مهدی قلیخان مخبر السلطنه
مهدي قليخان (1334- 1240ش/ 1955- 1861م) ملقب به مخبرالسلطنه هدايت سياسمتدار، مورخ، اديب و قاضي دورة قاجار و پهلوي.
وي در 1280 ه. ق (1240ش- 1861م) متولدشد.1 پس از كسب علوم رايج در 1295ه. ق (1245ش) 1838م عازم آلمان و در آنجا زبان آلماني آموخت.2 پس از بازگشت به تهران در (1297ه. ق 1880م) به عنوان كارمند تلگرافخانه و سپس معلم زبان آلماني در دارالفنون3 و مترجم زبان آلماني دربار ناصرالدين شاه گرديد. در 1275ش به رياست پست تهران4 و سپس به رياست گمركات و پستخانه آذربايجان منصوب شد.5 وي در سال (1317ق 1899م) رياست مدرسه علميه تهران را بر عهده گرفت.6 در سفر دوم مظفرالدين شاه به فرنگ به عنوان مترجم جزو همراهان شاه7 و در سفر اتابك به دور دنيا نيز وي را همراهي كرد.8 در اين سفر به زيارت خانه خدا نائل و حاصل اين سفر را در سفرنامهاي به جا گذاشت.9 هدايت پس از بازگشت از سفر به رياست مدرسه نظامي تهران منصوب10 و در جريان مشروطيت نقش واسطه بين دربار و مشروطهخواهان را ايفا نمود. هدايت در گرفتن دستخط مشروطيت و تهيه و تنظيم قانون اساسي نقش مهمي داشت و جزء هيات تدوين قانون انتخابات مجلس11 و رئيس هيات نظارت بر انتخابات بود12 و در كابينه وزير افخم، وزير علوم بود. و تلاش براي استقراض از روسيه در ابتداي مجلس با مخالفت نمايندگان مواجه شد.13 وي در كابينههاي اتابك وزارت فرهنگ14 و در كابينه ناصرالملك و نظامالسلطنه وزارت عدليه را برعهده داشت و اقدامات فراواني براي اصلاح عدليه انجام داد.15 مخبرالسلطنه در كابينة مشيرالدوله به سمت والي آذربايجان منصوب و به واسطه مشروطهخواهي مورد حمايت مردم و آزاديخواهان آنجا بود. در جريان به توپ بستن مجلس با آگاهي از اين مسئله، موجبات دستيابي مشروطه خواهان به قورخانه دولتي (اسلحه) را فراهم كرد.16 پس از عزل از حكومت آذربايجان و جانشيني عينالدوله، عازم اروپا شد. با پيروزي آزاديخواهان و استقرار مشروطه مجدداً والي آذربايجان شد. در اين دوره به واسطه مخالفت روسها و خطر درگيري، موجبات خروج ستارخان و باقرخان به سمت تهران را فراهم نمود.17
پس از ترور برادرش (صنيعالدوله) باز هم عازم اروپا شد18 و در بازگشت از اروپا (1329ه. ق- 1291ش 1911م) به استانداري فارس منصوب و پس از سه سال به علت گرايش آلمانها با فشار انگلستان مجبور به استعفاء شد.19 هدايت در كابينههاي مستوفيالممالك20 و عينالدوله به وزارت عدليه رسيد.21 در سال 1338ه. ق/ 1297ش قيام شيخ محمد خياباني عليه قرارداد 1919م، در حاليكه هيچكس حاضر نبود عازم آذربايجان شود بواسطه درخواست مشيرالدوله و دوستي با شيخ محمد، عازم آنجا22 شد و علاوه بر سركوبي قيام شيخ، قيام ماژورلاهوتي را نيز سركوب كرد.23 در مجلس چهارم به نمايندگي تهران انتخاب ولي اعتبارنامهاش رد شد.24 در كابينههاي مستوفيالممالك (5- 1301ش) وزير فوائد عامه و تجارت25 و درشوراي سلطنتي رضاخان جزو اعضاء آن بود. در اوايل 1306ش به عنوان رئيس ديوان عالي كشور و طي سالهاي 12- 1306ش به مقام نخستوزيري رضا شاه انتخاب شد.26 هدايت در طول شش سال نخستوزيري مجري نظرات داور27 