ترکمانچای
تركمانچاي، عهدنامة منعقده بين ايران و روس در پايان جنگهاي دورة دوم در 16 فصل و يك قرارداد تجاري الحاقي در 9 فصل (5 شعبان 1243ق / 10 فوريه 1828م)(1).
در پي شكستِ ايران از روسيه با حضور عباس ميرزا وليعهد، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، اللهيار خان آصفالدوله و معتمدالدوله از ايران و ژنرال پاسكويچ[1]، الكساندر اُبِرانسكوف[2] از روسيه2 با نظارت فرستادة انگليس، مك دونالد،[3] در دورة فتحعليشاه قاجار و تزار نيكلاي اول[4] در قرية تركمانچاي منعقد شد كه نتيجة ضعف نظام اجتماعي ـ اقتصادي و تنزل سازمان نظامي ايران در قياس با روسيه و در پهنة «مبارزة رقابتآميز»3 دولتهاي استعماري بود. روسها در عمل به وصيت منسوب به پتركبير [5]و جهت اعمال فشار بر انگليس در هند كوشيدند و انگليسيها با تلاش براي اجراي سياست سپر دفاعي براي حفظ هند با نوميدي از شكست ايران، فتحعليشاه را «به حكم مصلحت» به قبول مصالحه ترغيب كردند4، دربار «كوس شادماني بكوفت» و فتحعليشاه «جهانگشا» شد.5 مفاد عهدنامة تركمانچاي شامل واگذاري و امتيازدهي ايران در ابعاد سياسي، تجارتي، ملكي (سرزمينها) و مالي (غرامت جنگي)6 و به اين قرار بود: مصالحه و مودت و وفاق ايران و روس، لغو عهدنامة گلستان، واگذاري كل سرزمينهاي نخجوان و ايروان در دو طرف رود ارس، طالش، قراباغ و شورهگل، علاوه بر سرزمينهاي جدا شده در عهدنامة گلستان،7 تعيين سر حد به موازات و متابعت از رود ارس، الزام ضميمه شدن و «يا تشكيل حكومت جداگانه»8 در آذربايجان به عنوان ضمانت پرداخت 10 كرور (پنج ميليون تومان) غرامت به روسيه، اعمال حق بيشتر روسيه در درياي خزر «در باب سفاين حربية روسيه» علاوه بر كشتيهاي تجارت دولتين روس و ايران و عدم اذن تردد كشتي جنگي دولتهاي ديگر غير از دولت روس، تأسيس كنسولها و حاميان تجارتي دو كشور در باب امر تجارت با توجه به قرار گرفتن ايران در «موضع ضعف» و تبعات ناشي از آن از جمله يكطرفه شدن قدرت تجارت، حكم مهلت سه ساله جهت تخلية سرزمينهاي اطراف مرز، بخشش خائنان دورة جنگ از سوي ايران، حمايت روس از وليعهدي عباسميرزا و اولادش.
در زمان رايزني براي مصالحه، انگليس در برابر درخواست كمك مالي ايران، پذيرفت كه تنها 250 هزار تومان به شرط اصلاح دو ماده از عهدنامة تهران مبني بر كمك مالي و هزينة قشون ايران جهت تأمين پول غرامت به ايران بدهد و چنين شد. در قرارداد تجاري الحاقي حق گمرك پنج درصد قيمت كالا بر واردات و صادرات و حق قضاوت كنسولي (كاپيتولاسيون) [6]مهمترين شرايط به سود روسيه بود.
اين عهدنامه «استقلال سياسي ايران»9 را حذف و آن را نيمه مستعمره كرد و تحت الشعاع قرار داد. نسلروده[7]، وزير خارجة روسيه، تنظيم «تمامي مواد عهدنامه» را بسيار عاقلانه قلمداد كرد. اما ايران بر اساس اين قرارداد بخش عمدة جمعيت و سرزمين خود را از دست داد كه اثرات اجتماعي، فرهنگي و سياسي آن همچنان تداوم يافت.
مآخذ:
1- شميم، علياصغر. ايران در دورة سلطنت قاجار. كتابخانة ابن سينا، چ 1، 1362، ص 75-71.
2- هدايت، مخبرالسلطنه. گزارش ايران. نشر نقره، چ 2، 1362، ج 3 و 4، ص 61 و 60.
3- عبداللهيف، فتحالله. مناسبات روسيه و ايران و سياست انگلستان در ايران در آغاز قرن نوزدهم. ترجمة غلامحسين متين، انتشارات ستاره، 1336، چاپ آفتاب تهران، ص 173-108.
4- سپهر، محمدتقي لسانالملك، ناسخ التواريخ. به اهتمام جمشيد كيانفر، انتشارات اساطير، چ 1، 1377، ج 1، ص 404-393.
5- مستوفي، عبدالله. شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دورة قاجاريه. ج 1، چ 2، نشر زوار، بي تا، ص 35-32.
6- تاجبخش، احمد. سياستهاي استعماري روسية تزاري، انگلستان و فرانسه در ايران. تهران: اقبال، چ 1، 1362، ص 255-238.
7- مهدوي، عبدالرضا (هوشنگ)، تاريخ روابط خارجي ايران از ابتداي صفويه تا پايان جنگ دوم جهاني (1945-1500). تهران: اميركبير، چ 3، 1363، ص 238-236.
8- واتسن، رابرت گرانت. تاريخ ايران از آغاز قرن نوزدهم تا سال 1858. ترجمة وحيد مازندراني، چ 2، تهران: اميركبير، 1348، ص 233-226.
9- سايكس، سر پرسي. تاريخ ايران. ترجمة سيد محمدتقي فخر داعي گيلاني، شركت سهامي چاپ و انتشارات كتب ايران، چ 3، بي تا، ج 2، ص 502-500.
میرحواس احمدزاده
[1]. Pascouvich
[2]. Alexander Oberanskov
[3]. Mac Donald
[4]. Nicholas I
[5]. Peter the great
[6]. Capitulation
[7].