هگمتانه
هگمتانه، تپه و شهري باستاني واقع در شهر همدان فعلي.
در زبان مادي «هنگ متنه»» به معني «جاي تجمع»1 احتمالاً به اين دليل بوده كه جلسات عمومي اتحادية قبايل مادي در اين محل منعقد ميشده 2 است. براي هگمتانه معاني ديگري نظير «بازار مكاره» يا چيزي شبيه به اين معني3 ارائه شده در كتيبة كلمة ايلامي «هل- مته- نه» نيز به معني سرزمين مادها است.4
در كتيبة تيگلات پيلسر اول (حدود 1100ق.م) براي اولين بار نام اين شهر بصورت «اَمَدانه» ذكر شده5 و در كتيبة بيستون (ستون دوم، بند 13، سطر 76) اين نام به صورت «هَگمتانَ»6 آمده كه احتمالاً هنگمتانَ تلفظ ميشده. هرودوت نام آن را اگباتان ضبط كرده بنابر اين تاريخ شهر مزبور حداقل تا قرن يازدهم ق. م ميرسد. اين شهر در انتهاي كوههاي كردستان و در ابتداي راهي بوده كه از بينالنهرين به ايران ميآيد. شهر در دامنة كوه الوند به نحوي قرار گرفته كه اين كوه از طرف جنوب و شرق آن را از حملة دشمنان محفوظ ميداشته و همين موقيت باعث شده تا هگمتانه به عنوان پايتخت اولين شاهنشاهي ايران انتخاب شود، هر چند عدهاي معتقدند كه پايتخت قديم ماد در اينجا قرار نداشته و محل آن را در تخص سليمان امروزي در نزديكي درياچة اروميه مشخص كردهاند.7 هردودت مروخ يوناني بناي شهر اگباتان را به ديااكو (685- 715ق.م) نخستين پادشاه ماد نسبت داده به اين شكل كه پس از انتخاب ديااكو به پادشهاي او ابتدا قراولان و مستحفظيني براي خود تربيت داد و بعد مردم را بر آن داشت تا شهري تأسيس كنند و در آن قصري ساختند كه هفت قلعه داشت كه تو در تو بود و ديوار هر قلعة دروني بر ديوار قلعة بيروني مشرف بود و آخرين ديوار بر تمام ديوارها مسلط بود، هر ديوار نيز رنگ خاصي داشت (سفيد و سياه و سرخ و آبي و زرد و قهوهاي و كنگرهها نقرهاي و زرين رنگ بودند).8 نقوش آشوري نيز نشان ميدهند كه دژهايي محاط به ديوارهاي متحدالمركز در خاك ماد وجود داشته و تناوب رنگي كه ذكر شد در برجهاي آشوري نيز ديده ميشود. اطلاعاتي كه پولي بيوس (مورخ قرن دوم ق. م) راجع به شكوه و زيبايي وصفناپذير اكباتان و كاخ درون اين شهر كه بيش از يك كيلومتر محيط داشت، ارائه كرده نيز مؤيد اين گفتار است.9 در حال حاضر از اين شهر و كاخ باستاني جز تپة باستاني هگمتانه، كه در ورودي شهر همدان فعلي از جانب قزوين واقع شده، چيزي يافت نشده و دمرگان[1] مدعي است كه از برآمدگيهاي زمين و تپهها، جاي هفت قلعه قصر هگمتانه را تشخيص داده10، البته از اين مهمترين اثر تاريخ همدان و ايران باستان به دلايل مختلف از جمله اينكه بسياري از قسمتهاي شهر در حال حاضر در زير خانههاي مسكوني واقع شده و وسيلهاي جهت كاش كافي و كامل از آن موجود نيست، بسياري از رازها ناگشوده مانده، با اين حال از حفاريهاي انجام گرفته بر روي اين تپه آثاري به شرح زير كشف شده: لوح زرين آريارمنه، لوح زرين ارشام، الواح زر و سيم داريوش، قطعه كوزه بنام خشايارشا، بشقابهاي نقره مربوط به زمان هخامنشيان، مجموعه زينتهاي هخامنشيان از طلا كه مجموعة اين كشفيات نشان از آن دارد كه احتمالاً تپة هگمتانه محل خزانة پادشاهان هخامنشي بوده است. هگمتانه پس از اينكه نقش اول را به عنوان پايتخت امپراتوري ماد ايفاد كرد، دردوران تاريخي بود همچنان از اهميت بالايي برخوردار بوده در زمان هخامنشيان بعد از پارس مقام دوم را به عنوان يكي از پايتختها داشته، در زمان اشكانيان كه تيسفون پايتخت بود هگمتانه اقامتگاه تابستاني شاهان اشكاني بود و ساسانيان نيز قصرهاي تابستاني خود را در اين شهر بنا كرد11 و اين در حالي بود كه اين شهر در حملات اسكندر مقدوني و اعراب و حتي زمان مغول ويرانيهاي بسياري را تحمل كرده است.
منابع و مأخذ:
1- دياكونوف، ايگور ميخائيلوويچ، تاريخ ماد، ترجمه كريم كشاورز، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ ششم 1380، ص 89.
2- گيرشمن، رومن، هنر ايران در دوران ماد و هخامنشي، ترجمه عيسي بهنام، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346، ص 42.
3- مهاجرينژاد، عبدالرضا، تاريخ ماد (از ديدگاه باستانشناسي)، تهران: سميرا، 1384، ص 37.
4- Encyclopedia Iranica, Edited by: Ehsan Yarshater, Mazda Publishers, Costa Mesa, California,
1998, V.8, p. 80.
5- پيرنيا، حسن (مشيرالدوله)، تاريخ ايران باستان، تهران: دنياي كتاب، چاپ ششم 1381، ج1، ص 182.
6- شارپ، رالف نارمن، فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشي، شيراز: شوراي مركزي جشنهاي شاهنشاهي، 1346، ص 45.
7- Encyc. Iranica, V.8, p. 80.
8- هرودوت، تواريخ، ترجمه وحيد مازندراني، با توضيحات عليرضا شاپور شهبازي، تهران: دنياي كتاب، چاپ دوم 1368، كتاب اول، بند 98.
9- دياكونوف، همان، ص 379، پيرنيا، همان، ص 221 و 183.
10- قراگوزلو، غلامحسين، هگمتانه تا همدان، بيجا: انتشارات اقبال، بيتا، ص 93.
11- مصطفوي، محمدتقي، هگمتانه آثار تاريخ همدان و فصلي در بارة ابوعلي سينا، بيجا، بينا، 1332، صص 125- 81.
سهم الدین خزائی
[1] - Demorgan