نظام الملک طوسی
نظامالملك، ابوعلي قوامالدين حسن مشهور به نظامالملك طوسي (408-485ق / ؟ م)، وزير آلب ارسلان و اتابك و وزير ملكشاه سلجوقي بود1 و نويسنده و دانشمند كتاب معروف سياستنامه.
تذكره نويسان تولد او را در نوغان طوس دانستهاند.2
پدرش از جانب سوري بن المعتز عامل طوس بود و پسر خود را در آغاز به يادگيري قرآن در طوس واداشت و پس از آن ابوعلي در نيشابور و مرو فقه شافعي را آموخت. بنا به گفتة ابن فندق اين پسر «با صورت كودكان، سيرت پيران داشت.»3 چندي بعد، وي در بلخ به خدمت ابوعلي بن شاذان به دبيري وي و بعد از استيلاي سلجوقيان بر بلخ كه ابن شاذان وزارت چغري بيك داوود را يافت، نظامالملك را در خدمت خود باقي و به دبيري آلب ارسلان گماشت.4 با ارتقاء يافتن آلب ارسلان به مقام سلطنت و خلع عميدالملك كندري، خواجه را با لقب نظامالملك به وزارت ممالك سلجوقي برگزيد.5
خواجه نزديك به سي سال با قدرت در منصب وزارت آلب ارسلان و ملكشاه باقي بود. اهميت كار نظامالملك در اين است كه در سدة 5 ق كه غلامان ترك بر ايران چيرگي يافتند، به عنوان وزير دانشمند ايراني به سامان امور كشور پرداخت و از اين رو ميتوان او را يكي از معماران وحدت ملي و از بزرگترين كارگزاران حكومتي در ايران دانست.(6) وي فقها و متصوفه مانند امام محمد غزالي، ابوسعيد ابوالخير، امام قشيري، ابوعلي فارمدي، خواجه عبدالله انصاري و امام الحرمين جويني را ارج نهاده و مدارس و خانقاههاي بسيار در سراسر قلمرو دولت سلجوقي پي افكند، و مدارس بسياري به نام نظاميه در اصفهان، بصره، بلخ، بغداد، مرو، نيشابور، هرات و آمل بنياد نهاد و ماهانهاي مرتب براي طلاب و اساتيد آنجا مقرر كرد.7 اين اقدام در مقابل مدارس فاطميان در مصر تاثير بسزايي در رشد و گسترش مدارس و علوم اسلامي در سدهي پنجم در ممالك اسلامي گذاشت.
سياست نامه يا سيرالملوك يا پنجاه فصل به نثر فارسي سليس در موضوعات گوناگون علمالاجتماع و سياست مدن از آثار قلمي اوست كه به اشارت و براي ملكشاه سلجوقي نگارش يافته است. دستورالوزاره يا وصاياي نظامالملك، كه خطاب به فرزند خويش نظامالدين ابوالفتح فخرالملك در ذكر شرايط وزارت و امور سياست نوشته، از ديگر تأليفات وي ميباشد.8 خواجه نظامالملك با تحرير سياستنامه بر پاية تجربة نزديك به سي سال وزارت خود و دريافتي از سنت انديشة ايرانشهري، نظرية سلطنت مطلقه و نظام سياسي متمركزي را تدوين كرد كه نزديك به هزار سال يعني تا فراهم آمدن مقدمات جنبش مشروطهخواهي، شالودة هرگونه نظرية حكومت در ايران زمين به شمار ميآمد.9 همچنين بسياري از فتوحات سلجوقيان و پيشرفتهاي سريع آنان در امور داخلي مملكت مديون لياقت و كياست او بود و به همين سبب با مرگ او شيرازة كار سلاجقه از هم گسيخته شد و كاري كه او به نظام آورده بود از نظم و نسق افتاد.10 وي سرانجام بر اثر سعايت مخالفان از وزارت معزول شد. خواجه اندكي بعد از عزل از مقام وزارت در سفري به نهاوند به ضرب كارد بوطاهر ارّاني يكي از فدائيان اسماعيلي به قتل رسيد.11 از خواجه فرزندان و نوادگان زيادي به جاي ماند كه بيشتر آنها ساليان دراز شغل وزارت و مقامات عالي دستگاه سلجوقيان و خلفاي عباسي را عهده دار شدند.
نيزنك: سلجوقيان، ملكشاه، سياستنامه
مآخذ:
1- سبكي، تاجالدين ابن نصر عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبري. به كوشش عبدالفتاح محمدالحلوو محمود محمدالطناحي، بيروت، عيسي البابي العلبي، 1966، ص 312.
2- هندوشاه نخجواني، تجارب السلف. به كوشش عباس اقبال آشتياني، تهران: طهوري، 1357، ص 266.
3- ابن فندق، ابوالحسن علي بن مزيد بيهقي. تاريخ بيهق. به كوشش احمد بهمنيار، تهران: فروغي، 1361، ص 79.
4- مينوي، مجتبي. «خواجه نظامالملك طوسي»، نقد حال. تهران، خوارزمي، 1367، ص 196.
5- حسيني، صدرالدين بن علي. اخبار الدولة السلجوقي. به كوشش محمد اقبال، بيروت: دارالآفاق الجديدة، 1986، ص 30.
6- نيشابوري، ظهيرالدين. سلجوقنامه. به كوشش محمد رمضاني، تهران: كلالة خاور، 1332، ص 24.
7- طباطبايي، جواد. خواجه نظامالملك. تهران: طرح نو، 1357، ص 26.
8- لمبتون، ا.ك.س. «ساختار دروني امپراطوري سلجوقي»، تاريخ ايران كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1366، ص 274.
9- صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران، ابن سينا، چاپ چهاردهم، 1347، ج 2، ص 904.
10- راوندي، محمد بن محمد بن سليمان. راحة الصدور و آية السرور. به كوشش محمد اقبال و با حواشي مجتبي مينوي، تهران: اميركبير، 1364، ص 126.
11- ابن اثير. الكامل في التاريخ. به كوشش كارترنبرگ، ليون، بريل، 1864، ج 10، ص 204.
حشمت الله عزیزی