مظفریان
مظفريان، يا آل مظفر، سلسلهاي از حكومتهاي محلي بعد از سقوط ايل خانان كه در فارس و كرمان و يزد و برخي جاهاي ديگر 713-795ق/1314-1393م حكومت ميكردند. نسب آنها به يكي از خاندانهاي عرب مهاجر خراسان ميرسد1 كه در ايام حملة مغول به يزد رفتند و به خدمت علاءالدوله اتابك محلي درآمدند و بعداً به خدمت هولاكو رفتند و سر سلسلة اين خاندان شرفالدين مظفر حاكم ميبد گرديد2 و تا دوران اولجايتو در آن شهر باقيماند. پسرش مبارزالدين محمد كه در دربار اولجايتو بود با مرگ پدر به ميبد بازگشت و اتابكان يزد را برانداخت و به جنگ نكوداريان رفت. او با اميرغياثالدين كيخسرو اينجو متحد شد و با استفاده از اغتشاشاتي كه بعد از مرگ ابوسعيد ايلخاني رخ داد ابواسحاق اينجو را عقب راند و فارس را متصرف نمود و سپس با ازدواج با دختر حكمران قتلغخاني كرمان اين ايالت را هم به دست آورد و سپس تبريز را هم گرفت امّا قادر به نگهداري آن نشد.3 پسرش شاه شجاع او را از سلطنت خلع كرد امّا پسر ديگرش محمود شاه كه در اصفهان بود با شاه شجاع مخالفت كرد. محمود از آل جلاير كمك گرفت و اصفهان را نگه داشت. شاه شجاع لشكر به آذربايجان برد و با سلطان حسين بن اويس جلايري جنگيد. ظهور تيمور شاه شجاع را بر آن داشت تا تسليم فاتح بزرگ شود.4 شاه شجاع و شاه محمود جنگهاي متعددي با هم نمودند كه باعث تضعيف قدرت آنها شد و با مرگ شاه محمود اين منازعات ادامه داشت. جانشينان شاه شجاع نيز محتاط نبودند و پراكندگي در اين سلسله با تقسيم ايالات مظفري بين پسران شاه شجاع ادامه يافت.5 در فارس زينالعابدين علي نخست با تيمور از در دوستي درآمد اما پس از قتل شش عامل مالياتي تيمور در اصفهان، تيمور در 789ق به اصفهان آمد و زينالعابدين به سمت بغداد فرار كرد و در نزديكي شوشتر به زندان شاه منصور افتاد.6
شاه يحيي(795-789ق) از طرف تيمور حاكم فارس شد امّا شاه منصور او را از شيراز به يزد فراري داد. يحيي براي گرفتن كرمان با سلطان احمد جنگيد و شكست خورد.7
سرانجام شاه منصور مظفري در صدد حمله به اميرتيمور برآمد. اما تيمور در 795ق (1397م) بر آن شد تا معاندان را براندازد. در اين بين شاه منصور با سلطان احمد و ايلدرم بايزيد عثماني وارد مذاكره شد كه ثمري نداشت و حملة غافلگيركنندة تيمور فرصت هر كاري را از او گرفت. شاه منصور در مصاف با تيمور رشادتها و دلاوريهايي از خود نشان داد اما به دليل خيانت اطرافيان كاري از پيش نبرد و مردانه در جنگ كشته شد.8 (795ق)
با قتل او حكومت آلمظفر به پايان رسيد. تيمور بعد از تصرف شيراز دستور داد تا تمام شاهزادگان و بازماندگان خاندان مظفري را گرد آورند و بعد از مصادرة اموال آنان را در قرية ماهيار از توابع قمشة اصفهان قتل عام نمايند.
قلمرو حكومتي مظفريان به مركز و جنوب ايران را در برميگرفت و گاه تا آذربايجان امتداد مييافت، يزد، شيراز، كرمان و اصفهان از مراكز مهم حكومتي و برخوردار از فعاليتهاي عمراني مظفريان بودند.9
اين دوره مفتخر به وجود شاعران بزرگي مانند حافظ و عبيد زاكاني است. مظفريان بناهاي مذهبي و عامالمنفعه در متصرفاتشان بنا كردند و توجه خاصي به احياي وحدت اسلامي داشتند. علارغم صفان نيكي كه داشتند تفرقه و نقاق و برادركشي در بين آنها شايع بود.
مآخذ:
1. ستوده، حسينقلي. تاريخ آل مظفر. تهران: دانشگاه تهران، 1346،ص58.
2. كتبي، محمود. تاريخ آل مظفر. چاپ عبدالحسين نوائي، تهران: اميركبير، 1364، ص30.
3. نبئي، ابوالفضل. اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در قرن هشتم. دانشگاه فردوسي مشهد، 1375، ص67.
4. رويمر. ه. ر. آل مظفر، تاريخ ايران دورة تيموريان. پژوهشي دانشگاه كمبريج ، ترجمة يعقوب آژند، جامي، 1379، ص24.
5. شعباني، رضا. مروري كوتاه به تاريخ ايران. تهران: سخن، 1380،ص 498.
6. بيات، عزيرالله. كليات تاريخ ايران. ميراث ملل، 1370، ص 367.
7. باسورث، ادموند كليفورد. سلسلههاي اسلامي جديد. ترجمة فريدون بدرهاي، باز، 1381، ص 506.
8. باستاني پاريزي، محمدابراهيم. شاه منصور. تهران: 1348، ابنسينا، ص 174.
9. مزاوي، ميشل. پيدايش دولت صفوي. ترجمة يعقوب آژند، گستره، ص4و3.
کورش صالحی