نصرتالدوله فيروز و سردار اسعد و بالاخره شاه بود.28 از جمله وقايع اين دوران لغو قرارداد دادرسي و تجديد امتياز نفت، تأسيس بانك ملي، قانون توحيد لباس، دستگيري و تبعيد مرحوم مدرس، بركناري و محاكمه تيمورتاش، اعزام اولين گروه محصلين، اخراج ميلسپو و انتخابات سه دوره مجلس بود.29 در اواخر عمر با تصويب مجلس آخرين شغل ايشان را رياست ديوان عالي تميز اساس قرار داده و رتبه 11 قضايي به وي اعطا و ساليانه مبلغ 398 تومان برايش در نظر گرفتند.30 وي علاوه بر فعاليت سياسي داراي چندين جلد كتاب در موضوعات مختلف از جمله؛ فوايد الترجمان، تحفهالافاق، گزارش ايران، مجمعالادوار، سفرنامه مكه، تخفهالافلاك، خاطرات و خطرات ميباشد.31 در سال 1334ش/ 1275ه. ق 1916م در سن 95 سالگي درگذشت.32
مآخذ:
1- مهدي قليخان مخبرالسلطنه هدايت، خاطرات و خطرات، توشهاي از تاريخ شش پادشاه و گوشهاي از دوره زندگي من، تهران، انتشارات زوار، 1375، بخش مقدمه، ص 31.
2- همان، ص 6.
3- همان، ص 51.
4- محمود طلوعي، بازيگران عصر پهلوي از فروغي تا فردوست، ج1، تهران، نشر علم، 1383، ص 220.
5- هدايت، همان، صص 100- 97.
6- همان، صص 110- 109.
7- همان، ص 113.
8- مهدي بامداد، رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري، تهران، انتشارات زوار، 1378، ج4، ص 185.
9- مخبرالسلطنه هدايت، سفرنامه مكه، به كوشش محمددبير سياقي، تهران، تيراژ، 1368.
10- هدايت، خاطرات و خطرات، ص 138.
11- مهدي ملكزاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، تهران، انتشارات سخن، 1383، ص 389.
12- ناظمالاسلام كرماني، تاريخ بيداري ايرانيان، تهران، اميركبير، 1384، ص 539.
13- هاشم محيط مافي، مقدمات مشروطيت، به كوشش مجيد تفرشي، جواد جانفدا، بيجا، فردوسي، 1363، ص 215 و ملكزاده، همان، ص 403.
14- احمد كسروي، تاريخ مشروطه ايران، تهران، اميركبير، 1383، صص 8- 255.
15- كسروي، ص 523 و ملكزاده، ص 627.
16- كسروي، صص 3- 682 و ملكزاده، ص 845.
17- ملكزاده، همان، صص 16- 1315.
18- هدايت، خاطرات و خطرات، ص 289.
19- كمالزاده، ديده و شنيدهها، خاطرات ميرزا ابوالقاسمخان كمالزاده منشي سفارت آلمان در ايران، به كوشش مرتضي كامران، تهران، البرز، 1370، ص 219 و هدايت، همان، ص 262.
20- رضاقليخان نظامالسلطنه مافي، مكاتبات و مراسلات 34- 1332ه. ق، پژوهش و بازنوشته منصوره اتحاديه (نظام مافي) كتاب سوم، ويرايش مصطفي زمانينيا، نشر تاريخ ايران، 1379، ص 311.
21- كمالزاده، ص 296.
22- مسعود بهنود، كشتهگان بر سر قدرت، تهران، نشر علم، 1383، 237.
23- محمود طلوعي، پدر و پسر، ناگفتهها از زندگي و روزگار پهلويها، تهران، علم، 1372، ص 100- 99.
24- بامداد، ص 186.
25- هدايت، همان، ص 274.
26- هدايت، همان، ص 397.
27- خاطرات ابوالحسن ابتهاج، بيجا، علمي، 1371، ج 21، ص 36.
28- هدايت، همان، صص 402- 401.
29- طلوعي، پدر و پسر، ص 402.
30- هدايت، همان، ص 402.
31- مهدقلي خان مخبرالسلطنه هدايت، گزارش ايران، قاجاريه و مشروطيت، مقدمه از سعيد وزيري، به اهتمام علي صوتي، تهران، نشر نقره، 1363، ص 8.
32- بامداد، ص 187.
علی موسیوند