گرفته است. درون كاخ بر روي جرزها و ديوارها كتيبههايي است كه نشان از حضورشان و اميران ايراني در دوران ساساني، ديلمي، سلجوقي، اتابكان، تيموري، صفوي و قاجار است كه نشان از اهميت اين تخت و بارگاه در نزد آنان در دورههاي بعد دارد.10
سه بناي آپادانا، دروازة همة ملتها و تچر از آنجا كه در جانب غربي صفه، بر فراز باروي ستبر سنگي و مشرف بر دشت مرودشت قرار دارند از دلانگيزترين منظرههاي تخت جمشيد برخوردارند.
كاخ هديش كه گمان ميرود ساخت آن در دورة داريوش آغاز شده باشد و كتيبههايي از خشايارشا دارد، تالار ايواندار پايين اين كاخ كه از آن به عنوان حرمسرا استفاده ميشده، اكنون موزه است و كاخ سهدري يا كاخ مركزي كه تصويرسازيهايي از بزرگان پارسي و مادي در حال گفتگو دارد كه از اين رو آن را تالار شورا نيز ناميدهاند، مهمترين بخشهاي جنوبي صفه تختجمشيد را تشكيل ميدهند.11 كاخ صدستون كه در مشرق آپادانا و از بناهاي اردشير پسر خشايارشا بوده و در برابر آن دروازة نيمهتمام بنا شده است بيشهاي از ستونهاي مزين را ميماند كه بر جرزهاي آن سپاهيان ايراني در پنج رديف 10 تايي در زير تخت روان شاهي نقش شدهاند. آبانبار در دامنة كوه، سيستم آبرساني و كانال كشي بستر صفة تخت جمشيد كه خود از شاهكارهاي هنري در طراحيهاي نخستين اين بنا ميباشد، آرامگاههاي شاهان هخامنشي، اردشير دوم، اردشير سوم، و داريوش سوم كه هر كدام به مانند حجاريهاي نقش رستم آرامگاه را در سينة كوه با حجاريهايي از درگاه، ستون، تخت روان شاهي بر فراز سر 28 نمايندة ملتهاي تابع و تمثال اهورا مزدا نمايش ميدهند از ديگر بخشهاي تخت جمشيد هستند. خزانه كه در گوشة جنوب شرقي قرار دارد به عنوان محل نگهداري هدايا و ثروتهاي هنگفت پارسه در زمان حملة اسكندر به غارت رفت، در آتشسوزي مهيب او تخريب شد12 و اندك آثاري كه از آنهمه بر جاي ماند و پس از كاوشهاي باستانشناسان غربي در موزه احداث شده در تخت جمشيد قرار گرفت و يا به موزة ملي ايران باستان انتقال يافت تنها بخش اندكي از آن آثار گرانبهاست كه اكنون در موزههاي غربي ميتوان آنها را يافت. نقش برجستههاي تخت جمشيد از محاسبات رياضي و هندسي و نجومي ويژهاي برخوردارند كه نشان از هنرمندي طراحان اين مجموعه دارد13 از اين خزانه الواح گلي بسياري به دست آمد كه نشان از حسابهاي دقيق در پرداخت مزد كاركنان و هنرمندان در ساخت بناي تخت جمشيد دارد كه جرج كامرون برخي از آنها را ترجمه و منتشر كرده است.14 از اين الواح ميتوان نظام اداري شاهنشاهي هخامنشي و چگونگي بناي تخت جمشيد را بازيافت.15 ارنست هرتفلد، اريك اشميت[2]، جرج كامرون، سامي، مصطفوي و دانشمنداني ديگر از جمله كساني بودند كه در كاوشهاي تخت جمشيد تلاشهاي فراوان انجام دادند. تخت جمشيد اكنون به عنوان يكي از آثار و يادمانهاي جهاني از جايگاه ويژهاي در ميان آثار تمدن دوران باستان برخوردار است اما اين ميراث جهاني نيازمند حفاظت، پاسداري و مرمت اساسي است كه از گزند روزگار مصون بماند.
مآخذ:
1- شاپورشهبازي، عليرضا. شرح مصور تخت جمشيد. تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1375، ص 14.
2- Diodorus of Sicily, English Translation, by, C. Bard Ford Wells, London, Harvard, 1970, V8, P. 319.
3- كخ، هايدماري. از زبان داريوش. ترجمة پرويز رجبي، تهران: كارنگ، 1376، ص 94.
4- پوپ، آرتور اوپهام. معماري ايران. ترجمة غلامحسين صدري افشار، تهران: خوارزمي، 1346، ص 23.
5- باستانيراد، حسن. تلاقي تمدنها در تخت جمشيد. مجلة گزارش گفتوگو، س اول، ش 5، بهمن و اسفند1381، ص 119.
6- Felix Dutz, Warner, Perse Polis and Archaelogical, sites in fars, Tehran, Soroush, 1977, P. 300.
7- شاپورشهبازي، عليرضا. تخت جمشيد. دانشنامة جهان اسلام. تهران: بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1375، ص 702.
8- گيرشمن، رومن. هنر ايران در دورة هخامنشي. ترجمة عيسي بهنام، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1336، ص 210-245.
9- اشميت، اريشن. ف. تخت جمشيد. تهران: فرانكلين و اميركبير، 1342، ص 84-89.
10- مصطفوي، محمدتقي. اقليم پارس. تهران: 1343، ص 338-351.
11- سلطانزاده، حسين. تخت جمشيد، (از ايران چه ميدانم؟ / 3). تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، ج 4، 135، ص 59.
12- پلوتارك. حيات مردان نامي. ترجمة رضا مشايخي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346، ج 3، ص 386.
13- رُف، مايكل. نقش برجستهها و حجاران تخت جمشيد. ترجمة هوشنگ غياثينژاد، تهران: سازمان ميراث فرهنگي، 1373.
14- Cameron. G. G. Perse Polis Treasury Tablets, JNES, 18, 1958.
15- كُخ، هايدماري. پژوهشهاي هخامنشي. ترجمة اميرحسين شالچي، تهران: نشر آتيه، 1379، ص 60-84.
حسن باستانی راد
[1]. Persepolis
[2]. E. F. Shchmidt